﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
<font color="#2b838b">سرمووی مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم</font>
<font color="#f4f2f0">Sermovie</font>

2
00:00:09,514 --> 00:00:12,814
« برگرفته از یک شایعه‌ی واقعی »‫

3
00:00:16,642 --> 00:00:17,934
‫سلام، مامان مک

4
00:00:17,935 --> 00:00:20,521
‫سلام. چطوره؟

5
00:00:21,855 --> 00:00:25,358
‫این وایاتـه که
‫توی جلسه‌ی تراپیش زده زیر گریه

6
00:00:25,359 --> 00:00:27,985
‫اشک‌هاش رو نگاه.
‫نصف صبح وقتم رو گرفت.

7
00:00:27,986 --> 00:00:30,863
‫فکر نکنم یه پسربچه‌ی ۱۶ ساله
‫دلش بخواد عکس خودش رو

8
00:00:30,864 --> 00:00:33,991
‫- حین گریه کردن روی کیک تولدش ببینه
‫- درخواست خودش بود

9
00:00:33,992 --> 00:00:35,576
‫عاشق تراپیستشـه

10
00:00:35,577 --> 00:00:38,496
‫- پسرت، متیو مک‌کانهی رو که می‌شناسی؟
‫- آره

11
00:00:38,497 --> 00:00:42,793
‫اگه حرف‌های دیروزت راست باشه،
‫اون هم تراپی‌لازمـه

12
00:00:44,127 --> 00:00:45,337
‫مگه چی گفتم؟

13
00:00:46,713 --> 00:00:49,632
‫سربسته گفتی
‫من و متیو ممکنـه برادر باشیم

14
00:00:49,633 --> 00:00:51,217
‫خل شدی؟

15
00:00:51,218 --> 00:00:52,510
‫من مست بودم

16
00:00:52,511 --> 00:00:55,263
‫آدم که مست می‌کنه
‫هر حرفی از دهنش بیرون میاد

17
00:00:55,264 --> 00:00:56,848
‫ثانیاً، سن و سالی ازم گذشته

18
00:00:56,849 --> 00:00:58,432
‫آدم که پیر میشه،
‫مزخرف زیاد میگه

19
00:00:58,433 --> 00:01:00,726
‫ثالثاً، من یه زنم و
‫زن جماعت حرفِ بی‌خود زیاد می‌زنه

20
00:01:00,727 --> 00:01:05,648
‫اونا همش حرف‌های بی‌خودِ
‫یه پیرزنِ مست به یه پیرمرد نشئه بود

21
00:01:05,649 --> 00:01:09,152
‫احتمالش زیاده که سوءتفاهم شده باشه

22
00:01:10,112 --> 00:01:13,197
‫اگه نمی‌خوای حرفی بزنی،
‫میرم دنبال یکی که این کار رو بکنه

23
00:01:13,198 --> 00:01:15,241
‫دنبال یکی که چیکار کنه، داداش؟

24
00:01:15,242 --> 00:01:16,827
‫- صبح بخیر
‫- داداش

25
00:01:19,806 --> 00:01:21,765
‫خب، چه خبرها…

26
00:01:21,790 --> 00:01:25,668
‫- جناب فرماندار مک‌کانهی
‫- هی، خوشم اومد

27
00:01:25,669 --> 00:01:28,754
‫مخصوصاً توی تولدم ۱۶ سالگی پسرم

28
00:01:28,755 --> 00:01:30,585
‫که البته روز بزرگیـه تا

29
00:01:30,610 --> 00:01:33,527
‫یکی از رسم‌های قدیمی پدر و پسریِ
‫خانواده‌ی مک‌کانهی رو به جا بیاریم

30
00:01:33,552 --> 00:01:37,346
‫من که توی تولد ۱۶ سالگیم
‫رفتم دنبال بابام توی مِی‌خونه‌ی محبوبش،

31
00:01:37,347 --> 00:01:39,307
‫«سَدل سالن» توی لاکهارت

32
00:01:39,308 --> 00:01:41,767
‫زیر میز بیلیارد از هوش رفته بود

33
00:01:41,768 --> 00:01:43,186
‫- واقعاً؟
‫- شلوارش تا مچ پاش پایین اومده بود

34
00:01:43,187 --> 00:01:46,147
‫یه بطری ویسکی توی یه دستش بود و
‫یه پیشخدمت هم توی اون یکی دستش

35
00:01:46,148 --> 00:01:48,691
‫هر خانواده‌ای
‫رسم و رسوم خودش رو داره، داداش

36
00:01:48,692 --> 00:01:50,443
‫- آره
‫- کیک رو بردار، بی‌زحمت

37
00:01:50,444 --> 00:01:51,569
‫باشه. باشه

38
00:01:51,570 --> 00:01:54,071
‫خیلی‌خب، دوستان.
‫نوبت کیک و کادوهاست.

39
00:01:54,072 --> 00:01:56,623
‫خدا می‌دونه سدل سالن
‫هنوز اونجا هست یا نه

40
00:01:58,000 --> 00:02:05,000
<font color="#f93208">ما را در تلگرام دنبال کنید</font>
<font color="#fafafa">@Sermoviechannel</font>

41
00:02:07,073 --> 00:02:09,212
‫هدیه‌ی اصلی فردا صبحـه،

42
00:02:09,213 --> 00:02:12,798
‫وقتی من و تو، پدر و پسری،
‫راهیِ اولین شکار گوزن‌مون می‌شیم

43
00:02:12,799 --> 00:02:14,669
‫یکی از آیین‌های سنتی خانواده‌ی مک‌کانهی

44
00:02:15,761 --> 00:02:18,346
‫- چه کادوی قشنگی
‫- دمت گرم

45
00:02:18,347 --> 00:02:19,829
‫پسرت رو با قتل آشنا کردی

46
00:02:19,854 --> 00:02:21,950
‫خانواده‌ی مک‌کانهی از
‫تخم و ترکه‌ی شکارچی‌هان، رفیق

47
00:02:21,975 --> 00:02:23,142
‫همیشه همین بوده

48
00:02:23,143 --> 00:02:27,063
‫می‌دونستی کُشتن یه حیوون بی‌گناه
‫بدتر از کُشتن یه انسانـه؟

49
00:02:27,064 --> 00:02:28,439
‫اونوقت چجوری به این نتیجه رسیدی؟

50
00:02:28,440 --> 00:02:30,233
‫خب، گوزن‌ها که
‫نمی‌دونن شکستِ هیدرولیکی چیـه

51
00:02:30,234 --> 00:02:34,153
‫یه بچه‌آهوی فسقلی
‫حتی مذهب هم سازماندهی نکرده

52
00:02:34,154 --> 00:02:36,331
‫کجا دیدی یه گوزن ۱۲ شاخ
‫جدانژادی راه بندازه؟

53
00:02:36,356 --> 00:02:38,050
‫الحق که دختر باباتی

54
00:02:38,075 --> 00:02:39,535
‫خیلی‌خب، کی بازم کیک می‌خواد؟

55
00:03:23,579 --> 00:03:25,680
‫- خب، شما کجا…
‫- یه لحظه

56
00:03:31,545 --> 00:03:33,369
‫یادم بنداز به داگلاس زنگ بزنم

57
00:03:34,381 --> 00:03:36,508
‫یادم بنداز به فرانک زنگ بزنم،
‫نه به داگلاس

58
00:03:39,589 --> 00:03:41,949
‫خخخ. ارسال

59
00:03:44,266 --> 00:03:46,100
‫خب، اول از همه،
‫خواستم بگم که به نظرم…

60
00:03:46,101 --> 00:03:49,061
‫- شما فرماندار جدید تگزاسی
‫- چه خوب

61
00:03:49,062 --> 00:03:50,771
‫اگه از خودم مطمئن نبود،

62
00:03:50,772 --> 00:03:52,857
‫به برادرم نمی‌گفتم
‫نمی‌تونم تا کمپ ترک اعتیاد برسونمش

