﻿1
00:02:36,506 --> 00:02:38,506
‫« بـخـش پـایـانـی »

2
00:02:38,530 --> 00:02:48,530
<font color="#ff2030">سرمووی مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم</font>
Sermovie

3
00:02:48,554 --> 00:02:52,554
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

4
00:03:08,856 --> 00:03:10,456
‫داریم نزدیک میشیم

5
00:03:48,012 --> 00:03:49,681
‫یه سنگ پیدا می‌کنم

6
00:04:02,456 --> 00:04:04,673
‫« محکوم به‌فنا بودند »

7
00:04:07,280 --> 00:04:08,880
‫نباید اینطوری تموم بشه...

8
00:04:30,830 --> 00:04:36,599
‫« جمجمه‌ی همچین... »

9
00:04:40,380 --> 00:04:41,980
‫نیازی نیست

10
00:04:42,382 --> 00:04:43,982
‫بیا اینجا

11
00:04:48,806 --> 00:04:50,407
‫هیچی نیست

12
00:04:55,596 --> 00:04:57,430
‫کاری نمیشه کرد

13
00:05:16,217 --> 00:05:18,186
‫برگرد

14
00:05:18,186 --> 00:05:19,786
‫و تکون نخور

15
00:05:26,194 --> 00:05:27,895
‫گفتم برگرد!

16
00:07:04,844 --> 00:07:06,345
‫« ایـرلـنـد »

17
00:07:20,784 --> 00:07:22,039
‫« بابا - مامان »

18
00:07:23,784 --> 00:07:25,745
‫« سه‌گانه‌ی کنکیستادور »
‫(فاتحان اسپانیایی قاره‌ی آمریکا)

19
00:07:57,684 --> 00:07:59,645
‫« هتل جنگل بیلبری »
‫« ایرلند »

20
00:08:03,834 --> 00:08:08,095
‫« چـــرنـــد »

21
00:09:06,641 --> 00:09:08,713
‫« هتل جنگل بیلبری »

22
00:09:51,358 --> 00:09:52,958
‫چرا با تیر زدیش؟

23
00:09:53,394 --> 00:09:55,129
‫چون مزاحمن

24
00:09:55,129 --> 00:09:58,099
‫می‌پرن روی ماشین‌ها
‫و روشون خط و خراش می‌اندازن

25
00:09:59,066 --> 00:10:00,968
‫نمیشه جای این‌کارا
‫فراریشون داد، نه؟

26
00:10:01,602 --> 00:10:03,202
‫بزها کله‌شقن

27
00:10:04,472 --> 00:10:06,072
‫نمیشه با شلنگ روشون آب گرفت؟

28
00:10:08,375 --> 00:10:09,975
‫نـه

29
00:10:17,418 --> 00:10:18,752
‫از همین الان گفته باشما، فرگال

30
00:10:18,752 --> 00:10:20,354
‫حاضر نیستم اینو ببرم بندازم توی جنگل

31
00:10:20,354 --> 00:10:21,489
‫خفه‌شو بابا

32
00:10:21,489 --> 00:10:23,457
‫فادو، فادو....

33
00:10:23,791 --> 00:10:26,861
‫سالیان سال پیش، در اعماق جنگل

34
00:10:26,861 --> 00:10:29,296
‫کلبه‌ی سنگی کوچکی وجود داشت

35
00:10:29,663 --> 00:10:31,966
‫و درون اون کلبه‌ی سنگی

36
00:10:31,966 --> 00:10:35,169
‫عجوزه‌ای پیر زندگی می‌کرد...

37
00:10:36,370 --> 00:10:37,970
‫یه ساحره

38
00:10:38,672 --> 00:10:40,875
‫و گم‌شده‌‌ها رو طعمه‌ی خودش می‌کرد

39
00:10:40,875 --> 00:10:44,178
‫عجوزه‌ی پلید اول
‫مسافران نگون‌بخت رو

40
00:10:44,178 --> 00:10:45,946
‫طلسم می‌کرد

41
00:10:45,946 --> 00:10:50,117
‫تا اون‌ها رو کاملاً گیج و آسیب‌پذیر کنه

42
00:10:52,153 --> 00:10:55,489
‫بعد از اون ساحره
‫دست و پای طعمه‌های گیج‌و‌منگش رو می‌بست

43
00:10:55,489 --> 00:10:57,958
‫و بعد مسافرین گم‌شده رو

44
00:10:57,958 --> 00:11:00,361
‫به دنیای زیرین می‌برد

45
00:11:01,362 --> 00:11:03,030
‫و گاهی اوقات...

46
00:11:03,030 --> 00:11:06,867
‫دست یا پنجه‌ای از دل تاریکی بیرون میومد

47
00:11:06,867 --> 00:11:10,838
‫و تکه‌ای از بدن طعمه‌های
‫غل‌و‌زنجیر شده‌ش رو می‌کند

48
00:11:11,472 --> 00:11:13,073
‫چشمی رو درمی‌آورد

49
00:11:13,674 --> 00:11:15,274
‫گوشی رو از جا می‌کند

50
00:11:16,677 --> 00:11:18,112
‫و گاهی اوقات...

51
00:11:18,112 --> 00:11:20,814
‫چیزی رو از یه پسربچه می‌کندن

52
00:11:20,814 --> 00:11:24,385
‫که از چشم‌ها و گوش‌هاش
‫براش باارزش‌تر بود

53
00:11:25,719 --> 00:11:29,723
‫می‌تونین حدس بزنین منظورم کجاتونه؟

54
00:11:31,392 --> 00:11:33,294
‫- این‌ها بچه‌های توان؟
‫- نه

55
00:11:35,664 --> 00:11:37,264
‫برین پیش مامان باباتون

56
00:11:38,966 --> 00:11:41,202
‫و دیگه با غریبه‌ها حرف نزنین

57
00:11:44,138 --> 00:11:47,741
‫توی دنیا چیزهایی بدتر از
‫غریبه‌ها هم پیدا میشن، آمریکایی

58
00:11:52,246 --> 00:11:53,847
‫بیدارت کردیم؟

59
00:11:53,847 --> 00:11:55,916
‫آقای کاب، عذر می‌خوام

60
00:11:55,916 --> 00:11:58,185
‫پای تلفن بودم
‫و فکر می‌کردم البی داره...

61
00:11:58,185 --> 00:12:00,622
‫از من عذرخواهی نکن، ابله

62
00:12:00,622 --> 00:12:02,389
‫از مهمان عذرخواهی کن!

63
00:12:02,723 --> 00:12:03,958
‫عذر می‌خوام

64
00:12:03,958 --> 00:12:05,527
‫سرت به کار خودت باشه

65
00:12:05,527 --> 00:12:07,127
‫اینم کار خودمه دیگه

66
00:12:07,696 --> 00:12:09,296
‫من صاحب اینجام

67
00:12:10,998 --> 00:12:13,200
‫به اسم باومن یه اتاق رزرو کردم

68
00:12:13,200 --> 00:12:17,371
‫اگر میشه اینجا رو امضا کنین...
‫آها بله! جناب باومن

69
00:12:17,371 --> 00:12:19,974
‫آقای اُهم باومن
‫از پالمن‌سیتی واشینگتن

70
00:12:19,974 --> 00:12:22,611
‫قراره یک هفته مهمان ما باشین. خوش اومدین

71
00:12:22,611 --> 00:12:24,245
‫بذارش توی کمد و درشو قفل کن

72
00:12:26,413 --> 00:12:28,282
‫البی داره می‌برتش توی جنگل

73
00:12:29,984 --> 00:12:32,920
‫اتاق غذاخوری آخر این راهروئه

74
00:12:33,254 --> 00:12:35,889
‫صبحونه از ساعت 7 تا 10 صبحه

75
00:12:35,889 --> 00:12:38,459
‫فردا شب مهمونی هالووین
‫با اجرای زنده داریم

76
00:12:38,459 --> 00:12:40,060
‫به‌همراه کوکتل و لباس‌های مبدل...

77
00:12:40,060 --> 00:12:41,762
‫مطمئنم حسابی کیف و حال میده

78
00:12:41,762 --> 00:12:44,331
‫راستی... اینجا توی ایرلند

79
00:12:44,331 --> 00:12:46,166
‫به خوش گذشتن میگیم کیف و حال دادن

80
00:12:46,166 --> 00:12:47,768
‫صحیح، میشه یه اتاقی بهم بدین

81
00:12:47,768 --> 00:12:50,104
‫که تا جای ممکن از اون
‫"کیف و حال" دور باشه؟

82
00:12:50,104 --> 00:12:52,674
‫- یه عالمه کار دارم
‫- کارتون چیه؟

83
00:12:52,674 --> 00:12:54,274
‫نویسنده‌م

84
00:12:55,677 --> 00:12:57,277
‫خب...

85
00:12:58,078 --> 00:12:59,614
‫اینجا هیچی نمی‌شنوین

86
00:12:59,614 --> 00:13:01,214
‫ممنون

87
00:13:02,383 --> 00:13:05,019
‫وایسا ببینم... باومن

88
00:13:05,019 --> 00:13:07,254
‫اسمتون رو می‌شناسم

89
00:13:07,888 --> 00:13:10,791
‫فکر کنم پسرم طرفدارتونه!

