﻿1
00:00:25,565 --> 00:00:31,318
‫[ ارائه‌‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ]
‫FRANCOFILMS@

2
00:00:32,890 --> 00:00:37,020
‫بخور، عزیزم، دوباره جون بگیری!
‫به چی فکر می‌کنی؟

3
00:00:37,250 --> 00:00:41,340
‫به خدا که دوباره افتادم تو فاز فلسفه ‌بافی.

<font color="#ff2030">سرمووی مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم</font>
Sermovie

4
00:00:41,710 --> 00:00:43,460
‫تو که با طبیعتش مخالف نیستی.

5
00:00:44,910 --> 00:00:49,420
‫آره، حق با توئه، باید قانونمون رو قبول کنیم.

6
00:00:50,070 --> 00:00:52,080
‫زندگی زیبا نیست، ولی قشنگه.

7
00:00:52,770 --> 00:00:55,029
‫شور و اشتیاق‌های بزرگ فقط یه شب دووم دارن.

8
00:00:55,030 --> 00:01:00,300
‫زیباترین سینه‌ها فقط باعث دردسر میشن
‫و دلرباترین‌ها هم کم‌خرج‌ترن.

9
00:01:01,290 --> 00:01:05,040
‫زنگ به صدا در میاد، شور و شوق شعله‌ور میشه.

10
00:01:06,190 --> 00:01:08,176
‫اینم اولین آهنگ

11
00:01:08,386 --> 00:01:10,826
‫و جشن دوباره شروع میشه.

12
00:01:26,410 --> 00:01:30,360
‫خانم‌ها و آقایان، لطفاً صحبت نکنید،
‫یه سورپرایز براتون داریم.

13
00:01:36,852 --> 00:01:38,873
‫آقای پنیول؟

14
00:01:40,285 --> 00:01:42,196
‫آقای پنیول؟

15
00:01:42,362 --> 00:01:44,428
‫[ بر اساس داستانی واقعی ]

16
00:01:44,613 --> 00:01:45,900
‫کجاست؟

17
00:01:46,314 --> 00:01:49,047
‫[ پاریس - 1956 ]

18
00:01:49,290 --> 00:01:52,227
‫آها، اینجاست! از این طرف،

19
00:01:53,147 --> 00:01:54,920
‫استاد. منتظرتونن.

20
00:02:00,970 --> 00:02:06,580
‫خانم‌ها و آقایان، نویسنده پنیول،
‫آقای مارسل پنیول!

21
00:02:12,488 --> 00:02:15,700
‫به خاطر کانال سوئزه.
‫مردم به سختی بنزین پیدا می‌کنن.

22
00:02:16,010 --> 00:02:17,140
‫فردا بهتر میشه.

23
00:02:23,690 --> 00:02:26,800
‫کمبود بنزین همه چیز رو توضیح نمیده.

24
00:02:27,390 --> 00:02:30,660
‫باید باور کنیم که پنیول پیر
‫دیگه برای مردم جذاب نیست.

25
00:02:30,930 --> 00:02:33,569
‫چطور جرأت می‌کنی همچین حرفی بزنی؟

26
00:02:33,570 --> 00:02:36,448
‫این جوون‌ها هستن که دنیا رو جلو می‌برن، پیر.

27
00:02:36,710 --> 00:02:38,029
‫باباتو راحت بذار، فردریک.

28
00:02:38,590 --> 00:02:41,296
‫بیا، فرناند برات یه سورپرایز داره.

29
00:02:42,770 --> 00:02:47,740
‫قبل از اینکه تو پیپت رو تموم کنی،
‫جوون‌ها ما رو زیر فرش جارو کرده‌ان.

30
00:02:48,210 --> 00:02:52,296
‫چطور میشه ازشون ایراد گرفت؟ ما هم تو
‫دوره خودمون همین کارو کردیم.

31
00:02:52,550 --> 00:02:58,080
‫،آقای لازارف دوره والس موزتِ و لینا پارک
‫و پیپ‌های ماهاگونی تموم شده

32
00:02:58,470 --> 00:03:00,709
‫باید بلد باشیم کی کنار بکشیم.

33
00:03:00,830 --> 00:03:03,609
‫نه بابا، اصلاً حرفشم نزنید
‫که دست از نوشتن بردارید.

34
00:03:04,095 --> 00:03:05,755
‫هلن عزیزم،

35
00:03:06,281 --> 00:03:10,169
‫نوشتن چه فایده‌ای داره
‫وقتی دیگه کسی نمی‌خواد بخوندت؟

36
00:03:10,170 --> 00:03:13,469
‫مارسل، مجله زنانه‌ای که
‫من مدیرش هستم رو می‌شناسید؟

37
00:03:13,470 --> 00:03:15,380
‫مجله «اِل».

38
00:03:15,543 --> 00:03:16,629
‫«اِل»؟

39
00:03:16,630 --> 00:03:19,440
‫خب، خواننده‌های من عاشق کار شما هستن.

40
00:03:19,450 --> 00:03:23,380
‫اونا می‌خوان همه چیزو راجع به شما بدونن،
‫از بچگیتون، از اولین عشق‌هاتون.

41
00:03:23,650 --> 00:03:29,329
‫می‌تونیم چاپ‌های قسمتی رو تصور کنیم،
‫مثلاً ماهی یک بار،

42
00:03:29,330 --> 00:03:31,040
‫یا هر هفته.

43
00:03:33,410 --> 00:03:34,466
‫«اِل».

44
00:03:37,410 --> 00:03:40,600
‫مارسل؟ هنوز پای این دستگاهی؟

45
00:03:40,950 --> 00:03:43,720
‫آکادمی دوباره زنگ زده،
‫دیگه نمی‌دونم چی بهشون بگم.

46
00:03:43,930 --> 00:03:49,380
‫بهشون بگو یکی از آکادمیسین‌هاشون
‫داره حرکت دائمی رو اختراع می‌کنه.

47
00:03:50,170 --> 00:03:51,220
‫اینجا یخ زدیم.

48
00:03:51,890 --> 00:03:53,469
‫تو تو دفترت فکر می‌کنی؟

49
00:03:53,470 --> 00:03:56,480
‫اونجا پر از برگه‌های سفیده
‫که منتظرن من خط خطیشون کنم.

50
00:03:56,570 --> 00:03:59,720
‫اینجا حداقل ادبیات فرانسه کاری باهام نداره.

51
00:04:02,170 --> 00:04:05,815
‫باید برم. به خدمتکار گفتم که تو اینجایی.

52
00:04:07,957 --> 00:04:12,043
‫مترجم:
‫علی کلان

53
00:04:41,194 --> 00:04:42,549
‫چی شده؟

54
00:04:43,300 --> 00:04:47,930
‫یه جوونیه که میگه باید
‫یه دست‌نوشته رو بگیره.

55
00:04:48,280 --> 00:04:49,499
‫یه دست‌نوشته؟

56
00:04:49,500 --> 00:04:51,650
‫برای مجله «اِل».

57
00:04:58,614 --> 00:05:00,775
‫چی بهش بگم؟

58
00:05:00,800 --> 00:05:03,270
‫بهش بگید... نمی‌دونم.

59
00:05:03,480 --> 00:05:06,410
‫بهش بگید نیم ساعت دیگه
‫فصل اول رو می‌گیره.

60
00:05:06,720 --> 00:05:10,310
‫نمی‌دونستم آقا خاطراتش رو می‌نویسه.

61
00:05:10,520 --> 00:05:12,890
‫و منم کاملاً فراموش کرده بودم.

62
00:05:15,820 --> 00:05:16,863
‫صبر کنید.

63
00:05:18,300 --> 00:05:19,470
‫چرخ دوچرخه‌اش کج شده.

64
00:05:21,160 --> 00:05:24,170
‫براش چای، بیسکویت و این انبردست رو بیارید.

65
00:05:24,400 --> 00:05:27,710
‫تا وقتی چرخشو صاف کنه،
‫من سه ساعت وقت دارم.

66
00:05:27,940 --> 00:05:30,610
‫برای تعمیر یه چرخ خیلی زیاده.

67
00:05:30,880 --> 00:05:32,350
‫برای یه تعمیرکار، آره.

68
00:05:32,680 --> 00:05:35,530
‫ولی با این قیافش، بعیده
‫که بلد باشه.

69
00:05:36,120 --> 00:05:40,023
‫اگه حق با من باشه، سه ساعت
‫دیگه چرخ دوچرخه‌اش مربع میشه.

70
00:06:02,167 --> 00:06:04,553
‫" پنیول "

71
00:06:05,460 --> 00:06:07,193
‫" پنیول "

72
00:06:07,640 --> 00:06:09,126
‫" پنیول "

73
00:06:09,206 --> 00:06:10,619
‫بنویس.

74
00:06:11,236 --> 00:06:13,312
‫کاشکی به سادگی گفتنش بود.

75
00:06:17,590 --> 00:06:20,802
‫متاسفم رفقا، این روش خیلی کمکم نمی‌کنه.

76
00:06:22,183 --> 00:06:24,489
‫" پنیول. بنویس "

77
00:06:26,466 --> 00:06:28,136
‫من به دنیا اومدم...

78
00:06:29,880 --> 00:06:32,010
‫من به دنیا اومدم...

79
00:06:32,480 --> 00:06:33,770
‫آره خب، من به دنیا اومدم.

80
00:06:34,180 --> 00:06:36,030
‫اونا می‌خوان یه کم بیشتر بدونن.

81
00:06:37,820 --> 00:06:40,919
‫چی شد که من این قول رو دادم؟

82
00:06:40,920 --> 00:06:43,666
‫چون تو هیچ‌وقت نتونستی به یه زن «نه» بگی.

83
00:06:44,360 --> 00:06:47,010
‫والریک؟ مدرسه نرفتی؟

84
00:06:47,353 --> 00:06:48,819
‫پسرم؟

85
00:06:49,640 --> 00:06:50,739
‫تویی؟

86
00:06:50,740 --> 00:06:53,070
‫هی، آروم باش!

87
00:06:55,660 --> 00:06:56,870
‫مارسل؟

88
00:06:58,660 --> 00:06:59,870
‫مارسل؟

89
00:07:04,680 --> 00:07:06,859
‫داری چی بازی می‌کنی، مارسل؟

90
00:07:06,860 --> 00:07:10,010
‫بگو، چرا برگشتی؟

91
00:07:15,040 --> 00:07:16,410
‫تغییر کردم.

92
00:07:16,580 --> 00:07:18,719
‫حالا چند سالمون شده؟

93
00:07:18,720 --> 00:07:19,930
‫شصت و یک.

94
00:07:20,140 --> 00:07:22,430
‫بیخیال! ولی این حسابی منو گیج میکنه.

95
00:07:24,680 --> 00:07:26,819
‫چی می‌خوای، مارسل؟

96
00:07:26,820 --> 00:07:30,550
‫انقدر خاطراتت رو زیر و رو کردی، آخرش
‫منو از روی دراور انداختی.

97
00:07:31,380 --> 00:07:33,830
‫و بعدش هم، من نمی‌خوام هرچیزی در مورد ما بنویسی.

98
00:07:33,840 --> 00:07:36,170
‫چون هرجا که تو رفتی، منم رفتم.

99
00:07:36,633 --> 00:07:38,403
‫باید یه چیزی سرهم کنم.

100
00:07:38,820 --> 00:07:42,870
‫حافظه من مثل یه نوار کاست
‫قدیمی نیمه‌پاک‌شده‌ست.

101
00:07:43,060 --> 00:07:44,739
‫هنوز که فکر می‌کنی درسته؟

102
00:07:44,740 --> 00:07:47,579
‫یه ماشینی که هیچ‌وقت متوقف نشه؟

103
00:07:47,580 --> 00:07:51,624
‫نمی‌دونم. ولی این کمکم می‌کنه سرپا بمونم.

104
00:07:52,401 --> 00:07:53,991
‫اینطور که معلومه، اوضاع خوب نیست.

105
00:07:54,427 --> 00:07:56,137
‫تو نمی‌تونی بفهمی.

106
00:07:56,395 --> 00:07:58,910
‫پیرها میمون‌های عجیبی هستن.

107
00:07:59,220 --> 00:08:04,330
‫دیگه نمی‌دونن به کدوم شاخه آویزون بشن
‫تا تو خاطراتشون بالا برن.

108
00:08:08,090 --> 00:08:09,983
‫داری چیکار می‌کنی؟

109
00:08:10,110 --> 00:08:12,259
‫دارم برات یه نردبون می‌فرستم.

110
00:08:28,378 --> 00:08:29,978
‫بابابزرگ.

111
00:08:30,540 --> 00:08:32,459
‫پیر بودن چه حسی داره؟

112
00:08:32,460 --> 00:08:35,779
‫تو چرا این سوالا رو می‌پرسی؟

113
00:08:35,780 --> 00:08:38,009
‫خب، من می‌خوام مثل تو پیر بشم.

114
00:08:38,200 --> 00:08:40,530
‫و مثل تو سنگ‌تراشی کنم.

115
00:08:40,554 --> 00:08:43,160
‫مهم اون شغلی نیست که انجام میدی.

116
00:08:43,256 --> 00:08:47,604
‫مهم اینه که خوب انجامش بدی و کارت زیبا باشه.

117
00:08:47,674 --> 00:08:50,294
‫چون هرچیزی که زیباست، واقعیه.

118
00:08:50,574 --> 00:08:54,284
‫و هرچیزی که واقعیه، شایسته احترام الهیه.

119
00:08:54,974 --> 00:08:57,884
‫پدربزرگت که از کشیش‌ها متنفر بود،

120
00:08:58,074 --> 00:09:00,344
‫چطوریه مثل پیامبرا حرف میزنه.
‫[ مارسی - 1905 ]

121
00:09:00,734 --> 00:09:03,904
‫من میگم احترام چیز خوبیه.

122
00:09:04,435 --> 00:09:06,725
‫ولی لازم نیست الهی باشه.

123
00:09:06,794 --> 00:09:10,617
‫جمهوری هم به همون اندازه که خدا به بچه‌هاش احترام می‌ذاره،

124
00:09:10,760 --> 00:09:14,122
‫همون خدایی که علم هیچ‌وقت وجودشو ثابت نکرده.

125
00:09:14,189 --> 00:09:17,232
‫این حرفا رو به آدمای بافرهنگ مثل تو میگیم.

126
00:09:17,446 --> 00:09:21,036
‫ولی برای اونایی که خیلی باهوش نیستن،
‫خدا کاملاً کافیه.

127
00:09:21,223 --> 00:09:24,036
‫و بعد، جمهوری تو هم همینطور.

128
00:09:24,113 --> 00:09:26,542
‫علم هیچ‌وقت ثابت نکرده که وجود داره.

129
00:09:26,813 --> 00:09:28,899
‫آها، خودشه!

130
00:09:35,480 --> 00:09:38,499
‫و خواهرم، بعداً میخواد چیکاره بشه؟

131
00:09:38,524 --> 00:09:39,754
‫نمی‌دونم.

132
00:09:40,044 --> 00:09:41,934
‫چرا، تو میدونی، ژوزف.

133
00:09:42,344 --> 00:09:44,654
‫بهت گفت که میخواد میلیونر بشه.

134
00:09:44,884 --> 00:09:46,463
‫این عصبانیت کرد.

135
00:09:46,644 --> 00:09:48,603
‫آگوستین، من عصبانی شدم

136
00:09:48,604 --> 00:09:51,554
‫چون هیچ میلیونر صادقی رو نمی‌شناسم.

137
00:09:51,682 --> 00:09:54,544
‫ولی این به خاطر اینه که تو هیچ
‫میلیونری رو نمی‌شناسی. همین و بس.

138
00:09:54,624 --> 00:09:58,414
‫ژول عزیزم، برای اینکه یه اقلیت کوچیک بتونه پولدار بشه،

139
00:09:58,424 --> 00:10:00,654
‫باید یه اکثریت بزرگ فقیر بشن.

140
00:10:00,964 --> 00:10:03,487
‫این سیستم ظروف مرتبط‌کننده‌ست.

141
00:10:04,244 --> 00:10:06,297
‫مارسل، هرکاری که دلش بخواد انجام میده.

142
00:10:06,464 --> 00:10:09,434
‫به من، گفت که میخواد مهندس بشه.

143
00:10:09,704 --> 00:10:12,534
‫پس، هیچ‌وقت از کارگاهش بیرون نمیاد.

144
00:10:12,684 --> 00:10:15,723
‫رنگ‌وروش پریده میشه، زیر چشماش گود میفته

145
00:10:15,724 --> 00:10:18,574
‫و آخرش فقیر و سل‌زده میمیره.

146
00:10:18,664 --> 00:10:20,034
‫فقیر اما صادق.

147
00:10:20,244 --> 00:10:21,914
‫آره، کاملاً درسته، ژول.

148
00:10:22,384 --> 00:10:24,488
‫فقیر اما صادق.

149
00:10:32,594 --> 00:10:34,284
‫بهت قول میدم، مامان.

150
00:10:34,294 --> 00:10:36,084
‫یه روزی، به من افتخار می‌کنی.

151
00:10:36,114 --> 00:10:37,904
‫ولی من همین الانشم بهت افتخار می‌کنم.

152
00:10:37,981 --> 00:10:40,024
‫تو برام شعرهای قشنگ می‌نویسی.

153
00:10:40,105 --> 00:10:41,344
‫ولی این که چیزی نیست.

154
00:10:41,354 --> 00:10:43,934
‫تو هنوز ندیدی من چه کارهایی ازم برمیاد.

155
00:10:44,174 --> 00:10:46,575
‫پس، مشتاقم که ببینم.

156
00:10:53,354 --> 00:10:54,804
‫ژوزف بیچاره.

157
00:10:55,154 --> 00:10:57,404
‫زندگی یه تراژدیه.

158
00:11:11,874 --> 00:11:14,875
‫چرا، مامان
‫دیگه نمیاد شب بخیر بگه؟

159
00:11:15,134 --> 00:11:17,111
‫باید صبر کنیم تا حالش بهتر بشه.

160
00:11:17,394 --> 00:11:19,075
‫و کی حالش بهتر میشه؟

161
00:11:22,194 --> 00:11:23,244
‫بابا؟

162
00:11:24,534 --> 00:11:26,224
‫اون آخرین شعرمو دوست داشت.

163
00:11:33,784 --> 00:11:35,307
‫پسر کوچولوی من،

164
00:11:35,744 --> 00:11:37,514
‫به پرنده‌های بدشگون گوش ندیم.

165
00:11:38,044 --> 00:11:39,795
‫زندگی یه تراژدی نیست.

166
00:11:40,044 --> 00:11:43,174
‫زندگی قشنگه، پر از نور و رنگه،

167
00:11:43,244 --> 00:11:46,747
‫مثل شعرهای تو، که خیلی حالمو خوب می‌کنن.

168
00:11:47,264 --> 00:11:51,060
‫وقتی میخونمشون،
‫دور و برم روی تخت پخششون می‌کنم

169
00:11:51,564 --> 00:11:53,740
‫قول بده هزاران برگ از اینا برام بنویسی.

170
00:11:53,884 --> 00:11:56,911
‫اونا برای من بهترین شعرهای دنیا میشن.
‫مثل یه دسته گل.

171
00:12:00,374 --> 00:12:04,822
‫[ به یاد مادرمان ]

172
00:12:09,714 --> 00:12:12,604
‫- مامان کی برمی‌گرده؟
‫- دیگه برنمی‌گرده.

173
00:12:12,834 --> 00:12:16,004
‫مارسل، این حرف خیلی بدیه
‫که به خواهر کوچیکت بگی.

174
00:12:16,014 --> 00:12:17,284
‫من عصبانیم.

175
00:12:17,474 --> 00:12:18,513
‫از کی؟

176
00:12:18,514 --> 00:12:21,062
‫از خدا، که مامان رو اینقدر شکننده آفریده.

177
00:12:21,334 --> 00:12:23,966
‫از علم، که نتونست حالشو بهتر، قوی‌تر کنه.

178
00:12:36,064 --> 00:12:38,423
‫مامان، مارسل چش شده؟

179
00:12:38,424 --> 00:12:41,955
‫داره بزرگ میشه،
‫واسه همین دیگه به تو نیاز نداره.

180
00:12:42,084 --> 00:12:45,083
‫و قولی که بهت داده بودم،
‫کی میخواد بهش عمل کنه؟

181
00:12:45,084 --> 00:12:47,434
‫مهم اینه که تو اون قول رو دادی.

182
00:12:47,824 --> 00:12:49,134
‫این برای من کافی نیست، مامان.

183
00:12:49,224 --> 00:12:51,654
‫من میتونم بهت بگم کی به قولش عمل می‌کنه.

184
00:12:55,184 --> 00:12:58,754
‫بز پشت سرش صدای خش‌خش برگ‌ها رو شنید.

185
00:12:59,244 --> 00:13:03,214
‫برگشت و تو سایه دو تا گوش کوتاه دید،

186
00:13:03,224 --> 00:13:07,071
‫کاملاً سیخ، با چشمایی که دوباره نگاه می‌کردن.

187
00:13:07,190 --> 00:13:08,961
‫یه گرگ بود.

188
00:13:10,347 --> 00:13:11,763
‫-پل.
‫-چیه؟

189
00:13:11,878 --> 00:13:13,771
‫مجبوری بلند بخونی؟

190
00:13:13,804 --> 00:13:17,033
‫و تو، هنوزم میخوای برای مدت طولانی بنویسی؟

191
00:13:17,144 --> 00:13:19,374
‫مامان میگفت چشات ضعیف میشه.

192
00:13:19,624 --> 00:13:20,634
‫و تو مامان نیستی.

193
00:13:25,004 --> 00:13:27,113
‫اونا می‌دونن شعرات در مورد چی هستن؟

194
00:13:27,114 --> 00:13:29,071
‫چون دیگه نیست که بخوندشون.

195
00:13:29,274 --> 00:13:31,064
‫بخواب، اگه قراره چرت و پرت بگی.

196
00:13:38,154 --> 00:13:41,264
‫درست مثل مادر مهربونی که مراقب مارسیه،

197
00:13:41,388 --> 00:13:43,808
‫میدونم که آگوستین مراقب ماست.

198
00:14:02,834 --> 00:14:04,314
‫مادلن حق داره.

199
00:14:04,504 --> 00:14:06,254
‫شاعری شغل نیست.

200
00:14:06,264 --> 00:14:08,774
‫-چرا؟
‫-برای اینکه میدونم. همین و بس.

201
00:14:08,864 --> 00:14:10,320
‫تو همیشه بهتر از همه میدونی.

202
00:14:10,344 --> 00:14:13,514
‫مارسل، تو شونزده سالگی،
‫آدم هیچی از زندگی نمیدونه،

203
00:14:13,924 --> 00:14:16,414
‫حتی اگه پاهای یه بزرگسال رو داشته باشه.