63
00:03:52,858 --> 00:03:54,702
‫مسئله‌ی بعدی اینـه که
‫نمی‌خوام دیگه اینجا قرار بذاریم

64
00:03:54,727 --> 00:03:55,894
‫توی انباریم؟

65
00:03:56,445 --> 00:03:58,654
‫آره. جای آروم و ساکتی واسه گپ‌وگفتـه،

66
00:03:58,655 --> 00:04:01,741
‫چون اون بالا داریم
‫تولد پسرم رو جشن می‌گیریم

67
00:04:01,742 --> 00:04:03,202
‫تولد ۱۶ سالگیشـه

68
00:04:03,818 --> 00:04:05,280
‫تو رو خدا عکس‌هاش رو نشونم نده

69
00:04:05,305 --> 00:04:08,539
‫شرمنده اگه اطلاعات زیادی از
‫روند انتخابات ندارم

70
00:04:08,540 --> 00:04:12,210
‫به قول معروف،
‫این اولین تجربه‌ی انتخاباتی منـه

71
00:04:12,211 --> 00:04:13,794
‫عاشق این حس‌وحال محلی شمام

72
00:04:13,795 --> 00:04:15,421
‫البته، شخصاً نه.
‫شخصاً حالم ازش به هم می‌خوره،

73
00:04:15,422 --> 00:04:17,712
‫ولی واسه کارزار انتخاباتی فوق‌العاده‌ست.
‫حکم طلا رو داره.

74
00:04:17,737 --> 00:04:20,134
‫نزدیک به یه ماه تا اعلام رسمی مونده

75
00:04:20,135 --> 00:04:21,761
‫فعلاً داریم مقدمات کار رو می‌چینیم

76
00:04:21,762 --> 00:04:23,679
‫چون همین که اعلام رسمی انجام بشه،

77
00:04:23,680 --> 00:04:26,807
‫باید کمربندها رو ببندید، یابوها،
‫چون زندگی‌تون قراره زیرورو بشه

78
00:04:26,808 --> 00:04:30,478
‫باشه. خب، قبل از این که شروع کنیم،
‫بذار یه سؤال اساسی بپرسم

79
00:04:30,479 --> 00:04:34,784
‫چرا باید شما رو به عنوان
‫مدیر کارزار انتخاباتیم انتخاب کنم،

80
00:04:34,809 --> 00:04:37,716
‫خانم هیل‌کرست بارنز دیویس؟

81
00:04:44,135 --> 00:04:45,969
‫سؤالت جدی بود؟ خیلی‌خب، شرمنده

82
00:04:45,994 --> 00:04:48,204
‫آخه یجوری گفتی
‫«خانم هیل‌کرست بارنز دیویس»

83
00:04:48,205 --> 00:04:50,831
‫انگار معلم کلاس چهارمتم و
‫تو یه بچه کوچولویی…

84
00:04:50,832 --> 00:04:54,085
‫من هر ۹ انتخابات اخیرم رو برنده شدم.
‫اگه می‌خوای برنده بشی، میای سراغ خودم.

85
00:04:54,086 --> 00:04:56,420
‫اگه نمی‌خوای برنده بشی،
‫یه سلفی باهات می‌گیرم و

86
00:04:56,421 --> 00:04:58,589
‫می‌فرستمش واسه برادرم،
‫چون اون کُشته‌مُرده‌ی سوپراستلاره و

87
00:04:58,590 --> 00:05:00,049
‫بعدش هم زحمت رو کم می‌کنم

88
00:05:00,050 --> 00:05:02,051
‫- نه، نه، نه، ما می‌خوایم برنده شیم
‫- آره

89
00:05:02,052 --> 00:05:04,470
‫فکر می‌کنم همگی
‫تازه داریم با هم آشنا می‌شیم

90
00:05:04,471 --> 00:05:06,305
‫یه شناختی از اوضاع پیدا می‌کنیم

91
00:05:06,306 --> 00:05:09,976
‫عاشق این نقشِ همسر خونسرد و
‫متینی هستم که بازی می‌کنی

92
00:05:09,977 --> 00:05:11,185
‫خیلی بهت میاد

93
00:05:11,186 --> 00:05:12,603
‫ولی باید یه متخصص مُد بهت معرفی کنم

94
00:05:12,604 --> 00:05:14,856
‫چون این لباسی که تنتـه
‫از پارچه‌ی جینـه

95
00:05:14,857 --> 00:05:16,482
‫یه بُرس موی خوب هم برات می‌خرم

96
00:05:16,483 --> 00:05:19,026
‫سلام، سیری، یادم بنداز
‫یه بُرس موی خوب واسه خانمش بگیرم

97
00:05:19,027 --> 00:05:21,488
‫گوئن، مضمون کارزارم
‫متمرکز روی ریشه و تبارمـه

98
00:05:21,935 --> 00:05:23,269
‫خب؟ از این مطمئنم

99
00:05:23,294 --> 00:05:26,909
‫بابام، مکِ بزرگ، همیشه پای ایمان،
‫خانواده، سنت و تگزاس وایمیستاد

100
00:05:26,910 --> 00:05:30,413
‫نحوه‌ی شکل دادن جامعه و جوری که
‫به مردم کمک می‌کرد روی پای خودشون وایسن

101
00:05:30,414 --> 00:05:34,125
‫چیزیـه که به عنوان فرماندار
‫می‌خوام بیشتر انجامش بدم

102
00:05:34,126 --> 00:05:35,501
‫عجب. خیلی‌خب

103
00:05:35,502 --> 00:05:38,087
‫پس قراره یه‌راست بریم سراغ
‫تصویر یه پسر اصیل جنوبی

104
00:05:38,088 --> 00:05:39,463
‫خیلی خوشم اومد.
‫طرز بیانت رو دوست داشتم.