90
00:13:11,626 --> 00:13:13,360
‫مشهورین

91
00:13:13,961 --> 00:13:15,229
‫خب، اگر کاری از دستمون برمیومد

92
00:13:15,229 --> 00:13:17,064
‫که اقامتتون لذت‌بخش‌تر بشه

93
00:13:17,064 --> 00:13:19,601
‫لطفاً با شماره‌ی 0 تماس بگیرین و بهمون بگین

94
00:13:19,601 --> 00:13:21,235
‫باشه

95
00:13:21,235 --> 00:13:23,538
‫میشه کتاب پسرم رو بیارم

96
00:13:23,538 --> 00:13:25,138
‫تا براش امضاش کنین؟

97
00:13:25,640 --> 00:13:27,240
‫نـه

98
00:13:37,752 --> 00:13:39,820
‫چیزی نمی‌تونه از این در رد بشه

99
00:13:39,820 --> 00:13:41,488
‫خیلی مقاومه

100
00:13:52,933 --> 00:13:55,302
‫عجب گیری کردما

101
00:13:55,302 --> 00:13:57,071
‫گم شدین؟

102
00:13:57,071 --> 00:13:59,006
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

103
00:13:59,006 --> 00:14:02,242
‫خب، با این طرز رفتارت
‫به‌نظرم بهتره گم بمونی

104
00:14:02,242 --> 00:14:04,746
‫خیلی‌خب ببخشید، آخه...
‫نمی‌تونم اتاقم رو پیدا کنم

105
00:14:04,746 --> 00:14:08,115
‫باید همین‌جا باشه، ولی نیست

106
00:14:08,750 --> 00:14:11,085
‫- آها آره، این سمته
‫- ممنون

107
00:14:12,186 --> 00:14:14,955
‫- اولین باره میای ایرلند؟
‫- آره

108
00:14:14,955 --> 00:14:16,624
‫داره بهت خوش می‌گذره؟

109
00:14:17,257 --> 00:14:18,857
‫آره

110
00:14:19,426 --> 00:14:21,395
‫این اتاق شماست

111
00:14:21,395 --> 00:14:22,731
‫ممنون

112
00:14:22,731 --> 00:14:24,331
‫اقامت خوبی داشته باشی

113
00:14:24,632 --> 00:14:27,234
‫ممنون. راستی...

114
00:14:27,769 --> 00:14:30,505
‫ببخشید، احیاناً نمی‌دونی...

115
00:14:31,740 --> 00:14:34,942
‫درخت سرخ‌چوب بزرگ کجاست؟

116
00:14:35,840 --> 00:14:38,440
‫« هتل بیلبری »
‫« درخت سرخ‌چوب بزرگ »

117
00:16:09,102 --> 00:16:10,738
‫- اونا کین؟
‫- یا خدا...

118
00:16:13,808 --> 00:16:15,408
‫آها...

119
00:16:15,976 --> 00:16:17,576
‫مامان بابامن

120
00:16:19,079 --> 00:16:20,679
‫تسلیت میگم

121
00:16:22,684 --> 00:16:24,251
‫نوشیدنی می‌خوری؟

122
00:16:24,251 --> 00:16:27,054
‫فکر کنم یه چیزی قوی‌تر از شیر
‫لازم داشته باشم

123
00:16:31,358 --> 00:16:33,093
‫هیچی قوی‌تر از این پیدا نمی‌کنی

124
00:16:35,229 --> 00:16:37,599
‫- عرق سگیه؟
‫- ویسکی ایرلندیه

125
00:16:37,932 --> 00:16:39,734
‫ایشکه‌باها

126
00:16:39,734 --> 00:16:41,334
‫مایع حیاته

127
00:16:43,738 --> 00:16:46,039
‫اوف. آره، عرق سگیه

128
00:16:46,741 --> 00:16:48,610
‫اگر چیزی می‌خوای
‫که باهاش شیاطین رو شکست بدی

129
00:16:48,610 --> 00:16:50,410
‫و فقط از دستشون فراری نباشی...

130
00:16:50,879 --> 00:16:52,479
‫قارچ روان‌گردان توشه

131
00:16:54,014 --> 00:16:55,614
‫سیلوسایبین

132
00:16:56,083 --> 00:16:57,719
‫کاملاً طبیعیه

133
00:16:58,485 --> 00:17:01,488
‫خودم قارچ‌ها رو می‌چینم
‫خشک می‌کنم و آسیاب می‌کنم

134
00:17:02,456 --> 00:17:04,391
‫و دوست دارم با شیر بز بخورمش

135
00:17:06,026 --> 00:17:07,729
‫می‌خوای با این چیکار کنی؟

136
00:17:07,729 --> 00:17:09,664
‫خاکش می‌کنم

137
00:17:09,664 --> 00:17:12,199
‫می‌دونی چرا میرن روی ماشین‌ها؟

138
00:17:14,502 --> 00:17:17,337
‫بزها هم عاشق خوردن این قارچ‌هان

139
00:17:17,337 --> 00:17:18,773
‫و وقتی فاز می‌گیرن

140
00:17:18,773 --> 00:17:22,810
‫میرن دنبال سطوح براق
‫و انعکاسی می‌گردن، آخه...

141
00:17:24,012 --> 00:17:27,481
‫اگر بعد از خوردن قارچ
‫توی چشم‌های خودت خیره بشی

142
00:17:27,849 --> 00:17:29,584
‫فازت سنگین‌تر میشه

143
00:17:30,785 --> 00:17:32,385
‫ولی...

144
00:17:32,787 --> 00:17:34,622
‫ممکنه خطرناک باشه

145
00:17:34,622 --> 00:17:37,592
‫بخصوص اگر یه عوضی
‫با تیرکمون نزدیکت باشه

146
00:17:38,026 --> 00:17:39,527
‫دست رو دلم نذار که خونه

147
00:17:39,527 --> 00:17:41,996
‫نزدیک بوده بابت همین
‫باهاش درگیر بشم

148
00:17:42,329 --> 00:17:43,929
‫بابت مشروب ممنون

149
00:17:45,900 --> 00:17:47,835
‫نری روی ماشین‌ها

150
00:17:47,835 --> 00:17:50,070
‫نمیرم!

151
00:18:06,688 --> 00:18:11,325
‫جمجمه‌ی پسره تنها جسم سختیه
‫که تا کیلومترها اطرافشون پیدا میشه

152
00:18:11,325 --> 00:18:14,227
‫برای همین کنکیستادور...

153
00:18:14,562 --> 00:18:18,032
‫بطری رو می‌کوبه تو سر پسره و می‌کشتش

154
00:18:18,032 --> 00:18:21,101
‫ولی بطری بازم نمی‌شکنه

155
00:18:22,235 --> 00:18:26,507
‫در آخر، توی صحرا سرگردون میشه
‫تا مرگش سر برسه

156
00:18:34,114 --> 00:18:36,684
‫- چرا باید همچین چیزی بنویسی؟
‫- منظورت چیه؟

157
00:18:36,684 --> 00:18:39,252
‫آخه... خیلی تیره و تاره

158
00:18:39,252 --> 00:18:41,990
‫خب... هدف اینه که چالش‌برانگیز باشه

159
00:18:42,523 --> 00:18:46,426
‫خب، اگر پایانش اینه
‫من که نمی‌خونمش

160
00:18:47,461 --> 00:18:49,162
‫خب، می‌دونی... از روی چند تا از رمان‌هام

161
00:18:49,162 --> 00:18:50,565
‫فیلم‌های آشغالی ساختن

162
00:18:50,565 --> 00:18:53,101
‫و وقتی فیلم رو برات ساختن

163
00:18:53,101 --> 00:18:55,335
‫یه پایان خوش تهش می‌ذارن

164
00:18:55,335 --> 00:18:57,572
‫خب پس، امیدوارم بذارن

165
00:18:59,406 --> 00:19:01,643
‫منو یاد مامانم می‌اندازی

166
00:19:02,677 --> 00:19:05,680
‫مامانت؟ مگه فکر می‌کنی چند سالمه؟

167
00:19:05,680 --> 00:19:07,882
‫خب البته وقتی جوون بود

168
00:19:10,551 --> 00:19:12,553
‫آره، بخاطر...

169
00:19:15,757 --> 00:19:17,859
‫به‌نظر شاد میاد

170
00:19:17,859 --> 00:19:20,193
‫بابام این عکس رو گرفته بود

171
00:19:20,193 --> 00:19:21,929
‫می‌دونی، برای ماه‌عسلشون اومدن اینجا

172
00:19:21,929 --> 00:19:23,397
‫همیشه می‌خواستن برگردن اینجا

173
00:19:23,397 --> 00:19:24,966
‫- عه، واقعاً؟
‫- آره

174
00:19:24,966 --> 00:19:26,366
‫چرا نیومدن؟

175
00:19:26,366 --> 00:19:28,770
‫چند سال بعد از این عکس فوت کرد

176
00:19:30,004 --> 00:19:32,205
‫خیلی جوون بوده

177
00:19:32,205 --> 00:19:34,542
‫- چطور فوت کرد؟
‫- به قتل رسید

178
00:19:35,242 --> 00:19:38,378
‫وقتی از سر کار برگشت خونه
‫یکی تیر زد تو صورتش

179
00:19:39,781 --> 00:19:41,749
‫کسی که بهش شلیک کرد رو گیر انداختن؟

180
00:19:41,749 --> 00:19:44,118
‫نه، کوچیک‌تر از اونی بوده
‫که بخواد مجازات بشه

181
00:19:44,118 --> 00:19:45,820
‫ولی باید کثافتو دار می‌زدن

182
00:19:47,922 --> 00:19:49,691
‫بابات چی؟

183
00:19:50,091 --> 00:19:53,460
‫خب، اون... هیولایی شد واسه خودش

184
00:19:53,460 --> 00:19:55,429
‫و اونقدر مشروب خورد که جوون‌مرگ شد

185
00:19:58,231 --> 00:20:01,301
‫می‌دونی، سال‌ها خاکسترهاشون رو داشتم

186
00:20:01,301 --> 00:20:03,037
‫و هیچوقت نمی‌دونستم
‫باید باهاشون چیکار کنم

187
00:20:03,037 --> 00:20:05,238
‫می‌دونستم اینجا شاد بودن، برای همین...

