﻿1
00:00:40,510 --> 00:00:47,510


2
00:00:47,875 --> 00:00:49,375
‫چشم‌های تیره...

3
00:00:52,041 --> 00:00:53,708
‫...دارن تماشا می‌کنن.

4
00:00:53,791 --> 00:00:56,458
‫بِکِش! بِکِش!

5
00:00:56,541 --> 00:00:59,791
‫خیلی‌خب! همگی منظم صف بکشین!

6
00:01:02,041 --> 00:01:05,791
‫هدایای جشن رو بیارین اینجا تحویل من بدین!

7
00:01:05,875 --> 00:01:07,041
‫اون یارو!

8
00:01:09,208 --> 00:01:11,083
‫بکشید!

9
00:01:17,916 --> 00:01:22,125
‫خیلی وقته ندیدمت!
‫خوشحالم می‌بینمت، داروفروش!

10
00:01:26,541 --> 00:01:28,958
‫نه، ارباب ساکاشیتا. به خودتون فشار نیارین!

11
00:01:29,041 --> 00:01:32,041
‫من هنوز جوونم. از پسش برمیام!

12
00:01:33,583 --> 00:01:35,416
‫یک سال تمام از وقتی رفتی می‌گذره.

13
00:01:35,500 --> 00:01:37,458
‫ظاهراً حال همگی خوبه.

14
00:01:37,541 --> 00:01:41,166
‫از دیدنش خوشحالم.
‫اینجا چقدر پُرجنب‌وجوش شده.

15
00:01:41,250 --> 00:01:44,750
‫همینطوره. یه جشن بزرگ پیش‌رو داریم.

16
00:01:47,291 --> 00:01:48,791
‫اینطوره؟

17
00:01:49,833 --> 00:01:51,750
‫این پیشکش کوچیک باید پس داده بشه.

18
00:01:51,833 --> 00:01:56,208
‫مطمئنید ارباب ساکاشیتا؟
‫می‌دونم چقدر عاشق اون دلبرین.

19
00:01:56,291 --> 00:01:59,458
‫پارسال بعد از اون بلبشو، اتفاقی جاش گذاشت.

20
00:02:00,375 --> 00:02:01,708
‫باید پس داده بشه

21
00:02:01,791 --> 00:02:03,708
‫به صاحب اصلیش.

22
00:02:03,791 --> 00:02:07,291
‫داروفروش برگشته!

23
00:02:08,000 --> 00:02:09,875
‫خیلی وقته ندیدیمت. خوشحالم می‌بینمت!

24
00:02:09,958 --> 00:02:12,208
‫باورت می‌شه دارن چی کار می‌کنن؟

25
00:02:12,291 --> 00:02:17,500
‫هر روز باید برای آماده‌سازی زایمان،
‫این همه کار سخت انجام بدیم!

26
00:02:17,583 --> 00:02:18,916
‫کلاً داغون شدیم!

27
00:02:19,000 --> 00:02:21,000
‫غُر نزن، کومه.

28
00:02:21,083 --> 00:02:23,291
‫تولد سلطنتی باید یه اتفاق فرخنده باشه.

29
00:02:23,375 --> 00:02:28,333
‫گوش کنید! فرزند اعلی‌حضرت داره به دنیا میاد!

30
00:02:32,666 --> 00:02:36,291
‫این قطعاً یه اتفاق فرخنده‌ست.

31
00:02:36,875 --> 00:02:38,333
‫بانو فوکیـه؟

32
00:02:38,416 --> 00:02:39,541
‫نه.

33
00:02:39,625 --> 00:02:44,041
‫بانو فوکی همین ماه پیش
‫شاهزاده‌خانم خوشگلش رو به دنیا آورد.

34
00:02:47,791 --> 00:02:53,125
‫مراسم جشن تولد اون موقع
‫برای اون هم طبق معمول برگزار شد!