105
00:05:39,464 --> 00:05:42,049
‫- خب، من همین مدلی حرف می‌زنم
‫- اینم اون شهامت هالیوودی

106
00:05:42,050 --> 00:05:44,010
‫ببخشید. حرف از خانواده شد

107
00:05:44,011 --> 00:05:46,220
‫وایات پیام داده فردا…

108
00:05:46,221 --> 00:05:48,681
‫چه ساعتی قراره بریم شکار

109
00:05:48,682 --> 00:05:51,513
‫متیو قراره پسرمون رو
‫واسه اولین تجربه‌ی شکارش ببره بیرون

110
00:05:51,538 --> 00:05:54,887
‫بچه‌ی حساسیـه،
‫ولی واسه متیو خیلی باارزشـه

111
00:05:55,147 --> 00:05:57,273
‫خودش قبلاً خیلی با باباش می‌رفت شکار

112
00:05:57,274 --> 00:05:59,442
‫ول، یه مربی داستان‌سرایی خوب
‫بهت معرفی می‌کنم،

113
00:05:59,443 --> 00:06:02,028
‫چون از اواسط جمله‌ی اولت
‫ذهنم رفت یه جای دیگه

114
00:06:02,029 --> 00:06:04,405
‫یادم بنداز یه مربی داستان‌سرایی
‫به خانمش معرفی کنم

115
00:06:04,406 --> 00:06:05,573
‫خب، قدم‌های بعدی:

116
00:06:05,574 --> 00:06:08,784
‫چندتا جلسه‌ی آشنایی و معارفه‌ی اولیه،
‫جلسه‌های بازاریابی و از اینجور چیزها

117
00:06:08,785 --> 00:06:11,495
‫از اون مهم‌تر،
‫می‌خوام از آخرین ماهِ آزادیت لذت ببری

118
00:06:11,496 --> 00:06:15,090
‫قبل از این که بیام توی زندگیت و
‫مثل یه روح توی قلعه خواب رو از چشمات بگیرم

119
00:06:15,773 --> 00:06:18,544
‫راستی، اگه حرف‌های ناگفته‌ای دارید،

120
00:06:18,545 --> 00:06:20,755
‫چیزهایی که ممکنـه بعداً دردسرساز بشن،
‫لطفاً همین الان بهم بگید

121
00:06:20,756 --> 00:06:23,466
‫بچه‌های نامشروع،
‫جنایت جنگی، فرقه، مواد مخدر،

122
00:06:23,467 --> 00:06:26,052
‫آدمایی که توی زیرزمین زندانی‌شون کردید.
‫فتیش جوراب‌شلواری، فتیش پا،

123
00:06:26,053 --> 00:06:28,304
‫دور دور با بچه‌هایی که
‫بچه‌های خودتون نیستن،

124
00:06:28,305 --> 00:06:30,257
‫یا بچه‌های خودتونن و سرعت‌تون غیرمجازه

125
00:06:30,282 --> 00:06:31,591
‫اگه آلتت رو از پنجره انداختی بیرون

126
00:06:31,616 --> 00:06:34,354
‫اگه عکس آلتت رو واسه اونایی که می‌خوان و
‫اونایی که نمی‌خوان، فرستادی

127
00:06:34,379 --> 00:06:36,771
‫می‌دونم زیادی گیر دادم به آلتت،

128
00:06:36,772 --> 00:06:37,855
‫ولی باورت نمیشه

129
00:06:37,856 --> 00:06:40,775
‫بیشتر گندکاری‌های ملت آلت‌محوره

130
00:06:40,776 --> 00:06:42,276
‫پس، هر چی هست، بگید.
‫من رو محرم بدونید.

131
00:06:42,277 --> 00:06:45,738
‫جای نگرانی نیست.
‫گذشته‌ی یه مک‌کانهی از خونه‌ی خدا پاک‌تره.

132
00:06:45,739 --> 00:06:47,657
‫پس فعلاً من و ول
‫در موردش صحبت می‌کنیم و

133
00:06:47,658 --> 00:06:49,200
‫مرسی که وقت گذاشتی

134
00:06:49,201 --> 00:06:50,953
‫نتیجه رو باهات در میون می‌ذاریم

135
00:06:52,120 --> 00:06:53,121
‫باشه

136
00:06:54,540 --> 00:06:56,582
‫از خنده خودم رو خیس کردم

137
00:06:56,583 --> 00:06:58,335
‫استخدام شدم.
‫چند روز دیگه بهتون سر می‌زنم.

138
00:07:00,337 --> 00:07:02,172
‫این دیگه چه کسخلی بود؟

139
00:07:03,298 --> 00:07:06,384
‫من فقط می‌دونم که
‫شما دخترها رو جور دیگه‌ای بزرگ کردم

140
00:07:06,385 --> 00:07:07,969
‫شاید بشه گفت بهتر!

141
00:07:07,970 --> 00:07:11,138
‫تو بزرگ کردی؟
‫اینقدر گفتی باورت شده

142
00:07:11,139 --> 00:07:12,140
‫خب، من…

143
00:07:12,641 --> 00:07:16,102
‫دلم می‌خواد فکر کنم که
‫الگوی خوبی براتون بودم

144
00:07:16,103 --> 00:07:17,728
‫بیشتر درس عبرت خوبی بودم،

145
00:07:17,729 --> 00:07:20,566
‫ولی خیالم راحتـه که
‫بچه‌ی من قرار نیست بره شکار

146
00:07:22,276 --> 00:07:25,152
‫ولی اگه می‌خواستم برم شکار، می‌رفتم

147
00:07:25,153 --> 00:07:27,154
‫- نه بابا؟
‫- آره

148
00:07:27,155 --> 00:07:32,743
‫دختری که با احتیاط
‫عنکبوت‌ها رو می‌برد بیرونِ خونه

149
00:07:32,744 --> 00:07:35,621
‫حالا می‌خواد یه حیوون بی‌گناه رو بکُشه؟

150
00:07:35,622 --> 00:07:37,786
‫صد سال سیاه

151
00:07:43,547 --> 00:07:46,575
‫به هنگام طلوع،
‫شبنم بر زمین نشسته و

152
00:07:47,092 --> 00:07:48,672
‫وایاتِ جوان را صدا می‌کند

153
00:07:49,761 --> 00:07:51,971
‫خیلی‌خب، رفیق. روز بزرگیـه.
‫بزن بریم.

154
00:07:51,972 --> 00:07:54,473
‫باشه، فقط یه پنج دقیقه
‫دفتر وقایع روزانه‌ام رو پُر کنم،

155
00:07:54,474 --> 00:07:57,170
‫- بعدش میام
‫- نه، نه، نه. توی ماشین بنویس

156
00:07:57,195 --> 00:07:59,797
‫بهم اعتماد کن.
‫امشب کلی مطلب واسه نوشتن داری.

157
00:08:02,900 --> 00:08:04,901
‫خب، ایمنی و نحوه‌ی کنترلِ
‫لوله‌ی تفنگ رو مرور کردیم

158
00:08:04,902 --> 00:08:06,861
‫حالا فقط آروم می‌شینیم و
‫منتظر اتفاقات غیرمنتظره می‌مونیم

159
00:08:06,862 --> 00:08:07,863
‫سلام

160
00:08:08,843 --> 00:08:10,358
‫من هم می‌خوام بیام شکار

161
00:08:10,824 --> 00:08:11,908
‫خیلی‌خب

162
00:08:11,909 --> 00:08:16,316
‫می‌خوای با من و پسرم، وایات،
‫بیای شکار گوزنِ پدر و پسری؟

163
00:08:17,276 --> 00:08:18,277
‫بله، قربان

164
00:08:19,875 --> 00:08:23,435
‫باشه. بابات مشکلی نداره؟

165
00:08:23,754 --> 00:08:27,006
‫بابا خودش می‌دونه من یه آدم بالغم و
‫می‌تونم واسه خودم تصمیم بگیرم

166
00:08:27,007 --> 00:08:29,509
‫- نظر تو چیـه، وایات؟
‫- آره، من که مشکلی ندارم

167
00:08:29,510 --> 00:08:33,223
‫می‌تونیم یه سفرِ
‫پدر و پسر و اولیوی داشته باشیم

168
00:08:33,433 --> 00:08:34,856
‫بزن بریم. وسایلت رو بذار داخل

169
00:08:35,724 --> 00:08:36,725
‫من جلو می‌شینم

170
00:08:43,023 --> 00:08:44,941
‫سورپرایز! من هم میام

171
00:08:44,942 --> 00:08:48,569
‫خیلی‌خب.
‫گمونم قراره با ماشینِ پُر بریم.