204
00:14:17,444 --> 00:14:19,900
‫پس اونا به اندازه کافی بزرگ هستن
‫که لگد بزنن به کون مادلن تو.

205
00:14:19,924 --> 00:14:20,934
‫مارسل!

206
00:14:22,117 --> 00:14:23,273
‫مارسل!

207
00:14:28,244 --> 00:14:30,074
‫خب، آروم باش، کوچولو.

208
00:14:30,584 --> 00:14:33,434
‫قبلاً بهت گفتم عصبانیتت رو بذاری تو رختکن.

209
00:14:34,804 --> 00:14:38,394
‫آدم برای تسویه حساب کردن روی صحنه نمیره.

210
00:14:38,484 --> 00:14:39,862
‫قبلاً بهت گفتم.

211
00:14:43,614 --> 00:14:46,444
‫تو باید عصبانیتت رو بذاری تو رختکن.

212
00:14:49,674 --> 00:14:55,724
‫من معلم شما خواهم بود تا تعطیلات سال 1922.

213
00:14:55,748 --> 00:14:57,947
‫برای اونایی که منو نمی‌شناسن،

214
00:14:57,948 --> 00:14:59,268
‫اسم من...

215
00:15:00,088 --> 00:15:01,808
‫آقای پنیوله.

216
00:15:02,125 --> 00:15:05,056
‫و من معلم انگلیسی شما هستم.

217
00:15:07,168 --> 00:15:09,638
‫اسم همسرم چیه؟

218
00:15:10,828 --> 00:15:12,688
‫- آقا؟
‫- بله؟

219
00:15:13,148 --> 00:15:15,354
‫خب، شوبرت.

220
00:15:16,388 --> 00:15:20,687
‫سوال اینه: اسم همسرم چیه؟

221
00:15:20,835 --> 00:15:21,871
‫آقا، آقا.

222
00:15:22,148 --> 00:15:24,618
‫همسر شما سیمونه.

223
00:15:25,394 --> 00:15:26,518
‫خوبه.

224
00:15:27,838 --> 00:15:28,988
‫خیلی خوبه.

225
00:15:35,281 --> 00:15:38,638
‫و اینم از این، اینجوری که معروف نمیشیم، هان؟

226
00:15:41,236 --> 00:15:43,185
‫میتونی بری دم در، عزیزم؟

227
00:15:47,388 --> 00:15:50,527
‫سیمون! تموم شد، من به پاریس منتقل شدم!

228
00:15:50,583 --> 00:15:52,592
‫و البته که تو ردش میکنی.

229
00:15:52,617 --> 00:15:55,205
‫-چرا؟
‫- چون همه همکارات این کارو کردن.

230
00:15:55,388 --> 00:15:58,125
‫پاریس، سیمون! ما میریم پاریس!

231
00:15:58,241 --> 00:15:59,625
‫اونجاست که همه چی اتفاق میفته.

232
00:15:59,954 --> 00:16:01,514
‫برای امروز کافیه، ژانت.

233
00:16:02,368 --> 00:16:04,958
‫به این فکر کردی که پدرت چی میگه؟

234
00:16:05,114 --> 00:16:06,724
‫هرچی دلش میخواد بگه.

235
00:16:06,808 --> 00:16:09,626
‫به هر حال از وقتی ازدواج کردیم باهام حرف نمیزنه.

236
00:16:14,478 --> 00:16:16,828
‫میتونی به تدریست تو پاریس ادامه بدی.

237
00:16:21,731 --> 00:16:23,590
‫ما میریم پاریس!

238
00:16:26,278 --> 00:16:28,849
‫پاریس، پاریس، پاریس.

239
00:16:28,998 --> 00:16:31,477
‫مردمش شیک و خونگرم.

240
00:16:31,511 --> 00:16:34,683
‫پیشخدمت‌های مهربون و باحواسش.

241
00:16:34,783 --> 00:16:37,510
‫هنرمندان مرموز و باذوقش.

242
00:16:37,671 --> 00:16:39,281
‫پاریس، یعنی جذابیت.

243
00:16:39,398 --> 00:16:40,968
‫پاریس، یعنی جشن.

244
00:16:41,158 --> 00:16:42,348
‫پاریس، یعنی عشق.

245
00:16:42,718 --> 00:16:44,928
‫پاریس همیشه پاریس خواهد بود.

246
00:16:45,378 --> 00:16:48,628
‫از مارسی، فقط در پانزده ساعت،

247
00:16:48,818 --> 00:16:51,308
‫به لطف قطار پاریس-لیون-مارسی،

248
00:16:51,558 --> 00:16:53,288
‫پاریس دیگه فقط منتظر شماست.

249
00:16:53,918 --> 00:16:55,747
‫پاریس دیگه فقط منتظر ماست.

250
00:16:56,118 --> 00:16:58,748
‫فعلاً که ما منتظر پاریسیم.

251
00:16:59,638 --> 00:17:03,168
‫ببخشید، قطار، دو ساعته تو لیون گیر کرده.

252
00:17:03,297 --> 00:17:05,316
‫میدونید کِی دوباره به سمت پاریس حرکت می‌کنه؟

253
00:17:05,317 --> 00:17:07,149
‫مثل اینکه برای این اطراف نیستی.

254
00:17:07,958 --> 00:17:09,748
‫اونجا چی نوشته؟

255
00:17:11,498 --> 00:17:12,748
‫ایستگاه لیون.

256
00:17:13,198 --> 00:17:15,296
‫و ایستگاه لیون کجاست؟

257
00:17:15,297 --> 00:17:17,327
‫ایستگاه لیون تو لیون قرار داره.

258
00:17:17,597 --> 00:17:19,228
‫خب نه، جانم.

259
00:17:19,398 --> 00:17:21,547
‫ایستگاه لیون تو پاریس قرار داره.

260
00:17:23,817 --> 00:17:25,608
‫ای بابا!

261
00:17:32,244 --> 00:17:33,934
‫آفرین، پنیول.

262
00:17:47,117 --> 00:17:49,870
‫[ هتل آویاتور ]
‫[ تکمیل ظرفیت ]

263
00:17:53,050 --> 00:17:55,437
‫[ هتل مدرن ]
‫[ تکمیل ظرفیت ]

264
00:17:57,299 --> 00:17:58,952
‫مگه دیوونه شدی؟

265
00:17:59,155 --> 00:18:00,254
‫عذر میخوام آقا!

266
00:18:00,284 --> 00:18:01,384
!دهاتی

267
00:18:02,098 --> 00:18:04,014
‫پر شده.

268
00:18:04,698 --> 00:18:07,327
‫جای ارزون تر هم ندارید.

269
00:18:07,718 --> 00:18:09,454
‫حداقلش اینه که
‫دیگه قرار نیست زیر پل بخوابیم.

270
00:18:09,478 --> 00:18:10,788
‫ارزون.

271
00:18:11,218 --> 00:18:13,928
‫می‌خواید چیکار کنم؟

272
00:18:14,518 --> 00:18:17,012
‫پُر شده، یعنی پُر شده.

273
00:18:17,393 --> 00:18:20,617
‫چی شد که اومدید پاریس؟

274
00:18:20,618 --> 00:18:25,068
‫با این بحران مسکن، تو شهرستان بهتر بودید.

275
00:18:25,698 --> 00:18:27,348
‫پاریس، مارسل، پاریس.

276
00:18:27,638 --> 00:18:29,182
‫اونجاست که همه چی اتفاق میفته.

277
00:18:29,330 --> 00:18:32,740
‫یالا، ژانو، عصبانی نشو.

278
00:18:32,898 --> 00:18:34,828
‫برو به ساعت شصت و هفت.

279
00:18:34,858 --> 00:18:37,117
‫و ماری-برت؟

280
00:18:37,118 --> 00:18:40,848
‫رفته روستا تا حالش بهتر بشه.

281
00:18:41,518 --> 00:18:43,838
‫با این وضعیتش، حالا حالاها برنمی‌گرده.

282
00:18:44,396 --> 00:18:47,708
‫طبقه آخر ته راهرو.

283
00:18:48,351 --> 00:18:49,846
‫ممنون، خانم.

284
00:18:50,578 --> 00:18:53,408
‫عاشقها، خوش اومدید به پانام (پاریس).

285
00:18:55,318 --> 00:18:57,268
‫تو پاریس، واقعاً همه چی گَنده..

286
00:18:58,278 --> 00:18:59,728
‫اینجا یه انرژی هست،

287
00:19:00,318 --> 00:19:02,373
‫یه چیزی که توضیح دادنش سخته،

288
00:19:02,419 --> 00:19:04,208
‫مثل یه نیروی از درون زمین.

289
00:19:04,598 --> 00:19:06,588
‫خوشبختانه چیزایی از زمین میاد،

290
00:19:06,718 --> 00:19:08,948
‫چون از آسمون فقط آب میاد.

291
00:19:09,498 --> 00:19:11,008
‫و این، نگاه کن.

292
00:19:12,938 --> 00:19:15,008
‫این هرگز تو مارسی اتفاق نمیفته.

293
00:19:15,458 --> 00:19:16,868
‫اوضاع درست میشه.

294
00:19:18,058 --> 00:19:19,628
‫بهت قول میدم.

295
00:19:53,908 --> 00:19:55,118
‫از این طرف، آقا.

296
00:19:56,808 --> 00:19:58,798
‫-تندتر.
‫- بِپا.

297
00:19:59,028 --> 00:20:00,331
‫هی، کوچولو.

298
00:20:02,528 --> 00:20:03,644
‫پل؟

299
00:20:04,208 --> 00:20:06,298
‫پل نیووا، رفیق.

300
00:20:06,688 --> 00:20:08,278
‫پنیول، باورم نمیشه.

301
00:20:08,308 --> 00:20:09,367
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

302
00:20:09,368 --> 00:20:11,247
‫ولی من تو پاریس زندگی می‌کنم، تو همین محله.

303
00:20:11,248 --> 00:20:13,498
‫نه، این بچه منو آورد اینجا.

304
00:20:14,068 --> 00:20:15,878
‫گفت که گم شده.

305
00:20:17,288 --> 00:20:19,618
‫با لهجه‌ات چیکار کردی؟

306
00:20:20,028 --> 00:20:21,438
‫گذاشتمش تو مارسی.

307
00:20:21,608 --> 00:20:24,018
‫با این همه آب، ترسیدم بپوسه.

308
00:20:29,758 --> 00:20:31,528
‫پل قراره ما رو با آدمای جدید آشنا کنه،

309
00:20:31,998 --> 00:20:33,848
‫روشنفکرها، آدمهای تئاتری.

310
00:20:33,878 --> 00:20:35,237
‫آدمای تئاتری؟

311
00:20:35,238 --> 00:20:38,088
‫یه مشت دائم‌الخمر و هرزه؟

312
00:20:41,578 --> 00:20:44,988
‫و این کبوترهای چاق، دیگه تحملشون رو ندارم.

313
00:20:57,748 --> 00:20:59,387
‫چی شده؟

314
00:20:59,388 --> 00:21:02,218
‫صداتو بیار پایین وگرنه زنگ می‌زنم پلیس.

315
00:21:02,242 --> 00:21:04,581
‫اوه، پنیول!

316
00:21:05,975 --> 00:21:07,463
‫فقط منتظر تو بودیم.

317
00:21:09,457 --> 00:21:13,597
‫مارسل پنیول، یه روزی اسم ما رو زیاد می‌شنوی.

318
00:21:22,692 --> 00:21:24,411
‫اینجاست که همه چی اتفاق میفته.

319
00:21:24,412 --> 00:21:28,642
‫اجازه هست این بازیگر بزرگ، اوران دو مازی،
‫رو بهتون معرفی کنم؟

320
00:21:28,695 --> 00:21:30,602
‫ولی نه از نظر قد و بالا.

321
00:21:32,572 --> 00:21:34,168
‫منو با پاپ اشتباه گرفتی.

322
00:21:34,257 --> 00:21:36,437
‫مارسل مثل من اهل روستاست.

323
00:21:36,712 --> 00:21:39,752
‫این مارسل اهل روستا
‫تو زندگیش چیکار می‌کنه؟

324
00:21:39,885 --> 00:21:41,465
‫-استاد آنگلوفیزیک...
‫-همینی که میگه...

325
00:21:41,532 --> 00:21:45,722
‫چطور اینو میگی؟
‫انگار یه پسر کوچولوی نمونه‌ست.

326
00:21:46,278 --> 00:21:50,642
‫بیا، این تو رو بزرگ می‌کنه، مارسل اهل روستا.

327
00:21:52,892 --> 00:21:58,502
‫اما، مارسل زیبای من، اینجا همه
‫اصلاً براشون تراژدی‌های یونانی مهم نیست.

328
00:22:00,492 --> 00:22:02,442
‫حق با شماست.

329
00:22:02,896 --> 00:22:04,951
‫کاتول بره به جهنم!

330
00:22:04,952 --> 00:22:06,942
‫اونیس و نائوزیکا!

331
00:22:07,892 --> 00:22:11,222
‫پل، فردا یه گوساله شهری می‌نویسیم.

332
00:22:11,612 --> 00:22:14,291
‫چی؟ واقعاً تصمیم گرفتی بابات رو اذیت کنی؟

333
00:22:14,292 --> 00:22:20,002
‫مارسل پنیول، پسر کوچولوی نمونه‌ای که
‫بالاخره به باباش فحش میده.

334
00:22:20,492 --> 00:22:22,922
‫فحش به بابا!

335
00:22:28,392 --> 00:22:30,071
‫دیگه خوشت نمیاد؟

336
00:22:30,072 --> 00:22:32,335
‫عمو، فقط عنوانش...

337
00:22:32,425 --> 00:22:35,995
‫چی به سرمون زده بود؟ خیلی مبتذله.

338
00:22:36,065 --> 00:22:37,827
‫از واکنش پدرت می‌ترسی؟

339
00:22:37,925 --> 00:22:41,215
‫نه، فقط نمی‌خوام با این مزخرفات کاری داشته باشم.

340
00:22:42,265 --> 00:22:43,842
‫خودت تنها امضاش کن.

341
00:22:45,571 --> 00:22:46,714
‫دیگه خیلی دیره.

342
00:22:47,492 --> 00:22:51,322
‫من اونو تو انجمن نویسندگان ثبت کردم.
‫حالا، اسم تو کاستروئه.

343
00:22:52,495 --> 00:22:54,035
‫چرا کاسترو؟

344
00:22:54,332 --> 00:22:57,222
‫باید با این نام مستعار ثبت میشد.

345
00:22:57,551 --> 00:22:59,601
‫کوتاهه، ولی جذابه.

346
00:22:59,670 --> 00:23:01,307
‫شما اینو جذاب می‌دونید؟

347
00:23:01,332 --> 00:23:04,062
‫کورنِی، اِل سید، گیلِم دو کاسترو.

348
00:23:04,432 --> 00:23:06,392
‫در واقع، این تنها چیزی بود
‫که به ذهنم رسید.

349
00:23:06,531 --> 00:23:08,101
‫ذهن؟

350
00:23:18,072 --> 00:23:19,242
‫صدای کبوترهاست.

351
00:23:19,518 --> 00:23:22,588
‫اونا عمو رو حدود بیست بار
‫تو مارسی بازی کردن.

352
00:23:22,806 --> 00:23:25,096
‫البته پنهانی از بابا پنیول.

353
00:23:25,229 --> 00:23:26,009
‫معلومه.

354
00:23:26,143 --> 00:23:29,982
‫و آقای کاسترو، که همینجا حضور داره،
‫با کمال تعجب...

355
00:23:30,075 --> 00:23:31,875
‫و با شادی پنهان‌ناپذیر.

356
00:23:31,932 --> 00:23:34,802
‫آقای کاسترو هفتصد فرانک
‫حق‌التألیف دریافت کرد.

357
00:23:34,878 --> 00:23:38,928
‫که حدود صد و پنجاه وعده غذا
‫تو رستورانی مثل این میشه.

358
00:23:39,233 --> 00:23:40,372
‫یکی دیگه می‌نویسی؟

359
00:23:40,415 --> 00:23:41,520
‫حتی یه موضوع هم داریم.

360
00:23:41,592 --> 00:23:43,202
‫یه موضوع انفجاری.

361
00:23:43,325 --> 00:23:45,425
‫-جنگ
‫-نه بابا، باحاله.

362
00:23:45,495 --> 00:23:47,155
‫[ سوداگران افتخار - 1925 ]

363
00:23:47,272 --> 00:23:48,767
‫همه پاریس اینجا هستن.

364
00:23:48,832 --> 00:23:50,422
‫بهم گفته بودن سیاست ممنوعه.

365
00:23:50,512 --> 00:23:51,842
‫پر از سیاستمدار شده.

366
00:23:52,132 --> 00:23:53,342
‫حتی نماینده‌ها رو هم می‌بینم.

367
00:23:53,472 --> 00:23:54,591
‫خب که چی؟

368
00:23:54,767 --> 00:23:56,455
‫خب که چی، کارمون تمومه.

369
00:23:57,052 --> 00:23:59,662
‫می‌دونید، پسرم یه آدم فروتن بود.

370
00:23:59,852 --> 00:24:02,371
‫دقیقاً دنبال چی تو این نامه‌ها می‌گردید؟

371
00:24:02,372 --> 00:24:03,942
‫اون مثل یه قهرمان حرف میزنه.

372
00:24:04,052 --> 00:24:05,522
‫فکر کنم چیزی که لازمه رو دارم.

373
00:24:07,072 --> 00:24:11,602
‫دوست من تیبون، گروهبان مثل خودم،
‫دیروز با یه گلوله تو قلبش کشته شد.

374
00:24:11,872 --> 00:24:14,762
‫اون تو میدان افتخار
‫به عنوان قهرمان برای میهن مرد.

375
00:24:14,772 --> 00:24:16,542
‫اوه، آفرین. آفرین.

376
00:24:16,652 --> 00:24:17,935
‫شوخی خوب و جالبیه.

377
00:24:18,012 --> 00:24:19,772
‫با این حرفا ما رو جلو می‌برن.

378
00:24:19,853 --> 00:24:21,062
‫اون مُرد و همین و بس.

379
00:24:21,072 --> 00:24:25,762
‫من، انقدر ناامید و منزجر شدم از این کشتار بی‌فایده
‫که بعضی وقتا بهش حسودی می‌کنم.

380
00:24:25,907 --> 00:24:27,637
‫آره، دلم می‌خواد جای اون باشم.

381
00:24:27,798 --> 00:24:30,648
‫خوب شروع میشه، ولی بد تموم میشه.

382
00:24:33,812 --> 00:24:38,482
‫وقتی فکر می‌کنم اون از عمو هم بدتر عمل کرده،
‫حالم بد میشه.

383
00:24:38,492 --> 00:24:41,182
‫نقد تو خوب بود، ولی مردم نیومدن.

384
00:24:41,692 --> 00:24:43,982
‫من، می‌دونم که تو موفق میشی.

385
00:24:44,464 --> 00:24:45,747
‫ممنون، خانم.

386
00:24:46,972 --> 00:24:48,766
‫این بچه رو می‌شناسی؟

387
00:24:48,844 --> 00:24:50,105
‫کدوم بچه؟

388
00:24:50,181 --> 00:24:53,331
‫یه بچه‌ای که شبیه تو بود،
‫ولی با یه بینی قشنگ‌تر.

389
00:25:03,760 --> 00:25:05,162
‫خداحافظ، کاسترو.

390
00:25:05,892 --> 00:25:08,611
‫و پنیول، ازش خداحافظی نمی‌کنی؟

391
00:25:08,752 --> 00:25:10,862
‫پنیول؟ دیگه نمی‌شناسمش.

392
00:25:11,452 --> 00:25:13,062
‫سیمون، وقت نمیشه.

393
00:25:13,452 --> 00:25:16,082
‫من از آموزش ملی مرخصی بدون حقوق گرفتم.

394
00:25:16,372 --> 00:25:18,972
‫اگه نویسندگی جواب نده، می‌تونم دوباره تدریس کنم.

395
00:25:19,334 --> 00:25:22,484
‫و جلوی تخته‌سیاهت تا آخر عمرت بدبخت باشی،

396
00:25:22,792 --> 00:25:27,522
‫من نمیخوام با یه روستایی در هم پیچیده
‫تو صدف پاریسی‌اش زندگی کنم.

397
00:25:54,352 --> 00:25:57,282
‫کی قصد داری
‫دوباره کلاس‌های دبیرستانت رو شروع کنی؟

398
00:25:57,597 --> 00:26:00,222
‫کلاس منتظر می‌مونه. دوباره شروع کردم به نوشتن.

399
00:26:00,872 --> 00:26:02,048
‫این بار تنها.

400
00:26:02,372 --> 00:26:04,582
‫یه نمایشنامه خیلی ادبی.
‫باید ازش خوشت بیاد.

401
00:26:04,592 --> 00:26:07,311
‫-و اسمش تاتاست؟
‫-تاتا؟

402
00:26:07,312 --> 00:26:11,542
‫آره خب، بعد از عمو،
‫ادامه منطقی‌ش تاتاست.

403
00:26:13,472 --> 00:26:14,772
‫فائتون!

404
00:26:14,852 --> 00:26:16,942
‫اسم نمایشنامه فائتونه.

405
00:26:17,683 --> 00:26:19,593
‫مثل اساطیر یونان.

406
00:26:19,752 --> 00:26:21,831
‫پسر اِدیور، از کلیمنه؟

407
00:26:21,832 --> 00:26:22,888
‫دقیقاً.

408
00:26:23,572 --> 00:26:24,591
‫خوشت میاد؟

409
00:26:24,592 --> 00:26:25,735
‫یه پیشرفته.

410
00:26:25,932 --> 00:26:27,922
‫این مزیت رو داره که کلاسیکه.

411
00:26:30,572 --> 00:26:31,742
‫کلاسیک.

412
00:26:32,338 --> 00:26:33,521
‫کلاسیک.

413
00:26:39,245 --> 00:26:40,941
‫آره، تو کلاسیک میخوای.

414
00:26:41,818 --> 00:26:43,793
‫[ فائتون - 1926 ]

415
00:26:44,593 --> 00:26:46,387
‫[ جاز - 1926 ]

416
00:26:46,582 --> 00:26:48,672
‫بازی شروع شد. دیگه راه برگشتی نیست.

417
00:26:49,682 --> 00:26:51,592
‫شما یه آدم خاصی هستید.

418
00:26:51,616 --> 00:26:54,006
‫داریم نمایشنامه شما رو اجرا می‌کنیم،

419
00:26:54,269 --> 00:26:58,336
‫و شما اینجائید و،
‫دارید پولتون رو از دست میدید.

420
00:26:58,416 --> 00:27:01,466
‫اینا ژتون‌هایی هستن که
‫مدیر تئاتر بهم داده.

421
00:27:01,796 --> 00:27:04,035
‫دیگه نمی‌تونه ببینه که من
‫پشت صحنه ناخن‌هامو می‌جوم.