35
00:02:54,333 --> 00:02:57,583
‫یه بچه‌ی دیگه که پسر نیست.

36
00:03:00,291 --> 00:03:01,875
‫این بار، بانو یوکیکوئن.

37
00:03:01,958 --> 00:03:03,250
‫بانو یوکیکو.

38
00:03:04,583 --> 00:03:06,458
‫همسر رسمی اعلی‌حضرت؟

39
00:03:08,958 --> 00:03:13,291
‫بله. قراره دومین بچه‌اش رو به دنیا بیاره.

40
00:03:14,375 --> 00:03:17,041
‫بله، ولی بازم.

41
00:03:17,916 --> 00:03:20,708
‫کارهای زیادی برای جشن مونده
‫و ما هم یه نیرو کم داریم.

42
00:03:22,375 --> 00:03:24,916
‫برای همین الان همه چیز
‫افتاده دوش من و تومه.

43
00:03:25,000 --> 00:03:27,666
‫ما هم گیر افتادیم
‫و باید تو جابجایی‌های سنگین کمک کنیم.

44
00:03:27,750 --> 00:03:29,083
‫من قصدی نداشتم!

45
00:03:29,166 --> 00:03:32,500
‫مواظب باش. می‌دونیم تقصیر تو نیست.

46
00:03:32,583 --> 00:03:34,458
‫ارباب ساکاشیتا کمرش آسیب دید

47
00:03:34,541 --> 00:03:37,541
‫موقعی که داشت کمک می‌کرد
‫هدایای جشن رو جابجا کنن.

48
00:03:37,625 --> 00:03:39,125
‫خیلی زیاد بودن!

49
00:03:39,208 --> 00:03:43,166
‫نقش مار برای جشن؟ خیلی غیرعادیه.

50
00:03:43,250 --> 00:03:46,375
‫مارها تجسم الهه آب هستن.

51
00:03:46,458 --> 00:03:48,125
‫- اینطوریـه؟
‫- دیدی؟

52
00:03:48,208 --> 00:03:49,791
‫حتی روی ستون‌ها هم نقش مار هست.

53
00:03:50,625 --> 00:03:53,833
‫سراسر ساختمون طلسم‌های مار گذاشتن.

54
00:03:53,916 --> 00:03:55,416
‫متوجه شدم.

55
00:03:56,875 --> 00:04:00,000
‫این الهه آب، کی هست؟

56
00:04:00,083 --> 00:04:03,458
‫الهه‌ایـه که از اوئوکو محافظت می‌کنه.

57
00:04:04,125 --> 00:04:10,500
‫هر روز به ما آب متبرک میدن.
‫و ما از الهه آب تشکر می‌کنیم.

58
00:04:11,708 --> 00:04:15,083
‫و بعد همه خدمتکارها یه پیاله
‫از این آب مقدس می‌نوشن.

59
00:04:17,208 --> 00:04:18,416
‫آب؟

60
00:04:18,500 --> 00:04:23,708
‫کومه! تومه! بانو یوکیکوئه!

61
00:04:23,791 --> 00:04:25,625
‫وقتش رسیده؟

62
00:04:26,208 --> 00:04:28,791
‫داروفروش، با اجازه‌تون!

63
00:04:28,875 --> 00:04:30,291
‫آه!

64
00:04:30,375 --> 00:04:32,625
‫بعداً می‌بینیمـتون.

65
00:04:35,875 --> 00:04:38,500
‫امیدوارم الهه آب به ما برکت بده
‫و یه پسر بهش عطا کنه.

66
00:04:38,583 --> 00:04:41,416
‫یعنی بانو یوکیکو از پسش برمیاد؟

67
00:04:41,500 --> 00:04:46,041
‫من مطمئنم بانو یوکیکو
‫یه جانشین پسر به دنیا میاره.

68
00:04:48,166 --> 00:04:50,250
‫سر بچه اولش هم همین رو گفتی،

69
00:04:50,333 --> 00:04:51,875
‫ولی در نهایت دختر به دنیا آورد.