172
00:08:48,570 --> 00:08:49,863
‫خوبی، رفیق؟

173
00:08:51,281 --> 00:08:53,324
‫می‌دونی، داشتم به این فکر می‌کردم که…

174
00:08:53,659 --> 00:08:55,701
‫شنیدی میگن وقتی آدما می‌میرن…

175
00:08:55,702 --> 00:08:57,802
‫زندگی‌شون مثل یه فیلم
‫از جلوی چشم‌هاشون میره؟

176
00:08:58,539 --> 00:09:01,457
‫به نظرت گوزن‌ها هم
‫همین اتفاق براشون میفته؟

177
00:09:01,458 --> 00:09:05,002
‫مثلاً… چه‌می‌دونم،
‫مامان یا داداش‌هاشون رو می‌بینن؟

178
00:09:05,003 --> 00:09:06,895
‫یا همه‌ی اون لحظات خوشی که داشتن؟

179
00:09:06,920 --> 00:09:10,339
‫ببین، رفیق،
‫واقعاً مجبور نیستی این کار رو بکنی

180
00:09:10,364 --> 00:09:12,974
‫اگه همچین آدمی نیستی،
‫مشکلی نیست

181
00:09:12,999 --> 00:09:15,877
‫می‌تونم یه گلوله توی پات شلیک کنم.
‫وانمود کنم اتفاقی بوده.

182
00:09:20,602 --> 00:09:23,939
‫می‌دونی، توی اینجا،
‫مادر طبیعت تعادل رو برقرار می‌کنه

183
00:09:25,357 --> 00:09:28,443
‫زمان متوقف میشه،
‫خاطرات گریبانت رو می‌گیرن

184
00:09:29,045 --> 00:09:32,673
‫بعدش به خودت میای و می‌بینی
‫مسیری که طی کردی تا به اینجا برسی

185
00:09:32,698 --> 00:09:34,241
‫مثل روز برات روشنـه

186
00:09:34,741 --> 00:09:38,161
‫بعضی‌ها میگن نمیشه به گذشته رفت،
‫ولی به نظر من میشه

187
00:09:39,830 --> 00:09:41,826
‫فقط باید جای درستی دنبالش بگردی

188
00:09:43,166 --> 00:09:45,418
‫وایسا ببینم،
‫این همون جمله‌ی معروف تبلیغ لینکلن نیست؟

189
00:09:45,419 --> 00:09:46,420
‫بیشترش

190
00:10:04,396 --> 00:10:05,397
‫سلام

191
00:10:06,195 --> 00:10:10,032
‫کیرت توی چرخِ روزگار.
‫تو وودی هرلسونی.

192
00:10:11,236 --> 00:10:14,776
‫- خودمم. حالت چطوره؟
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟

193
00:10:14,801 --> 00:10:18,927
‫می‌دونی، من اولین آبجوم رو
‫وقتی ۱۰ سالم بود، اونجا نشستم خوردم

194
00:10:18,952 --> 00:10:21,287
‫روی اون میز بیلیارد بالا آوردم

195
00:10:21,288 --> 00:10:23,076
‫همون روز بود،
‫چند ساعت بعدترش

196
00:10:23,101 --> 00:10:25,350
‫اومدم راست و دروغ یه چیزی رو بفهمم

197
00:10:25,375 --> 00:10:27,353
‫می‌دونم خیلی بعیده، ولی…

198
00:10:27,544 --> 00:10:30,421
‫گفتم شاید یکی از این قدیمی‌ها…

199
00:10:30,422 --> 00:10:33,174
‫پدرم رو یادش باشه،
‫کلایو هرلسون

200
00:10:33,175 --> 00:10:36,761
‫اواخر دهه‌ی ۶۰، اینجا با
‫یکی از دوست‌های خانمش بود،

201
00:10:36,762 --> 00:10:39,472
‫از اون خانم‌های بددهن،
‫چشم‌های ترسناک،

202
00:10:39,473 --> 00:10:42,089
‫از اونایی که می‌تونستی تصور کنی…

203
00:10:42,114 --> 00:10:45,245
‫آخر عمری
‫قراره یه جامعه‌ستیز دوست‌داشتنی بشه

204
00:10:45,270 --> 00:10:47,878
‫کسی اینجا کلایو هرلسون رو می‌شناسه؟

205
00:10:49,066 --> 00:10:50,067
‫کسی نبود؟

206
00:10:52,653 --> 00:10:57,222
‫ببین، شماره‌ی خانمم رو برات می‌نویسم،

207
00:10:57,247 --> 00:11:01,001
‫اگه چیزی دستگیرت شد،
‫خبرم کن، خب؟

208
00:11:01,745 --> 00:11:02,828
‫مرسی

209
00:11:02,829 --> 00:11:04,497
‫عجب خودکاری. میشه بلندش کنم؟

210
00:11:04,498 --> 00:11:06,123
‫نه. بذارش سر جاش

211
00:11:06,124 --> 00:11:07,668
‫باشه. خیلی‌خب

212
00:11:08,252 --> 00:11:10,842
‫هر جایی نمیشه از این خودکارها پیدا کرد

213
00:11:26,687 --> 00:11:30,148
‫باورت نمیشه کی پیداش شد

214
00:11:31,055 --> 00:11:32,807
‫شکار خوش می‌گذره؟

215
00:11:33,569 --> 00:11:35,681
‫پشه، تفنگ و شیره‌ی درخت

216
00:11:36,321 --> 00:11:38,739
‫دیگه چی از این بهتر؟

217
00:11:38,740 --> 00:11:40,324
‫تو چطوری؟
‫شکار به خودت خوش می‌گذره؟

218
00:11:40,325 --> 00:11:42,201
‫حس می‌کنم می‌خوای لج بابا رو در بیاری

219
00:11:42,202 --> 00:11:43,203
‫آره

220
00:11:43,704 --> 00:11:47,206
‫اگه یه لحظه سرش رو از کونش
‫بیرون بیاره و ببینه دارم چیکار می‌کنم

221
00:11:47,207 --> 00:11:49,876
‫آره، خیلی با جدایی‌تون خوب کنار نیومد، نه؟

222
00:11:49,901 --> 00:11:53,497
‫منظورت اون جاییـه که وقتی دید
‫خانم‌ها دارن گریه می‌کنن، سینه‌خیز رفت؟

223
00:11:54,715 --> 00:12:00,303
‫حس می‌کنم مشکل بابا اینـه که
‫غریزه‌ی درستی نداره و

224
00:12:00,304 --> 00:12:06,752
‫احساساتش اونقدری شدیدن که
‫خودش هم نمی‌تونه کنترل‌شون کنه

225
00:12:07,102 --> 00:12:09,896
‫ولی نمیشه گفت دوست‌مون نداره

226
00:12:09,897 --> 00:12:11,772
‫واقعاً ما رو دوست داره

227
00:12:11,773 --> 00:12:15,484
‫این حجم علاقه‌اش به ما
‫من رو می‌ترسونه

228
00:12:15,485 --> 00:12:18,155
‫پس، شاید بد نباشه
‫اینقدر بهش سخت نگیری

229
00:12:19,740 --> 00:12:20,823
‫شاید

230
00:12:20,824 --> 00:12:22,325
‫دخترها! راه بیفتید!