422
00:27:04,036 --> 00:27:08,326
‫پانزده، سیاه، فرد.

423
00:27:08,996 --> 00:27:12,035
‫شما بیشتر مضطرب هستید، نه؟

424
00:27:12,036 --> 00:27:14,746
‫من کلی روش برای محدود کردن یه مرد بلدم.

425
00:27:16,216 --> 00:27:19,646
‫آقا، باید برگردید،
‫تقریباً تموم شده.

426
00:27:19,656 --> 00:27:20,765
‫شرط‌هاتون رو ببندید.

427
00:27:23,016 --> 00:27:24,046
‫همه‌اش به قرمز بلند.

428
00:27:31,252 --> 00:27:34,738
‫اوه، دوستان من، مرا ببخشید.

429
00:27:35,278 --> 00:27:37,576
‫آه، شما قلب مردگان بزرگ هستید،

430
00:27:37,886 --> 00:27:40,116
‫بالاترین اشرافیت جهان،

431
00:27:40,266 --> 00:27:42,996
‫زیبایی ابدی زندگی.

432
00:27:43,586 --> 00:27:46,136
‫فقط اندیشه هست.

433
00:27:55,434 --> 00:27:58,060
‫پنیول، امروز روز شانستونه.

434
00:27:58,128 --> 00:28:00,688
‫آقا، آقا....
‫قرمز برنده شد.

435
00:28:00,926 --> 00:28:02,136
‫و باز هم ادامه داره.

436
00:28:03,626 --> 00:28:06,896
‫پدرت رو دعوت کرده بودی، خوشش اومد؟

437
00:28:08,246 --> 00:28:09,605
‫خب؟

438
00:28:09,606 --> 00:28:11,696
‫خیلی خوب نوشته شده،

439
00:28:11,986 --> 00:28:13,536
‫بدون شک،

440
00:28:13,666 --> 00:28:16,356
‫اما یه سوال ذهنمو درگیر کرده.

441
00:28:16,406 --> 00:28:17,449
‫بگو.

442
00:28:17,546 --> 00:28:19,996
‫چطور زندگی‌تو می‌گذرونی؟

443
00:28:20,826 --> 00:28:23,496
‫به خاطر اینکه دوستت داره اینجوریه.

444
00:28:23,826 --> 00:28:25,556
‫و منم دوسش دارم.

445
00:28:26,139 --> 00:28:27,169
‫مارسل،

446
00:28:28,646 --> 00:28:31,216
‫دلت برای شهرستان تنگ نشده؟

447
00:28:31,566 --> 00:28:33,036
‫اگه بدونی چقدر دلم تنگ شده.

448
00:28:33,706 --> 00:28:35,365
‫و چرا یه نمایشنامه نمی‌نویسی

449
00:28:35,366 --> 00:28:37,965
‫که داستانش تو خونه‌ات، تو مارسی باشه؟

450
00:28:37,966 --> 00:28:38,996
‫ببین، اوران،

451
00:28:39,686 --> 00:28:40,816
‫مارسی بدون لهجه،

452
00:28:40,826 --> 00:28:42,106
‫واقعاً مارسی نیست.

453
00:28:42,186 --> 00:28:43,836
‫ولی دقیقاً، فادا،

454
00:28:43,966 --> 00:28:46,296
‫باید اونو به زبان مارسیایی بنویسی.

455
00:28:46,306 --> 00:28:48,095
‫ولی هیچ‌کس هیچی نمی‌فهمه.

456
00:28:48,606 --> 00:28:49,936
‫بلژیکی‌ها که این کارو کردن.

457
00:28:50,066 --> 00:28:51,296
‫اگه بلژیکی‌ها می‌تونن این کارو بکنن،

458
00:28:51,306 --> 00:28:52,945
‫پس چرا تو نتونی؟

459
00:28:52,946 --> 00:28:54,125
‫بلژیکی‌ها؟

460
00:28:54,126 --> 00:28:55,305
‫کدوم بلژیکی‌ها؟

461
00:28:55,306 --> 00:28:57,396
‫عصبانیت داشت از سرم بالا می‌زد.
‫[ ازدواج دوشیزه بولمانس ]

462
00:28:57,406 --> 00:28:59,556
‫نمی‌خواستم منو احمق فرض کنن.
‫[ ازدواج دوشیزه بولمانس ]

463
00:28:59,566 --> 00:29:01,026
‫و اون بهتون چی گفت؟

464
00:29:01,050 --> 00:29:02,419
‫هیچی، خجالت‌زده بود.

465
00:29:02,444 --> 00:29:05,365
‫بهم گفت، آیا حساب بانکیتون
‫یه کم به دردتون نمی‌خوره، آقا؟

466
00:29:05,366 --> 00:29:06,425
‫اون بهتون چی گفت؟

467
00:29:06,426 --> 00:29:08,436
‫شما صورتتون اینقدر قرمزه.

468
00:29:10,526 --> 00:29:12,465
‫ماشین تحریر چنده؟

469
00:29:12,466 --> 00:29:13,996
‫اوه، مفت نمی‌ارزه.

470
00:29:14,186 --> 00:29:15,436
‫صفحه کلیدش انگلیسیه.

471
00:29:16,426 --> 00:29:17,556
‫دارم یاد می‌گیرم.

472
00:29:18,486 --> 00:29:19,856
‫و حالا، عزیزم،

473
00:29:20,106 --> 00:29:22,596
‫بهت یاد میدم چطور به زبان مارسیایی بنویسی.

474
00:29:24,526 --> 00:29:26,636
‫وقتی پرده بالا میره،

475
00:29:26,686 --> 00:29:29,365
‫آیا دختر به بازیش نگاه می‌کنه

476
00:29:29,366 --> 00:29:31,676
‫و سرش رو می‌خارونه؟

477
00:29:32,126 --> 00:29:33,896
‫من روی دو تا نمایشنامه کار می‌کنم.

478
00:29:33,906 --> 00:29:34,925
‫همین و بس.

479
00:29:34,926 --> 00:29:37,616
‫آقای پنیول نویسنده‌ای حریص است.

480
00:29:37,986 --> 00:29:39,736
‫دو نمایشنامه خیلی متفاوت.

481
00:29:39,746 --> 00:29:43,196
‫-یکیش تو پاریس اتفاق میفته.
‫- نه، نه، نه انقدر سریع.

482
00:29:43,366 --> 00:29:45,205
‫عنوانش؟

483
00:29:45,206 --> 00:29:46,736
‫زیبای خفته.

484
00:29:46,746 --> 00:29:50,396
‫خیلی اورجینال نیست، ولی خب، ادامه بدید.

485
00:29:50,686 --> 00:29:52,616
‫اون یکی تو شهرستان اتفاق میفته.

486
00:29:52,626 --> 00:29:53,956
‫هنوز عنوان نداره.

487
00:29:53,966 --> 00:29:56,236
‫آهاااا، شهرستان.

488
00:29:56,386 --> 00:29:59,316
‫عالیه. شما مارسی رو می‌شناسید؟

489
00:29:59,609 --> 00:30:00,876
‫اسمشو شنیدم.

490
00:30:00,886 --> 00:30:04,956
‫یه نمایش تو آلکازار مارسی دیدم با بازیگرای محلی.

491
00:30:05,116 --> 00:30:07,255
‫خب؟ نظرتون چی بود؟

492
00:30:07,256 --> 00:30:09,366
‫خیلی کنجکاو برانگیزه، ممنون.

493
00:30:09,916 --> 00:30:11,055
‫کنجکاو برانگیز؟

494
00:30:11,056 --> 00:30:16,026
‫آره، عجیبه. این آدما استعداد کمی ندارن،
‫ولی نصف حرفاشونو نمی‌فهمی.

495
00:30:17,076 --> 00:30:18,635
‫مثل بلژیکی‌ها؟

496
00:30:18,636 --> 00:30:22,486
‫بدتر از بلژیکی‌ها.
‫خیلی بدتر از بلژیکی‌ها.

497
00:30:23,936 --> 00:30:27,086
‫این یه ایده مسخره‌ست.
‫هیچ‌وقت جواب نمیده.

498
00:30:34,276 --> 00:30:35,346
‫متاسفم، عزیزم.

499
00:30:36,836 --> 00:30:38,086
‫خداحافظ، مارسی.

500
00:30:39,156 --> 00:30:44,886
‫به همکارات تو کندورسه فکر کن، که الان
‫با کلید تو دستشون جلوی تخته‌سیاه وایسادن.

501
00:30:45,156 --> 00:30:49,306
‫تو، قراره چند روزی رو تو بایون بگذرونی،
‫پیش یکی از زیباترین زن‌های پاریس.

502
00:30:49,616 --> 00:30:51,706
‫اون مطمئناً
‫از سگش هم خوشگل‌تره.

503
00:30:52,416 --> 00:30:54,615
‫دقیقاً چه نژادی هست؟

504
00:30:54,616 --> 00:30:56,926
‫تقریباً به اندازه یه الاغ گنده است
‫با سر گوساله.

505
00:30:56,936 --> 00:30:59,815
‫دعوت کرده. من که نمی‌تونستم رد کنم که بیارمش.

506
00:30:59,816 --> 00:31:02,875
‫حالا که صحبت از زیبا و هیولا شد،
‫به پرده دوم رسیدی؟

507
00:31:02,876 --> 00:31:05,546
‫نه، حال به هم زنه.

508
00:31:06,496 --> 00:31:08,166
‫گیلهم تاپیه، ادامه بده.

509
00:31:09,416 --> 00:31:10,512
‫پرده دوم.

510
00:31:10,936 --> 00:31:12,315
‫-مارسل؟
‫-چیه؟

511
00:31:12,316 --> 00:31:17,135
‫معلم مدرسه تاپیه، این مرد
‫غیرقابل فساد، پدرته، مگه نه؟

512
00:31:17,136 --> 00:31:19,884
‫پیچ‌ها رو آروم برو.
‫سگه حالش خوب نیست.

513
00:31:22,916 --> 00:31:24,506
‫این، خطرناکه.

514
00:31:25,336 --> 00:31:27,386
‫-با قطار بریم؟
‫-با قطار بریم.

515
00:31:28,596 --> 00:31:31,646
‫با این همه، دیگه نمی‌دونم
‫تو پرده دوم کجا بودم.

516
00:31:31,736 --> 00:31:34,486
‫تقریباً آخرش، وقتی توپاز
‫میاد سُنامین رو ببینه.

517
00:31:34,616 --> 00:31:36,715
‫توپاز؟ کدوم توپاز؟

518
00:31:36,716 --> 00:31:39,346
‫اون پیرمرد، همونی که
‫تو پانسیون موشه موند.

519
00:31:39,536 --> 00:31:40,675
‫منظورت تامیزه؟

520
00:31:40,699 --> 00:31:42,149
‫آره، همینه، تامیز.

521
00:31:42,879 --> 00:31:44,142
‫همه چی رو گفتم.

522
00:31:45,739 --> 00:31:49,349
‫از امروز، ساعت ده، شما دیگه
‫متعلق به این موسسه نیستید.
‫[ دیو و دلبر - 1928 ]

523
00:31:49,444 --> 00:31:51,209
‫بیا، ارنستین.
‫[ توپاز - 1928 ]

524
00:31:51,319 --> 00:31:53,278
‫آقای مدیر، آقا...

525
00:31:53,279 --> 00:31:55,738
‫-آقای موش.
‫-آقای موش.

526
00:31:55,739 --> 00:31:58,749
‫یه بازیگر که حافظه‌اش مشکل داره،
‫دکورهایی که آماده نیستن،

527
00:31:58,759 --> 00:32:00,649
‫رزروهایی که هنوز شروع نشده.

528
00:32:00,999 --> 00:32:03,098
‫این نشونه بدیه، نه؟

529
00:32:03,099 --> 00:32:04,998
‫این مرد رو می‌بینید؟

530
00:32:04,999 --> 00:32:08,108
‫-خب؟
‫-اون چهل سال تئاتر تو سرش داره.

531
00:32:08,118 --> 00:32:10,248
‫و میتونم بهتون بگم که به ندرت اشتباه کرده.

532
00:32:10,819 --> 00:32:13,669
‫برای نمایشنامه ما، اون یه دید تازه‌ست.

533
00:32:14,312 --> 00:32:15,382
‫آقا.

534
00:32:15,545 --> 00:32:16,582
‫آقا.

535
00:32:16,825 --> 00:32:18,002
‫بیدار شید.

536
00:32:18,039 --> 00:32:19,489
‫پرده اول تموم شد.

537
00:32:20,679 --> 00:32:21,989
‫کی اونجاست؟

538
00:32:23,319 --> 00:32:25,629
‫فکر کنم باید برگردم خونه.

539
00:32:25,719 --> 00:32:27,489
‫حالم خیلی خوب نیست.

540
00:32:27,859 --> 00:32:29,149
‫این دلگرم‌کننده‌ست.

541
00:32:29,259 --> 00:32:31,049
‫این احمق حتماً زیاد خورده.

542
00:32:31,059 --> 00:32:33,249
‫همه ما به " توپاز " باور داریم.

543
00:32:33,259 --> 00:32:36,769
‫و قطعاً خروپف‌های یه مست
‫ما رو از نظرمون برنمی‌گردونه.

544
00:32:36,779 --> 00:32:38,489
‫جای نا امیدی نیست.

545
00:32:39,379 --> 00:32:42,229
‫تو تئاتر، آدم هیچ‌وقت از هیچی مطمئن نیست.

546
00:32:42,859 --> 00:32:44,089
‫حتی از یه شکست کامل.

547
00:32:55,118 --> 00:32:57,329
‫-نمیای بخوابی؟
‫-الان میام.

548
00:33:06,809 --> 00:33:08,819
‫اونجا به تو نگاه می‌کنم، مرد زیبای من.

549
00:33:09,429 --> 00:33:10,799
‫مورد تحسین همه.

550
00:33:11,429 --> 00:33:12,879
‫اطرافش پر از زن‌های زیبا.

551
00:33:15,069 --> 00:33:17,905
‫هیچ‌وقت یادت نره چرا عاشقم بودی، مارسل.

552
00:33:18,508 --> 00:33:20,158
‫لهجه‌ام رو فراموش نکن.

553
00:33:20,789 --> 00:33:24,139
‫این لهجه، موسیقی کوچک دوران بچگی توئه.

554
00:33:24,729 --> 00:33:26,439
‫این لهجه اولین شعرهای توئه.

555
00:33:27,289 --> 00:33:30,159
‫شعرهایی که قلب منو به تپش می‌‌انداختن.

556
00:33:39,529 --> 00:33:40,968
‫مارسل، خوبی؟

557
00:33:40,969 --> 00:33:43,139
‫حتی خیلی هم خوبم.

558
00:33:43,829 --> 00:33:46,674
‫ممکنه تو نیروی دریایی فرانسه
‫رو دوست داشته باشی.

559
00:33:46,789 --> 00:33:49,861
‫اما نیروی دریایی فرانسه بهت فحش میده.

560
00:33:54,649 --> 00:33:57,219
‫پنیول، یه خبر خوب دارم برات.

561
00:33:57,229 --> 00:33:59,539
‫- چی؟
‫- اون یارو یه‌وَریه مُرد.

562
00:33:59,549 --> 00:34:00,688
‫به این میگی خبر خوب؟

563
00:34:00,689 --> 00:34:02,519
‫کاملاً نگران‌کننده است، حق با توئه.

564
00:34:02,629 --> 00:34:03,828
‫در واقع، این آرامش‌بخشه.

565
00:34:03,829 --> 00:34:06,948
‫میتونیم بگیم تا اینجا،
‫فقط یه تماشاگر داشتیم

566
00:34:06,949 --> 00:34:08,868
‫که فقط نصف پرده اول رو دیده

567
00:34:08,869 --> 00:34:10,339
‫و از دنیا رفته.

568
00:34:14,889 --> 00:34:16,179
‫گوسفندها.

569
00:34:17,289 --> 00:34:22,559
‫گوسفندهایی تو یه پارک
‫محصور شده بودن.

570
00:34:24,029 --> 00:34:25,319
‫گوسفندها.

571
00:34:26,229 --> 00:34:27,559
‫گوسفندها.

572
00:34:28,849 --> 00:34:30,708
‫ببین، بچه‌ام، یه تلاشی بکن.

573
00:34:30,709 --> 00:34:34,079
‫یعنی اینکه فقط یه گوسفند نبود،

574
00:34:34,389 --> 00:34:37,619
‫چندین گوسفند بودن.

575
00:34:44,209 --> 00:34:45,819
‫پنیول بیچاره من.

576
00:34:46,769 --> 00:34:48,139
‫این یه شکسته.

577
00:34:48,669 --> 00:34:50,939
‫باید بیای از مردم عذرخواهی کنی.

578
00:34:52,349 --> 00:34:54,279
‫- تا این حد؟
‫- آره.

579
00:35:01,109 --> 00:35:02,348
‫خانم‌ها و آقایان،

580
00:35:02,349 --> 00:35:05,149
‫ما مقصر واقعی رو پیدا کردیم،

581
00:35:05,409 --> 00:35:07,439
‫آقای مارسل پنیول.

582
00:35:10,699 --> 00:35:12,809
‫از این طرف، آقای پنیول.

583
00:35:13,299 --> 00:35:16,349
‫توپاز واقعی رو بهت معرفی می‌کنم.

584
00:35:16,679 --> 00:35:17,689
‫خوشوقتم.

585
00:35:19,559 --> 00:35:20,769
‫عجب خری هستی.

586
00:35:21,039 --> 00:35:22,849
‫چه ترسی تو جونم انداختید.

587
00:35:22,859 --> 00:35:25,609
‫مارسل، کسی باهات کار داره.

588
00:35:27,839 --> 00:35:29,229
‫بابا؟

589
00:35:30,772 --> 00:35:32,182
‫آفرین، پسرم.

590
00:35:33,879 --> 00:35:35,318
‫ای بدبخت،

591
00:35:35,319 --> 00:35:37,509
‫ای بچه بیچاره،
‫[ تئاتر لالکازآر - مارسی ]

592
00:35:37,559 --> 00:35:39,449
‫ای رقت‌انگیز.

593
00:35:39,499 --> 00:35:43,389
‫تو که فکر نمی‌کنی
‫من این نمایشنامه رو اینجا اجرا می‌کنم.

594
00:35:43,399 --> 00:35:44,658
‫چرا منو آوردی اینجا؟

595
00:35:44,659 --> 00:35:46,429
‫چون این ماریوس،

596
00:35:47,219 --> 00:35:49,289
‫یه شاهکاره.

597
00:35:49,419 --> 00:35:50,689
‫ولی تو نمی‌خوای بازی کنی.

598
00:35:50,699 --> 00:35:52,509
‫اوه چرا، بازی می‌کنم.

599
00:35:53,959 --> 00:35:56,229
‫ولی بعد از سیصدمین اجرا تو پاریس،

600
00:35:56,459 --> 00:35:58,678
‫چی میگم، سیصدمین؟

601
00:35:58,679 --> 00:36:01,078
‫پانصدمین!

602
00:36:01,079 --> 00:36:02,638
‫نمایشنامه‌ت رو به رِمی نشون بده.

603
00:36:02,639 --> 00:36:05,829
‫نقش پانیس، برای اون، کاملاً مناسبه.

604
00:36:06,159 --> 00:36:08,009
‫اون با گروه تو وولترا هست،

605
00:36:08,039 --> 00:36:10,029
‫صاحب تئاتر پاریس.

606
00:36:10,139 --> 00:36:11,869
‫اونا همش دعوا می‌کنن،

607
00:36:11,879 --> 00:36:13,749
‫اما تو پایتخت،

608
00:36:13,759 --> 00:36:15,529
‫اونا حرف اول و آخر رو میزنن.

609
00:36:16,179 --> 00:36:17,869
‫رمی امشب اینجا بازی می‌کنه.

610
00:36:18,219 --> 00:36:19,289
‫بهت هشدار میدم،

611
00:36:19,439 --> 00:36:21,009
‫این شکسپیر نیست.

612
00:36:23,065 --> 00:36:26,309
‫اوه خدای من، عزیزم، تویی.

613
00:36:26,399 --> 00:36:29,625
‫آدلاید، چه خوشحالم که دوباره می‌بینمت.

614
00:36:32,639 --> 00:36:35,849
‫آره. از دوران صومعه خیلی وقته گذشته.

615
00:36:35,859 --> 00:36:39,918
‫و اون دو تا کوچولوی نازنین رو ببین چی شدن؟

616
00:36:39,919 --> 00:36:42,338
‫آه، اون دو تا کوچولوی نازنین

617
00:36:42,362 --> 00:36:45,552
‫تبدیل شدن به دو گنده بیکاره!

618
00:36:46,182 --> 00:36:47,932
‫خب من، عزیزم،

619
00:36:48,102 --> 00:36:50,181
‫مال من اینقدر تیز موندن

620
00:36:50,182 --> 00:36:53,532
‫که هر روز صبح با سنباده صافشون می‌کنم.

621
00:36:53,582 --> 00:36:56,152
‫وگرنه، سوتین‌هامو پاره می‌کنن.

622
00:36:59,862 --> 00:37:02,912
‫چیزی که نگرانم می‌کنه اینه که
‫چند سال پیش،

623
00:37:02,922 --> 00:37:04,752
‫یه گروه از اینجا رفتن پاریس،

624
00:37:04,902 --> 00:37:07,272
‫و یه نمایشنامه به سبک مارسیایی بازی کردن.

625
00:37:07,297 --> 00:37:08,381
‫خب که چی؟

626
00:37:08,382 --> 00:37:11,421
‫خب که چی، منتقدا اونا رو
‫به خاک و خون کشیدن

627
00:37:11,422 --> 00:37:13,012
‫و تماشاچیا هوشون کردن.

628
00:37:13,382 --> 00:37:15,172
‫شاید نمایشنامه خوب نبوده.

629
00:37:15,562 --> 00:37:17,362
‫با این حال، این یه سابقه بدی برای ماست.

630
00:37:18,046 --> 00:37:19,652
‫شاید وولترا فراموشش کرده باشه.

631
00:37:20,662 --> 00:37:23,232
‫خب، اگه نمایشنامه شما خوبه،
‫پس امتحانش می‌کنیم.

632
00:37:23,642 --> 00:37:24,652
‫ولی بهم بگید،

633
00:37:25,182 --> 00:37:28,281
‫این ماریوس پسر خوش‌تیپیه؟

634
00:37:28,282 --> 00:37:29,572
‫بهت گوش میدم.

635
00:37:30,275 --> 00:37:31,365
‫من رمی رو می‌خوام.

636
00:37:32,668 --> 00:37:34,213
‫برای نقش اصلی.

637
00:37:34,515 --> 00:37:36,226
‫تو اخلاقشو می‌شناسی.

638
00:37:36,322 --> 00:37:37,772
‫اون غیرقابل تحمله.

639
00:37:37,782 --> 00:37:39,113
‫اون نمایشنامه رو دوست داره.