70
00:04:52,583 --> 00:04:55,375
‫دست مادر نیست که انتخاب کنه

71
00:04:55,458 --> 00:04:58,416
‫بچه پسر به دنیا بیاره یا دختر.

72
00:04:58,500 --> 00:05:02,583
‫پس ظاهراً ایمانش به الهه آب کافی نبوده.

73
00:05:03,625 --> 00:05:07,416
‫سه سال از زمانی که بانو یوکیکو
‫وارد این خاندان شده می‌گذره.

74
00:05:09,500 --> 00:05:12,875
‫نیازی به یادآوری شما نیست،
‫بانوی من سوئیکوئین.

75
00:05:12,958 --> 00:05:16,125
‫بانو یوکیکو کاملاً از وظیفه‌اش آگاهه.

76
00:05:16,208 --> 00:05:19,916
‫خیال‌تون راحت باشه، اون کاملاً آماده‌ست.

77
00:05:57,625 --> 00:06:00,083
‫داری چی رو تا می‌کنی، داروفروش؟

78
00:06:03,375 --> 00:06:04,791
‫کم‌کم داره می‌رسه.

79
00:06:04,875 --> 00:06:06,583
‫بچه داره به دنیا میاد؟

80
00:06:08,250 --> 00:06:09,750
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

81
00:06:09,833 --> 00:06:11,916
‫زمین داره می‌لرزه!

82
00:06:15,333 --> 00:06:17,875
‫بکشید! بکشید...

83
00:06:21,291 --> 00:06:22,875
‫ادامه بده.

84
00:06:40,333 --> 00:06:44,416
‫از هدایای جشن محافظت کنین!

85
00:06:49,333 --> 00:06:51,708
‫تا کِی باید منتظرش بشینیم؟

86
00:06:53,250 --> 00:06:54,500
‫یک شکل...

87
00:06:57,250 --> 00:07:00,458
‫بانوی من، بچه پسره!

88
00:07:01,166 --> 00:07:03,541
‫...متولد شد. اوه!

89
00:07:09,250 --> 00:07:13,208
‫« فصل سوم
‫نفرین مار »

90
00:07:41,666 --> 00:07:46,708
‫هنوز سال‌ها پیش رو یادمه،
‫وقتی اولین بار همدیگه رو دیدیم.

91
00:07:46,791 --> 00:07:48,958
‫التماس می‌کنم اعلی‌حضرت، فراموشش کنین.

92
00:07:50,500 --> 00:07:55,666
‫خیالم راحت شد.
‫جانشین پسر به سلامتی به دنیا آمد.

93
00:07:55,750 --> 00:07:57,750
‫این یعنی جایگاهت رو از دست میدی

94
00:07:57,833 --> 00:08:00,666
‫به عنوان مادر فرمانروای بعدی.
‫واقعاً با این موضوع مشکلی نداری؟

95
00:08:00,750 --> 00:08:01,875
‫قطعاً.

96
00:08:06,250 --> 00:08:09,000
‫هنوز نفهمیدی واقعاً چیه؟

97
00:08:09,083 --> 00:08:11,708
‫اگر مونو‌نوکه‌ای متولد شده باشه،

98
00:08:11,791 --> 00:08:14,125
‫پس حتماً کسی بوده که اون رو به دنیا آورده.

99
00:08:14,708 --> 00:08:19,000
‫اوئوکو یه خدای نگهبان داره، اینطور نیست؟

100
00:08:19,083 --> 00:08:21,583
‫منظورت الهه آبه؟ آره، گمونم.

101
00:08:21,666 --> 00:08:24,791
‫خدمتکارها تمام ایمانـشون رو
‫به اون سپردن و هر روز می‌پرستنش.

102
00:08:24,875 --> 00:08:26,333
‫هرچند، نمی‌دونم اون...