188
00:20:05,940 --> 00:20:09,844
‫میگم، سوئیت ماه‌عسلتون رو دیدم
‫درش قفل بود

189
00:20:10,410 --> 00:20:12,580
‫گفتم شاید اون اتاق رو گرفته بودن

190
00:20:12,580 --> 00:20:15,348
‫اون اتاق خیلی وقته که بسته‌ست

191
00:20:15,683 --> 00:20:17,151
‫می‌دونی چرا؟

192
00:20:17,151 --> 00:20:21,221
‫چون هیچ زوج عاقلی
‫ماه‌عسل نمیاد اینجا؟

193
00:20:21,221 --> 00:20:22,821
‫چون تسخیر شده‌ست

194
00:20:24,058 --> 00:20:26,493
‫- آها
‫- توسط یه ساحره

195
00:20:27,128 --> 00:20:30,598
‫آقای کاب میگه تونستن سال‌ها پیش
‫اونجا حبسش کنن

196
00:20:31,099 --> 00:20:35,169
‫سعی کردم "مال" رو راضی کنم
‫کلیدها رو از آقای کاب کش بره

197
00:20:35,169 --> 00:20:37,105
‫تا بتونم یه نگاهی تو اتاق بندازم

198
00:20:37,105 --> 00:20:40,074
‫ولی... راضی نشد

199
00:20:40,074 --> 00:20:44,178
‫تابحال ندیدم هیچ مردی
‫اینقدر از پدرزنش بترسه

200
00:20:44,178 --> 00:20:45,747
‫چرا اینقدر دلت می‌خواد
‫ بری تو اون اتاق؟

201
00:20:45,747 --> 00:20:47,815
‫می‌خوام ببینم
‫ واقعاً ساحره‌ای اونجا هست یا نه

202
00:20:47,815 --> 00:20:48,750
‫اگر بود چی؟

203
00:20:48,750 --> 00:20:50,250
‫نمی‌ترسی که...

204
00:20:50,250 --> 00:20:51,850
‫"گیرت بندازه"؟

205
00:20:57,158 --> 00:20:59,994
‫- با خودم گچ می‌برم
‫- گچ؟

206
00:20:59,994 --> 00:21:02,597
‫اگر دیدی یه ساحره افتاده دنبالت

207
00:21:02,597 --> 00:21:04,732
‫یه دایره دور خودت بکش
‫ازت محافظت می‌کنه

208
00:21:04,732 --> 00:21:06,734
‫اگر فکر کردم یه ساحره افتاده دنبالم

209
00:21:06,734 --> 00:21:09,771
‫دنبال روان‌شناس می‌گردم
‫نه یه تکه گچ

210
00:21:11,438 --> 00:21:13,373
‫خوب شد اومدی، البی...

211
00:21:13,373 --> 00:21:15,176
‫در مورد برخوردت با ساحره‌ای

212
00:21:15,176 --> 00:21:16,776
‫که طبقه‌ی بالاست
‫به اُهم بگو

213
00:21:18,980 --> 00:21:20,580
‫خب...

214
00:21:38,199 --> 00:21:39,799
‫کسی اونجاست؟

215
00:22:36,591 --> 00:22:38,191
‫همین بود

216
00:22:39,193 --> 00:22:40,793
‫چرنده

217
00:22:41,963 --> 00:22:43,564
‫نگران نباش، البی

218
00:22:43,564 --> 00:22:45,164
‫من حرفتو باور می‌کنم

219
00:22:46,267 --> 00:22:48,468
‫فیونا؟ یه بسته اومده بیا تحویلش بگیر

220
00:22:51,072 --> 00:22:52,672
‫الان برمی‌گردم

221
00:22:55,710 --> 00:22:57,812
‫از اقامتتون راضی هستین، آقای باومن؟

222
00:22:59,046 --> 00:23:00,646
‫آره گمونم

223
00:23:01,849 --> 00:23:05,086
‫وقتی اسمتون رو دیدم
‫فکر نمی‌کردم واقعاً شما باشین

224
00:23:05,485 --> 00:23:07,088
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

225
00:23:08,388 --> 00:23:10,157
‫الله اعلم

226
00:23:10,992 --> 00:23:13,460
‫نمی‌خوام مزاحمتون بشم
‫ولی می‌خواستم اینو بگم

227
00:23:13,460 --> 00:23:15,363
‫که کتاب‌هاتون چقدر برام ارزش داشتن

228
00:23:15,363 --> 00:23:17,298
‫واقعاً با شخصیت‌هاتون
‫احساس نزدیکی می‌کنم

229
00:23:17,298 --> 00:23:18,599
‫خیلی نگران‌کننده‌ست

230
00:23:18,599 --> 00:23:20,735
‫چون کتاب‌هام پر از...

231
00:23:20,735 --> 00:23:24,739
‫آدم‌های به‌شدت آشفته و درمونده‌ست

232
00:23:25,573 --> 00:23:28,475
‫تمام ایده‌هاتون رو توی این ثبت می‌کنین؟

233
00:23:29,510 --> 00:23:31,012
‫آره همینه

234
00:23:31,012 --> 00:23:34,815
‫و راستش، حین صبحت با تو
‫یه فکر دیگه هم به ذهنم رسید

235
00:23:38,019 --> 00:23:39,820
‫یه ایده برای یه شخصیت دارم

236
00:23:39,820 --> 00:23:43,423
‫یه آدم فاقد جذبه‌ای
‫که اصلاً تو باغ نیست

237
00:23:44,125 --> 00:23:48,663
‫و اصلاً نمی‌تونه حس و حال
‫طرف مقابلش رو تشخیص بده

238
00:23:49,462 --> 00:23:51,062
‫آها...

239
00:23:51,799 --> 00:23:54,502
‫این راسته؟ یه جا خوندم
‫بالاخره دارین آخرین کتاب

240
00:23:54,502 --> 00:23:56,003
‫سه‌گانه‌ی کنکیستادور رو می‌نویسین؟

241
00:23:56,003 --> 00:23:57,939
‫من از کجا بدونم چی خوندی؟

242
00:23:57,939 --> 00:24:00,541
‫نه، منظورم اینه که راسته که
‫بالاخره دارین پایانش رو می‌نویسین؟

243
00:24:01,242 --> 00:24:04,378
‫کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم
‫که باید با پایان باز تمومش کنم

244
00:24:04,378 --> 00:24:06,514
‫و از روند نوشتن‌تون راضی هستین؟

245
00:24:08,349 --> 00:24:10,184
‫منم نویسنده‌م

246
00:24:10,184 --> 00:24:12,920
‫و بعضی شب‌ها روبه‌رو شدن
‫با کاغذ خالی سخته

247
00:24:15,957 --> 00:24:17,557
‫آره

248
00:24:18,092 --> 00:24:20,795
‫پس این که پوشیدی لباس مبدل هالووینه؟

249
00:24:22,029 --> 00:24:23,731
‫اوه... نه

250
00:24:23,731 --> 00:24:25,433
‫برای درآوردن خرجم اینجا کار می‌کنم

251
00:24:25,433 --> 00:24:29,469
‫آها. خیلی‌خب. پس نویسنده نیستی، پادویی

252
00:24:30,671 --> 00:24:33,941
‫نه، نویسنده‌م
‫فقط هنوز بابتش پولی درنمیارم

253
00:24:33,941 --> 00:24:35,710
‫- آها
‫- می‌دونین، خیلی سخت میشه

254
00:24:35,710 --> 00:24:38,379
‫ناشرها یا کارگزارها یا هرکس دیگه‌ای رو
‫راضی کرد چیزی بخونن

255
00:24:38,379 --> 00:24:39,979
‫آره

256
00:24:41,115 --> 00:24:43,784
‫و راستش... یه پیش‌نویس توی کمدم دارم

257
00:24:43,784 --> 00:24:45,353
‫میشه یه نگاهی بهش بندازین؟

258
00:24:45,353 --> 00:24:46,687
‫نه

259
00:24:46,687 --> 00:24:48,622
‫چرا نه؟

260
00:24:48,622 --> 00:24:50,524
‫آخ! یا خدا...

261
00:24:50,524 --> 00:24:51,859
‫اگر می‌خوای نویسنده بشی

262
00:24:51,859 --> 00:24:53,728
‫باید پوست‌کلفت‌تر از این باشی

263
00:24:58,599 --> 00:25:00,199
‫چت شده؟

264
00:25:07,274 --> 00:25:08,909
‫چی شد؟

265
00:25:09,276 --> 00:25:10,876
‫هیچوقت قهرمان‌هات رو از نزدیک نبین

266
00:25:12,079 --> 00:25:13,581
‫یکی دیگه می‌خورم

267
00:25:13,581 --> 00:25:15,282
‫این آخرین لیوانشه

268
00:25:21,355 --> 00:25:23,057
‫به سلامتی پایان‌های تیره و تار

269
00:25:49,518 --> 00:25:51,118
‫البی؟

270
00:25:53,687 --> 00:25:55,287
‫میشه اینو باز کنی؟

271
00:25:55,288 --> 00:25:56,655
‫« مزاحم نشوید »

272
00:25:56,657 --> 00:25:59,326
‫می‌دونم، ولی... دلشوره گرفتم

273
00:25:59,326 --> 00:26:01,796
‫- جواب نمیده
‫- اونجور که داشت مشروب می‌خورد

274
00:26:01,796 --> 00:26:04,298
‫احتمالاً توی ادرار خودش بیهوش شده

275
00:26:04,298 --> 00:26:05,699
‫دستم رو سوزوند...

276
00:26:05,699 --> 00:26:07,299
‫تو فقط بازش کن!

277
00:26:10,304 --> 00:26:11,904
‫واسه خودت گرون تموم میشه

278
00:26:15,976 --> 00:26:17,576
‫آقای باومن؟

279
00:26:19,680 --> 00:26:21,280
‫منم فیونا

280
00:26:22,316 --> 00:26:24,018
‫وسایلتون رو توی بار جا گذاشتین

281
00:26:25,453 --> 00:26:27,221
‫آقای باومن؟

282
00:26:29,290 --> 00:26:30,958
‫یا خدا! البی!

283
00:27:55,944 --> 00:27:59,944
‫« هتل بیلبری »
‫« تا پایان فصل تعطیل می‌باشد »

284
00:28:31,946 --> 00:28:34,415
‫خیلی ممنون که وقت گذاشتین سرکار

285
00:28:40,187 --> 00:28:41,789
‫آقای باومن...

286
00:28:41,789 --> 00:28:43,658
‫دارین تعطیل می‌کنین؟

287
00:28:43,658 --> 00:28:45,258
‫آخر فصله

288
00:28:45,694 --> 00:28:47,494
‫حالتون...