231
00:12:22,326 --> 00:12:24,536
‫- خیلی‌خب، بریم. باشه
‫- آره. خیلی‌خب

232
00:12:33,462 --> 00:12:34,671
‫خیلی گشنه‌امـه

233
00:12:36,048 --> 00:12:37,840
‫کسی متوجه رفتنم نشد؟

234
00:12:37,841 --> 00:12:39,425
‫نه، ولی متوجه اومدنت شدم

235
00:12:39,426 --> 00:12:40,677
‫آره، آره، می‌دونی…

236
00:12:41,261 --> 00:12:42,513
‫یه سری کار داشتم

237
00:12:43,138 --> 00:12:46,725
‫رفتم مغازه خرید کنم که چیز…

238
00:12:49,188 --> 00:12:50,355
‫می‌فروشه

239
00:12:50,380 --> 00:12:52,230
‫می‌دونی ظرف‌هات رو توی سینک ول کردی؟

240
00:12:52,231 --> 00:12:54,941
‫فکر کردم یکی رو داری که
‫این کارها رو انجام بده، نه؟

241
00:12:54,942 --> 00:12:56,859
‫داریم. من انجام میدم

242
00:12:56,860 --> 00:12:59,654
‫خب، خدا حفظت کنه

243
00:12:59,655 --> 00:13:01,490
‫اینجا حرف نداره

244
00:13:02,281 --> 00:13:04,107
‫آروم و…

245
00:13:06,662 --> 00:13:08,927
‫چرا اینقدر سوت و کوره؟
‫بقیه کجان؟

246
00:13:09,373 --> 00:13:13,167
‫متیو و وایات رفتن شکار و
‫فکر کنم کای و اولیو هم باهاشون رفتن

247
00:13:13,168 --> 00:13:14,586
‫- رفتن شکار؟
‫- آره

248
00:13:17,000 --> 00:13:24,000


249
00:13:27,057 --> 00:13:29,040
‫یه کلمه از این
‫ایما و اشاره‌ها رو هم نمی‌فهمیم

250
00:13:33,105 --> 00:13:36,108
‫انگار خیره شدی به
‫یه میمی که از خودش متنفره

251
00:13:36,942 --> 00:13:39,778
‫اون پایین، بستر رودخونه رو می‌بینی؟
‫منتظرمونـه

252
00:13:40,779 --> 00:13:41,947
‫آروم

253
00:13:48,203 --> 00:13:50,539
‫نمی‌خوام فشار زیادی بهت بیارم، ولی…

254
00:13:51,748 --> 00:13:55,877
‫من توی اولین شکارم،
‫با اولین شلیک یه گوزن نر رو زدم

255
00:13:55,878 --> 00:13:59,256
‫واقعیت اینـه که
‫توی هشت نسل از خانواده‌ی مک‌کانهی،

256
00:14:00,090 --> 00:14:03,926
‫همه توی اولین شکارشون،
‫با اولین شلیک، اولین گوزن نرشون رو زدن

257
00:14:03,927 --> 00:14:07,899
‫فقط می‌خوام بدونی که اگه نزنی،
‫اولین کسی هستی که نتونسته

258
00:14:08,724 --> 00:14:10,056
‫ولی فشاری در کار نیست

259
00:14:13,604 --> 00:14:15,882
‫حالا به صدای پرونده‌های کاردینال و

260
00:14:15,907 --> 00:14:17,900
‫جیجاق آبی و…

261
00:14:18,734 --> 00:14:20,468
‫باز دم‌سرخ گوش بده

262
00:14:20,581 --> 00:14:22,381
‫این موسیقی متن توئـه

263
00:14:22,487 --> 00:14:26,309
‫یه دعوتنامه
‫واسه فرستادن اون گوزن به بهشت

264
00:14:26,825 --> 00:14:28,576
‫به نظرت واقعاً میره بهشت؟

265
00:14:28,577 --> 00:14:30,951
‫اگه به مسیح ایمان داشته باشه، آره

266
00:14:32,206 --> 00:14:34,948
‫قنداق روی شونه، نشونه بگیر

267
00:14:35,876 --> 00:14:37,776
‫وای، خدایا. دلِ دیدنش رو ندارم

268
00:14:38,587 --> 00:14:40,339
‫بچکون

269
00:14:41,298 --> 00:14:44,050
‫بچکون. یالا

270
00:14:44,051 --> 00:14:45,301
‫نه!

271
00:14:45,302 --> 00:14:47,136
‫- عمو وودی!
‫- وایسا!

272
00:14:47,137 --> 00:14:48,963
‫- چه غلطی می‌کنی؟
‫- برو!

273
00:14:48,988 --> 00:14:51,307
‫آزاد باش، قدر زندگیت رو بدون!

274
00:14:51,308 --> 00:14:53,476
‫مخت تاب برداشته؟

275
00:14:53,477 --> 00:14:56,145
‫- نزدیک بود خودت رو به کُشتن بدی
‫- من بمیرم بهتره تا گوزن

276
00:14:56,146 --> 00:14:57,480
‫نه بابا؟ خنگ خدا

277
00:14:57,481 --> 00:14:59,398
‫چرا از دست من عصبانی‌ای، پسر؟

278
00:14:59,399 --> 00:15:01,734
‫- من خودم از دست تو عصبانی‌ام، تخم‌سگ!
‫- چرا؟

279
00:15:01,735 --> 00:15:05,488
‫چون به زور دخترهام رو بردی تا
‫شریک قتلت بشن!

280
00:15:05,489 --> 00:15:07,198
‫شکار تعطیلـه. برمی‌‌گردیم

281
00:15:07,199 --> 00:15:10,835
‫کای، وایات، با اولیو برید.
‫سوار ماشین بشید و برگردید خونه.

282
00:15:11,161 --> 00:15:13,829
‫من و تو باید سنگ‌هامون رو وا بِکنم

283
00:15:13,830 --> 00:15:15,915
‫آره. اتفاقاً من هم باید…

284
00:15:15,916 --> 00:15:17,987
‫- سنگ‌هام رو باهات وا بِکنم، تخم‌سگ
‫- بجنب

285
00:15:18,012 --> 00:15:23,214
‫کدوم آدم مریضی پای دخترهام رو
‫به همچین مراسم آدم‌خواری‌ای باز می‌کنه؟

286
00:15:23,215 --> 00:15:25,049
‫واقعاً مشکل داری، پسر

287
00:15:25,050 --> 00:15:29,637
‫نه، مشکل اینـه که
‫اینقدر مونده بود خودت رو به کُشتن بدی

288
00:15:29,638 --> 00:15:31,222
‫تازه نگم که گند زدی به…

289
00:15:31,223 --> 00:15:34,799
‫یه تجربه‌ی تکرارنشدنیِ پیوند پدر و پسری!