640
00:37:39,362 --> 00:37:42,072
‫من فکر نمی‌کنم اون توانایی
‫بازی در یه نقش کمدی بزرگ رو داشته باشه.

641
00:37:42,082 --> 00:37:43,325
‫من بهش اعتماد دارم.

642
00:37:43,422 --> 00:37:46,252
‫خوبه. تو اونو می‌خوای، پس به دستش بیار.

643
00:37:46,422 --> 00:37:48,532
‫اما اگه بعداً اومدی شکایت کردی،

644
00:37:48,662 --> 00:37:50,352
‫بهت می‌خندم.

645
00:37:51,302 --> 00:37:52,681
‫داری میری؟

646
00:37:52,682 --> 00:37:54,741
‫باید برم لونا پارک
‫تا یه مشکلی رو حل کنم

647
00:37:54,742 --> 00:37:56,412
‫بین غول و زن ریشو.

648
00:37:56,902 --> 00:37:58,672
‫اینا موجودات اعصاب‌خردکن هیولایی هستن.

649
00:37:58,682 --> 00:38:01,912
‫ولی باور کن، اینا هیچی
‫در مقایسه با رمی تو نیستن.

650
00:38:05,475 --> 00:38:08,241
‫-رفتم بازی شارپن رو دیدم.
‫-خب چی شد؟

651
00:38:08,242 --> 00:38:10,772
‫خیلی خوبه. برای نقش پانیس عالیه.

652
00:38:10,902 --> 00:38:12,152
‫- باهاش حرف زدی؟
‫- نه.

653
00:38:12,582 --> 00:38:14,081
‫پس از کجا میدونی
‫میخواد نقش پانیس رو بازی کنه؟

654
00:38:14,082 --> 00:38:15,852
‫چون من سزار رو بازی می‌کنم.

655
00:38:15,962 --> 00:38:18,372
‫ببین، ژول، این یه نقش فرعیه.

656
00:38:18,382 --> 00:38:19,812
‫تو برام متن بیشتری اضافه کن.

657
00:38:19,942 --> 00:38:21,481
‫ببین، ژول، زیاد چیز خاصی نیست.

658
00:38:21,482 --> 00:38:23,852
‫من می‌خوام صاحب بار باشم.

659
00:38:23,862 --> 00:38:26,212
‫من می‌خوام نمایشنامه تو خونه من اتفاق بیفته.

660
00:38:26,342 --> 00:38:28,172
‫این رمی نیست که باید بره پیش شارپن.

661
00:38:28,182 --> 00:38:29,952
‫این شارپنه که باید بیاد پیش رمی.

662
00:38:29,962 --> 00:38:31,952
‫بهش فکر می‌کنم.

663
00:38:32,382 --> 00:38:33,692
‫ولی خواهش می‌کنم، با زنش حرف نزن.

664
00:38:33,702 --> 00:38:36,171
‫خب که چی؟

665
00:38:38,602 --> 00:38:40,321
‫فرنه داره چیکار می‌کنه؟

666
00:38:40,322 --> 00:38:44,232
‫بهت که گفته بودم! سپردن نقش یه آدم خونگرمِ
‫مارسیایی به یه آلزاسیِ یبس، دیگه رسماً کفر ابلیسه

667
00:38:44,842 --> 00:38:47,812
‫مادر مقدس حتماً دو تا پاشو شکسته. تموم.

668
00:38:47,822 --> 00:38:50,012
‫یا ساده‌تر بگم، قطارش تأخیر داشته.

669
00:38:50,082 --> 00:38:51,781
‫اون تازه پونزده روز رو تو مارسی گذرونده

670
00:38:51,782 --> 00:38:53,372
‫تو یه بار کوچیک تو بندر قدیمی،

671
00:38:53,382 --> 00:38:54,881
‫میزها رو پاک می‌کرده و لیوان‌ها رو می‌شسته

672
00:38:54,882 --> 00:38:56,792
‫تا تو مکالمات مشتری‌ها شرکت کنه.

673
00:38:56,802 --> 00:38:59,392
‫پس، آلزاسیایی تو شاید الکلی شده باشه،

674
00:38:59,402 --> 00:39:01,191
‫ولی قطعاً
‫مارسیایی نشده.

675
00:39:01,302 --> 00:39:02,852
‫حق با توئه، مثل همیشه.

676
00:39:03,142 --> 00:39:04,397
‫بیا، من بهت دیالوگ میدم.

677
00:39:04,521 --> 00:39:06,974
‫از «بخاطر قهوه‌اش نیست» دوباره شروع می‌کنیم.

678
00:39:07,041 --> 00:39:09,211
‫بخاطر قهوه‌اش نیست، بخاطر طرز رفتارته.

679
00:39:09,241 --> 00:39:11,711
‫- چه طرز رفتاری؟
‫- اینکه تا من می‌خوابم، کل مغازه رو هورت می‌کشی بالا.

680
00:39:11,781 --> 00:39:13,741
‫اگه می‌خواستی بهم توهین کنی، کاملاً موفق شدی.

681
00:39:14,941 --> 00:39:16,420
‫توهین؟ چه توهینی؟

682
00:39:16,421 --> 00:39:19,620
‫آخه اگه من توی این سن نتونم یه فنجون قهوه
‫تعارف کنم، پس من اصلاً چی‌کاره‌ام این وسط؟

683
00:39:19,621 --> 00:39:22,131
‫یه بچه! یه بچه‌ای که باید از حرف باباش اطاعت کنه.

684
00:39:22,141 --> 00:39:23,611
‫- توی این سنش؟
‫- بله خوشگلم.

685
00:39:23,621 --> 00:39:25,680
‫خودِ من، مجبور شدم تا سن سی و دو سالگی صبر کنم...

686
00:39:25,681 --> 00:39:28,117
‫تا بابام آخرین اردنگی رو بهم بزنه.

687
00:39:28,141 --> 00:39:29,991
‫خانواده توی زمان ما این شکلی بود.

688
00:39:30,001 --> 00:39:32,431
‫کلی احترام و محبت بینمون بود.

689
00:39:32,461 --> 00:39:34,097
‫با اردنگی؟!

690
00:39:36,294 --> 00:39:37,320
‫خب پنیول؟

691
00:39:37,321 --> 00:39:40,151
‫دیدی بهت می‌گفتم یه آلزاسی هم می‌تونه
‫نقش یه مارسیایی رو خوب بازی کنه؟

692
00:39:40,161 --> 00:39:42,201
‫کل چیزی که لازم داره، فقط یه دستمال گردنِ مناسبه.

693
00:39:43,141 --> 00:39:45,791
‫راستی، دیدم که صحنه کارت‌بازی رو حذف کردی.

694
00:39:45,901 --> 00:39:46,991
‫نمایشنامه خیلی طولانی شده.

695
00:39:47,001 --> 00:39:48,460
‫ولی اون صحنه کارت‌بازی
‫واسه خودش یه پا کمدیه.

696
00:39:48,461 --> 00:39:50,200
‫به نظرت جلف و چیپ میاد، آره؟

697
00:39:50,201 --> 00:39:52,691
‫چطور بگم، در شأن تئاتری مثل اینجا نیست.

698
00:39:53,461 --> 00:39:54,971
‫کارگردان تویی دیگه.

699
00:39:55,161 --> 00:39:56,231
‫رئیس تویی.

700
00:39:58,521 --> 00:40:01,051
‫پایان پرده دوم. پونزده دقیقه استراحت.

701
00:40:04,501 --> 00:40:06,551
‫می‌خوام یه نگاه تازه به کار بندازی و نظرت رو بگی.

702
00:40:06,581 --> 00:40:07,731
‫می‌شنوم، بفرمایید.

703
00:40:08,341 --> 00:40:10,000
‫نمایش به نظرتون جذاب میاد؟

704
00:40:10,001 --> 00:40:13,051
‫فکر کنم اگه می‌فهمیدم چی داره میگه، خوشم می‌اومد.

705
00:40:13,201 --> 00:40:15,271
‫- به اندازه کافی بلند حرف نمی‌زنه؟
‫- نه، موضوع این نیست.

706
00:40:15,401 --> 00:40:17,360
‫جمله‌بندی‌هاش خیلی غلط غلوط و نادرسته.

707
00:40:17,361 --> 00:40:21,291
‫این لهجه‌اش هم که صداها
‫رو دگرگون می‌کنه، دیگه اصلاً غیرقابل‌فهمه.

708
00:40:21,301 --> 00:40:24,551
‫اوه، به حرف‌های این آقا گوش نکنید.

709
00:40:24,661 --> 00:40:26,471
‫این آقا به احمق بودنش معروفه.

710
00:40:26,501 --> 00:40:28,111
‫چی گفتی؟ من؟!

711
00:40:28,161 --> 00:40:29,896
‫بله جناب، دقیقاً خودِ شما!

712
00:40:29,921 --> 00:40:31,331
‫بهتون اجازه نمی‌دم این‌طوری با من حرف بزنید!

713
00:40:31,341 --> 00:40:32,929
‫ژول، این بحث‌ها کمکی به من نمی‌کنه.

714
00:40:32,969 --> 00:40:36,076
‫آخه کی به این احمق
‫اجازه داده بیاد اینجا جاسوسیِ ما رو بکنه؟

715
00:40:36,173 --> 00:40:39,846
‫پرده رو بکشید پایین. وقتی این یارو چپ‌چشم رفت،
‫بقیه کار رو می‌ریم.

716
00:40:40,073 --> 00:40:41,474
‫این چپ‌چشم؟

717
00:40:41,498 --> 00:40:45,322
‫من نیومدم اینجا که بهم توپ‌وتشر بزنی.
‫حالا می‌بینیم!

718
00:40:52,358 --> 00:40:55,209
‫می‌خوای کل تایم آنتراکت رو همین‌جا بمونی؟

719
00:40:55,243 --> 00:40:56,688
‫کار اصلاً خنده‌دارشون نمی‌کنه.

720
00:40:56,858 --> 00:40:58,378
‫انگار به جای کمدی، تراژدی نوشتم!

721
00:40:58,658 --> 00:41:01,748
‫دلشون می‌خواد بخندن،
‫ولی جلوی خودشون رو می‌گیرن.

722
00:41:02,298 --> 00:41:03,508
‫نگران نباش بابا، بی‌خیال.

723
00:41:03,518 --> 00:41:05,008
‫توی پرده سوم میخکوبشون می‌کنیم.

724
00:41:06,058 --> 00:41:07,388
‫خب چیه؟ نوبت توئه دیگه.

725
00:41:07,498 --> 00:41:09,828
‫خودم می‌دونم، ولی مرددم.

726
00:41:09,838 --> 00:41:11,807
‫خب که چی؟
‫می‌خوای تا فردا همین‌طور دو دل بمونی؟

727
00:41:11,854 --> 00:41:13,608
‫زود باش ناخدا، منتظرتیم!

728
00:41:13,958 --> 00:41:15,748
‫آخه موضوعِ خیلی مهمیه.

729
00:41:15,758 --> 00:41:17,717
‫پس باید شما دوتا برید با هم خلوت کنید و هماهنگ بشید.

730
00:41:17,742 --> 00:41:19,432
‫صحنه کارت‌بازی رو برگردوندن!

731
00:41:19,521 --> 00:41:21,534
‫رِموِ مخفیانه باهاشون تمرین کرده.

732
00:41:21,727 --> 00:41:23,428
‫چطور جرأت کرده همچین کاری بکنه؟!

733
00:41:23,858 --> 00:41:25,028
‫دردسرسازه.

734
00:41:25,318 --> 00:41:27,428
‫به جای نق زدن، ببین چه‌کارش کردن!

735
00:41:27,438 --> 00:41:31,477
‫نکنه تو هم دستت با این توطئه‌گرا توی یه کاسه‌ست؟

736
00:41:31,478 --> 00:41:32,708
‫دهنت رو ببند، پنیول!

737
00:41:32,733 --> 00:41:34,108
‫ولی گوش کن.

738
00:41:39,928 --> 00:41:43,838
‫پاریس تازه داره جذابیتِ لحن مارسیایی‌ها رو کشف می‌کنه.

739
00:41:44,008 --> 00:41:46,358
‫صداقتِ اوران دو مازی،

740
00:41:46,508 --> 00:41:47,767
‫تسلطِ فرنه

741
00:41:47,768 --> 00:41:49,767
‫و شور و سرزندگیِ رِموِ.

742
00:41:49,768 --> 00:41:52,338
‫که خودش رو به عنوان
‫یکی از بزرگترین بازیگرهامون ثابت می‌کنه.

743
00:41:52,608 --> 00:41:53,918
‫جا واسه سوزن انداختن نیست!

744
00:41:53,928 --> 00:41:56,402
‫مثل یه رویاست. این واسه تو چه فایده‌ای داره، ژول؟

745
00:41:56,502 --> 00:41:59,298
‫الان بهت می‌گم چه فایده‌ای داره، لئون.

746
00:41:59,589 --> 00:42:01,467
‫این تیکه کوچیکِ کاغذ دیواریه

747
00:42:01,468 --> 00:42:03,138
‫که از دیوار اتاق گریمم کندم.

748
00:42:03,148 --> 00:42:04,178
‫باریکلا!

749
00:42:04,448 --> 00:42:07,498
‫روش نوشته: «جناب رِموِ یه نابغه‌ست.»

750
00:42:08,028 --> 00:42:10,438
‫و امضای مارسل پنیول هم پاشه.

751
00:42:10,463 --> 00:42:11,658
‫دمت گرم رفیق.

752
00:42:11,668 --> 00:42:13,878
‫رفیقت؟! رفیقت؟! شما دوتا یه مشت خرابکارِ به تمام معنایید!

753
00:42:13,888 --> 00:42:16,147
‫قصد دارید تئاتر من رو ویران کنید، آره؟

754
00:42:16,148 --> 00:42:17,666
‫ای بابا، ولترا!

755
00:42:17,700 --> 00:42:21,418
‫دیگه واسه یه تیکه کاغذ دیواریِ مسخره،
‫این‌قدر قشقرق به پا نکن!

756
00:42:21,428 --> 00:42:22,825
‫این کاغذ دیواری رو خودم انتخاب کرده بودم!

757
00:42:22,865 --> 00:42:24,188
‫نه بابا، تو اصلاً سلیقه نداری.

758
00:42:24,248 --> 00:42:26,338
‫این کاغذ دیواری هم مثل کراوات‌هات زشته!

759
00:42:29,088 --> 00:42:31,798
‫انگار این موفقیت زیاد خوشحالت نکرده، مارسل؟

760
00:42:32,108 --> 00:42:33,487
‫حالا از اینجا به بعد باید چی‌کار کنم؟

761
00:42:33,488 --> 00:42:35,458
‫نمایشنامه‌های دیگه بنویس، دیوانه خُل!

762
00:42:35,608 --> 00:42:38,938
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم چیزی بهتر ازاین بنویسم،
‫حالا که اون به قولش عمل کرده.

763
00:42:38,988 --> 00:42:40,667
‫کی به قولش عمل کرده؟

764
00:42:40,691 --> 00:42:41,776
‫یه پسربچه.

765
00:42:41,811 --> 00:42:43,261
‫کدوم پسربچه؟

766
00:42:43,991 --> 00:42:45,681
‫قضیه‌اش مفصله.

767
00:42:47,831 --> 00:42:50,441
‫من که می‌دونستم دیگه دلت نمی‌خواد بنویسی،

768
00:42:50,451 --> 00:42:52,688
‫چون تئاتر دیگه برات خیلی راحت شده بود.

769
00:42:52,764 --> 00:42:54,914
‫خیلی راحت؟ فکر نمی‌کنم.

770
00:42:55,830 --> 00:42:57,881
‫بگیم احساس می‌کردم برام کوچیکه و جام تنگ شده.

771
00:43:02,781 --> 00:43:04,854
‫و این‌طور شد که نور پدید اومد.

772
00:43:08,799 --> 00:43:13,074
‫[ تا حالا به سینما فکر کردی مارسل پنیول؟ ]

773
00:43:14,800 --> 00:43:17,041
‫چه فاجعه‌ای!

774
00:43:20,269 --> 00:43:24,469
‫[ این بازیگرای بیچاره که انقدر غلو‌آمیز بازی میکنن ]

775
00:43:26,809 --> 00:43:30,800
‫[ تا حواس ما رو پرت کنن که عین ماهی لال‌مونی گرفتن. ]

776
00:43:32,441 --> 00:43:34,521
‫[ حالا با صدا چطور؟ ]

777
00:43:35,767 --> 00:43:41,499
‫[ سعی کردن رو تصویر صدا بذارن ولی
‫همیشه افتضاح از آب دراومده. ]

778
00:43:42,832 --> 00:43:45,599
‫[ شاید این بار کار کنه! ]

779
00:43:47,606 --> 00:43:53,628
‫[ به نظر اطلاعات خوبی داری، پسر جون.
‫حالا این فیلم ناطق رو کجا میشه دید ؟ ]

780
00:43:54,661 --> 00:43:56,942
‫[ اونور آب... ]

781
00:43:58,277 --> 00:44:00,528
‫[ همین اونطرف خیابون؟ ]

782
00:44:02,500 --> 00:44:05,734
‫[ آقا، اونور کانال مانش!
‫پیش انگلیسی‌ها! ]

783
00:44:09,742 --> 00:44:12,623
‫[ سفر به لندن... ]

784
00:44:26,831 --> 00:44:29,124
‫[ بالاخره سینما ناطق شد! ]

785
00:44:39,577 --> 00:44:43,390
‫واسه امشب همه بلیت‌ها
‫فروش رفته، این سیصد و پنجاهمین اجرامونه!

786
00:44:43,430 --> 00:44:45,211
‫آره، ولی این وضعیت موندگار نیست.

787
00:44:45,257 --> 00:44:46,211
‫چرا اونوقت؟

788
00:44:46,257 --> 00:44:48,277
‫آقای پنیول تازه از لندن برگشته.

789
00:44:48,344 --> 00:44:50,604
‫رفته یه فیلم ناطق رو سه بار تماشا کرده.

790
00:44:50,726 --> 00:44:51,881
‫افتضاحه!

791
00:44:51,891 --> 00:44:53,704
‫بهم میگه تئاترها قراره تخته بشن.

792
00:44:53,737 --> 00:44:55,630
‫آره، منم بهش میگم واقعاً مسخره‌ست...

793
00:44:55,631 --> 00:44:57,950
‫که بخوایم اجرای «ماریوس» رو ادامه بدیم...

794
00:44:57,951 --> 00:45:00,130
‫وقتی این‌قدر احمقانه فرم تئاتری داره.

795
00:45:00,291 --> 00:45:01,881
‫داری پیازداغش رو زیاد می‌کنی، من این رو نگفتم.

796
00:45:01,891 --> 00:45:05,021
‫دیگه فقط مونده برم
‫یه فانوس جادویی و یه گرامافون بخرم!

797
00:45:05,046 --> 00:45:07,980
‫بدبخت روزگار! بذار یه چیزی بهت بگم.

798
00:45:08,073 --> 00:45:10,721
‫این قضیه فیلم ناطق، این اسباب‌بازیِ جدید،

799
00:45:10,746 --> 00:45:12,193
‫فقط یه جور سرگرمیِ گذراست.

800
00:45:12,260 --> 00:45:13,814
‫برو اون رو واسه شهربازیت بخر.

801
00:45:13,847 --> 00:45:15,370
‫شاید بتونه یه فصل ملت رو سرگرم کنه.

802
00:45:15,371 --> 00:45:17,581
‫نه، نه. حق با پنیوله.

803
00:45:17,777 --> 00:45:19,364
‫تازه، من خودم هم بهش علاقه‌مند شدم.

804
00:45:19,444 --> 00:45:21,610
‫چون تو قراره این نمایش رو فقط یه بار بازی کنی.

805
00:45:21,670 --> 00:45:23,344
‫منم فقط یه بار بهت دستمزد میدم.

806
00:45:23,390 --> 00:45:25,150
‫ولی اون فیلمِ سخنگوت روی پرده سینما...

807
00:45:25,151 --> 00:45:28,281
‫واسم هزار تا دو هزار بار اجرای مجانی میره!

808
00:45:28,306 --> 00:45:29,390
‫پنیول!

809
00:45:29,391 --> 00:45:31,541
‫میخوای بذاری این کلاهبردار جیب من رو خالی کنه؟

810
00:45:31,642 --> 00:45:34,510
‫مگه این سینمای ناطق چی داره
‫که این‌قدر بزرگش می‌کنی؟ هان؟

811
00:45:34,511 --> 00:45:36,701
‫- بگو، سراپا گوشم.
‫- باز شروع شد!

812
00:45:36,971 --> 00:45:39,581
‫ژول، به لطف این اختراع شگفت‌انگیز،

813
00:45:39,657 --> 00:45:42,150
‫دیگه محدود به ابعاد و اندازه سالن تئاتر نیستم.

814
00:45:42,151 --> 00:45:44,970
‫می‌تونم صورتِ طرف رو از فاصله پنچاه سانتی‌متری نشون بدم...

815
00:45:44,971 --> 00:45:46,381
‫تا سرازیر شدنِ اشک رو روش ببینی.

816
00:45:46,391 --> 00:45:48,370
‫دلت می‌خواد منم گریه کنم؟

817
00:45:48,371 --> 00:45:50,830
‫می‌تونم صحنه‌ای رو بنویسم که توش دارن پچ‌پچ می‌کنن...

818
00:45:50,831 --> 00:45:52,781
‫و کاری کنم که صداش واضح و شفاف شنیده بشه.

819
00:45:52,807 --> 00:45:54,975
‫دلت میخواد منم پچ‌پچ کنم؟

820
00:45:55,022 --> 00:45:56,821
‫ایده فوق‌العاده‌ایه، پنیول.

821
00:45:56,886 --> 00:45:58,816
‫ژول، به لطف دوربین،

822
00:45:58,855 --> 00:46:01,173
‫می‌تونم توی آسمون به پرواز دربیام،

823
00:46:01,220 --> 00:46:02,981
‫از دور نظاره‌گرِ صحنه باشم،

824
00:46:03,080 --> 00:46:05,961
‫درست مثل یه پرنده، یا یه فرشته نگهبان.

825
00:46:06,271 --> 00:46:07,361
‫یا مثل خدا.

826
00:46:07,711 --> 00:46:09,833
‫پس باید کچلی‌ت رو قایم کنی، ژول!

827
00:46:09,857 --> 00:46:10,907
‫فقط تصور کن!

828
00:46:10,997 --> 00:46:12,867
‫می‌تونم از کادر بزنم بیرون،

829
00:46:13,137 --> 00:46:14,587
‫دور صحنه بچرخم،

830
00:46:14,757 --> 00:46:16,747
‫تمام دیوارهای تئاتر رو خراب کنم،

831
00:46:17,117 --> 00:46:18,807
‫و دکور رو تیکه‌تیکه کنم.