289
00:28:48,729 --> 00:28:51,165
‫- حالتون چطوره؟
‫- ببخشید

290
00:28:52,900 --> 00:28:55,803
‫فقط... اومدم وسایلم رو ببرم

291
00:28:56,403 --> 00:28:57,706
‫بله حتماً

292
00:28:57,706 --> 00:29:00,274
‫همه‌شون صحیح و سالم اینجان

293
00:29:05,412 --> 00:29:07,012
‫ممنون

294
00:29:12,286 --> 00:29:13,886
‫میگم...

295
00:29:14,623 --> 00:29:16,223
‫کی منو پیدا کرد؟

296
00:29:17,458 --> 00:29:21,696
‫یکی از کارکنان، فیونا

297
00:29:21,696 --> 00:29:23,464
‫اون شب مسئول بار بود

298
00:29:23,464 --> 00:29:26,033
‫ای خدا... الان اینجاست؟

299
00:29:27,201 --> 00:29:28,402
‫نـه

300
00:29:28,402 --> 00:29:32,373
‫می‌خوام باهاش صحبت کنم
‫ازش عذرخواهی کنم

301
00:29:32,373 --> 00:29:34,208
‫شماره‌شو بهم میدین؟

302
00:29:34,676 --> 00:29:38,946
‫آقای باومن... فیونا گم‌ شده

303
00:29:38,946 --> 00:29:40,546
‫یعنی چی؟

304
00:29:41,683 --> 00:29:43,784
‫از هالووین تا الان غیبش زده

305
00:29:43,784 --> 00:29:45,853
‫که میشه هفته‌ها قبل

306
00:29:45,853 --> 00:29:47,453
‫چی؟

307
00:29:50,257 --> 00:29:53,027
‫فکر می‌کردیم شاید
‫می‌خواسته یه مدت بره مرخصی
‫« زن محلی در مهمانی هالووین ناپدید شد »

308
00:29:53,027 --> 00:29:54,995
‫و به کسی نگفته، ولی...

309
00:29:56,230 --> 00:29:58,365
‫فکر می‌کنن چه بلایی سرش اومده؟

310
00:29:58,365 --> 00:30:00,200
‫نمی‌دونن

311
00:30:00,200 --> 00:30:01,435
‫خب...

312
00:30:01,435 --> 00:30:04,004
‫خیلی‌خب، ولی نمیشه که
‫همینطوری ناپدید شده باشه

313
00:30:04,004 --> 00:30:06,940
‫- هتل رو گشتن؟
‫- معلومه

314
00:30:06,940 --> 00:30:08,677
‫و جنگل

315
00:30:08,677 --> 00:30:10,512
‫ممکنه دزدیده شده باشه؟

316
00:30:10,512 --> 00:30:12,112
‫توسط کی؟

317
00:30:12,112 --> 00:30:13,615
‫خب من از کجا بدونم آخه؟

318
00:30:13,615 --> 00:30:18,753
‫آخه... یه آدم عجیب‌غریب محلی
‫یه مهمون، یکی از کارکنان اینجا؟

319
00:30:18,753 --> 00:30:20,622
‫آخه... نمی‌دونم متوجه شدی یا نه

320
00:30:20,622 --> 00:30:23,558
‫ولی این اطراف پر از آدمای عجیب غریبه

321
00:30:23,558 --> 00:30:25,158
‫خیلی‌خب

322
00:30:26,126 --> 00:30:30,030
‫اون آقایون... پلیس بودن

323
00:30:30,030 --> 00:30:31,999
‫و می‌خوان با یکی صحبت کنن

324
00:30:31,999 --> 00:30:34,234
‫که توی جنگل زندگی می‌کنه
‫اسمش "جری"ـه

325
00:30:35,102 --> 00:30:38,506
‫فرگال اوایل همون شب دید
‫فیونا داره بیرون باهاش حرف می‌زنه

326
00:30:39,173 --> 00:30:40,773
‫از اون‌موقع غیبش زده

327
00:30:42,176 --> 00:30:46,347
‫همیشه فکر می‌کردیم
‫یه آدم مزاحم بیشتر نیست

328
00:30:46,347 --> 00:30:49,149
‫میاد توی هتل، می‌شینه کنار آتیش

329
00:30:49,149 --> 00:30:50,984
‫- مزاحم مهمون‌ها میشه
‫- صحیح

330
00:30:52,119 --> 00:30:54,488
‫بعد از ناپدید شدنش...

331
00:30:54,488 --> 00:30:57,358
‫مامورها فهمیدن جری کیه و...

332
00:30:58,225 --> 00:31:02,062
‫معلوم شد جری ده سال پیش
‫ بعد از مرگ مشکوک زنش

333
00:31:02,062 --> 00:31:04,264
‫ناپدید شده بوده

334
00:31:07,501 --> 00:31:10,471
‫آقای باومن، به‌نظرم بقدر کافی سختی کشیدین

335
00:31:11,305 --> 00:31:13,340
‫برین خونه. بهتر بشین

336
00:31:13,340 --> 00:31:16,110
‫قول میدم اگر خبری شد
‫خودم باهاتون تماس می‌گیرم

337
00:31:20,314 --> 00:31:22,617
‫مطمئنم حالا فهمیدی حس ششم زن‌ها

338
00:31:22,617 --> 00:31:24,385
‫چقدر قویه

339
00:31:26,220 --> 00:31:28,823
‫البی بهم گفت فیونا بخاطر این
‫ مجبورش کرده بود در اتاقت رو باز کنه

340
00:31:28,823 --> 00:31:30,658
‫چون دلشوره گرفته بوده

341
00:31:31,358 --> 00:31:33,127
‫خیلی پسر خوش‌شانسی هستی

342
00:31:33,127 --> 00:31:35,630
‫قبل از ناپدید شدن فیونا دیده بودی

343
00:31:35,630 --> 00:31:37,297
‫داره با اون یارو توی جنگل حرف می‌زنه؟

344
00:31:37,297 --> 00:31:40,735
‫جری. قبلاً بهش هشدار داده بودم
‫که نزدیک اون یارو نشه

345
00:31:41,335 --> 00:31:45,339
‫آره، "مال" گفت زنش
‫به‌طرز مشکوکی مُرده بوده؟

346
00:31:46,473 --> 00:31:48,073
‫خب مشخصه خودش کشتش، مگه نه؟

347
00:31:49,443 --> 00:31:52,212
‫وگرنه چرا باید سال‌ها
‫اینجا توی جنگل قایم بشه

348
00:31:52,212 --> 00:31:53,981
‫و توی یه ون کهنه زندگی کنه؟

349
00:31:54,616 --> 00:31:56,483
‫آره خب، و  الانم ناپدید شده

350
00:31:56,483 --> 00:31:58,083
‫برمی‌گرده

351
00:31:59,186 --> 00:32:00,889
‫و من منتظرشم

352
00:32:02,356 --> 00:32:04,559
‫اون شب با فیونا حرف زدی؟

353
00:32:05,593 --> 00:32:07,060
‫- آره
‫- آره؟

354
00:32:07,060 --> 00:32:09,496
‫خب... حالش چطور بود؟

355
00:32:09,496 --> 00:32:11,098
‫مثل همیشه نبود

356
00:32:12,332 --> 00:32:13,932
‫حواسش جای دیگه‌ای بود

357
00:32:14,234 --> 00:32:15,737
‫غمگین بود

358
00:32:15,737 --> 00:32:18,873
‫فکر کنم هنوزم بابت بریدن طنابت
‫شوکه بود

359
00:32:24,244 --> 00:32:26,079
‫میگم، سوئیت ماه‌عسل چی؟

360
00:32:26,781 --> 00:32:27,981
‫مگه چیه؟

361
00:32:27,981 --> 00:32:30,350
‫خب... اونجا رو گشتن؟

362
00:32:30,350 --> 00:32:32,854
‫آخه فیونا گفته بود
‫دلش می‌خواد بره اونجا

363
00:32:32,854 --> 00:32:34,988
‫غیرممکنه. دروازه‌ی آهنیش همیشه بسته‌ست

364
00:32:34,988 --> 00:32:37,191
‫کلیدش همیشه دست آقای کابه

365
00:32:38,593 --> 00:32:40,193
‫پس اونجا رو نگشتن؟

366
00:32:41,061 --> 00:32:43,297
‫همیشه قفله

367
00:32:44,965 --> 00:32:46,668
‫الانم قفله

368
00:32:47,034 --> 00:32:49,369
‫آقای کاب هر روز منو می‌فرسته
‫یه نگاهی به درش بندازم

369
00:32:50,605 --> 00:32:52,574
‫امکان نداره رفته باشه اونجا

370
00:32:52,574 --> 00:32:55,409
‫پس فرقی با این نداره
‫که بگی بریم ماه رو بگردیم

371
00:32:57,144 --> 00:32:58,979
‫پلیس با تو صحبت کرده؟

372
00:33:02,917 --> 00:33:04,985
‫هر روز با افسرها حرف می‌زنم

373
00:33:05,753 --> 00:33:07,488
‫پسرعموهامن

374
00:33:07,922 --> 00:33:10,123
‫گروهبان عمومه

375
00:33:11,158 --> 00:33:12,758
‫چطور مگه؟

376
00:33:20,467 --> 00:33:22,637
‫بهترین کاری که الان ازت برمیاد

377
00:33:23,972 --> 00:33:25,874
‫اینه که سوار ماشینت بشی

378
00:33:25,874 --> 00:33:27,675
‫و گورتو گم‌ کنی برگردی فرودگاه

379
00:33:27,675 --> 00:33:30,110
‫وگرنه یهو دیدی قیافه‌ت
‫دیگه شبیه عکس گذرنامه‌ت نبود

380
00:33:37,619 --> 00:33:39,219
‫سفر به‌سلامت

381
00:34:01,943 --> 00:34:03,543
‫پاره شو دیگه!

382
00:35:01,603 --> 00:35:04,706
‫یا خود خدا!