290
00:15:35,269 --> 00:15:36,352
‫پس دخترهای من چی میشن؟

291
00:15:36,353 --> 00:15:40,314
‫این یکی از معدود چیزهاییـه که
‫واسه بچه‌هام به ارث گذاشتم

292
00:15:40,315 --> 00:15:43,442
‫این که هرگز به
‫یه موجود بی‌گناه آسیبی نرسوندم و

293
00:15:43,443 --> 00:15:48,948
‫حتی حاضرم شرط ببندم که
‫از نظر خدا هم گرفتن جون حیوون…

294
00:15:48,949 --> 00:15:50,576
‫یه گناه نابخشودنیـه

295
00:16:02,462 --> 00:16:03,705
‫خب، می‌فرمودی؟

296
00:16:09,428 --> 00:16:10,971
‫گوشت تازه!

297
00:16:12,181 --> 00:16:13,639
‫من که نکُشتمش؟

298
00:16:13,640 --> 00:16:16,017
‫نکنه خاطره‌ی شکارش رو سرکوب کردم؟

299
00:16:16,476 --> 00:16:17,686
‫خودم زدمش، وایات

300
00:16:18,729 --> 00:16:20,479
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- نمی‌دونم

301
00:16:20,480 --> 00:16:22,982
‫یهو پرید جلوی ماشین

302
00:16:24,443 --> 00:16:28,029
‫حالا دست‌هام به خون آلوده شده و
‫دیگه پاک نمیشه

303
00:16:28,030 --> 00:16:29,323
‫خیلی‌خب

304
00:16:32,492 --> 00:16:34,869
‫می‌خوای نفس عمیق بکِشی؟
‫یا می‌خوای جیغ بزنی؟

305
00:16:34,870 --> 00:16:36,967
‫می‌تونم به گوروی خودم، گری، زنگ بزنم
‫(راهنمای دینی)

306
00:16:37,623 --> 00:16:39,248
‫کاری از دست گری بر نمیاد

307
00:16:39,249 --> 00:16:41,042
‫پسر نازنینم

308
00:16:41,043 --> 00:16:42,877
‫می‌دونستم امروز روزِ تو نیست

309
00:16:42,878 --> 00:16:45,338
‫آرزوی تولدم اینـه که زنده شه

310
00:16:45,339 --> 00:16:47,216
‫حالش خوب میشه، مگه نه؟

311
00:16:49,113 --> 00:16:50,698
‫آره. آره

312
00:16:50,987 --> 00:16:53,693
‫چه جمع دل‌نازکی، مگه نه؟

313
00:16:56,183 --> 00:16:58,392
‫آره، آره، آره

314
00:16:58,393 --> 00:17:02,396
‫فکر می‌کردم
‫همه واسه این آزمایش سخت آماده‌ان

315
00:17:02,397 --> 00:17:04,864
‫باید یه تجدیدنظر اساسی بکنم

316
00:17:05,692 --> 00:17:08,876
‫همگی خوب گوش کنید،
‫‏۲۰ دقیقه‌ی دیگه کنار آتیش جلسه داریم

317
00:17:08,901 --> 00:17:10,485
‫حضور همه الزامیـه

318
00:17:17,813 --> 00:17:18,963
‫وامونده

319
00:17:20,499 --> 00:17:23,085
‫جوی، یه لحظه امون میدی؟

320
00:17:24,294 --> 00:17:25,295
‫جو…

321
00:17:26,128 --> 00:17:27,422
‫اولیو؟

322
00:17:28,006 --> 00:17:30,424
‫ببین، فقط… بهم گیر نده، خب؟

323
00:17:30,425 --> 00:17:36,196
‫اون گوزنه درست توی لحظه‌ی برخورد،
‫باهام چشم تو چشم شد و…

324
00:17:36,221 --> 00:17:38,492
‫هر چی که می‌خوای بگی،

325
00:17:38,517 --> 00:17:41,270
‫فقط بدون که
‫الان روحیه‌ام خیلی حساسـه

326
00:17:45,357 --> 00:17:47,860
‫حس می‌کنم همه‌ی اینا تقصیر منـه

327
00:17:49,403 --> 00:17:52,196
‫اگه باهاشون نمی‌رفتم،
‫هیچوقت اون گوزنه رو نمی‌کُشتی و…

328
00:17:52,197 --> 00:17:53,574
‫تقصیر تو نیست

329
00:17:54,449 --> 00:18:00,179
‫تازه، کلی دلیل موجه داری که
‫از دستم کفری باشی

330
00:18:01,456 --> 00:18:05,843
‫نمی‌دونم دردی رو دوا می‌کنه یا نه،
‫ولی خوشحالم که عنکبوت‌ها رو نمی‌کُشی

331
00:18:10,549 --> 00:18:11,758
‫می‌دونم

332
00:18:22,811 --> 00:18:29,610
‫گمونم من هم خوشحالم که
‫ما توی خانواده‌مون شکار نمی‌کنیم

333
00:18:33,488 --> 00:18:34,489
‫پس…

334
00:18:36,491 --> 00:18:37,826
‫گمونم میشه گفت که…

335
00:18:46,293 --> 00:18:48,337
‫خوشحالی همچین دختری بزرگ کردم؟

336
00:18:49,713 --> 00:18:52,939
‫همچنان با «بزرگ کردن» مشکل دارم، ولی…

337
00:18:53,467 --> 00:18:54,760
‫آره، چرا که نه

338
00:18:55,427 --> 00:18:57,148
‫اگه قول بدی اینقدر گریه و زاری نکنی

339
00:19:00,432 --> 00:19:01,849
‫اینقدر گریه نکن

340
00:19:01,850 --> 00:19:02,934
‫گریه کجا بود؟

341
00:19:02,935 --> 00:19:04,352
‫- آره؟
‫- نه، من فقط…

342
00:19:04,353 --> 00:19:06,772
‫گرده‌ی گیاه امروز پدرم رو در آورده

343
00:19:07,981 --> 00:19:10,107
‫خب، دوستان،
‫فکر کنم منصفانه باشه بگم

344
00:19:10,108 --> 00:19:14,153
‫امروز اصلاً اونطوری که
‫برنامه‌ریزی کرده بودم، پیش نرفت

345
00:19:14,154 --> 00:19:15,905
‫واقعاً فکر می‌کردم الان…

346
00:19:15,906 --> 00:19:20,032
‫من و وایات مشغول جشن گرفتنِ
‫اولین شکار و اولین شلیکش باشیم

347
00:19:20,661 --> 00:19:22,912
‫فکر می‌کردم قلب خونی گوزن رو
‫دست به دست می‌کنیم تا

348
00:19:22,913 --> 00:19:24,705
‫ببینیم کدوم گازِ بزرگ‌تری ازش می‌زنه

349
00:19:24,706 --> 00:19:28,973
‫دهن‌مون از اون حرومی آب میفتاد،
‫سر و رومون خونی میشد. می‌دونید؟

350
00:19:34,007 --> 00:19:35,008
‫ولی…

351
00:19:36,134 --> 00:19:39,888
‫فکر کنم الان دیگه
‫همچین کاری یکم بی‌ملاحظگی باشه

352
00:19:41,473 --> 00:19:45,393
‫من رو یاد یکی از کتاب‌های انجیل انداخت
‫به اسم «جامعه» که…