832
00:46:19,057 --> 00:46:20,907
‫- یا بازیگر رو!
‫- ایده خوبیه.

833
00:46:21,417 --> 00:46:23,927
‫به این فکر کردی که «وان دير» چجور برادری بود؟

834
00:46:23,977 --> 00:46:25,467
‫شما دارین از ول کردن تئاتر حرف می‌زنین،

835
00:46:25,477 --> 00:46:26,677
‫ولی حق این کار رو ندارین.

836
00:46:26,757 --> 00:46:28,996
‫این مگه فرار از خدمت نیست؟

837
00:46:28,997 --> 00:46:31,087
‫یه بزدلیِ تمام‌عیار.

838
00:46:31,357 --> 00:46:34,156
‫برای همیشه بی‌آبرو نمی‌شین؟

839
00:46:34,157 --> 00:46:36,847
‫اونم بعد از این‌همه کاری که تئاتر براتون کرده؟

840
00:46:37,029 --> 00:46:40,195
‫سینما رو فراموش کنین،
‫اگه نمی‌خواین کارتون به ورشکستگی بکشه.

841
00:46:40,277 --> 00:46:41,647
‫فقط واسه نمای بیرونش،

842
00:46:41,657 --> 00:46:44,267
‫باید هفته‌ای دست‌کم پونصد تا لامپ عوض کنیم.

843
00:46:44,277 --> 00:46:45,516
‫از این آمار و ارقامتون مطمئنین؟

844
00:46:45,517 --> 00:46:49,167
‫دیگه نمی‌خواین بهم بگین که...
‫از لامپ هم سردرمیارین!

845
00:46:49,336 --> 00:46:51,576
‫اگه باور نمی‌کنین، خودتون نگاه کنین.

846
00:46:57,157 --> 00:46:59,347
‫باب، دوست من!

847
00:46:59,737 --> 00:47:01,516
‫از هالیوود چه خبر؟

848
00:47:01,517 --> 00:47:04,807
‫باب، بذار مارسل پنیول رو بهت معرفی کنم.

849
00:47:04,837 --> 00:47:07,276
‫سلام! حالتون چطوره؟

850
00:47:07,277 --> 00:47:08,727
‫خوبم، ممنون.

851
00:47:08,936 --> 00:47:13,087
‫بالاخره! یه فرانسوی پیدا شد که انگلیسی حرف بزنه.

852
00:47:13,377 --> 00:47:15,336
‫گرسنته، مارسل؟

853
00:47:15,337 --> 00:47:17,596
‫بریم رستوران؟

854
00:47:17,597 --> 00:47:20,756
‫لامپ‌هات رو خودت می‌ساختی؟

855
00:47:20,757 --> 00:47:21,895
‫کدوم لامپ‌ها؟

856
00:47:21,896 --> 00:47:24,646
‫اوه، همون‌هایی که به پارامونت می‌فروختی.

857
00:47:24,656 --> 00:47:26,287
‫فوق‌العاده‌ان!

858
00:47:26,577 --> 00:47:28,507
‫اگه من رو یه ویزیتور فرض کردین،

859
00:47:28,517 --> 00:47:30,596
‫پس چرا من رو به ناهار دعوت کردین؟

860
00:47:30,597 --> 00:47:33,396
‫واسه اینکه تو قلب مهربونی داری

861
00:47:33,397 --> 00:47:35,547
‫و انگلیسی هم بلدی.

862
00:47:36,837 --> 00:47:40,116
‫جدی، اصلاً شغلت چیه؟

863
00:47:40,117 --> 00:47:42,567
‫باب به قولی کلید استودیو رو داده دست من.

864
00:47:43,177 --> 00:47:45,027
‫برات توضیح میدم چطوری کار میکنه.

865
00:47:45,377 --> 00:47:47,127
‫اون بالا بالاها هالیووده؛

866
00:47:47,517 --> 00:47:48,887
‫کعبه‌ی آمالِ سینما.

867
00:47:49,257 --> 00:47:51,007
‫درست زیر پاش، کمپانی پارامونته.

868
00:47:51,117 --> 00:47:53,296
‫همه باید جلوی قبله‌اش سر خم کنن.

869
00:47:54,477 --> 00:47:56,587
‫بعدش مدیران اجرایی هستن،

870
00:47:56,597 --> 00:47:57,867
‫ستاد فرماندهی استودیوها.

871
00:47:58,317 --> 00:48:00,027
‫بعد از اون‌ها هم نگهبان استودیوئه،

872
00:48:00,037 --> 00:48:01,927
‫یه رئیس قدرتمند که هر روز،

873
00:48:01,937 --> 00:48:03,136
‫در رو به روی دویست نفر باز می‌کنه

874
00:48:03,137 --> 00:48:04,547
‫و توی صورت سه هزار نفر دیگه میبنده!

875
00:48:04,590 --> 00:48:06,240
‫مدیر تبلیغات،

876
00:48:06,250 --> 00:48:08,180
‫که هم‌زمان داره با سه تا تلفن حرف می‌زنه.

877
00:48:08,396 --> 00:48:09,549
‫واقعاً معرکه‌ست!

878
00:48:09,550 --> 00:48:10,929
‫<i>دست از سرم بردارین!</i>

879
00:48:10,930 --> 00:48:14,740
‫شرکت «وسترن الکتریک»،
‫که صاحبِ دستگاهِ ضبط و ثبتِ صداست.

880
00:48:16,010 --> 00:48:17,780
‫مدیر آزمایشگاه‌ها.

881
00:48:18,690 --> 00:48:19,860
‫تدوین‌گر.

882
00:48:20,610 --> 00:48:21,900
‫مدیر بخش موسیقی.

883
00:48:23,010 --> 00:48:24,420
‫مدیر لباس.

884
00:48:26,190 --> 00:48:28,120
‫بعدش هم نوبتِ کارگردانه،

885
00:48:28,430 --> 00:48:31,270
‫که هرچی از راه دورتری اومده باشه
‫احترامش بیشتره، درست مثل خالی‌بندها!

886
00:48:31,395 --> 00:48:32,295
‫کااات!

887
00:48:32,370 --> 00:48:34,000
‫انگار جون تو تنم نبود.

888
00:48:34,229 --> 00:48:36,009
‫باورنکردنیه!

889
00:48:36,010 --> 00:48:38,360
‫خیلی وقت‌ها خودش همون خالی‌بنده است.

890
00:48:39,210 --> 00:48:41,740
‫بعدش هم شورای بازخوانیه،

891
00:48:41,890 --> 00:48:43,949
‫کسایی که هیچ‌وقت نتونستن یه رمان بنویسن،

892
00:48:43,950 --> 00:48:45,120
‫یا حتی یه نمایشنامه،

893
00:48:45,130 --> 00:48:47,140
‫ولی اثر بقیه رو بالا و پایین می‌کُنن و ور میرن باهاش.

894
00:48:47,570 --> 00:48:49,680
‫درست بعد از اون‌ها، ستاره‌ی فیلمه.

895
00:48:49,710 --> 00:48:52,540
‫دستمزد یه ستاره باید خیلی نجومی باشه.

896
00:48:52,790 --> 00:48:55,089
‫اون هم آخرش با خودش فکر می‌کنه که موفقیت و ثروتش...

897
00:48:55,090 --> 00:48:56,560
‫فقط و فقط به خاطرِ استعدادِ خودشه.

898
00:48:56,950 --> 00:49:00,500
‫این‌جور موجودات معمولاً خیلی ساده‌لوح و زودباورن.

899
00:49:01,090 --> 00:49:04,080
‫و در نهایت، در آخرین رتبه، نویسنده قرار داره.

900
00:49:04,270 --> 00:49:06,800
‫بهش پول میدن، براش جشن تجلیل می‌گیرن،

901
00:49:06,810 --> 00:49:08,780
‫به سلامتیِ پیشرفتِ کمپانی مینوشه،

902
00:49:08,790 --> 00:49:11,900
‫برای موفقیت فیلم و آینده‌ی سینما پیک می‌زنه.

903
00:49:12,010 --> 00:49:14,960
‫لبخند می‌زنه، دست میده و خوشحاله.

904
00:49:15,190 --> 00:49:16,620
‫امروز خوب نگاهش کن،

905
00:49:16,890 --> 00:49:20,500
‫چون دیگه هیچ‌وقت
‫این قیافه‌ی سرخوش و مغرور رو ازش نمی‌بینی.

906
00:49:23,230 --> 00:49:24,280
‫بسیار خب.

907
00:49:24,410 --> 00:49:26,680
‫من حق امتیازِ نمایشنامه‌ی «ماریوس»ت رو می‌خرم،

908
00:49:26,690 --> 00:49:28,360
‫و قراره یه فیلم فوق‌العاده بسازیم.

909
00:49:28,370 --> 00:49:30,780
‫- واقعاً؟
‫- من فرانسوی‌ها رو درک نمی‌کنم.

910
00:49:31,130 --> 00:49:33,280
‫برای فیلم‌های خوبی که براشون می‌سازم، هو میکشن.

911
00:49:33,490 --> 00:49:35,620
‫آخه فیلمِ ناطق دیگه برای کسی عجیب نیست.

912
00:49:35,850 --> 00:49:37,260
‫الان دیگه فقط حرف زدن کافی نیست.

913
00:49:37,270 --> 00:49:38,820
‫باید حرفی هم برای گفتن داشته باشی.

914
00:49:39,730 --> 00:49:42,086
‫خب، پس موافقی؟

915
00:49:42,290 --> 00:49:45,040
‫قبوله. ولی با گروهِ تئاتر مارسیِ خودم.

916
00:49:45,110 --> 00:49:47,560
‫نه، نه، نه! اونا اصلاً معروف نیستن.

917
00:49:48,010 --> 00:49:49,829
‫آخه باید لهجه‌ی واقعی مارسی رو داشته باشن.

918
00:49:49,830 --> 00:49:53,740
‫حالا این لهجه‌ی لعنتی مارسی دقیقاً چطوریه؟

919
00:49:53,750 --> 00:49:56,280
‫چطور برات توضیح بدم آخه...

920
00:49:57,470 --> 00:50:00,640
‫تصور کن که فکت فنری شده باشه.

921
00:50:01,010 --> 00:50:02,020
‫فنری؟

922
00:50:02,170 --> 00:50:03,557
‫آره، همون فنر.

923
00:50:03,890 --> 00:50:05,245
‫اوکی.

924
00:50:05,270 --> 00:50:07,200
‫حالا بعد از من تکرار کن.

925
00:50:07,470 --> 00:50:11,340
‫با این قیافه‌ی نگران و مضطربت بهم زل نزن.

926
00:50:11,870 --> 00:50:15,940
‫با این قیافه‌ی نگران و مضطربت بهم زل نزن.

927
00:50:16,138 --> 00:50:17,845
‫مضطربت...

928
00:50:18,311 --> 00:50:20,371
‫مضطربت...

929
00:50:20,821 --> 00:50:22,561
‫مضطربت...

930
00:50:22,976 --> 00:50:24,246
‫همه‌چی روبراهه، آقا؟

931
00:50:24,543 --> 00:50:25,726
‫آره، آره.

932
00:50:25,830 --> 00:50:27,000
‫لهجه همینه!

933
00:50:27,010 --> 00:50:29,160
‫باید تا چند کیلومتریِ این‌ور اون‌ور قشنگ شنیده بشه.

934
00:50:29,230 --> 00:50:30,800
‫خیلی سخت و دردآوره.

935
00:50:30,810 --> 00:50:32,848
‫واسه همین هم هست که ما به کارشناس نیاز داریم.

936
00:50:32,890 --> 00:50:34,420
‫خیلی‌خب، قبوله.

937
00:50:34,710 --> 00:50:37,029
‫منم از طرف خودم، میگم از آمریکا بیاد...

938
00:50:37,030 --> 00:50:39,700
‫معروف‌ترین کارگردانِ دنیا،

939
00:50:39,950 --> 00:50:41,280
‫الکساندر کوردا.

940
00:50:41,810 --> 00:50:43,820
‫- فرانسوی بلده؟
‫- بهتر از من حرف می‌زنه.

941
00:50:44,030 --> 00:50:45,529
‫اینو میگم که فقط دلم رو خوش کنم.

942
00:50:45,530 --> 00:50:48,460
‫مارسل، اون مجارستانیه.

943
00:50:48,590 --> 00:50:52,040
‫یه مجارستانی بیاد فیلمِ مارسی بسازه؟

944
00:50:52,050 --> 00:50:53,940
‫از همین الان ری‌اکشنِ «رِمی» رو می‌بینم.

945
00:50:54,050 --> 00:50:55,760
‫مثلاً این‌جوری میگه:

946
00:50:56,450 --> 00:50:59,820
‫یه تاتارِ از‌فرنگ‌ اومده از ما فیلم‌برداری کنه؟

947
00:50:59,910 --> 00:51:01,520
‫کارگردانِ آلزاسی دیگه‌ای دمِ دستت نبود؟

948
00:51:01,530 --> 00:51:03,872
‫که پاشدی رفتی از تو کوه‌های کارپات یکی رو پیدا کردی؟

949
00:51:03,950 --> 00:51:05,549
‫اگه فکر کردی من میذارم...

950
00:51:05,550 --> 00:51:07,660
‫این غریبه‌ی بربر بیاد ازم فیلم بگیره،

951
00:51:07,670 --> 00:51:10,120
‫باید بری یه «سزار»ِ دیگه واسه خودت پیدا کنی!

952
00:51:10,190 --> 00:51:11,929
‫آره دیگه، دنیا خیلی بزرگه!

953
00:51:11,930 --> 00:51:16,575
‫حالا که این‌طوره، اصلاً چرا یه چینی نمیاری؟

954
00:51:17,456 --> 00:51:19,028
‫ازت ممنونم، الکساندر.
‫[ فیلمبرداری فیلم ماریوس - 1931 ]

955
00:51:19,130 --> 00:51:20,340
‫بابتِ چی، مارسل؟

956
00:51:20,690 --> 00:51:23,600
‫اینکه گذاشتی بازیگرها رو خودم هدایت کنم،
‫خیالِ رمی رو خیلی راحت کرد.

957
00:51:23,710 --> 00:51:25,820
‫من تا حالا کار با بازیگرهایی
‫که حرف می‌زنن رو هدایت نکرده بودم.

958
00:51:25,830 --> 00:51:27,980
‫تو هم که تا حالا دستت به دوربین نخورده بود.

959
00:51:28,050 --> 00:51:29,694
‫باید به همدیگه کمک کنیم دیگه.

960
00:51:30,830 --> 00:51:31,860
‫آقای کوردا.

961
00:51:32,170 --> 00:51:33,205
‫چی شده؟

962
00:51:33,230 --> 00:51:35,220
‫صدای آقای رمی اصلاً برای ضبط مناسب نیست.

963
00:51:35,230 --> 00:51:36,540
‫نمی‌تونیم صداش رو ضبط کنیم.

964
00:51:36,550 --> 00:51:37,860
‫خب این بدشانسیِ شماست،

965
00:51:37,870 --> 00:51:39,749
‫چون ما نمی‌تونیم جایگزینی برای «ژول» پیدا کنیم.

966
00:51:39,750 --> 00:51:41,540
‫ولی جای شما رو میشه پر کرد!

967
00:51:41,550 --> 00:51:44,240
‫اصلاً کی حرف از جایگزین کردنِ ژول زده؟

968
00:51:44,750 --> 00:51:45,800
‫سلام، آقا.

969
00:51:46,010 --> 00:51:48,180
‫آها، پس شما همون تلفن‌چی هستین؟

970
00:51:48,350 --> 00:51:50,220
‫شمایی که صدای منو نمی‌شنوی؟

971
00:51:50,570 --> 00:51:52,120
‫میخوای داد بزنم، آره؟

972
00:51:53,370 --> 00:51:56,029
‫آقای برن، به کسی نگین...

973
00:51:56,030 --> 00:51:57,980
‫که زنش به آرتوفیگ خیانت کرده.

974
00:51:57,990 --> 00:51:59,220
‫آروم‌تر!

975
00:51:59,230 --> 00:52:02,060
‫دارم بهت میگم زنش به آرتوفیگ خیانت کرده!

976
00:52:02,070 --> 00:52:03,720
‫این آخرش منو کر می‌کنه!

977
00:52:04,110 --> 00:52:08,572
‫آقا، دستگاه‌های آمریکاییِ شما هنوز فرانسوی بلد نیستن!

978
00:52:08,596 --> 00:52:11,666
‫بیاین با من یه نوشیدنی بخورین.

979
00:52:11,796 --> 00:52:15,566
‫تا گوش‌هاتون به صدای شیپوریم عادت کنه،
‫تا براتون چندتا قصه تعریف ‌کنم.

980
00:52:15,776 --> 00:52:18,026
‫ولی مگه اینم قصه‌ست؟

981
00:52:18,639 --> 00:52:22,039
‫آدم وقتی فکر می‌کنه این پاریسی‌های طفلک

982
00:52:22,136 --> 00:52:25,446
‫صف می‌کشن تا براشون قصه‌های مارسی تعریف کنن...

983
00:52:26,016 --> 00:52:27,506
‫داری دلم رو کباب می‌کنی!

984
00:52:28,776 --> 00:52:31,246
‫داری دلم رو کباب می‌کنی!

985
00:52:32,876 --> 00:52:33,972
‫هووو!

986
00:52:34,256 --> 00:52:36,609
‫یعنی دیگه به کار من فکر نمی‌کنین؟

987
00:52:36,709 --> 00:52:38,126
‫واسه من، اون دلم رو ریش می‌کنه.

988
00:52:38,136 --> 00:52:40,126
‫ولی تو رو خنده‌ت میندازه.

989
00:52:41,196 --> 00:52:45,486
‫رفیق، این فیلم تو رو محبوبِ دل‌ها می‌کنه.

990
00:52:51,486 --> 00:52:53,816
‫فهمیدن کار این آمریکایی‌هات واقعاً سخته.

991
00:52:54,086 --> 00:52:56,696
‫یه عالمه پول براشون درمیاری و بعد دکّت می‌کنن.

992
00:52:56,846 --> 00:52:58,076
‫اونا مثل بچه‌کوچولوها می‌مونن.

993
00:52:58,586 --> 00:53:00,596
‫و اسباب‌بازیِ پنیول دیگه براشون تکراری شده.

994
00:53:01,046 --> 00:53:02,716
‫یعنی دیگه بی‌خیال سینما می‌شی؟

995
00:53:03,126 --> 00:53:04,262
‫برعکس!

996
00:53:04,606 --> 00:53:05,996
‫با پولِ ماریوس،

997
00:53:06,146 --> 00:53:07,865
‫می‌خوام استودیوهای خودم رو توی مارسی راه بندازم.

998
00:53:07,866 --> 00:53:11,256
‫این‌طوری آزادم هر فیلمی که
‫دلم می‌خواد رو با هرکی دلم می‌خواد بسازم.

999
00:53:11,486 --> 00:53:14,776
‫در عوض، باید سریع حق امتیازِ «فانی» رو پس بگیرم.

1000
00:53:16,671 --> 00:53:18,716
‫ظاهراً خودت قصد نداری ازشون استفاده کنی.

1001
00:53:18,801 --> 00:53:20,416
‫دقیقاً همین‌طوره.

1002
00:53:20,646 --> 00:53:21,716
‫شوخی می‌کنی؟

1003
00:53:21,881 --> 00:53:23,296
‫اصلاً و ابداً.

1004
00:53:23,386 --> 00:53:25,076
‫با وجود این‌همه موفقیتِ ماریوس؟

1005
00:53:25,126 --> 00:53:27,236
‫- آره.
‫- چرا آخه؟

1006
00:53:27,546 --> 00:53:30,365
‫چون فانی دنباله‌ی ماریوسه،

1007
00:53:30,366 --> 00:53:33,136
‫و هیچ‌وقتِ خدا یه دنباله پرفروش نمیشه.

1008
00:53:33,146 --> 00:53:35,182
‫- هیچ‌وقت؟
‫- هیچ‌وقت.

1009
00:53:37,086 --> 00:53:38,528
‫هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت.

1010
00:53:38,646 --> 00:53:42,056
‫این قانونیه که با حروف طلا روی پیشونی هالیوود حک شده.

1011
00:53:43,066 --> 00:53:45,196
‫داری چیکار می‌کنی؟ من پولشو دادم!

1012
00:53:45,206 --> 00:53:47,576
‫شرمنده باب، ولی کاغذ فقط کاغذه.

1013
00:53:47,664 --> 00:53:48,776
‫لطفاً اینجا رو امضا کن.

1014
00:53:49,537 --> 00:53:52,596
‫واقعاً که من هیچ‌وقت از
‫کار شما فرانسوی‌ها سر درنمیارم.

1015
00:53:53,916 --> 00:53:56,743
‫[ فیلمبرداری فانی - 1932 ]

1016
00:53:57,419 --> 00:53:58,455
‫دوربین!

1017
00:53:58,480 --> 00:54:01,249
‫- مانوش.
‫- شش روی یک، برداشت دوم.

1018
00:54:01,872 --> 00:54:03,216
‫و،حرکت!

1019
00:54:09,046 --> 00:54:10,076
‫یالا، رد شو.

1020
00:54:10,846 --> 00:54:12,056
‫بابای عزیزم،

1021
00:54:12,568 --> 00:54:15,616
‫منو ببخش بابای عزیزم، بابت تموم عذابی که بهت دادم.

1022
00:54:15,946 --> 00:54:18,876
‫خوب می‌دونم از وقتی رفتم چقدر باید دلت گرفته باشه.

1023
00:54:19,066 --> 00:54:20,716
‫و من هر شب به فکرتم.

1024
00:54:20,726 --> 00:54:22,136
‫تو هر شب به فکر منی،

1025
00:54:22,146 --> 00:54:24,182
‫و منم تمام روز به فکرتم، احمقِ گنده!

1026
00:54:24,206 --> 00:54:25,341
‫یالا، رد شو.

1027
00:54:25,366 --> 00:54:27,465
‫واسه اینکه بگی همه‌چیز رو توضیح دادی...

1028
00:54:27,489 --> 00:54:29,319
‫و اینکه چقدر دلم پر می‌کشید واسه این کار،

1029
00:54:29,329 --> 00:54:30,759
‫اصلاً نمی‌تونم برات بنویسم.

1030
00:54:30,829 --> 00:54:32,599
‫ولی کافیه از فانی بپرسی،

1031
00:54:32,669 --> 00:54:33,888
‫اون تمام دیوونه‌بازی‌هام رو دیده.

1032
00:54:33,889 --> 00:54:37,679
‫آره، دقیقاً کلمه‌ش همینه. می‌دونی، خوشحال میشم
‫می‌بینم سرِ کیف اومده و می‌خنده.

1033
00:54:47,672 --> 00:54:50,199
‫مامان، فکر کنم نباید مزاحمشون بشیم.