103
00:08:26,416 --> 00:08:30,333
‫خب، بانو آما یه فرد واقعی بود
‫که در اوئوکو زندگی می‌کرد!

104
00:08:30,958 --> 00:08:34,916
‫بانو آما؟ اون دیگه کیه؟ بگو برام.

105
00:08:35,708 --> 00:08:39,916
‫یادت میاد؟ ما اغلب مخفیانه
‫اینجا همدیگه رو میدیدیم تا بازی کنیم.

106
00:08:40,583 --> 00:08:44,416
‫عذر می‌خوام. اون زمان از وظایفم آگاه نبودم.

107
00:08:44,500 --> 00:08:48,250
‫وظیفه یه خدمتکاره
‫که همدم فرمانروا باشه. آگاهم.

108
00:08:49,375 --> 00:08:55,166
‫حدود ۱۵۰ سال پیش، بانو آما
‫کسی بود که اوئوکو رو بنا نهاد.

109
00:08:56,625 --> 00:08:58,791
‫به پاس اون دستاورد بزرگ،

110
00:08:58,875 --> 00:09:02,583
‫اوئوکو الان اون رو
‫به عنوان الهه آب می‌پرسته.

111
00:09:02,666 --> 00:09:05,583
‫پس بانو آما اوئوکو رو بنا کرد.

112
00:09:05,666 --> 00:09:06,750
‫داروفروش!

113
00:09:08,000 --> 00:09:11,250
‫ظاهراً زمان استفاده...

114
00:09:11,333 --> 00:09:12,625
‫چقدر فرزه!

115
00:09:12,708 --> 00:09:15,333
‫...از این مجوز، الان فرا رسیده.

116
00:09:56,416 --> 00:09:59,291
‫دفعه قبلی که یه همسر رسمی

117
00:09:59,375 --> 00:10:01,833
‫یه جانشین پسر به دنیا آورد، همسر سوم بود.

118
00:10:01,916 --> 00:10:03,958
‫اون مربوط به ۱۵۰ سال پیشه.

119
00:10:04,041 --> 00:10:08,250
‫جوری حرف می‌زنی انگار
‫الان فرمانروای کل قلمرو هستی.

120
00:10:10,875 --> 00:10:12,541
‫بانوی من سوئیکوئین.

121
00:10:12,625 --> 00:10:16,750
‫از این به بعد، می‌تونی
‫اداره قلمرو رو به من بسپاری.

122
00:10:19,791 --> 00:10:23,541
‫توکیوای، تو مادر جانشین پسر نیستی.

123
00:10:24,125 --> 00:10:27,333
‫نه، اما بانو یوکیکو مثل دخترمه.

124
00:10:27,416 --> 00:10:33,583
‫بدون اینکه هیچ نسب خونی با بانو یوکیکو
‫داشته باشی، مثل مادرش رفتار می‌کنی.

125
00:10:33,666 --> 00:10:36,958
‫من با تمام وجود ازش حمایت می‌کنم.

126
00:10:37,458 --> 00:10:39,291
‫همیشه.

127
00:10:44,333 --> 00:10:45,666
‫یه مونونوکه...

128
00:10:45,750 --> 00:10:47,083
‫...اینجاست.

129
00:10:50,041 --> 00:10:51,125
‫توی اوئوکو!

130
00:10:55,791 --> 00:10:56,916
‫هوم.

131
00:10:58,208 --> 00:11:01,000
‫مردم دارن پشت سرت حرف می‌زنن،

132
00:11:01,083 --> 00:11:04,458
‫میگن این برکتی بوده که حق تو نبوده.

133
00:11:04,541 --> 00:11:07,708
‫میگن این اتفاق فقط به این خاطر افتاد
‫که بانو فوکی

134
00:11:07,791 --> 00:11:09,541
‫مدتی به خودش استراحت داد و شب‌ها خدمت نرفت،

135
00:11:09,625 --> 00:11:14,833
‫وگرنه اون کسی بود که واقعاً باید
‫جانشین پسر رو به دنیا می‌آورد!