353
00:19:45,394 --> 00:19:47,646
‫می‌گفت واسه هر کاری زمانی وجود داره

354
00:19:48,230 --> 00:19:50,565
‫خب، یه زمانی باید قلب گوزن رو خورد،

355
00:19:50,566 --> 00:19:52,775
‫یه زمانی هم نباید این کار رو کرد

356
00:19:52,776 --> 00:19:54,068
‫آره

357
00:19:54,069 --> 00:19:56,404
‫پس، با این حساب،
‫خواستم بگم ممنونم، گوزن

358
00:19:56,405 --> 00:19:57,488
‫گوزن خوبی بودی

359
00:19:57,489 --> 00:20:00,032
‫- بهش دست نزن
‫- پسرم، وایات، امروز…

360
00:20:00,033 --> 00:20:01,784
‫قرار نیست قلبت رو به نیش بکِشه

361
00:20:01,785 --> 00:20:03,685
‫ولی خودم شخصاً
‫یه جای دستمال توالتی از…

362
00:20:03,710 --> 00:20:05,764
‫شاخ‌هات درست می‌کنم که…

363
00:20:05,789 --> 00:20:08,791
‫بذاریمش توی سرویس بهداشتی میهمان

364
00:20:08,792 --> 00:20:10,881
‫ولی این کار رو شخصی،
‫خودم و خودش انجام میدیم

365
00:20:10,906 --> 00:20:12,855
‫با این حساب، میگم آمین

366
00:20:12,880 --> 00:20:14,380
‫- آمین
‫- آمین

367
00:20:14,381 --> 00:20:20,511
‫حالا میریم سراغ کسی که
‫خون این حیوون امروز گردنشـه

368
00:20:20,512 --> 00:20:22,805
‫البته اتفاقی بود.
‫قطعاً اتفاقی بود.

369
00:20:22,806 --> 00:20:24,098
‫خودم اونجا بودم

370
00:20:24,099 --> 00:20:26,499
‫وودی؟
‫چند کلمه ما رو مهمون می‌کنی؟

371
00:20:29,289 --> 00:20:30,787
‫خیلی قشنگ بود

372
00:20:30,812 --> 00:20:34,176
‫من از داستان زندگی این گوزن بی‌خبر بودم

373
00:20:34,651 --> 00:20:39,238
‫اما در سکوتش،
‫داستان زندگی خودم رو دیدم

374
00:20:39,239 --> 00:20:41,991
‫این اراجیف چیـه داره میگه؟

375
00:20:41,992 --> 00:20:43,920
‫سنگینیِ بار…

376
00:20:45,370 --> 00:20:47,285
‫حقیقت‌های کتمان شده

377
00:20:48,707 --> 00:20:52,711
‫جستجوی جایی برای تعلق داشتن

378
00:20:53,837 --> 00:20:57,883
‫درد خاموشِ چیزهایی که ناگفته موندن

379
00:20:59,468 --> 00:21:05,181
‫واسه همین سنگینی امروز
‫بزرگ‌تر از مرگ یه حیوونـه

380
00:21:05,182 --> 00:21:06,767
‫چون بعضی وقت‌ها…

381
00:21:07,809 --> 00:21:09,790
‫سخت‌ترین بخش ماجرا،

382
00:21:09,815 --> 00:21:13,811
‫به دوش کشیدن چیزیـه که
‫از درکش عاجزیم

383
00:21:21,240 --> 00:21:22,665
‫بهت ادای احترام می‌کنم

384
00:21:24,469 --> 00:21:29,641
‫مطمئنم که دوست خوبی برام می‌شدی،
‫گوزن عزیز

385
00:21:33,544 --> 00:21:35,796
‫ببخشید، فکر کردم شوخیـه

386
00:21:41,176 --> 00:21:42,177
‫خیلی‌خب

387
00:21:44,054 --> 00:21:45,681
‫چشم‌هاش هنوز خیسـه

388
00:21:47,153 --> 00:21:49,482
‫شب خوش، شاهزاده‌ی نازنین
‫(دیالوگ هوراشیو خطاب به هملت)

389
00:21:49,601 --> 00:21:51,478
‫- میشه من هم جنازه‌اش رو ببوسم؟
‫- نه

390
00:21:53,939 --> 00:21:57,651
‫سعی می‌کنم هر روز
‫زندگی خوبی داشته باشم،

391
00:21:57,818 --> 00:22:00,987
‫یه آمریکایی درستکار و
‫یه تگزاسی صادق باشم،

392
00:22:00,988 --> 00:22:02,863
‫- درست مثل خودت
‫- هی، وود؟

393
00:22:03,383 --> 00:22:05,926
‫یه بابایی به اسم کریکی جو از…

394
00:22:05,951 --> 00:22:07,869
‫مِی‌خونه‌ی سدل سالن کارت داره

395
00:22:07,870 --> 00:22:10,580
‫آره، کریکی جوی دهن‌لق.
‫آدم گلیـه.

396
00:22:10,581 --> 00:22:12,957
‫آره، داره واسه تحقیق
‫روی یه نقش کمکم می‌کنه

397
00:22:12,958 --> 00:22:16,365
‫اون دنیا می‌بینمت، رفیق

398
00:22:19,131 --> 00:22:21,334
‫تو رو خدا اینقدر شماره‌ام رو به غریبه‌ها نده

399
00:22:43,071 --> 00:22:44,072
‫آهای؟

400
00:22:47,784 --> 00:22:49,203
‫کسی اینجا نیست؟

401
00:22:56,877 --> 00:22:58,253
‫کریکی جو؟

402
00:23:04,468 --> 00:23:06,660
‫بیدار شو، مادرقحبه

403
00:23:09,306 --> 00:23:12,725
‫بچه‌ها، فکر کنم یه سوءتفاهمی شده

404
00:23:12,726 --> 00:23:15,353
‫میشه اون سلاح جنگی رو
‫سمت من نشونه نگیری؟

405
00:23:15,354 --> 00:23:17,104
‫امروز به اندازه‌ی کافی اسلحه دیدم

406
00:23:17,105 --> 00:23:18,564
‫فکر نکنم

407
00:23:18,565 --> 00:23:19,649
‫شماها کی هستید؟

408
00:23:19,650 --> 00:23:22,319
‫ما برادران تراویس‌ایم

409
00:23:25,489 --> 00:23:27,198
‫الان باید بشناسم؟

410
00:23:27,199 --> 00:23:30,285
‫مادرقحبه، ما توی کورپس کریستی
‫یکی رو کُشتیم فقط چون…

411
00:23:31,995 --> 00:23:33,496
‫هی، هی، هی

412
00:23:33,497 --> 00:23:36,058
‫حالا نمی‌خواد پته‌مون رو بریزی روی آب

413
00:23:36,291 --> 00:23:41,137
‫ببین، بابای جنابعالی
‫یه پول گنده‌ای بهمون بدهکار بود و

414
00:23:41,162 --> 00:23:43,377
‫بعدش هم فلنگ رو بست و از شهر رفت

415
00:23:43,402 --> 00:23:46,133
‫حالا نوبت مطالبه‌ی ماست

416
00:23:46,134 --> 00:23:49,887
‫اگه منظورت از «از شهر رفت»
‫اینـه که حبس ابد خورد،