1034
00:54:50,629 --> 00:54:53,399
‫دارن یه کارهایی می‌کنن که سردرنمیارم.
‫کارهای آدم‌بزرگ‌هاست.

1035
00:54:53,889 --> 00:54:55,328
‫با اوراله؟

1036
00:54:55,329 --> 00:54:56,459
‫امشب آره.

1037
00:54:58,009 --> 00:55:01,119
‫دیدی مامان؟ بهت گفته بودم یه روز میلیونر میشم.

1038
00:55:01,869 --> 00:55:05,599
‫نگرانشم. می‌ترسم موفقیت کاری کنه خودش رو گم کنه.

1039
00:55:05,929 --> 00:55:08,088
‫این‌طور نمیشه. من حواسم بهش هست.

1040
00:55:09,849 --> 00:55:11,399
‫چی داری می‌کشی؟

1041
00:55:11,515 --> 00:55:15,199
‫یه زَنجِره. نماد استودیوهای مارسی‌مون.

1042
00:55:15,609 --> 00:55:16,868
‫اسباب‌بازی جدیدته؟

1043
00:55:16,869 --> 00:55:21,839
‫که قراره بدیمش دست کل خونواده.
‫ژرمن و رنه هم کار پیدا می‌کنن، حتی پل.

1044
00:55:22,429 --> 00:55:25,779
‫اون هیچ‌وقت تپه‌هاش رو ول نمی‌کنه.
‫پول براش مهم نیست.

1045
00:55:26,009 --> 00:55:29,879
‫مامان، با این پول، پل بالاخره می‌تونه دماغش رو عمل کنه.

1046
00:55:30,169 --> 00:55:32,179
‫دیگه موقع نفس کشیدن اذیت نمیشه.

1047
00:55:32,729 --> 00:55:36,179
‫خدا از دهنت بشنوه مارسل، خدا از دهنت بشنوه.

1048
00:55:51,059 --> 00:55:53,009
‫روی پاتختیش بود.

1049
00:56:03,569 --> 00:56:05,448
‫مارسل!

1050
00:56:05,449 --> 00:56:07,568
‫پل!

1051
00:56:07,569 --> 00:56:11,859
‫اینو بهت پس میدم. بین ما دوتا،
‫تو کسی بودی که به دوران بچگی‌مون وفادارتر موند.

1052
00:56:11,869 --> 00:56:13,839
‫من با رفتنم به پاریس بهت خیانت کردم.

1053
00:56:14,169 --> 00:56:16,689
‫چون من تو همین تپه‌هامون موندم و بز پرورش دادم؟

1054
00:56:17,029 --> 00:56:19,119
‫من کاری رو کردم که دوست داشتم، درست مثل تو.

1055
00:56:19,509 --> 00:56:22,579
‫تازه، فیلم که توی صحرا سبز نمیشه.

1056
00:56:23,809 --> 00:56:24,979
‫هنوز نه.

1057
00:56:26,509 --> 00:56:28,579
‫میخوای بغلش کنی؟

1058
00:56:29,169 --> 00:56:31,399
‫داره بیدار میشه. قلقلکم میاد.

1059
00:56:33,689 --> 00:56:37,259
‫خوب مواظب بابا، خواهرمون و رنه کوچولو باش.

1060
00:56:37,409 --> 00:56:40,259
‫رنه کوچولو الان یه سر و گردن از من بلندتره.

1061
00:56:40,829 --> 00:56:43,239
‫یه روز دوباره همدیگه رو می‌بینیم، بهت قول می‌دم.

1062
00:56:46,089 --> 00:56:50,128
‫آقای پنیول!

1063
00:56:50,129 --> 00:56:56,099
‫آقای پنیول که توی تئاتر برتریِ خودش رو ثابت کرده بود،

1064
00:56:56,291 --> 00:57:01,279
‫حالا به زیباترین شکل نشون میده
‫که هیچ‌چی از سینما سرش نمیشه.

1065
00:57:02,869 --> 00:57:04,948
‫ممنون رنه. همین؟
‫[ مارسی - 1936 ]

1066
00:57:04,949 --> 00:57:07,248
‫بهترین جاش رو گذاشتم واسه آخر سر.
‫[ مارسی - 1936 ]

1067
00:57:07,389 --> 00:57:09,819
‫آقای پنیول، این حقه‌بازِ موذی،

1068
00:57:09,869 --> 00:57:12,968
‫با اون دماغ بی‌غضروفش زیر چشم‌های قلمبه‌ش،

1069
00:57:12,969 --> 00:57:15,299
‫و اون دهن کج و کوله‌ش،

1070
00:57:15,929 --> 00:57:19,619
‫واقعاً آدم رو یاد یه مورچه‌خوارِ کم‌خون میندازه.

1071
00:57:19,649 --> 00:57:25,139
‫یه مورچه‌خوار کم‌خون
‫که مورچه‌قرمزها تا مغز استخونش رو مکیدن.

1072
00:57:25,449 --> 00:57:26,879
‫این یکی دیگه واقعاً شاعره!

1073
00:57:30,783 --> 00:57:31,676
‫خوبی، رنه؟

1074
00:57:31,729 --> 00:57:34,188
‫آقای پنیول! آقای پنیول!

1075
00:57:34,189 --> 00:57:37,704
‫- کدومشون؟
‫- آقای مارسی. افتضاحِ بدی پیش اومده!

1076
00:57:37,729 --> 00:57:39,708
‫- باز هم نقدهای بد؟
‫- بدتر از اون.

1077
00:57:39,709 --> 00:57:43,388
‫یادتونه اون بره کوچولویی که توی
‫اون تئاتر روستایی بازی کرده بود؟

1078
00:57:43,389 --> 00:57:44,424
‫خب؟

1079
00:57:44,449 --> 00:57:47,519
‫آخه من اون رو فقط
‫واسه 211 سال بهتون اجاره داده بودم.

1080
00:57:48,129 --> 00:57:49,959
‫نباید بهش وابسته میشدین.

1081
00:57:50,292 --> 00:57:53,299
‫شما وقتی بهش نگاه می‌کنین،
‫یه عروسک پشمالوی بامزه می‌بینین.

1082
00:57:53,529 --> 00:57:55,359
‫ولی من جاش دنده‌کباب می‌بینم!

1083
00:57:55,369 --> 00:57:57,272
‫من به قیمتِ همون دنده‌کباب‌ها ازتون می‌خرمش.

1084
00:57:57,297 --> 00:57:58,280
‫رون‌هاش چی؟

1085
00:57:58,349 --> 00:58:01,479
‫رون‌هاش هم همین‌طور،
‫به شرطی که یه تیکه و سالم بمونن.

1086
00:58:01,489 --> 00:58:04,819
‫بهم گفته بودن این جوون‌های سینمایی عجب تحفه‌هایی‌ان‌ هااا!

1087
00:58:05,929 --> 00:58:08,908
‫ببینم، این کار براتون کلی آب می‌خوره ها.

1088
00:58:08,909 --> 00:58:13,119
‫اگه یه روز تصمیم بگیرین یه گاوِ نر رو بیارین توی فیلم.

1089
00:58:13,144 --> 00:58:14,382
‫بوف!

1090
00:58:14,429 --> 00:58:17,982
‫این اسمیه که دخترهای آزمایشگاه روش گذاشتن.

1091
00:58:18,329 --> 00:58:20,515
‫بوف یه سینمادوستِ واقعی مونه!

1092
00:58:20,592 --> 00:58:23,832
‫مچش رو موقع خوردن نگاتیوهای آغلش گرفتن.

1093
00:58:23,857 --> 00:58:27,859
‫میگن سی متر فیلم رو بلعیده،
‫یعنی به اندازه‌ی کل تیتراژِ یه فیلم!

1094
00:58:27,999 --> 00:58:29,859
‫می‌ترسیدیم مسموم بشه،

1095
00:58:29,869 --> 00:58:32,788
‫واسه همین بردیمش کارگاه نجاری روی یه بستر پر از پوشال،

1096
00:58:32,789 --> 00:58:35,528
‫که اونم بلافاصله به عنوان صبحانه خورد!

1097
00:58:35,529 --> 00:58:39,408
‫بعدازظهرها هم جنابِ «بوفِ گوسفند» میره به
‫اتاق‌های تدوین سر می‌زنه،

1098
00:58:39,409 --> 00:58:42,839
‫تا اونجا صفحه‌های کامل فیلم‌نامه رو بجوه و بخوره.

1099
00:58:43,109 --> 00:58:45,039
‫پوشالِ صندلی‌ها رو میخوره،

1100
00:58:45,089 --> 00:58:46,739
‫پاک‌کن‌ها رو می‌جوه،

1101
00:58:46,889 --> 00:58:48,319
‫و حتی میکروفون‌های قدیمی رو.

1102
00:58:49,255 --> 00:58:50,740
‫استودیوی شماره 3.
‫[ یکسال بعد ]

1103
00:58:50,769 --> 00:58:53,794
‫اینجاست که قراره بیشترِ فیلم‌برداری‌های شب رو انجام بدیم.
‫[ یکسال بعد ]

1104
00:58:58,409 --> 00:58:59,799
‫عجیبه.

1105
00:59:03,679 --> 00:59:06,718
‫این وسیله دیگه چیه؟

1106
00:59:06,719 --> 00:59:07,829
‫توپازت.

1107
00:59:08,099 --> 00:59:09,438
‫اختراعِ برادرمه.

1108
00:59:09,439 --> 00:59:11,869
‫ماشینِ مردم.

1109
00:59:12,179 --> 00:59:15,909
‫سه چرخ، سه سرنشین، سه دنده.

1110
00:59:17,871 --> 00:59:19,078
‫سه لیتر مصرف در صد کیلومتر.

1111
00:59:19,111 --> 00:59:21,218
‫توی اولین امتحان، سه تا دور زد.

1112
00:59:21,782 --> 00:59:23,915
‫واقعاً نمیشه جلوی خودت رو بگیری و نخریش.

1113
00:59:23,986 --> 00:59:25,879
‫یکی رو برامون کنار بذارین.

1114
00:59:25,979 --> 00:59:27,719
‫یالا، برو جلو!

1115
00:59:28,099 --> 00:59:29,689
‫ببر بالا! ببر بالا!

1116
00:59:30,199 --> 00:59:31,738
‫یه کم محکم‌تر!

1117
00:59:31,739 --> 00:59:33,758
‫همینطور برو!

1118
00:59:33,839 --> 00:59:35,478
‫یالا، بوف!

1119
00:59:35,586 --> 00:59:36,786
‫برو بالا، حرکت کن!

1120
00:59:36,939 --> 00:59:38,649
‫این یکی اینجا چیکار می‌کنه؟

1121
00:59:38,899 --> 00:59:41,865
‫این کل عمرش یه بارم یه مشت علف ندیده.

1122
00:59:42,379 --> 00:59:45,109
‫اینجا دیگه قراره اون‌قدر بخوره که شکمش بترکه!

1123
00:59:48,099 --> 00:59:50,449
‫تا خرخره توی علفه،

1124
00:59:50,559 --> 00:59:52,849
‫ولی ترجیح میده تنه درخت‌ها رو بجوه.

1125
00:59:52,979 --> 00:59:57,509
‫که این ثابت می‌کنه تربیت میتونه
‫ذاتِ موجودات رو تغییر بده.

1126
01:00:00,889 --> 01:00:01,932
‫رونکیه.

1127
01:00:02,929 --> 01:00:04,599
‫- رونکیه.
‫- بله، مارسل.

1128
01:00:05,209 --> 01:00:07,759
‫من هیچ‌وقت موقع فیلم‌برداری این‌قدر خوشحال نبودم.

1129
01:00:09,008 --> 01:00:12,591
‫دوباره برگشتم به این تپه‌های خشک،
‫پیش دوستای دوران بچگی‌م.

1130
01:00:12,675 --> 01:00:15,008
‫درست مثل وقتی که ده سالمون بود.

1131
01:00:15,091 --> 01:00:17,174
‫اعتراف کن، ساختن این روستا واسه فیلم

1132
01:00:17,258 --> 01:00:19,341
‫فقط یه بهونه بود تا دوباره برگردی به خونه‌ت.

1133
01:00:19,425 --> 01:00:21,550
‫اینجا تقریباً می‌تونم فراموش کنم...

1134
01:00:21,633 --> 01:00:23,765
‫دردسرهایی رو که توی مارسی منتظرمه.

1135
01:00:24,008 --> 01:00:25,508
‫لذتش رو ببر مارسل.

1136
01:00:25,591 --> 01:00:28,300
‫قشنگی‌ها قرار نیست تا ابد بمونن.

1137
01:00:34,717 --> 01:00:36,508
‫بوف!

1138
01:00:36,591 --> 01:00:39,966
‫حیوون دیوونه! داری خودت رو به کشتن میدی!

1139
01:00:40,841 --> 01:00:42,341
‫چی شده؟

1140
01:00:42,425 --> 01:00:44,675
‫اوه، یه عالمه گچ قورت داده.

1141
01:00:44,758 --> 01:00:46,258
‫معده‌ش سفت شده مثل سنگ.

1142
01:00:46,341 --> 01:00:48,258
‫نمی‌دونم! یه چاقو بیار، باید عملش کنیم!

1143
01:01:04,091 --> 01:01:05,091
‫خیلی بی‌معرفتی.

1144
01:01:05,174 --> 01:01:07,800
‫آره، اصلاً مهربون نیستی.

1145
01:01:07,962 --> 01:01:11,588
‫من تمام روز مثل یه آدم بدبخت پشت میزم سگ‌ دو میز‌نم.
‫[ اتاق اکران فیلم - سکوت! ]

1146
01:01:11,841 --> 01:01:13,717
‫تمام روز دارم حساب و کتاب می‌کنم،

1147
01:01:13,800 --> 01:01:17,174
‫تا بتونم واسه فیلم بعدی‌م پول جور کنم.

1148
01:01:17,258 --> 01:01:20,466
‫وکیلا هم که واسه خودشون یه پا شاعرن،
‫میخوان منو بندازن زندان،

1149
01:01:20,550 --> 01:01:22,838
‫در حالی که فیلم‌سازهای واقعی شمایین.

1150
01:01:22,944 --> 01:01:24,882
‫کلی شیطنت‌های باحال و خنده‌دار می‌کنین

1151
01:01:24,966 --> 01:01:26,717
‫ولی هیچ‌وقت منو دعوت نمی‌کنین.

1152
01:01:26,806 --> 01:01:27,872
‫چرا؟

1153
01:01:27,979 --> 01:01:30,508
‫راستش جرئتش رو نداریم آقای مایربورگ، واسه اینکه...

1154
01:01:30,591 --> 01:01:32,882
‫یعنی، واسه اینکه... خب...

1155
01:01:32,966 --> 01:01:36,474
‫آره، واسه اینکه من پیرم.

1156
01:01:36,654 --> 01:01:38,800
‫می‌دونی یه مرد کی پیر میشه؟

1157
01:01:38,882 --> 01:01:41,425
‫وقتی جوون‌ترها دیگه بازی‌ش نمیدن.

1158
01:01:41,508 --> 01:01:43,216
‫وقتی می‌تونه بقیه رو به اسم کوچیک صدا بزنه،

1159
01:01:43,300 --> 01:01:45,591
‫ولی هیچ‌کس اون رو با اسم کوچیکش صدا نمی‌کنه.

1160
01:01:45,675 --> 01:01:47,425
‫از فیلم «شپونتز» راضی نیستی؟
‫[ Le schpountz - 1938 ]

1161
01:01:47,508 --> 01:01:49,591
‫چرا، هستم. فیلم خوبیه.

1162
01:01:49,675 --> 01:01:51,300
‫- روز خوش آقایان.
‫- روز خوش.

1163
01:01:52,591 --> 01:01:54,466
‫اون دختر خانم زیبا کیه؟

1164
01:01:54,550 --> 01:01:55,924
‫نمی‌شناسمش.

1165
01:01:56,008 --> 01:01:57,726
‫- روز خوش.
‫- روز بخیر.

1166
01:01:58,133 --> 01:01:59,800
‫چقدر آدم اینجا ریخته.

1167
01:01:59,882 --> 01:02:02,717
‫دلم واسه اون انبار
‫کوچیکی که همه‌چیز ازش شروع شد تنگ شده.

1168
01:02:02,800 --> 01:02:04,717
‫این استودیوها قرار بود بهم آزادی بدن،

1169
01:02:04,800 --> 01:02:06,633
‫ولی الان دارن خفه‌م میکنن.

1170
01:02:06,717 --> 01:02:10,133
‫خب، اگه داری خفه میشی، باید یه هوایی به سرت بخوره.

1171
01:02:10,216 --> 01:02:12,383
‫یه گیلاس نوشیدنی توی یه دستت،

1172
01:02:12,466 --> 01:02:14,698
‫و یه گوی فلزیِ پتانک هم توی اون یکی دستت.

1173
01:02:16,633 --> 01:02:19,174
‫- امتیاز مال منه.
‫- تند نرو.

1174
01:02:19,258 --> 01:02:21,298
‫پنیول، خودت برو مترش کن.

1175
01:02:23,091 --> 01:02:25,508
‫راستش فکرامو کردم،
‫نقش اون نونوای خیانت‌دیده رو بازی می‌کنم.

1176
01:02:25,591 --> 01:02:27,341
‫خب چی شد نظرت عوض شد؟

1177
01:02:27,425 --> 01:02:29,717
‫چون کار و بارت باید بچرخه و سود بده،

1178
01:02:29,800 --> 01:02:31,466
‫و منم رفیقتم.

1179
01:02:31,550 --> 01:02:33,800
‫فکر کنم فقط نمی‌خوای بذاری
‫این نقش به فرناندل برسه.

1180
01:02:33,882 --> 01:02:35,425
‫حرف‌های خنده‌دار نزن!

1181
01:02:35,508 --> 01:02:37,178
‫تازه، اون نونوا علاوه بر اینکه زنش بهش خیانت کرده،

1182
01:02:37,231 --> 01:02:39,966
‫یه قیافه شبیه اسب هم پیدا میکرد!

1183
01:02:40,049 --> 01:02:43,383
‫آره! شاید قیافه‌ش شبیه اسب باشه،

1184
01:02:43,466 --> 01:02:48,550
‫ولی باز هم سگش شرف داره
‫به ریخت و قیافه‌ی یه آواره‌ی بیابون‌گرد.

1185
01:02:56,966 --> 01:02:58,633
‫داری خفه‌م می‌کنی، مارسل.

1186
01:02:58,717 --> 01:03:01,550
‫دیگه طاقت حسادت‌هات رو ندارم. میدونی چیه؟

1187
01:03:01,633 --> 01:03:03,174
‫من دارم میرم!

1188
01:03:03,258 --> 01:03:04,623
‫نه، ژوزت!

1189
01:03:06,425 --> 01:03:08,550
‫رفیق، خیالم رو راحت کن.

1190
01:03:08,633 --> 01:03:11,546
‫بهم بگو اون نونوای خیانت‌دیده خودِ تو نیستی.

1191
01:03:12,882 --> 01:03:15,717
‫ژول، من بدجوری عاشق شدم.

1192
01:03:15,800 --> 01:03:18,591
‫اوه، خب این دقیقاً نسخه‌ی خودآزاری و درد کشیدنه.

1193
01:03:18,675 --> 01:03:20,800
‫یعنی توی سن و سال من،
‫حق ندارم یه عشق واقعی رو تجربه کنم؟

1194
01:03:20,882 --> 01:03:22,383
‫معلومه که حق داری.

1195
01:03:22,466 --> 01:03:25,216
‫ولی اگه همین‌طور از این شاخه به
‫اون شاخه بپری، آخرش تنها میمونی.

1196
01:03:25,300 --> 01:03:27,550
‫به جای این عشق و عاشقی‌های پرشور و حرارت،

1197
01:03:27,633 --> 01:03:31,966
‫بهتره روی یه عشق بی‌سروصدا حساب کنی
‫که آروم ‌آروم خودش رو نشون میده.

1198
01:03:32,049 --> 01:03:34,174
‫باور کن، تنهایی توی سن و سال ما...

1199
01:03:34,258 --> 01:03:36,990
‫بدترین چیزیه که می‌تونه واسه یه مرد اتفاق بیفته.

1200
01:03:37,633 --> 01:03:40,466
‫درسته. کاملاً درسته.

1201
01:03:40,550 --> 01:03:43,091
‫یالا دیگه! بالاخره این فیلم رو می‌سازیم یا نه؟

1202
01:03:43,174 --> 01:03:44,675
‫منتظر چی هستین؟

1203
01:03:44,758 --> 01:03:47,445
‫منتظرین درخت مصنوعی‌تون زیر نور پروژکتورها ذوب بشه؟

1204
01:03:48,258 --> 01:03:49,924
‫ببین کی اینجاست!

1205
01:03:50,008 --> 01:03:53,091
‫نگاهش کن! می‌بینی چطور پاورچین ‌پاورچین داره برمیگرده؟

1206
01:03:53,174 --> 01:03:55,075
‫پومپونت. نه؟

1207
01:03:56,322 --> 01:03:57,675
‫زنیکه‌ی چشم‌سفید.

1208
01:03:57,758 --> 01:03:58,882
‫سلیطه.

1209
01:03:58,966 --> 01:04:01,209
‫عفریته‌ی کثیف.

1210
01:04:01,425 --> 01:04:04,216
‫بالاخره گذرت به خونه افتاد، هان؟

1211
01:04:04,300 --> 01:04:06,924
‫پس تکلیف این گربه‌نر بدبخت چی میشه؟

1212
01:04:07,008 --> 01:04:08,758
‫دیروز از نگرانی نصف‌جون شد.

1213
01:04:08,841 --> 01:04:10,550
‫یعنی من حتی واسه سه روز هم نمی‌تونم برم بیرون...

1214
01:04:10,633 --> 01:04:11,924
‫بدون اینکه تو معرکه راه بندازی؟!

1215
01:04:12,002 --> 01:04:14,295
‫- خونه‌ی یکی از دوستام بودم.
‫- آره، حتماً!

1216
01:04:14,362 --> 01:04:16,383
‫دارم خفه میشم مارسل!

1217
01:04:16,466 --> 01:04:17,966
‫هیتلر به لهستان حمله کرده...

1218
01:04:18,049 --> 01:04:19,466
‫پای هیتلر رو وسط نکش!

1219
01:04:19,550 --> 01:04:21,758
‫ما وسط جنگیم!
‫اونوقت تو به جای اینکه آرومم کنی،

1220
01:04:21,841 --> 01:04:24,508
‫همه‌ش به این فکر می‌کنی که
‫منو توی مارسی حبس کنی.

1221
01:04:24,591 --> 01:04:26,216
‫اینجا خیلی حوصله‌ام سر میره.

1222
01:04:26,300 --> 01:04:30,133
‫من بازیگرم، با کارم زنده‌ام،
‫اونوقت استودیوهای تو بسته‌ست.