136
00:11:23,416 --> 00:11:25,625
‫- بابا، نگاه کن!
‫- هوم؟

137
00:11:28,333 --> 00:11:31,250
‫- چقدر خوشگلن!
‫- چقدر براق و درخشنده‌ست!

138
00:11:34,458 --> 00:11:38,250
‫تو به این گوشه از اقامتگاه رانده شدی.

139
00:11:39,000 --> 00:11:45,000
‫اینجا در اوئوکو، قدرت دست
‫بانوی من سوئیکوئین و بانو بوتانـه.

140
00:11:45,083 --> 00:11:47,750
‫گرچه همسر رسمی هستی،

141
00:11:47,833 --> 00:11:50,750
‫ولی نمی‌تونی در امور حکومتی نظری بدی.

142
00:11:50,833 --> 00:11:55,250
‫حتی نتونستی یه جانشین پسر به دنیا بیاری!

143
00:11:55,333 --> 00:11:59,375
‫مجبور می‌شی تمام عمرت رو در سایه‌ها بگذرونی!

144
00:11:59,458 --> 00:12:03,250
‫بانو یوکیکو، این موضوع کلافه‌ت نمی‌کنه؟

145
00:12:16,791 --> 00:12:17,875
‫کاوا.

146
00:12:18,625 --> 00:12:21,250
‫این بچه، از کجا اومده؟

147
00:12:21,333 --> 00:12:23,750
‫شما خیلی ساده‌لوحین، بانوی من.

148
00:12:24,583 --> 00:12:30,708
‫دقیقاً به همین خاطره که اعلی‌حضرت
‫به بانو فوکی توجه می‌کنه!

149
00:12:37,875 --> 00:12:39,333
‫اینطور نیست.

150
00:12:39,416 --> 00:12:43,333
‫اعلی‌حضرت، من تنها زنی هستم که دوستش داره!

151
00:13:18,208 --> 00:13:19,375
‫مونونوکه!

152
00:13:27,500 --> 00:13:29,208
‫صبر کن! از کدوم طرف؟

153
00:13:35,083 --> 00:13:37,166
‫ترازوها دارن به همه‌طرف اشاره می‌کنن!

154
00:13:37,250 --> 00:13:39,666
‫پس از کجا بفهمیم به کدوم سمت میره؟

155
00:13:42,416 --> 00:13:46,375
‫مونونوکه، چند وقته اینجا توی اوئوکو هستی؟

156
00:14:20,500 --> 00:14:22,250
‫حالا گرفتمت!

157
00:14:25,166 --> 00:14:26,666
‫ها؟

158
00:14:27,625 --> 00:14:28,750
‫باهاش برین!

159
00:14:28,833 --> 00:14:30,958
‫- حواسـمون هست!
‫- اطاعت قربان!

160
00:14:46,125 --> 00:14:47,625
‫اون زنده‌ست!

161
00:14:48,500 --> 00:14:49,958
‫کاوا، این بچه کیه؟

162
00:14:50,041 --> 00:14:51,458
‫اون جانشینه!

163
00:15:04,708 --> 00:15:07,208
‫- چطوری انقدر فرزه؟
‫- اون تالار شمالیـه!

164
00:15:08,000 --> 00:15:10,250
‫- بانو یوکیکو!
‫- تندتر!

165
00:15:11,041 --> 00:15:13,750
‫داری دروغ میگی. امکان نداره.

166
00:15:15,041 --> 00:15:17,541
‫چون...

167
00:15:17,625 --> 00:15:18,833
‫...بچه من...

168
00:15:35,166 --> 00:15:36,541
‫اینجاست.

169
00:15:37,250 --> 00:15:38,333
‫تو کی هستی؟

170
00:15:39,333 --> 00:15:40,708
‫اوضاع بده.