417
00:23:49,888 --> 00:23:52,777
‫گمونم حالا حالاها
‫قرار نیست حسابش رو صاف کنه

418
00:23:53,906 --> 00:23:54,907
‫باشه

419
00:23:55,686 --> 00:23:56,914
‫باشه، پول‌تون رو میدم

420
00:23:57,312 --> 00:23:58,729
‫فقط دست روی منبع درآمدم بلند نکنید

421
00:23:58,730 --> 00:23:59,939
‫پول‌ها کجاست؟

422
00:23:59,940 --> 00:24:03,109
‫با خودم که این‌ور اون‌ور نمی‌برمش

423
00:24:03,110 --> 00:24:04,408
‫خیر سرم بازیگرم

424
00:24:04,433 --> 00:24:06,672
‫به مدیر مالیم میگم براتون حواله کنه

425
00:24:06,697 --> 00:24:08,865
‫- چقدره؟
‫- ۱۸۰۰ دلار

426
00:24:08,866 --> 00:24:13,870
‫واسه ۱۸۰۰ دلار زدید توی سرم و
‫روم اسلحه کشیدید؟

427
00:24:13,895 --> 00:24:15,664
‫معلومـه، عوضی

428
00:24:16,498 --> 00:24:18,332
‫هی! اینقدر داد نزن

429
00:24:18,333 --> 00:24:20,781
‫دیگه جونِ این کارها رو نداری

430
00:24:20,806 --> 00:24:23,087
‫اون واسه سال ۱۹۷۲ بود

431
00:24:23,088 --> 00:24:25,006
‫با احتساب سود مرکب،

432
00:24:25,007 --> 00:24:29,218
‫بهمون ۱۹۱ هزار دلار بدهکاری

433
00:24:29,219 --> 00:24:32,972
‫دوستان، من از این پول‌ها دم‌دستم ندارم

434
00:24:32,973 --> 00:24:34,432
‫توی اتوبوس زندگی می‌کنم

435
00:24:34,433 --> 00:24:36,225
‫جوراب‌هام رو زنم می‌بافه

436
00:24:36,226 --> 00:24:38,769
‫خونه‌ات رو توی ملیبو دیدم

437
00:24:38,770 --> 00:24:40,605
‫توی مجله‌ی آرکیتکچرال دایجست

438
00:24:40,606 --> 00:24:42,899
‫اگه براتون مایه‌ی تسلیـه،
‫باید بگم کلی هزینه‌بردار بوده

439
00:24:42,900 --> 00:24:45,318
‫پس بذار بهت بگم داستان از چه قراره

440
00:24:45,319 --> 00:24:49,070
‫دفترچه‌ی راهنمای تلفن هیوستون
‫روی سینه‌اتـه

441
00:24:49,095 --> 00:24:50,513
‫یه گلوله حرومت می‌کنیم

442
00:24:51,116 --> 00:24:54,285
‫دعا کن گلوله
‫طرف‌های حرفِ میم وایسه

443
00:24:54,286 --> 00:24:56,246
‫اگه پول‌مون رو ندی،

444
00:24:56,271 --> 00:24:59,125
‫اونوقت دفترچه‌ی راهنمای بیومونت رو می‌ذاریم

445
00:24:59,150 --> 00:25:01,292
‫چون بیومونت به بزرگی هیوستون نیست

446
00:25:01,627 --> 00:25:04,754
‫این رو از همون حرفم میشد فهمید،
‫مرتیکه‌ی مادرقحبه

447
00:25:04,755 --> 00:25:06,464
‫خب، شاید منظورت رو واضح نرسوندی

448
00:25:06,465 --> 00:25:08,466
‫شاید اصلاً بیومونت نرفته

449
00:25:08,467 --> 00:25:09,884
‫تابحال بیومونت نرفتی؟

450
00:25:09,885 --> 00:25:11,010
‫گوش کنید، رفقا

451
00:25:11,011 --> 00:25:13,930
‫من پولی ندارم که بهتون بدم

452
00:25:13,931 --> 00:25:15,640
‫راهی واسه انجامش هم ندارم

453
00:25:15,641 --> 00:25:16,933
‫کامپیوترت چی؟

454
00:25:16,934 --> 00:25:18,809
‫آره، با یکی از اون
‫نرم‌افزارهای انتقال وجهِ توی گوشیت

455
00:25:18,810 --> 00:25:23,078
‫اگه ولم کنید،
‫قول میدم برگردم و پول‌تون رو بدم

456
00:25:23,482 --> 00:25:25,529
‫گور بابای این بچه کونی

457
00:25:26,410 --> 00:25:28,131
‫برو بیومونت رو بیار

458
00:25:29,112 --> 00:25:30,113
‫تو رو خدا نیارش!

459
00:25:32,950 --> 00:25:36,536
‫شما دوتا داداش‌های دول‌موشیِ تراویس،

460
00:25:36,537 --> 00:25:38,496
‫به تفع‌تونـه همین الان دستش رو باز کنید

461
00:25:38,497 --> 00:25:41,666
‫قبل از این که کارِ ناتمومِ
‫دیابت با شماها رو خودم تموم کنم

462
00:25:41,667 --> 00:25:42,668
‫شنیدی که چی گفت

463
00:25:43,210 --> 00:25:45,461
‫خیلی‌خب، هولم نکن

464
00:25:45,462 --> 00:25:47,048
‫الان بازش می‌کنیم، مامان مک

465
00:25:47,714 --> 00:25:49,967
‫خیلی عجیبـه که
‫تو هم مامان مک صداش کردی

466
00:25:52,010 --> 00:25:54,178
‫- پشمام، تیر خوردم!
‫- خدای من

467
00:25:54,179 --> 00:25:56,305
‫فکر نمی‌کردم پُر باشه!

468
00:25:56,306 --> 00:25:58,724
‫تو اصلاً توی شرایطی نیستی که
‫سلاح جنگی دستت بگیری

469
00:25:58,725 --> 00:26:01,310
‫جلوی قربانی برام تعیین تکلیف نکن!

470
00:26:01,311 --> 00:26:03,771
‫خدای من. راست می‌گفتن

471
00:26:03,772 --> 00:26:05,041
‫روی حرف میم وایساد

472
00:26:05,899 --> 00:26:06,900
‫بهت که گفتم

473
00:26:09,346 --> 00:26:11,737
‫مامان مک، خیلی ممنون

474
00:26:11,738 --> 00:26:13,573
‫جونم رو نجات دادی

475
00:26:13,574 --> 00:26:14,866
‫از کجا می‌دونستی اینجام؟

476
00:26:14,867 --> 00:26:18,245
‫چون وقتی زنت داشت تلفنی حرف میزد،
‫صداش رو شنیدم، خنگ خدا

477
00:26:19,037 --> 00:26:23,958
‫حالا خوب گوش کن.
‫بهت گفتم هیچ جای نگرانی نیست.

478
00:26:23,959 --> 00:26:27,420
‫ولی انگاری ول‌کنت خرابـه

479
00:26:27,421 --> 00:26:31,175
‫حالا هم رفتی
‫انگشتت رو کردی توی لونه‌ی زنبور

480
00:26:33,706 --> 00:26:36,069
‫آدم یه بار از یه سوراخ گزیده میشه، تخم‌سگ

481
00:26:36,498 --> 00:26:56,498