383
00:35:04,706 --> 00:35:07,008
‫فیونا اگر بفهمه به‌هوش اومدی
‫خیلی خوشحال میشه

384
00:35:07,441 --> 00:35:09,409
‫خیلی‌خب... ولی خب ناپدید شده

385
00:35:12,412 --> 00:35:13,915
‫تو ارتباطی با ناپدید شدنش داشتی؟

386
00:35:13,915 --> 00:35:15,515
‫نـه

387
00:35:16,651 --> 00:35:18,318
‫خب، پلیس داره دنبالت می‌گرده

388
00:35:18,318 --> 00:35:20,655
‫تو آخرین نفری هستی
‫که دیدن داره باهاش حرف می‌زنه

389
00:35:21,221 --> 00:35:22,489
‫فکر نکنم

390
00:35:22,489 --> 00:35:24,191
‫الان فقط بخاطر این دنبالم باشن

391
00:35:24,826 --> 00:35:26,326
‫ها؟

392
00:35:26,326 --> 00:35:28,596
‫آره، درسته
‫گفتن زنت رو کشتی

393
00:35:29,129 --> 00:35:31,532
‫آره، درسته

394
00:35:33,101 --> 00:35:35,202
‫خیلی مریض بود

395
00:35:35,837 --> 00:35:38,238
‫خیلی درد می‌کشید

396
00:35:40,708 --> 00:35:42,308
‫می‌دونی...

397
00:35:43,210 --> 00:35:46,014
‫- این مال فیوناست
‫- با هم دوست بودیم

398
00:35:46,014 --> 00:35:47,649
‫بهم قرضش داد

399
00:35:48,883 --> 00:35:50,585
‫ عه، واقعاً؟

400
00:35:51,052 --> 00:35:53,888
‫خیلی‌خب، پس باهام بیا

401
00:35:53,888 --> 00:35:55,890
‫تا بریم با پلیس حرف بزنیم

402
00:35:55,890 --> 00:35:57,725
‫نه، بی‌فایده‌ست

403
00:35:57,725 --> 00:35:59,994
‫درهرحال حرفمو باور نمی‌کنن

404
00:35:59,994 --> 00:36:01,328
‫عه، واقعاً؟

405
00:36:01,328 --> 00:36:03,230
‫چرا؟ مگه فکر می‌کنی
‫چه بلایی سرش اومده؟

406
00:36:03,230 --> 00:36:05,066
‫نمی‌دونم

407
00:36:05,066 --> 00:36:06,734
‫ولی اینو می‌دونم که مُرده

408
00:36:09,269 --> 00:36:11,072
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

409
00:36:11,072 --> 00:36:12,406
‫یه کمد توی دفتر مال هست

410
00:36:12,406 --> 00:36:14,006
‫که پر از داروهاییه
‫که مهمان‌ها جا گذاشتن

411
00:36:15,175 --> 00:36:17,945
‫دو شب پیش، رفتم دارو بردارم...

412
00:36:19,147 --> 00:36:21,149
‫فیونا رو دیدم

413
00:37:03,771 --> 00:37:05,771
‫« سوئیت ماه‌عسل »

414
00:37:18,673 --> 00:37:20,108
‫چی؟

415
00:37:20,108 --> 00:37:22,143
‫و زنگوله‌ای که داشت
‫بهش اشاره می‌کرد

416
00:37:22,143 --> 00:37:24,344
‫یه زنگوله‌ی دستی قدیمی
‫مخصوص خدمتکارهاست

417
00:37:24,344 --> 00:37:26,514
‫که به سوئیت ماه‌عسل وصله

418
00:37:28,482 --> 00:37:31,485
‫فکر کنم می‌خواست بهم بگه برم اونجا

419
00:37:34,387 --> 00:37:36,157
‫منتظرم هتل خالی بشه

420
00:37:36,157 --> 00:37:37,792
‫بعدش میرم یه نگاهی به اونجا بندازم

421
00:37:37,792 --> 00:37:40,862
‫خیلی‌خب، اگر کلید نداشته باشی
‫که نمی‌تونی...

422
00:37:41,863 --> 00:37:43,664
‫آها، صحیح. باید می‌دونستم

423
00:37:43,664 --> 00:37:46,399
‫خونه‌ی کاب اون سمت جنگله
‫یواشکی رفتم تو خونه‌ش

424
00:37:46,399 --> 00:37:48,970
‫ولی اگر کلید دست اون بوده
‫امکان نداشت فیونا رفته باشه اونجا

425
00:37:48,970 --> 00:37:50,838
‫نه، مگر اینکه یکی اینو دزدیده باشه

426
00:37:50,838 --> 00:37:53,674
‫فیونا رو برده اونجا
‫و بدون اینکه بفهمه کلید رو گذاشته سر جاش

427
00:37:53,674 --> 00:37:55,243
‫درسته، ولی کی ممکنه
‫همچین کاری کرده باشه؟

428
00:37:55,243 --> 00:37:56,843
‫نمی‌دونم!

429
00:37:58,212 --> 00:38:00,681
‫خیلی‌خب. خب بدش به من

430
00:38:00,681 --> 00:38:02,550
‫- من برمی‌گردم یه نگاهی می‌اندازم
‫- نه، نه، تو...

431
00:38:02,550 --> 00:38:04,451
‫تا وقتی فرگال و مال هنوز اونجان

432
00:38:04,451 --> 00:38:06,020
‫حتی نمی‌تونی نزدیک در آهنیش هم بشی

433
00:38:06,020 --> 00:38:07,955
‫نه. باید شب باشه

434
00:38:07,955 --> 00:38:09,555
‫اونم امشب...

435
00:38:10,024 --> 00:38:11,793
‫وقتی هتل خالی میشه

436
00:38:15,897 --> 00:38:17,497
‫باهام میای؟

437
00:38:19,432 --> 00:38:22,302
‫نمی‌دونم وقتی رفتم اونجا چی می‌بینم

438
00:38:22,937 --> 00:38:25,773
‫ترجیح میدم تنها نرم

439
00:38:30,545 --> 00:38:33,413
‫می‌دونی که تمام این‌ها واقعین، مگه نه؟
‫« درها و دایره‌های محافظ گچی »

440
00:38:34,682 --> 00:38:36,682
‫« افراد و مکان‌های تسخیر شده »

441
00:38:36,684 --> 00:38:40,320
‫فقط آدم‌هایی که ذهن بسته‌ای دارن
‫نمی‌تونن ببیننشون

442
00:38:45,693 --> 00:38:49,564
‫تا جایی که شمردم
‫یه ماشین دیگه باید رد بشه

443
00:38:49,564 --> 00:38:51,899
‫بعدش هتل خالیه

444
00:38:52,499 --> 00:38:55,368
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫روح فیونا رو دیدی؟

445
00:38:55,970 --> 00:38:57,705
‫آره

446
00:38:57,705 --> 00:39:01,341
‫وقتی روحش رو دیدی
‫داشتی شیر روان‌گردانت رو می‌خوردی؟

447
00:39:02,243 --> 00:39:04,377
‫همینطوری دیدمش دیگه

448
00:39:04,377 --> 00:39:06,479
‫ذهنم باز بود

449
00:39:08,683 --> 00:39:10,551
‫دارم چه غلطی می‌کنم؟

450
00:39:12,419 --> 00:39:15,590
‫یه بار وقتی نشئه بودم
‫روح زنم اومد دیدنم

451
00:39:18,559 --> 00:39:21,361
‫ازم تشکر کرد
‫که به زجر کشیدنش پایان دادم

452
00:39:22,530 --> 00:39:25,032
‫گفت یه روزی دوباره
‫همدیگه رو می‌بینیم

453
00:39:30,004 --> 00:39:31,604
‫باشه هرچی تو بگی

454
00:39:34,141 --> 00:39:36,811
‫گفت بازم همدیگه رو می‌بینیم

455
00:39:38,946 --> 00:39:40,546
‫هرچی می‌خوای باور کن

456
00:39:46,320 --> 00:39:48,289
‫وقتی رفتیم اونجا، خب؟

457
00:39:48,289 --> 00:39:50,691
‫و فیونا رو پیدا کردیم...

458
00:39:51,092 --> 00:39:52,727
‫توام باورت میشه

459
00:39:53,527 --> 00:39:55,127
‫اگر پیداش نکردیم چی؟

460
00:39:56,163 --> 00:39:58,566
‫این یعنی همه‌ش زاییده‌ی تخیلاتته؟

461
00:40:06,908 --> 00:40:08,508
‫خیلی‌خب

462
00:40:48,749 --> 00:40:51,118
‫هی، اینجوری... اینجوری وایساده بود

463
00:40:52,620 --> 00:40:54,989
‫- بیا بریم
‫- بذار برم تیرکمون رو بردارم

464
00:40:54,989 --> 00:40:56,924
‫چی؟ نرو دنبالش! لازمش نداریم!

465
00:40:58,092 --> 00:40:59,692
‫گندش بزنن

466
00:41:40,401 --> 00:41:42,003
‫کسی اینجاست؟

467
00:42:00,588 --> 00:42:03,758
‫- پاسگاه بفرمایید
‫- آنیا؟ منم فرگال

468
00:42:04,125 --> 00:42:05,426
‫جری رو گیر آوردم

469
00:42:05,426 --> 00:42:06,961
‫به پسرعموهام بگو دارم میارمش پاسگاه

470
00:42:06,961 --> 00:42:08,329
‫یعنی چی گیرش آوردی؟

471
00:42:08,329 --> 00:42:10,731
‫- باید راه بیفتم
‫- چی؟ فرگال، نه...

472
00:42:52,814 --> 00:42:55,959
‫« سوئیت ماه‌عسل »

473
00:44:12,379 --> 00:44:17,441
‫« سوئیت ماه‌عسل »
‫« محل ساختن خاطرات »

474
00:45:23,857 --> 00:45:25,560
‫یا خدا...