171
00:15:45,375 --> 00:15:46,416
‫به موقع نرسیدم.

172
00:16:10,416 --> 00:16:11,416
‫وای!

173
00:16:11,500 --> 00:16:13,000
‫این دیگه چه موجودیـه؟

174
00:16:36,125 --> 00:16:38,375
‫نه، برو عقب!

175
00:16:40,583 --> 00:16:43,500
‫نه! التماس می‌کنم، ولم کن!

176
00:16:56,041 --> 00:17:00,250
‫اگه گیرت بندازه، خفه‌ت می‌کنه! زود باش!

177
00:17:01,583 --> 00:17:02,750
‫برین بیرون!

178
00:17:08,375 --> 00:17:10,416
‫بانو یوکیکو و جانشین رو محافظت کنین!

179
00:17:15,958 --> 00:17:17,708
‫آسانوما! تو با من بیا!

180
00:17:17,791 --> 00:17:19,458
‫اومدم!

181
00:17:27,750 --> 00:17:29,208
‫بانو یوکیکو!

182
00:17:31,000 --> 00:17:32,166
‫از اینجا برین بیرون!

183
00:17:32,250 --> 00:17:33,458
‫یه مرد؟

184
00:17:35,875 --> 00:17:37,500
‫چه معنی‌ای داره؟

185
00:17:57,875 --> 00:17:59,291
‫کاوا.

186
00:18:01,333 --> 00:18:03,541
‫- اون چی بود؟
‫- یه مونونوکه، بانوی من.

187
00:18:03,625 --> 00:18:07,083
‫شکلی با پولک‌های سفید
‫که از سه طرف گسترده شده.

188
00:18:09,875 --> 00:18:12,250
‫در میان اوئوکو خزش می‌کنه،

189
00:18:12,333 --> 00:18:15,500
‫شبحی مارگونه که اعماقش رو به لرزه درمیاره.

190
00:18:19,375 --> 00:18:21,916
‫نام این آیاکاشی

191
00:18:22,000 --> 00:18:24,875
‫که حالا تبدیل به مونونوکه شده...

192
00:18:30,416 --> 00:18:31,625
‫هبیگامیـه.

193
00:18:34,083 --> 00:18:36,666
‫- هبیگامی؟
‫- چه آوای دل‌نشینی.

194
00:18:37,416 --> 00:18:39,583
‫- چقدر عجیب.
‫- یه مار؟

195
00:18:39,666 --> 00:18:41,750
‫منظورت الهه آب که نیست؟

196
00:18:42,291 --> 00:18:45,125
‫داری میگی الهه آب یه روح کینه‌توزه؟

197
00:18:45,208 --> 00:18:47,083
‫من رو ببخشید، بانوی من!

198
00:18:47,166 --> 00:18:48,416
‫اوه؟

199
00:18:48,500 --> 00:18:52,625
‫و تو، چطور جرات کردی
‫جانشین باارزش رو از اتاق بیرون بیاری؟

200
00:18:52,708 --> 00:18:54,767
‫- چطور تونستی همچین کاری بکنی؟
‫- بانوی من، چطوره بریم یه جای دیگه؟

201
00:18:54,791 --> 00:18:57,750
‫توکیوای، یه چیزی هست که من...

202
00:18:57,833 --> 00:19:00,958
‫زود باشین. چطوره یکم استراحت کنین؟

203
00:19:03,750 --> 00:19:06,708
‫- اون مرد کیه؟
‫- همون داروفروشیـه که دربارش گفتم.

204
00:19:06,791 --> 00:19:10,500
‫قبلاً هم دو بار که مونونوکه‌ها
‫در اوئوکو ظاهر شدن، اون‌ها رو جن‌گیری کرده.

205
00:19:10,583 --> 00:19:12,833
‫من بهش اجازه تردد دادم.