1223
01:04:30,216 --> 01:04:32,174
‫همه‌ی نیروهای من اعزام شدن به خدمت.

1224
01:04:32,258 --> 01:04:33,133
‫دارم دیوونه میشم!

1225
01:04:33,216 --> 01:04:34,924
‫آروم باش.

1226
01:04:35,008 --> 01:04:36,425
‫یه نقش واست در نظر گرفتم،

1227
01:04:36,508 --> 01:04:38,133
‫واسه وقتی که فرناندل از مرخصی برگشت.

1228
01:04:38,216 --> 01:04:40,300
‫نقش؟ چه نقشی؟

1229
01:04:41,591 --> 01:04:42,758
‫کات! فیلم‌برداری تمومه.

1230
01:04:46,213 --> 01:04:47,466
‫آفرین.

1231
01:04:47,550 --> 01:04:49,591
‫جبهه‌ی رودخونه‌ی «سُم» سقوط کرده...

1232
01:04:51,049 --> 01:04:52,924
‫ارتش تارومار شده.

1233
01:04:53,008 --> 01:04:54,591
‫چیزی نمی‌گذره که می‌بینیم نازی‌ها...

1234
01:04:54,675 --> 01:04:56,425
‫دارن توی مارسی رژه میرن.

1235
01:04:56,508 --> 01:04:58,216
‫باید فیلم‌برداری رو ادامه بدیم؟

1236
01:04:58,300 --> 01:05:01,341
‫خودت رو نباز مارسل، جوگیر نشو.

1237
01:05:01,425 --> 01:05:04,008
‫فرض کن بدترین اتفاق ممکن بیفته.

1238
01:05:04,091 --> 01:05:05,633
‫آیا وظیفه‌ی اخلاقی‌مون حکم نمی‌کنه...

1239
01:05:05,717 --> 01:05:09,133
‫که بدون ترس به کارمون ادامه بدیم؟

1240
01:05:09,216 --> 01:05:12,966
‫نیاکان ما، گل‌ها... نیاکان ما.
‫[ مارسی - ژوئن 1940 ]

1241
01:05:20,008 --> 01:05:21,675
‫وای خدای من!

1242
01:05:24,800 --> 01:05:29,508
‫آخه چرا موسولینی داره
‫بچه‌های ما رو به کشتن میده؟

1243
01:05:29,591 --> 01:05:32,550
‫اونا هم مثل خودش از گوشت و خونِ ایتالیا هستن!

1244
01:05:32,633 --> 01:05:34,675
‫دقیقاً مثل خودش!

1245
01:05:34,758 --> 01:05:36,675
‫هیولا!

1246
01:05:36,758 --> 01:05:39,008
‫هیولا!

1247
01:05:41,717 --> 01:05:43,091
‫امروز با قلبی اندوهگین...

1248
01:05:43,174 --> 01:05:44,717
‫بهتون اعلام می‌کنم...

1249
01:05:44,800 --> 01:05:47,008
‫که باید جنگ رو متوقف کنیم.

1250
01:05:47,091 --> 01:05:49,924
‫دیشب با دشمنمون صحبت کردم،

1251
01:05:50,008 --> 01:05:53,383
‫و ازش پرسیدم که آیا حاضره با من،

1252
01:05:53,466 --> 01:05:55,300
‫به عنوان دو سرباز،

1253
01:05:55,383 --> 01:05:57,633
‫و با حفظ شرافت جنگی،

1254
01:05:57,717 --> 01:06:00,635
‫راهی برای پایان دادن به این خصومت‌ها پیدا کنه.

1255
01:06:01,375 --> 01:06:05,785
‫از تمام مردم فرانسه میخواهم که
‫پشت دولتی که ریاستش با منه، متحد بشن،

1256
01:06:05,845 --> 01:06:09,591
‫توی این روزهای سخت ترس‌هاشون رو کنار بذارن،

1257
01:06:09,675 --> 01:06:13,508
‫و فقط به آینده‌ی میهن‌مون ایمان داشته باشن.

1258
01:06:13,959 --> 01:06:16,216
‫این غیرقابل تحمله!

1259
01:06:16,300 --> 01:06:19,133
‫دستورالعمل‌هایی که بهتون داده شده بود
‫این بود که احساساتی رو نشون بدین...

1260
01:06:19,216 --> 01:06:21,174
‫که با جریان انقلاب ملی‌مون همسو باشه.

1261
01:06:21,258 --> 01:06:23,714
‫تو رو خدا بس کنین، مارشال پِتَن که لولوخرخره نیست!

1262
01:06:23,780 --> 01:06:26,774
‫اون نیومده که اشک فرانسوی‌ها رو دربیاره!

1263
01:06:27,924 --> 01:06:30,466
‫به نظرم می‌تونستن قیافه‌ش رو از اینم گنده‌تر بکشن.

1264
01:06:31,633 --> 01:06:33,341
‫این دیگه چیه؟

1265
01:06:33,425 --> 01:06:38,966
‫این دیگه پوستر «دختر چاه‌کن» نیست
‫این پوستر«سفیدبرفی و جزیره سیاه‌پورستانه!»

1266
01:06:39,049 --> 01:06:40,800
‫حواست رو جمع کن پنیول.

1267
01:06:40,882 --> 01:06:42,550
‫میگن عشق آدم رو کور می‌کنه،

1268
01:06:42,633 --> 01:06:45,178
‫ولی واسه تو فقط چشمت رو ضعیف کرده.

1269
01:06:45,338 --> 01:06:47,633
‫فیلم توی منطقه‌ی آزاد داره خوب میفروشه.

1270
01:06:47,717 --> 01:06:50,305
‫ولی توی پاریس، آلمانی‌ها کلاً توقیفش کردن.

1271
01:06:50,633 --> 01:06:53,930
‫آقای پنیول، یه آلمانی اومده سراغتون رو می‌گیره.

1272
01:06:57,675 --> 01:07:00,300
‫- این اصلاً نشانه‌ی خوبی نیست.
‫- ولی از سگ‌ها خوشش میاد.

1273
01:07:00,383 --> 01:07:02,269
‫هیتلر هم عاشق سگ‌هاست.

1274
01:07:02,841 --> 01:07:04,383
‫از این طرف بفرمایید آقایون.

1275
01:07:05,717 --> 01:07:07,591
‫پنیول!

1276
01:07:07,675 --> 01:07:10,425
‫- تو عشق واقعی منی.
‫- جدی؟

1277
01:07:10,508 --> 01:07:13,550
‫منظورم یه عشق ادبی و شاعرانه‌ست.

1278
01:07:13,633 --> 01:07:15,425
‫خدا رو شکر که همینطوره.

1279
01:07:15,508 --> 01:07:18,008
‫یادت نمیاد؟ واقعاً منو نشناختی؟

1280
01:07:18,091 --> 01:07:20,133
‫آلفرد، آلفرد گرون.

1281
01:07:20,216 --> 01:07:22,049
‫سال 1931 توی برلین بودیم،

1282
01:07:22,133 --> 01:07:24,320
‫واسه دویستمین اجرای نمایش «ماریوس».

1283
01:07:24,354 --> 01:07:25,466
‫یادت اومد؟

1284
01:07:25,550 --> 01:07:27,341
‫چه عجب راه گم کردین؟

1285
01:07:27,425 --> 01:07:31,133
‫من مدیر سینمای آلمان تو کل اروپا هستم.

1286
01:07:31,216 --> 01:07:33,966
‫سینمای فرانسه دیگه دست یهودی‌ها نیست.

1287
01:07:34,049 --> 01:07:36,383
‫همه‌شون گذاشتن رفتن.

1288
01:07:36,466 --> 01:07:39,717
‫من و تو قراره سینمای فرانسه رو دوباره از نو بسازیم.

1289
01:07:39,800 --> 01:07:42,341
‫و واسه اینکه این اتفاق بیفته،
‫تو باید استودیو‌ت رو رها کنی

1290
01:07:42,431 --> 01:07:44,940
‫و بیای پاریس تا استودیوهای ما رو مدیریت کنی.

1291
01:07:45,080 --> 01:07:46,717
‫متأسفم، من نمی‌تونم مارسی رو ترک کنم.

1292
01:07:46,800 --> 01:07:48,300
‫نمی‌تونم پرسنلم رو به امون خدا رها کنم.

1293
01:07:50,008 --> 01:07:52,841
‫چه حیف، واقعاً مایه‌ی تأسفه.

1294
01:07:52,924 --> 01:07:55,383
‫هروقت نظرت عوض شد، بیا پاریس دیدنم.

1295
01:07:57,717 --> 01:07:59,216
‫شک نکن این نازی‌ها جنگ رو می‌بازن!
‫[ مارسی - 1041 ]

1296
01:07:59,300 --> 01:08:02,008
‫یه سال بهشون وقتمیدم،
‫بعدش همه‌شون غزل خداحافظی رو میخونن.

1297
01:08:02,091 --> 01:08:03,633
‫شنیدی چی گفت؟

1298
01:08:03,717 --> 01:08:06,966
‫اون شاید تو کارِ ماهی تخصص داشته باشه،
‫ولی فقط در همین حد سرش میشه.

1299
01:08:07,049 --> 01:08:09,425
‫حکومت رایش مدام داره پیروزی پشت پیروزی به دست میاره.

1300
01:08:09,508 --> 01:08:10,966
‫اگه نمی‌خوای واسه گِرِِون کار کنی،

1301
01:08:11,049 --> 01:08:12,466
‫بهتره بری یه جا قایم بشی.

1302
01:08:13,456 --> 01:08:14,790
‫ترجیح میدم بمیرم!

1303
01:08:15,109 --> 01:08:16,133
‫کات!

1304
01:08:16,349 --> 01:08:18,633
‫باز چه مشکلی پیش اومده؟

1305
01:08:18,717 --> 01:08:20,341
‫سوراخ‌های فیلم میزون نیستن.

1306
01:08:20,425 --> 01:08:21,550
‫این تنها نوار خامی بود که تونستم پیدا کنم.

1307
01:08:21,633 --> 01:08:22,800
‫چاره‌ای نیست، باید با همین سر کنی!

1308
01:08:22,882 --> 01:08:25,758
‫تازه، نورها و تجهیزات صدا هم درست کار نمیکنن.

1309
01:08:25,841 --> 01:08:27,383
‫خب، پس باید هرجوری شده ردیفشون کنی.

1310
01:08:27,422 --> 01:08:29,133
‫هروقت نوبت من شد صدام کن.

1311
01:08:29,762 --> 01:08:31,679
‫باشه عزیزم، چیزی نمونده.

1312
01:08:33,633 --> 01:08:35,133
‫اگه قرار باشه همه‌چیز رو با وصله‌پینه جلو ببریم،

1313
01:08:35,216 --> 01:08:36,966
‫بدجوری کارمون زار میشه.

1314
01:08:37,049 --> 01:08:39,675
‫رنه، اگه فیلم‌برداری رو متوقف کنیم که بدبخت‌تر میشیم.

1315
01:08:39,758 --> 01:08:41,383
‫- آقای پنیول.
‫- باز چیه؟

1316
01:08:41,466 --> 01:08:43,109
‫آقای گرون.

1317
01:08:46,008 --> 01:08:47,508
‫خیلی دوست داشتم فیلم‌هام رو بهت بدم،

1318
01:08:47,591 --> 01:08:49,133
‫ولی نمی‌تونی اکرانشون کنی،

1319
01:08:49,216 --> 01:08:50,800
‫چون فیلم‌ها آسیب دیدن.

1320
01:08:50,882 --> 01:08:53,133
‫اگه اجازه بدی،
‫می‌خوام یه حلقه از فیلم «نیایش با ستاره‌ها» رو ببینم،

1321
01:08:53,216 --> 01:08:54,758
‫البته اگه رخصت بدی.

1322
01:08:54,841 --> 01:08:58,882
‫خیلی خب. اگه این چیزیه که می‌خوای،
‫می‌تونم بیست حلقه بهت نشون بدم،

1323
01:08:58,966 --> 01:09:01,550
‫خراب‌ترین حلقه‌اش رو واسم بیار.

1324
01:09:01,633 --> 01:09:04,133
‫خب، می‌تونیم کاری کنیم فکر کنه با هم نامزدیم.
‫[ La prière aux étoiles - 1941 ]

1325
01:09:04,216 --> 01:09:06,633
‫اونوقت کل گذشته‌مون رو موبه‌مو برامون تعریف میکنه،

1326
01:09:06,717 --> 01:09:08,591
‫و کلی برامون آرزوی خوشبختی و بچه‌دار شدن میکنه.

1327
01:09:13,882 --> 01:09:15,341
‫نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم.

1328
01:09:21,665 --> 01:09:23,852
‫چرا دست از سر پنیول برنمی‌داری؟

1329
01:09:28,717 --> 01:09:31,091
‫- تو کی هستی؟
‫- من مارسلم!

1330
01:09:32,841 --> 01:09:33,758
‫مارسل پنیول!

1331
01:09:36,049 --> 01:09:37,300
‫چی شده؟

1332
01:09:37,383 --> 01:09:38,300
‫آقای گرون؟

1333
01:09:45,841 --> 01:09:47,762
‫بعضی وقت‌ها از من متنفر میشی، فلورانس.

1334
01:09:48,841 --> 01:09:50,300
‫و اصلاً نمی‌تونم دلیلش رو بفهمم.

1335
01:09:52,300 --> 01:09:55,250
‫چطور میشه عاشق کسی شد
‫که هیچ حسی بهت نداره؟

1336
01:09:55,966 --> 01:09:58,850
‫چطور میشه یکی عاشقت باشه
‫ولی تو دوستش نداشته باشی؟

1337
01:10:00,258 --> 01:10:01,924
‫این بی‌رحمانه‌ترین راز دنیاست.

1338
01:10:08,049 --> 01:10:11,314
‫آقای مأمور اجرا، صورت‌جلسه‌ت رو بنویس.

1339
01:10:13,008 --> 01:10:14,425
‫«نیایش با ستاره‌ها»...

1340
01:10:14,508 --> 01:10:17,073
‫«نیایش با ستاره‌ها» هیچ‌وقت مال آلمانی‌ها نمیشه!

1341
01:10:24,008 --> 01:10:25,966
‫از ژوزت خبر داری؟

1342
01:10:26,049 --> 01:10:27,591
‫چی شده؟ باز هم ژوزت؟

1343
01:10:27,675 --> 01:10:29,120
‫اون ترکم کرد.

1344
01:10:30,091 --> 01:10:32,966
‫نتونست با این کنار بیاد که من فیلمش رو نابود کردم.

1345
01:10:33,049 --> 01:10:34,754
‫فیلم خودش رو.

1346
01:10:40,008 --> 01:10:42,174
‫باید با «گومون» تماس بگیری. داریم می‌فروشیم.

1347
01:10:42,398 --> 01:10:43,675
‫مطمئنی؟

1348
01:10:43,778 --> 01:10:45,095
‫مطمئنم.

1349
01:10:56,466 --> 01:10:58,429
‫اتفاقی افتاده، آقای پنیول؟

1350
01:11:02,008 --> 01:11:04,508
‫از اونجا بود که دیگه راهت رو دنبال نکردم.

1351
01:11:04,591 --> 01:11:07,397
‫و دقیقاً همونجا بود که خودم رو گم کردم.

1352
01:11:07,571 --> 01:11:10,174
‫وسط جنگی که داشت فرسایشی میشد،

1353
01:11:10,258 --> 01:11:11,831
‫به یه معجزه نیاز داشتم.

1354
01:11:12,174 --> 01:11:13,777
‫ولی دیگه ناامید شده بودم.

1355
01:11:19,049 --> 01:11:21,966
‫و زمان گذشت و چرخ زندگی رو چرخوند،
‫[ دره لوآر - 1944 ]

1356
01:11:22,049 --> 01:11:24,216
‫درست مثل آبی که آسیاب رو می‌چرخونه.

1357
01:11:24,300 --> 01:11:25,498
‫درست شد؟

1358
01:11:25,718 --> 01:11:26,924
‫دست‌مریزاد پسرهای پنیول!

1359
01:11:27,008 --> 01:11:28,551
‫تازه این همه‌اش نیست.

1360
01:11:33,758 --> 01:11:36,258
‫بالاخره این آسیاب هم برق‌کشی میشه.

1361
01:11:36,341 --> 01:11:38,425
‫- جدی میگی؟
‫- باورت نمیشه؟

1362
01:11:39,081 --> 01:11:39,914
‫بیا.

1363
01:11:42,091 --> 01:11:43,666
‫از این طرف.

1364
01:11:44,882 --> 01:11:47,886
‫ژاکلین، افتخارش با شما.

1365
01:11:50,717 --> 01:11:54,512
‫از این به بعد می‌تونی بدون اینکه
‫به چشمهات فشار بیاری مطالعه کنی.

1366
01:11:55,882 --> 01:11:57,932
‫- کار میکنه؟
‫- روشنش کن.

1367
01:12:00,091 --> 01:12:01,717
‫...از سپیده‌دم امروز،

1368
01:12:01,800 --> 01:12:04,300
‫نیروهای متفقین شهر " بایو " رو آزاد کردن

1369
01:12:04,383 --> 01:12:06,966
‫و حالا دارن به سمت " کان " پیشروی می‌کنن.

1370
01:12:07,049 --> 01:12:10,591
‫نورماندی در حال حاضر صحنه‌ی یک پیاده‌سازی بزرگِ نیروهاست،

1371
01:12:10,675 --> 01:12:13,383
‫حادثه‌ای که سرنوشت فرانسه رو رقم میزنه.

1372
01:12:22,425 --> 01:12:24,800
‫این صدا خون رو توی رگهام منجمد میکنه.

1373
01:12:24,882 --> 01:12:27,425
‫این صدای آزادیه.

1374
01:12:27,508 --> 01:12:30,383
‫وقتی همه‌چیز تموم بشه، ما چیکار می‌کنیم؟

1375
01:12:30,466 --> 01:12:32,758
‫تو به زندگی جوون و پرامیدت ادامه میدی،

1376
01:12:32,841 --> 01:12:34,633
‫و یه بازیگر بزرگ میشی.

1377
01:12:34,717 --> 01:12:36,466
‫و تو چی؟

1378
01:12:36,550 --> 01:12:39,383
‫منم به زندگی پیر و رو به زوالم ادامه میدم.

1379
01:12:39,466 --> 01:12:40,924
‫میگی پیر شدی مارسل،

1380
01:12:41,008 --> 01:12:43,258
‫ولی برقی که توی چشماته نشون میده هنوز جوونی.

1381
01:12:43,341 --> 01:12:46,558
‫پس جفتمون با هم به زندگیِ جوونمون ادامه می‌دیم.

1382
01:12:47,117 --> 01:12:48,867
‫دیگه باورم رو از دست داده بودم.

1383
01:12:48,924 --> 01:12:50,383
‫اینکه جنگ تموم میشه؟

1384
01:12:50,466 --> 01:12:51,841
‫اینکه پیدات ‌کنم.

1385
01:13:04,216 --> 01:13:06,010
‫آمریکایی‌ها!

1386
01:13:08,881 --> 01:13:10,921
‫تمام چیزی که لیاقتش رو داری.

1387
01:13:13,468 --> 01:13:15,334
‫-باهاشون رو هم ریخته بودی، هان؟!
‫- کثافت!

1388
01:13:17,841 --> 01:13:18,924
‫بسیار خب، آقایون.

1389
01:13:19,008 --> 01:13:20,769
‫می‌خواین سرِ یه عده بره بالای دار.
‫[ انجمن نویسندگان و آهنگسازان درام ]

1390
01:13:20,855 --> 01:13:23,133
‫ولی واسه قضاوت و محکوم کردن هم‌نوع‌هاتون،

1391
01:13:23,216 --> 01:13:25,216
‫خودتون باید بی‌عیب‌ونقص باشین.

1392
01:13:25,300 --> 01:13:28,998
‫اونایی که بین شما جونِ یهودی‌ها رو
‫نجات دادن، لطفاً دستشون رو ببرن بالا؟

1393
01:13:32,882 --> 01:13:35,633
‫دیگه حرفی واسه گفتن ندارم.

1394
01:13:35,717 --> 01:13:38,341
‫این آزادی هم شروعِ رقت‌انگیزی داره.

1395
01:13:38,425 --> 01:13:40,924
‫فرانسه یه توافق‌نامه‌ی تجاری با آمریکایی‌ها امضا کرده.

1396
01:13:41,008 --> 01:13:42,800
‫مگه این چه ضرری داره؟

1397
01:13:42,882 --> 01:13:45,425
‫دولت فرانسه داره تلاش می‌کنه غلات و سوخت به دست بیاره.

1398
01:13:45,508 --> 01:13:46,758
‫این که خیلی هم شایسته‌ی تقدیره.

1399
01:13:46,841 --> 01:13:47,964
‫ولی در عوض،

1400
01:13:48,037 --> 01:13:51,491
‫دارن اجازه میدن
‫محصولات هالیوود سینمای ما رو تسخیر کنن.

1401
01:13:51,531 --> 01:13:52,884
‫خب که چی؟

1402
01:13:53,717 --> 01:13:56,744
‫این یعنی فاتحه‌ی صنعت سینمای ما خونده‌ست.

1403
01:13:57,142 --> 01:14:00,729
‫چه واژه‌های قلمبه‌سلمبه‌ای
‫واسه یه توافق ساده‌ی تجاری!

1404
01:14:01,383 --> 01:14:05,383
‫جناب وزیر، آمریکایی‌ها میخوان
‫فرانسه رو هم آمریکایی کنن.

1405
01:14:05,466 --> 01:14:07,966
‫اگه قرار باشه بازارمون پر از فیلم‌های آمریکایی بشه،

1406
01:14:08,049 --> 01:14:10,091
‫ده سال دیگه، مردم ما...

1407
01:14:10,174 --> 01:14:12,174
‫بت‌شون میشه بازیگرهای هالیوود.

1408
01:14:12,258 --> 01:14:14,758
‫اون آدامس‌جوهای بی‌نقص و اتوکشیده،

1409
01:14:14,841 --> 01:14:16,966
‫که چپ و راست به هم پس‌گردنی و اردنگی میزنن،

1410
01:14:17,049 --> 01:14:19,717
‫خیلی زود میشن الگوی بچه‌هامون.

1411
01:14:21,800 --> 01:14:25,216
‫اون وقت، طرز فکرشون شبیه آمریکایی‌ها میشه.

1412
01:14:25,300 --> 01:14:27,924
‫مثل آمریکایی‌ها عاشق میشن،

1413
01:14:28,008 --> 01:14:30,156
‫مثل آمریکایی‌ها لباس می‌پوشن.

1414
01:14:32,550 --> 01:14:35,591
‫مثل آمریکایی‌ها غذا میخورن...

1415
01:14:35,675 --> 01:14:37,550
‫.مثل آمریکایی‌ها حرف میزنن

1416
01:14:39,300 --> 01:14:41,565
‫و وقتی زبان مادری خودشون رو از دست بدن...