475
00:47:43,163 --> 00:47:45,567
‫چیزی نیست، چیزی نیست

476
00:47:45,899 --> 00:47:47,635
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

477
00:47:47,635 --> 00:47:49,235
‫تو داری از من می‌پرسی؟

478
00:47:50,237 --> 00:47:52,774
‫آقای کاب با وحشت بهم زنگ زد

479
00:47:52,774 --> 00:47:54,875
‫و گفت کلید سوئیت ماه‌عسل گم شده

480
00:48:00,849 --> 00:48:02,584
‫اینو از کجا آوردی؟

481
00:48:02,584 --> 00:48:04,485
‫- از جری
‫- جری؟

482
00:48:04,485 --> 00:48:06,920
‫آره، مطمئن بود فیونا اینجاست

483
00:48:08,021 --> 00:48:10,057
‫خودش کجاست؟

484
00:48:10,391 --> 00:48:12,627
‫فرگال بی‌شرف بردش پاسگاه

485
00:48:12,627 --> 00:48:14,227
‫منو ندید

486
00:48:15,195 --> 00:48:16,795
‫چی با خودت فکر می‌کردی؟

487
00:48:17,998 --> 00:48:20,434
‫فیونا نجاتم داد
‫می‌خواستم توی پیدا کردنش کمک کنم

488
00:48:20,434 --> 00:48:22,034
‫نمی‌دونم والا

489
00:48:23,505 --> 00:48:24,972
‫خیلی‌خب

490
00:48:24,972 --> 00:48:27,642
‫بیا بریم پایین

491
00:48:27,642 --> 00:48:29,476
‫اگر مچ‌مون رو این بالا بگیرن
‫توی دردسر میفتیم

492
00:48:29,476 --> 00:48:31,076
‫باشه

493
00:48:31,846 --> 00:48:33,848
‫میشه منو برسونی دم ماشینم؟

494
00:48:33,848 --> 00:48:35,448
‫آره

495
00:48:42,055 --> 00:48:44,191
‫شانس آوردی اینجا گیر نیفتادی

496
00:48:44,191 --> 00:48:46,694
‫آقای کاب برام تعریف کرده بود
‫که یه تازه‌عروس

497
00:48:46,694 --> 00:48:48,294
‫خودش رو اینجا حبس کرد

498
00:48:50,799 --> 00:48:52,366
‫وای نه، آقای باومن...

499
00:48:52,366 --> 00:48:54,368
‫آقای باومن، میشه لطفاً بیای بریم؟

500
00:48:54,368 --> 00:48:56,638
‫اجازه نداری بیای این بالا!

501
00:48:56,638 --> 00:49:00,073
‫آقای کاب خیلی تاکید داره
‫که کسی حق نداره بیاد این بالا!

502
00:49:00,073 --> 00:49:01,709
‫ممکنه اخراج بشم!

503
00:49:01,709 --> 00:49:03,410
‫این به کجا می‌رسه؟

504
00:49:04,111 --> 00:49:06,915
‫قبل از اینکه اینجا هتل بشه
‫یه زیرزمین داشته

505
00:49:06,915 --> 00:49:07,916
‫آها

506
00:49:07,916 --> 00:49:09,818
‫ورودیش موقع نوسازی‌ها از بین رفت

507
00:49:09,818 --> 00:49:11,418
‫هیچی اون پایین نیست

508
00:49:13,621 --> 00:49:15,221
‫عه، اینجا رو باش

509
00:49:16,223 --> 00:49:18,693
‫هیچی اون پایین نیست

510
00:49:27,167 --> 00:49:30,805
‫نـه! خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫باید بریم، بجنب

511
00:49:30,805 --> 00:49:32,406
‫باید بریم!

512
00:49:34,609 --> 00:49:38,312
‫آقای باومن، اگر همین الان نیای بریم

513
00:49:38,312 --> 00:49:39,912
‫میدم بابت ورود غیرقانونی دستگیرت کنن!

514
00:49:52,466 --> 00:49:54,946
‫« فـیـونـا »

515
00:49:54,995 --> 00:49:56,595
‫اوه...

516
00:50:13,715 --> 00:50:15,650
‫هی!

517
00:50:29,797 --> 00:50:31,398
‫هی!

518
00:50:32,834 --> 00:50:34,434
‫هی!

519
00:51:14,207 --> 00:51:16,209
‫یه ایده برای یه شخصیت دارم

520
00:51:17,210 --> 00:51:20,648
‫یه آدم فاقد جذبه‌ای
‫که اصلاً تو باغ نیست

521
00:51:22,449 --> 00:51:25,653
‫و اصلاً نمی‌تونه حس و حال
‫طرف مقابلش رو تشخیص بده

522
00:51:33,193 --> 00:51:34,793
‫سلام دخترها

523
00:51:35,095 --> 00:51:36,695
‫خوشگل شدینا

524
00:51:40,367 --> 00:51:42,135
‫مگه قرار نبود اینو تحویل بیمارستان بدی؟

525
00:51:46,808 --> 00:51:49,343
‫طرف... مشهوره، می‌دونستی؟

526
00:51:49,343 --> 00:51:51,813
‫مطمئنم اگر به‌هوش اومد
‫کتاب جدیدش رو به تو تقدیم می‌کنه

527
00:51:51,813 --> 00:51:53,615
‫نگو "اگر"، مال

528
00:51:58,485 --> 00:52:00,454
‫چاییت رو بخور تا از دهن نیفتاده

529
00:52:19,339 --> 00:52:21,308
‫حالت خوبه؟

530
00:52:22,977 --> 00:52:24,577
‫حالم...

531
00:52:25,713 --> 00:52:27,313
‫حالم خوش نیست

532
00:53:02,950 --> 00:53:04,819
‫خیلی ازش راضیم، می‌دونی
‫خیلی باحال شده

533
00:53:08,623 --> 00:53:10,390
‫با این هیچی نمی‌بینم بابا

534
00:53:10,390 --> 00:53:11,990
‫خیس عرق شدم...

535
00:53:24,438 --> 00:53:26,473
‫چیزی نیست

536
00:54:20,427 --> 00:54:22,395
‫می‌دونم چیزیم نمیشه

537
00:54:23,798 --> 00:54:26,433
‫ولی محض احتیاط این پیام رو می‌ذارم

538
00:54:29,904 --> 00:54:31,706
‫اسم من "فیونا کراتی"ـه

539
00:54:33,674 --> 00:54:37,011
‫فکر کنم توی زیرزمین هتلم، ولی...

540
00:54:37,011 --> 00:54:38,611
‫نمی‌دونم

541
00:54:44,752 --> 00:54:46,352
‫من حامله‌م

542
00:54:49,524 --> 00:54:52,760
‫مال، مدیر هتل بابای بچه‌ست

543
00:54:54,529 --> 00:54:56,831
‫از دستم عصبانی بود
‫که می‌خوام بچه رو نگه دارم

544
00:55:02,804 --> 00:55:04,972
‫نمی‌خواستم به کسی بگم بچه‌ی اونه

545
00:55:08,242 --> 00:55:10,211
‫ولی از این خیلی وحشت داشت

546
00:55:10,211 --> 00:55:13,681
‫که نکنه زنش یا پدرزنش آقای کاب بفهمن

547
00:55:15,550 --> 00:55:18,019
‫ولی باورم نمیشه همچین کاری کرده

548
00:55:18,619 --> 00:55:20,453
‫ما رو این پایین ول کرده

549
00:55:21,022 --> 00:55:22,622
‫که از شرمون خلاص بشه

550
00:55:28,196 --> 00:55:29,931
‫اینجا تاریکه

551
00:55:29,931 --> 00:55:33,067
‫ولی می‌گردم ببینم
‫راه خروجی پیدا می‌کنم یا نه

552
00:55:33,568 --> 00:55:37,104
‫اگر پیدا نکردم
‫و کسی این پیام رو پیدا کرد

553
00:55:38,606 --> 00:55:40,407
‫به مامان بابام بگین دوستشون دارم

554
00:57:07,361 --> 00:57:08,961
‫فرگال بی‌شرف...

555
00:57:41,796 --> 00:57:43,396
‫گندش بزنن

556
00:58:14,261 --> 00:58:15,861
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

557
00:58:19,934 --> 00:58:21,235
‫تف توش!

558
00:58:21,235 --> 00:58:22,835
‫تف توش!

559
00:59:26,267 --> 00:59:27,867
‫کسی اینجاست؟

560
01:00:30,931 --> 01:00:32,099
‫هی!

561
01:00:32,099 --> 01:00:33,699
‫کی اونجاست؟

562
01:00:33,723 --> 01:00:35,723


563
01:01:14,742 --> 01:01:19,747
‫خیلی‌خب بچه‌ها
‫بریم نامه‌ی بعدی‌مون رو بخونیم!

564
01:01:19,747 --> 01:01:21,882
‫هورا!

565
01:01:21,882 --> 01:01:24,718
‫"جک عزیز..." منو میگه!

566
01:01:24,718 --> 01:01:27,488
‫"اسم من اُهم باومنه"

567
01:01:27,488 --> 01:01:29,088
‫اُهم؟ خیلی‌خب

568
01:01:29,456 --> 01:01:33,727
‫"من ده سالمه و مامانم پارسال فوت کرد"

569
01:01:34,295 --> 01:01:37,599
‫- چیا می‌میرن، بچه‌ها؟
‫- همه‌چی!

570
01:01:37,599 --> 01:01:41,835
‫"داشتم با اسلحه‌ی بابام
‫بازی می‌کردم و یهویی شلیک کرد"

571
01:01:42,269 --> 01:01:46,541
‫دو تا چیزی که هیچوقت نباید
‫باهاشون بازی کنیم چیان، بچه‌ها؟

572
01:01:46,541 --> 01:01:48,075
‫- آتش!
‫- و دیگه چی؟

573
01:01:48,075 --> 01:01:50,377
‫- اسلحه!
‫- دقیقاً!

574
01:01:51,011 --> 01:01:53,548
‫"بابام ازم متنفر شده"

575
01:01:53,548 --> 01:01:55,115
‫"دلم برای مامانم تنگ شده"

576
01:01:55,115 --> 01:01:57,586
‫"همیشه می‌ترسم"

577
01:01:57,586 --> 01:01:59,954
‫"می‌تونی کمکم کنی؟ اُهم"

578
01:02:00,754 --> 01:02:03,757
‫خب اُهم، خیلی ساده‌ست

579
01:02:03,757 --> 01:02:06,695
‫بابات بهت گفته بود
‫دست به اسلحه‌ش نزنی

580
01:02:06,695 --> 01:02:08,862
‫ولی بازم دست زدی

581
01:02:08,862 --> 01:02:12,534
‫و مغز زنش متلاشی شد

582
01:02:14,268 --> 01:02:17,071
‫کمک می‌خوای؟ تو خواب ببینی!

583
01:02:17,071 --> 01:02:19,507
‫ترسیدی؟ بایدم بترسی

584
01:02:19,507 --> 01:02:21,610
‫بایدم بترسی لعنتی!

585
01:03:21,918 --> 01:03:23,816
‫« خروجی‌های اضطراری »

586
01:03:25,567 --> 01:03:28,200
‫« زیرزمین »

587
01:03:36,250 --> 01:03:38,185
‫هیچ راهی برای برگشتن به بالا نیست

588
01:03:38,720 --> 01:03:40,888
‫دکمه‌ی آسانسور خرابه

589
01:03:42,122 --> 01:03:44,258
‫نمی‌تونم باهاش برگردم بالا

590
01:03:46,661 --> 01:03:48,462
‫هیچ راه خروجی پیدا نمی‌کنم

591
01:03:50,998 --> 01:03:52,900
‫این پایین گیر افتادم

592
01:04:29,436 --> 01:04:31,036
‫ایول!

593
01:05:03,303 --> 01:05:04,903
‫خیلی‌خب...

594
01:06:03,531 --> 01:06:05,265
‫یا خود خدا

595
01:09:08,348 --> 01:09:10,450
‫فکر کنم یکی این پایینه!

596
01:09:12,887 --> 01:09:14,689
‫مدام صدا می‌شنوم

597
01:09:21,395 --> 01:09:23,097
‫کسی اینجاست؟

598
01:09:25,432 --> 01:09:27,902
‫وای خدا! وای...

599
01:10:35,302 --> 01:10:37,805
‫سه، دو...

600
01:10:48,082 --> 01:10:49,717
‫یالا! یالا...

601
01:10:51,351 --> 01:10:52,951
‫یالا دیگه...

602
01:10:58,092 --> 01:10:59,727
‫کی اونجاست؟

603
01:15:37,371 --> 01:15:38,971
‫- یا خدا...
‫- عه، مال

604
01:15:39,306 --> 01:15:40,741
‫به کمکت احتیاج دارم

605
01:15:40,741 --> 01:15:43,711
‫یا خدا، جری. چه بلایی سرت اومده؟

606
01:15:43,711 --> 01:15:46,414
‫کار فرگال بود. مهم نیست

607
01:15:46,414 --> 01:15:47,648
‫باید برم بالا

608
01:15:47,648 --> 01:15:48,949
‫باید اینو باز کنم

609
01:15:48,949 --> 01:15:50,684
‫- چرا؟
‫- اون یارو آمریکاییه

610
01:15:50,684 --> 01:15:52,753
‫اُهم، رفته اون بالا

611
01:15:53,220 --> 01:15:55,589
‫وایسا! وایسا، وایسا!

612
01:15:56,257 --> 01:15:58,092
‫اون رفت

613
01:15:58,092 --> 01:15:59,260
‫چی؟

614
01:15:59,260 --> 01:16:02,531
‫آقای کاب منو فرستاد اینجا
‫دنبال کلید بگردم

615
01:16:02,531 --> 01:16:03,931
‫و وقتی رسیدم اینجا
‫دیدم در آهنی بازه

616
01:16:03,931 --> 01:16:05,833
‫- برای همین رفتم بالا
‫- خب؟

617
01:16:06,834 --> 01:16:09,236
‫- چی پیدا کردی؟
‫- آقای باومن رو دیدم

618
01:16:09,236 --> 01:16:12,139
‫- مست بود
‫- چی؟

619
01:16:12,139 --> 01:16:15,209
‫- کجاست؟
‫- تو راه فرودگاهه

620
01:16:15,209 --> 01:16:17,878
‫مست‌تر از اونی بود که بشینه پشت فرمون
‫برای همین بردمش شهر

621
01:16:17,878 --> 01:16:20,047
‫سوار تاکسیش کردم و فرستادمش بره

622
01:16:20,047 --> 01:16:21,749
‫فیونا چی؟

623
01:16:23,017 --> 01:16:24,617
‫نـه

624
01:17:28,382 --> 01:17:29,982
‫هی...

625
01:17:33,654 --> 01:17:35,322
‫همینطوری پریدی بیرون؟

626
01:17:36,490 --> 01:17:38,090
‫ممکن بود بمیری

627
01:17:44,098 --> 01:17:45,833
‫مطمئنی اتاق رو گشتی؟

628
01:17:45,833 --> 01:17:47,569
‫یعنی... همه‌جا رو گشتی؟

629
01:17:47,569 --> 01:17:49,236
‫اتاقه چندانم بزرگ نیست

630
01:17:49,236 --> 01:17:52,740
‫فیونا اونجا نیست. به‌خدا گشتم

631
01:17:52,740 --> 01:17:54,708
‫باید خودم ببینم

632
01:17:55,976 --> 01:17:58,179
‫فیونا خودش می‌خواد برم اون بالا

633
01:17:58,179 --> 01:18:00,948
‫مجبورم زنگ بزنم پلیس

634
01:18:00,948 --> 01:18:02,617
‫و بهشون بگم اینجایی

635
01:18:06,521 --> 01:18:08,389
‫قضیه‌ی زنت رو می‌دونن

636
01:18:12,293 --> 01:18:13,893
‫خودم دیدمش...

637
01:18:14,529 --> 01:18:16,129
‫خودم دیدمش

638
01:18:17,731 --> 01:18:19,767
‫فقط برو، جری

639
01:18:20,167 --> 01:18:23,737
‫با ماشین باومن برو و دیگه برنگرد

640
01:18:24,371 --> 01:18:26,440
‫بهشون میگم وقتی زنگ زدم رفته بودی

641
01:18:29,109 --> 01:18:30,709
‫برو دیگه

642
01:19:53,561 --> 01:19:55,229
‫نه، نه، نه! جری!

643
01:19:55,229 --> 01:19:56,829
‫جری!

644
01:20:19,353 --> 01:20:20,689
‫جری!

645
01:20:20,689 --> 01:20:22,289
‫جری!

646
01:20:56,957 --> 01:20:58,557
‫سوئیچ رو جا گذاشتم

647
01:21:03,931 --> 01:21:05,567
‫ای بر پدرت لعنت

648
01:21:09,169 --> 01:21:11,138
‫مال، حالت خوبه؟

649
01:21:11,138 --> 01:21:14,208
‫نه، حالم چندان تعریفی نداره

650
01:21:14,975 --> 01:21:18,312
‫فکر کنم بهتره ببندم و برم خونه

651
01:21:18,680 --> 01:21:20,881
‫میرم سوئیچ رو برمی‌دارم
‫و برات میارمش بیرون

652
01:22:07,327 --> 01:22:09,329
‫خدا لعنتت کنه!

653
01:23:00,882 --> 01:23:03,383
‫- جری
‫- فیونا همیشه می‌گفت

654
01:23:04,351 --> 01:23:07,187
‫اگر حس کردی یه جای کار می‌لنگه
‫هیچوقت حستو نادیده‌ نگیر

655
01:23:11,024 --> 01:23:13,360
‫یه جای کار می‌لنگه، مال

656
01:23:13,360 --> 01:23:14,960
‫جری...

657
01:23:15,597 --> 01:23:16,731
‫باید بری

658
01:23:16,731 --> 01:23:18,298
‫اگر اُهم رو رسوندی شهر

659
01:23:18,298 --> 01:23:20,167
‫چرا برگشتی اینجا؟

660
01:23:23,170 --> 01:23:26,206
‫برگشتم اینو بردارم...
‫ببرم قاب کنم بدم زنم

661
01:23:28,275 --> 01:23:30,912
‫این همه راه واسه این برگشتی؟

662
01:23:30,912 --> 01:23:32,514
‫مگه هرکس یه کار خوب
‫برای زنش می‌کنه

663
01:23:32,514 --> 01:23:34,114
‫یعنی داره یه چیزی رو مخفی می‌کنه؟

664
01:23:47,662 --> 01:23:49,531
‫جری...

665
01:23:49,531 --> 01:23:51,164
‫جری، چه غلطی داری می‌کنی؟

666
01:23:51,164 --> 01:23:53,033
‫- کلید رو بده!
‫- دست من نیست!

667
01:23:53,033 --> 01:23:54,501
‫دادمش به آقای کاب

668
01:23:54,501 --> 01:23:56,169
‫بدش به من!

669
01:23:56,169 --> 01:23:59,072
‫باشه. باشه، باشه

670
01:24:04,512 --> 01:24:06,514
‫جری، خواهش می‌کنم

671
01:24:06,514 --> 01:24:08,048
‫اشتباه کردم

672
01:24:08,048 --> 01:24:09,684
‫مثل من فیونا رو نمی‌شناختی

673
01:24:09,684 --> 01:24:11,151
‫آدم خوبی نبود!

674
01:24:11,151 --> 01:24:13,220
‫داشت تهدید می‌کرد
‫به آقای کاب میگه!

675
01:24:13,755 --> 01:24:15,557
‫و آقای کاب ازم متنفره!

676
01:24:15,557 --> 01:24:18,358
‫توی این سال‌ها بابت کمتر از اینم
‫تهدیدم کرده میده منو بکشن

677
01:24:19,027 --> 01:24:20,360
‫ولش کن!

678
01:24:20,360 --> 01:24:22,496
‫درهرحال می‌خواست خودکشی کنه!

679
01:24:38,483 --> 01:24:40,537
‫« روی بخاری را نپوشانید »

680
01:24:40,561 --> 01:24:50,561
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ @AvaMovie_in ]

681
01:25:05,105 --> 01:25:08,108
‫- اُهم!
‫- هـی! جری!

682
01:25:08,442 --> 01:25:11,045
‫من اینجام! منو بیار بیرون!

683
01:25:18,886 --> 01:25:20,486
‫یه در کوچیک اینجا هست!