1417
01:14:44,216 --> 01:14:46,705
‫پس بهم بگو، باید چیکار کنیم؟

1418
01:14:53,882 --> 01:14:56,758
‫روی فیلم‌های آمریکایی مالیات می‌بندیم
‫تا خرج فیلم‌های خودمون دربیاد.

1419
01:14:56,841 --> 01:14:59,717
‫سینمای فرانسه فعلاً واسه خودش وقت خریده.

1420
01:14:59,800 --> 01:15:01,882
‫دوباره فیلم‌برداری رو شروع میکنی؟

1421
01:15:01,966 --> 01:15:04,162
‫یه دلیل خوب بیار که چرا باید این کار رو بکنم.

1422
01:15:04,215 --> 01:15:06,758
‫- چون دوستم داری.
‫- یه دلیل فوق‌العاده.

1423
01:15:06,841 --> 01:15:09,189
‫و به‌زودی یه دلیلِ دیگه هم بهش اضافه میشه.

1424
01:15:09,758 --> 01:15:10,841
‫نه!

1425
01:15:13,966 --> 01:15:15,810
‫فردریک کوچولوی عزیزم.

1426
01:15:18,966 --> 01:15:22,023
‫صمیمانه‌ترین خوش‌آمدگویی‌ها رو بهت می‌گیم، پسرم.

1427
01:15:28,717 --> 01:15:30,425
‫خداحافظ، رفیق من.

1428
01:15:30,508 --> 01:15:34,870
‫[ آرامگاه ژول موره معروف به رِمو، 1883 - 1946 ]
‫[ عضو رسمی تئاتر کمدی فرانسه - افسر نشان لژیون دونور ]

1429
01:15:39,508 --> 01:15:41,966
‫زانوی غم بغل نگیر، خنگِ خدا.

1430
01:15:42,049 --> 01:15:43,550
‫تو هنوز فیلم‌هام رو داری.

1431
01:15:43,633 --> 01:15:45,924
‫من جایگاهم رو روی پرده‌ی نقره‌ای حفظ می‌کنم،

1432
01:15:46,008 --> 01:15:48,133
‫و مردم رو می‌خندونم و می‌گریونم.

1433
01:15:48,216 --> 01:15:51,245
‫من فقط با شجاعت به کارم ادامه میدم.

1434
01:15:51,882 --> 01:15:53,924
‫و تو هم دقیقاً باید همین کار رو بکنی.

1435
01:15:54,008 --> 01:15:56,216
‫میتونی سپاس‌گزار باشی، مارسل.

1436
01:15:56,300 --> 01:15:58,174
‫سپاس‌گزارِ این فانوس خیال،

1437
01:15:58,258 --> 01:16:00,341
‫که دوباره به نابغه‌های فراموش‌شده نور می‌تابونه،

1438
01:16:00,425 --> 01:16:03,133
‫رقصنده‌های فوت‌شده رو دوباره به رقص درمیاره،

1439
01:16:03,216 --> 01:16:07,626
‫لبخندِ رفقای قدیمی و از دست رفته رو
‫دوباره به جمع ما برمی‌گردونه

1440
01:16:11,800 --> 01:16:13,717
‫عزیزم، یه نامه‌ی سفارشی برات اومده.

1441
01:16:13,800 --> 01:16:16,482
‫خب ببینم، این دیگه چیه؟

1442
01:16:17,591 --> 01:16:20,675
‫لابد باز هم برادران روکس هستن،
‫میخوان فرآیند رنگی جدیدشون رو بفروشن.

1443
01:16:20,758 --> 01:16:22,550
‫یه چیزهایی هم درباره‌ی رنگ سبز توش نوشته.

1444
01:16:22,633 --> 01:16:23,675
‫کتِ یقه‌سبز آکادمی!

1445
01:16:24,485 --> 01:16:25,550
‫سبز؟

1446
01:16:25,633 --> 01:16:27,078
‫وای، مارسل!

1447
01:16:28,675 --> 01:16:30,717
‫خوب شد رمو زنده نیست تا این رو ببینه.
‫[ آکادمی فرانسه - 1947 ]

1448
01:16:30,800 --> 01:16:31,966
‫جدی، چرا؟

1449
01:16:32,049 --> 01:16:34,049
‫واقعاً دستت می‌انداخت و مسخره‌ات می‌کرد.

1450
01:16:34,133 --> 01:16:35,633
‫آقای همه‌چیز‌دون!

1451
01:16:35,723 --> 01:16:38,367
‫فقط همین دست‌ کت و ‌شلوار سبز رو کم داشتی.

1452
01:16:38,467 --> 01:16:41,425
‫تبریک می‌گم، مرتیکه‌ی ازخودراضیِ افاده‌ای!

1453
01:16:41,508 --> 01:16:44,133
‫«حالا دیگه رسماً یه پیرمردِ خرفت شدی.»

1454
01:16:44,216 --> 01:16:45,717
‫پدرت همیشه آرزوی چنین روزی رو داشت.

1455
01:16:45,800 --> 01:16:48,508
‫یادت میاد چقدر تلاش می‌کرد تا نشان «نخل آکادمیک» رو بگیره؟

1456
01:16:48,591 --> 01:16:50,187
‫فکر کن الان چقدر بهت افتخار می‌کنه.

1457
01:16:52,153 --> 01:16:55,220
‫تو الان دیگه به قول معروف، «جاودانه» شدی.

1458
01:16:55,593 --> 01:16:57,300
‫خب، اینا همه‌ش نسبیه.

1459
01:16:57,383 --> 01:16:59,206
‫تعداد اعضای آکادمی که ریق رحمت رو سر کشیدن...

1460
01:16:59,240 --> 01:17:01,353
‫خیلی بیشتر از کساییه که توی این تالارها حضور دارن.

1461
01:17:01,420 --> 01:17:05,091
‫اگه حق انتخاب داشتم، ترجیح میدادم...
‫تا وقتی زنده‌ام جاودانه باشم.

1462
01:17:05,174 --> 01:17:08,258
‫بعد از جنگ، اصلاً قصد نداشتی دوباره به فیلم‌سازی برگردی.

1463
01:17:09,012 --> 01:17:10,216
‫ولی با این حال برگشتم.

1464
01:17:10,300 --> 01:17:14,591
‫اول از همه فیلم «نائیس» بود که سال 1945 اکران شد.
‫[ Naïs - 1945 ]

1465
01:17:14,675 --> 01:17:16,966
‫اگه فردریک بتونه از اینجا بره...

1466
01:17:17,049 --> 01:17:18,591
‫بدون اینکه آسیبی ببینه...

1467
01:17:18,675 --> 01:17:20,174
‫مامان!

1468
01:17:20,258 --> 01:17:22,966
‫و اگه منو بخوای، مال تو میشم.

1469
01:17:23,049 --> 01:17:25,966
‫نائیس، چطوری باید بخوامت؟

1470
01:17:26,049 --> 01:17:28,383
‫- به عنوان همسر؟
‫- خب، هرجور که خودت دوست داری.

1471
01:17:28,466 --> 01:17:31,800
‫بعدش فیلم «آسیابان زیبا» رو کارگردانی کردی،
‫[ La belle meunière - 1948 ]

1472
01:17:31,882 --> 01:17:34,550
‫فیلمی که واسه جذب تماشاچی حسابی به دست‌ و پا زدن افتاد.

1473
01:17:34,633 --> 01:17:36,966
‫دلم می‌خواست یه فیلم رنگی بسازم،

1474
01:17:37,049 --> 01:17:39,675
‫اونم با استفاده از یه روش فرانسوی به اسم «روکس‌کالر»،

1475
01:17:39,758 --> 01:17:43,919
‫تا مجبور نشم یه پول قلمبه به کمپانی
‫«تکنی‌کالر» بدم، که انحصارِ بازار دستش بود.

1476
01:17:44,133 --> 01:17:45,800
‫ولی اون فیلم چنان شکست مفتضحانه‌ای خورد...

1477
01:17:45,882 --> 01:17:47,591
‫که بهتره اصلاً حرفش رو هم نزنیم.

1478
01:17:47,675 --> 01:17:50,216
‫پس لطفاً از آخرین موفقیتت برام بگو،

1479
01:17:50,300 --> 01:17:51,800
‫«مانونِ چشمه‌ها».
‫[ Manon des sources - 1952 ]

1480
01:17:52,008 --> 01:17:53,464
‫مانون...

1481
01:17:53,882 --> 01:17:55,675
‫واسه همسرم نوشتمش.

1482
01:17:55,758 --> 01:17:59,133
‫تازه بزرگ‌ترین هدیه‌ای رو بهم داده بود که
‫یه مرد می‌تونه از یه زن هدیه بگیره.

1483
01:17:59,216 --> 01:18:01,591
‫یه هدیه‌ی آسمونی به اسم اِستل.

1484
01:18:01,675 --> 01:18:03,425
‫مو نمی‌زنن با هم، عین سیبی که از وسط نصف کرده باشی.

1485
01:18:03,508 --> 01:18:05,508
‫من روی ترکیبات خاک مطالعه کردم.

1486
01:18:05,591 --> 01:18:07,300
‫اگه همین‌جا رو حفر کنیم،

1487
01:18:07,383 --> 01:18:09,133
‫بهت قول میدم به اورانیوم می‌رسیم.

1488
01:18:09,216 --> 01:18:11,008
‫اورانیوم؟!

1489
01:18:11,091 --> 01:18:13,174
‫یا نفت خام، اگه عمیق‌تر زمین رو بکنیم.

1490
01:18:14,341 --> 01:18:16,008
‫تو داری واسه آب زمین رو می‌کنی.

1491
01:18:16,091 --> 01:18:19,740
‫منم اجازه نمیدم این تیکه از بهشت‌مون رو
‫واسه چیز دیگه‌ای خراب کنی.

1492
01:18:21,049 --> 01:18:23,550
‫مارسل، دارم بهت هشدار میدم!

1493
01:18:23,633 --> 01:18:26,300
‫عجب زن کله‌شق و با اراده‌ای نصیبت شده.

1494
01:18:26,383 --> 01:18:28,654
‫به صلاحته که اون چشمه‌ی آب رو براش پیدا کنی.

1495
01:18:30,258 --> 01:18:33,174
‫باریکلا، فردریک
‫[ موناکو - 1952 ]

1496
01:18:33,258 --> 01:18:34,253
‫اِستل.

1497
01:18:37,258 --> 01:18:40,717
‫نترس مانون، دیگه نزدیکت نمیام.

1498
01:18:40,800 --> 01:18:43,466
‫دوستت دارم. به خدا راست میگم، دوستت دارم.

1499
01:18:43,550 --> 01:18:45,800
‫حالم از این حرفت به هم میخوره!

1500
01:18:45,882 --> 01:18:47,800
‫باورت نمی‌کنم. فقط داری لجبازی میکنی!

1501
01:18:47,882 --> 01:18:49,800
‫کله‌شقی، عین یکی از همین بزهات!

1502
01:18:49,882 --> 01:18:52,216
‫ولی من جدی میگم، دوستت دارم!

1503
01:18:52,300 --> 01:18:54,924
‫من همونم که هر شب توی دره زوزه می‌کشم!

1504
01:18:55,008 --> 01:18:57,216
‫تو رو خدا تمومش کن، می‌ترسم.

1505
01:18:57,300 --> 01:19:00,091
‫تا حالا به نوشتن رمان فکر کردی؟

1506
01:19:00,174 --> 01:19:01,924
‫دست و پام رو گم می‌کنم.

1507
01:19:02,008 --> 01:19:04,341
‫من همه‌ی قصه‌هام رو از فیلتر دیالوگ رد می‌کنم.

1508
01:19:05,258 --> 01:19:06,882
‫بابا، بابا!

1509
01:19:07,361 --> 01:19:10,041
‫اِستل، فرشته کوچولوی من.

1510
01:19:10,216 --> 01:19:11,966
‫داری درخت زیتون رو میبُری؟

1511
01:19:12,049 --> 01:19:15,341
‫مگه دیوونه شدم؟ این درخت دوهزار سال عمر داره.

1512
01:19:15,425 --> 01:19:16,966
‫حتی عیسی مسیح هم می‌تونسته
‫زیتون‌هاش رو چشیده باشه.

1513
01:19:17,049 --> 01:19:18,508
‫عیسی دیگه کیه؟

1514
01:19:18,591 --> 01:19:20,758
‫عیسی گربه‌ی همسایه‌ست.

1515
01:19:20,841 --> 01:19:23,709
‫آره، گربه‌ها واقعاً زیتون دوست دارن.

1516
01:19:24,383 --> 01:19:28,633
‫شما دوتا! فکر خوبیه که
‫استخدامتون کنم واسم دیالوگ بنویسین.

1517
01:19:28,717 --> 01:19:31,216
‫کتاب‌های کودکان چطور؟

1518
01:19:31,300 --> 01:19:33,508
‫اوه، خیلی بعید می‌دونم قصه‌های من

1519
01:19:33,591 --> 01:19:35,341
‫درباره‌ی مردهای خیانت‌دیده و مادرهای مجرد،

1520
01:19:35,425 --> 01:19:38,258
‫واسه دختربچه‌ها و پسربچه‌ها جذابیت چندانی داشته باشه.

1521
01:19:38,341 --> 01:19:41,966
‫ولی دخترم عاشق اینه که براش شعر بنویسم.

1522
01:19:42,049 --> 01:19:44,717
‫از فیلمی که الان داری میسازی بگو.

1523
01:19:45,665 --> 01:19:46,909
‫«نامه‌هایی از آسیاب من»
‫[ Les lettres de mon moulin - 1954 ]

1524
01:19:46,942 --> 01:19:48,438
‫من امروز غروب برمی‌گردم جنوب.

1525
01:19:48,508 --> 01:19:49,550
‫کات!

1526
01:19:49,633 --> 01:19:51,216
‫طاقت ندارم تا دوباره به گروه فیلم‌برداریم ملحق بشم.

1527
01:19:51,966 --> 01:19:53,133
‫ببین اینجا رو...

1528
01:19:53,216 --> 01:19:54,966
‫آقای پنیول، یه تلگراف دارین.

1529
01:20:00,800 --> 01:20:03,133
‫اتفاقی افتاده، مارسل؟

1530
01:20:03,216 --> 01:20:05,091
‫دخترم تو بیمارستانه.

1531
01:20:05,174 --> 01:20:06,550
‫باید برگردم موناکو.

1532
01:20:13,117 --> 01:20:14,737
‫دکتر.

1533
01:20:14,857 --> 01:20:17,991
‫دچار حمله‌ی شدید کِتوز شده.

1534
01:20:18,015 --> 01:20:19,640
‫ولی حالش خوب میشه دیگه؟

1535
01:20:22,142 --> 01:20:22,977
‫نه!

1536
01:20:24,231 --> 01:20:25,857
‫نه!

1537
01:20:29,510 --> 01:20:31,457
‫به ذهنم رسید که ستاره‌های اون بالا

1538
01:20:31,550 --> 01:20:34,310
‫هیچ‌وقت آواز زَنجِره‌ها رو نشنیدن.

1539
01:20:34,483 --> 01:20:36,384
‫اگه می‌تونستم یکی‌شون رو برات بگیرم،

1540
01:20:36,470 --> 01:20:38,615
‫می‌آوردمش توی اتاقت.

1541
01:20:38,989 --> 01:20:42,640
‫آخر شب که از پنجره خم میشدی،

1542
01:20:42,723 --> 01:20:45,556
‫شکمش رو قلقلک می‌دادم،

1543
01:20:45,640 --> 01:20:48,672
‫و خودِ آسمون شروع می‌کرد به رقصیدن.

1544
01:21:12,864 --> 01:21:14,632
‫میز تحریر رو بذارین اینجا.

1545
01:21:15,667 --> 01:21:18,578
‫حالا باید یه کاربردی واسه این میز پیدا کنم.

1546
01:21:23,953 --> 01:21:26,640
‫زندگی می‌تونه خیلی بی‌رحم باشه.

1547
01:21:27,707 --> 01:21:30,653
‫ولی چاره‌ای نیست، باید به زندگی کردن ادامه بدی.

1548
01:21:30,766 --> 01:21:33,514
‫خانم‌ها و آقایان، نویسنده‌ی اثرِ «فابین»،

1549
01:21:33,598 --> 01:21:35,611
‫آقای مارسل پنیول!

1550
01:21:38,431 --> 01:21:39,941
‫همه چی یهو وایساد.

1551
01:21:40,039 --> 01:21:41,414
‫نگران نباش.

1552
01:21:41,587 --> 01:21:43,723
‫چون این یکیِ این بالا دوباره شروع به کار کرده.

1553
01:21:43,806 --> 01:21:45,254
‫شروع کنیم، مارسل.

1554
01:21:46,556 --> 01:21:47,765
‫سراپا گوشم.

1555
01:21:47,848 --> 01:21:49,681
‫من متولد شدم...

1556
01:21:49,765 --> 01:21:51,848
‫من در شهر اوبانی به دنیا اومدم،

1557
01:21:51,931 --> 01:21:54,473
‫دامنه‌ی کوهستان گارلابان که بزها توش پراکنده بودن،

1558
01:21:54,556 --> 01:21:56,973
‫در دورانِ آخرین گله‌های بزرگ.

1559
01:21:57,057 --> 01:22:00,473
‫گارلابان صخره‌ی آبی‌رنگ عظیمی شبیه به یه برج بلنده،

1560
01:22:00,556 --> 01:22:03,217
‫که دشت عقاب‌ها مثل تاجی روی سرشه.

1561
01:22:03,744 --> 01:22:08,677
‫پدرم پنجمین فرزندیه سنگ‌تراش
‫اهل والریس، حوالی اورانژ بود.

1562
01:22:08,790 --> 01:22:10,544
‫به محض اینکه یه روز تعطیل پیدا می‌کرد،

1563
01:22:10,630 --> 01:22:13,249
‫یعنی سالی پنج یا شش بار،

1564
01:22:13,273 --> 01:22:16,143
‫اون کل خانواده رو با خودش می‌برد،
‫و منم ماهی‌های سفید رو می‌آوردم،

1565
01:22:16,293 --> 01:22:17,983
‫سیب‌های چیده‌شده و طلایی‌رنگ رو.

1566
01:22:18,153 --> 01:22:20,863
‫من افتخار پدرم رو رو به آسمون بالا می‌بردم،

1567
01:22:21,173 --> 01:22:23,532
‫رو به خورشید درخشان و طلایی.

1568
01:22:23,533 --> 01:22:26,416
‫رنگ‌پریده، لرزان و برای همیشه تسلی‌ناپذیر،

1569
01:22:26,536 --> 01:22:29,523
‫اون اصلاً نمی‌دونست که توی املاکِ پسرش ایستاده.

1570
01:22:36,008 --> 01:22:37,841
‫مردم در کناره‌های جاده به صف ایستادن

1571
01:22:37,924 --> 01:22:40,591
‫تا اهالی مارسی آخرین ادای احترام خودشون رو به جا بیارن

1572
01:22:40,675 --> 01:22:42,882
‫به این نویسنده‌ی بزرگ و برجسته.

1573
01:22:42,966 --> 01:22:47,174
‫از این پس پیکر مارسل پنیول
‫توی قبرستون کوچیکِ «لا تِری»، آروم می‌گیره

1574
01:22:47,258 --> 01:22:49,841
‫در کنار پدر و مادرش، برادرش پل

1575
01:22:49,924 --> 01:22:51,966
‫و دختر کوچولوش، اِستل.

1576
01:22:52,049 --> 01:22:54,924
‫روی سنگ قبرش، وصیت کرده بود این عبارت رو به لاتین حک کنن:

1577
01:22:55,008 --> 01:22:58,924
‫«چشمه‌ها، دوستان و همسرش رو دوست داشت.»

1578
01:22:59,008 --> 01:23:02,633
‫اون عاشق چشمه‌ها، رفقاش و زنش بود.

1579
01:23:06,717 --> 01:23:10,046
‫بالاخره اومدی!
‫همه منتظرتن، مارسل.

1580
01:23:12,425 --> 01:23:15,049
‫اون حرکت دائمی و ابدی که دنبالش بودی رو پیدا کردن.

1581
01:23:19,173 --> 01:23:21,508
‫می‌بینی؟ مردی که می‌نویسه،

1582
01:23:21,559 --> 01:23:23,706
‫مردیه که داره خودش رو تسلی میده.

1583
01:23:23,900 --> 01:23:25,900
‫شاید بپرسی «از چی؟»

1584
01:23:26,026 --> 01:23:28,383
‫از اینکه دمِ دستش کسی رو نداره تا باهاش هم‌کلام بشه.

1585
01:23:28,851 --> 01:23:29,637
‫واسه همین،

1586
01:23:29,789 --> 01:23:31,597
‫من با قلمِ پرَم حرف می‌زنم.

1587
01:23:31,675 --> 01:23:33,800
‫دستِ خودم نیست، نمی‌تونم جلوش رو بگیرم.

1588
01:23:33,882 --> 01:23:36,924
‫و به محض اینکه با قلمم شروع به صحبت میکنم،

1589
01:23:37,008 --> 01:23:40,547
‫خب، یهو می‌بینم کلی آدمِ خوب دور و برم جمع شدن.

1590
01:23:40,708 --> 01:23:43,750
‫من با عزیزانم حرف می‌زنم، با زنده‌ها و مرده‌ها،

1591
01:23:44,008 --> 01:23:46,425
‫با تمام کسایی که عاشقشون بودم.

1592
01:23:46,508 --> 01:23:50,008
‫اون‌ها همین‌جا کنارم حضور دارن، با پوست و گوشت و استخون،

1593
01:23:50,091 --> 01:23:53,633
‫حتی با همون لبخندهای محوشون
‫و کوچک‌ترین لحنِ خاصِ حرف‌هاشون.

1594
01:23:55,578 --> 01:23:57,424
‫خیلی وقت‌ها باهاشون میخندم،

1595
01:23:57,992 --> 01:24:00,110
‫بعضی وقتها هم اشک می‌ریزم.

1596
01:24:00,690 --> 01:24:04,015
‫و کسی حق نداره بهم بگه که به‌زودی هشتاد سالم میشه.

1597
01:24:04,122 --> 01:24:08,122
‫نه، من فقط یه پسرِ دوازده ساله‌ام.
‫یک سالی هم میشه که رفتم دبیرستان،

1598
01:24:08,177 --> 01:24:10,402
‫و کل زندگی رو پیش رو دارم.

1599
01:24:11,190 --> 01:24:14,664
‫مترجم:
‫علی کلان

1600
01:24:14,863 --> 01:24:17,588
‫[ برای کَمیی، ژنتی و لودو ]

1601
01:24:19,984 --> 01:24:23,784
‫فیلمی از:
‫سیلوِن شومه

1602
01:24:24,363 --> 01:24:33,563
‫[ ارائه‌‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ]
‫FRANCOFILMS@