684
01:25:21,421 --> 01:25:23,223
‫می‌تونم به‌زور بازش کنم

685
01:25:23,858 --> 01:25:25,258
‫باشه

686
01:25:25,258 --> 01:25:26,858
‫برو عقب، برو عقب

687
01:25:35,003 --> 01:25:36,436
‫- فیونا؟
‫- نه، مُرده

688
01:25:36,436 --> 01:25:38,238
‫مال لعنتی کشتش

689
01:25:40,240 --> 01:25:41,840
‫حالت خوبه؟

690
01:25:42,710 --> 01:25:44,310
‫زنده می‌مونم

691
01:26:02,997 --> 01:26:05,633
‫سعی نکن جایی بری!

692
01:26:05,633 --> 01:26:07,233
‫جدی میگم!

693
01:26:27,454 --> 01:26:29,791
‫تف توش!

694
01:26:33,127 --> 01:26:35,262
‫ای خدا! لعنتی!

695
01:27:12,200 --> 01:27:13,800
‫باومن؟

696
01:27:17,839 --> 01:27:19,439
‫لعنتی...

697
01:27:22,309 --> 01:27:23,909
‫باومن!

698
01:27:48,202 --> 01:27:49,971
‫باومن، گوش کن چی میگم

699
01:27:50,403 --> 01:27:52,206
‫هتل آتیش گرفته

700
01:27:52,206 --> 01:27:54,509
‫اون پایین راه خروجی نیست

701
01:27:54,509 --> 01:27:56,577
‫همراه کلید می‌برمت بالا

702
01:27:56,577 --> 01:27:58,246
‫و می‌تونیم جفتمون با هم بریم بیرون

703
01:27:58,246 --> 01:27:59,881
‫می‌تونی برگردی خونه

704
01:28:00,915 --> 01:28:02,750
‫باومن!

705
01:28:02,750 --> 01:28:04,350
‫صدام رو می‌شنوی؟

706
01:28:20,768 --> 01:28:22,368
‫اُهم...

707
01:28:48,863 --> 01:28:50,463
‫باومن؟

708
01:31:06,734 --> 01:31:08,769
‫اتفاقی بود

709
01:31:12,340 --> 01:31:16,243
‫معذرت می‌خوام، اتفاقی بود

710
01:31:16,243 --> 01:31:17,843
‫می‌دونم

711
01:31:21,048 --> 01:31:22,817
‫نمی‌تونی اینجا بمونی

712
01:31:28,456 --> 01:31:30,558
‫اتفاقی بود

713
01:31:58,085 --> 01:31:59,685
‫قضیه چیه؟

714
01:32:20,608 --> 01:32:22,208
‫کمک!

715
01:32:27,982 --> 01:32:29,582
‫تو رو خدا! نـه!

716
01:34:52,092 --> 01:34:53,692
‫مال!

717
01:34:56,665 --> 01:34:58,265
‫مال!

718
01:34:59,668 --> 01:35:01,268
‫مال!

719
01:35:01,702 --> 01:35:03,302
‫صدامو می‌شنوی؟

720
01:35:05,306 --> 01:35:06,906
‫فرگال!

721
01:35:08,677 --> 01:35:10,277
‫کسی اونجاست؟

722
01:35:16,551 --> 01:35:18,151
‫یا خدا...

723
01:35:18,752 --> 01:35:20,487
‫هی! هی، هی، هی!

724
01:35:20,854 --> 01:35:22,856
‫بلند شو، باید بریم! بلند شو!

725
01:35:27,027 --> 01:35:28,896
‫بجنب! باید بریم!

726
01:35:48,182 --> 01:35:50,251
‫حالت چطوره آقای باومن؟

727
01:35:55,322 --> 01:35:56,922
‫همون پادوئه‌ هستی

728
01:35:57,424 --> 01:35:59,024
‫اسمم "البی"ـه

729
01:35:59,426 --> 01:36:01,028
‫فکر نمی‌کردم کسی باشه
‫بهتون سر بزنه

730
01:36:01,028 --> 01:36:02,597
‫چون اینقدر از خونه دورین

731
01:36:02,597 --> 01:36:05,199
‫فکر نکنم اونجا هم کسی باشه
‫که بهم سر بزنه

732
01:36:07,901 --> 01:36:09,501
‫بفرما بشین، ببخشید

733
01:36:14,375 --> 01:36:17,811
‫خیلی‌خب. گمونم 2 اسکوپ وانیلی می‌خوام

734
01:36:18,145 --> 01:36:22,082
‫آره، توی بستنی‌فروشی کنار اینجا هم
‫کار می‌کنم، آره

735
01:36:22,082 --> 01:36:23,551
‫آها

736
01:36:23,551 --> 01:36:25,386
‫این از طرف "فرگال"ـه

737
01:36:27,855 --> 01:36:30,224
‫خیلی بابت فیونا ناراحته

738
01:36:30,224 --> 01:36:32,059
‫ولی گفت اگر چیزی لازم داشتین بهش بگین

739
01:36:32,059 --> 01:36:33,762
‫آره، پای تلفن باهاش حرف زدم

740
01:36:36,063 --> 01:36:37,831
‫رفتی هتل؟

741
01:36:37,831 --> 01:36:39,431
‫رفتم دم خرابه‌ش

742
01:36:40,702 --> 01:36:42,302
‫بقایاشون رو پیدا کردن

743
01:36:42,771 --> 01:36:44,405
‫فیونا و جری

744
01:36:47,609 --> 01:36:48,976
‫مال چی؟

745
01:36:48,976 --> 01:36:50,978
‫ماشینش رو بیرون پیدا کردن

746
01:36:50,978 --> 01:36:52,578
‫دارن دنبالش می‌گردن

747
01:36:57,284 --> 01:37:00,854
‫آقای باومن، باید یه چیزی بهتون بگم

748
01:37:03,591 --> 01:37:06,393
‫نمی‌دونم چی شده...

749
01:37:06,393 --> 01:37:09,330
‫ولی نگرانم که نکنه
‫از یه جهات تقصیر من بوده باشه

750
01:37:10,497 --> 01:37:12,097
‫چطور مگه؟

751
01:37:12,833 --> 01:37:15,135
‫یه فلاسک ویسکی توی اتاقتون بود

752
01:37:16,136 --> 01:37:18,505
‫- ازش خوردین؟
‫- آره

753
01:37:18,939 --> 01:37:20,608
‫خیلی ازش خوردین؟

754
01:37:20,608 --> 01:37:23,444
‫خب ویسکی بوده
‫همه‌شو خوردم، چطور مگه؟

755
01:37:24,978 --> 01:37:26,578
‫توش یه چیزی ریخته بودم

756
01:37:27,915 --> 01:37:29,651
‫چی ریخته بودی؟

757
01:37:30,184 --> 01:37:32,953
‫یکم از پودر قارچ جری رو داشتم

758
01:37:32,953 --> 01:37:36,023
‫یواشکی اومدم توی اتاقتون
‫و ریختم توی فلاسک

759
01:37:37,991 --> 01:37:39,960
‫چرا همچین کاری کردی؟

760
01:37:39,960 --> 01:37:41,563
‫خب بعد از این بود
‫که دم بار

761
01:37:41,563 --> 01:37:43,163
‫سعی کردم باهاتون حرف بزنم

762
01:37:43,897 --> 01:37:45,667
‫دستم رو سوزوندین

763
01:37:45,667 --> 01:37:47,267
‫درد داشت

764
01:37:50,337 --> 01:37:53,407
‫می‌دونی که تمام این‌ها واقعین، مگه نه؟

765
01:37:53,407 --> 01:37:57,211
‫فقط آدم‌هایی که ذهن بسته‌ای دارن
‫نمی‌تونن ببیننشون

766
01:38:01,616 --> 01:38:03,216
‫ببخشید

767
01:38:03,884 --> 01:38:05,653
‫آخه خیلی بی‌ادب بودین

768
01:38:08,222 --> 01:38:10,491
‫بهتره برم تا منو ننداختن بیرون

769
01:38:10,859 --> 01:38:13,661
‫یکی از آتش‌نشان‌ها
‫اینو توی هتل پیدا کرد

770
01:38:22,737 --> 01:38:24,405
‫میگم...

771
01:38:25,807 --> 01:38:27,407
‫اینم با خودت ببر

772
01:38:28,041 --> 01:38:29,376
‫چیزی توش نریختم

773
01:38:29,376 --> 01:38:31,178
‫آره می‌دونم، فقط ببرش

774
01:38:35,550 --> 01:38:37,786
‫اگر خواستین چیزی بخونین
‫که حوصله‌تون سر نره

775
01:38:37,786 --> 01:38:39,386
‫می‌تونم پیش‌نویسم رو براتون بیارم

776
01:38:41,188 --> 01:38:43,424
‫بقدر کافی زجر نکشیدم، البی؟

777
01:38:46,326 --> 01:38:48,362
‫امشب سریع یه ویرایشی می‌کنم
‫و فردا براتون میارمش

778
01:38:49,463 --> 01:38:51,063
‫باشه

779
01:39:11,719 --> 01:39:15,539
‫« بـخـش پـایـانـی »

780
01:39:34,843 --> 01:39:36,644
‫گفتم برگرد!

781
01:40:07,074 --> 01:40:08,674
‫اینجا رو...

782
01:40:09,476 --> 01:40:11,076
‫بزن اینجا

783
01:40:12,446 --> 01:40:15,449
‫با تمام زورت، متوجه شدی؟

784
01:40:17,184 --> 01:40:18,920
‫خون هم دیدی واینستا

785
01:40:18,920 --> 01:40:20,187
‫استخون هم دیدی واینستا

786
01:40:20,187 --> 01:40:22,790
‫اونقدر بزن که بشکنه

787
01:40:25,092 --> 01:40:27,562
‫نقشه رو دنبال کن
‫و همه‌شو بردار واسه خودت

788
01:40:31,231 --> 01:40:33,300
‫کاملاً حقمه

789
01:40:39,774 --> 01:40:41,475
‫زود باش تا نظرم عوض نشده

790
01:40:42,877 --> 01:40:43,978
‫نـه

791
01:40:43,978 --> 01:40:45,578
‫بجنب بگیرش

792
01:40:45,602 --> 01:40:56,602