206
00:19:12,916 --> 00:19:16,666
‫رودخانه پیچ‌ودار احساساتی وجود داره
‫که جریانش متوقف‌شدنی نیست.

207
00:19:17,375 --> 00:19:20,750
‫و چشم‌هایی که می‌خوان هرچه می‌بینن رو
‫به بند کنترل خود دربیارن.

208
00:19:20,833 --> 00:19:22,250
‫داری یاوه‌گویی می‌کنی.

209
00:19:22,333 --> 00:19:25,875
‫صلح و امنیت اوئوکو تحت حمایت الهی الهه آب

210
00:19:25,958 --> 00:19:28,208
‫و قدرت اعلی‌حضرت حفظ می‌شه.

211
00:19:28,291 --> 00:19:32,666
‫- مونونوکه باید کشته بشه.
‫- چطور جرات می‌کنی بی‌اجازه حرف بزنی؟

212
00:19:33,250 --> 00:19:37,833
‫با این حال، نمی‌شه یه مونونوکه رو
‫با یه شمشیر معمولی کشت.

213
00:19:37,916 --> 00:19:38,916
‫چی؟

214
00:19:39,000 --> 00:19:42,541
‫استادی از قلمرو شوگا
‫۶۴ نگهبان رو به ما سپرد.

215
00:19:43,125 --> 00:19:45,708
‫من پیش روی شما ایستاده‌ام،
‫با شمشیر کُن در دست.

216
00:19:45,791 --> 00:19:47,500
‫تیغه‌ای از یین.

217
00:19:48,083 --> 00:19:51,458
‫این شمشیر به شمشیر مقدس هم معروفه.

218
00:19:54,958 --> 00:19:58,083
‫برای کشیدن این شمشیر،
‫باید سه شرط برآورده بشه.

219
00:19:58,625 --> 00:20:01,666
‫شکل، حقیقت و دلیل.

220
00:20:02,583 --> 00:20:05,000
‫من به نام شکل مونونوکه نیاز دارم،

221
00:20:05,083 --> 00:20:07,958
‫حقیقت احساساتش و دلیلی که
‫باعث بوجود اومدنش شده.

222
00:20:08,041 --> 00:20:11,500
‫هر سه عنصر باید به شمشیر ارائه بشن.

223
00:20:12,000 --> 00:20:15,916
‫بنابراین، بدون دلیلی
‫که مونونوکه متولد شده

224
00:20:16,000 --> 00:20:20,250
‫و حقیقت اینکه چرا مردم رو نفرین می‌کنه،
‫شمشیر کشیده نمی‌شه.

225
00:20:20,333 --> 00:20:23,916
‫و همگی شما تحت رحم و کرم
‫این هبیگامی باقی می‌مونین.

226
00:20:24,500 --> 00:20:25,583
‫بنابراین از شما می‌خوام،

227
00:20:25,666 --> 00:20:28,625
‫ماهیت این کینه‌ای که اونقدر قویه
‫که استخوان خُرد می‌کنه

228
00:20:28,708 --> 00:20:32,083
‫و گلو خفه می‌کنه رو
‫به شمشیر مقدس ارائه بدین.

229
00:20:32,166 --> 00:20:34,916
‫یه شمشیر مقدس برای کشتن مونونوکه؟

230
00:20:38,791 --> 00:20:43,333
‫حالا درخواست می‌کنم هرچیز که می‌دونین رو
‫با من در میان بگذارین.

231
00:20:47,541 --> 00:20:50,958
‫مستشار فوجیماکی. خبرهایی دارم.

232
00:20:51,041 --> 00:20:54,916
‫حدس می‌زنم درباره
‫تولد جانشین پسر باشه؟

233
00:20:55,000 --> 00:20:57,000
‫می‌بینم که از قبل مطلع بودین.

234
00:20:57,083 --> 00:21:00,583
‫هیراموتو، من رو بی‌عرضه فرض کردی؟

235
00:21:01,541 --> 00:21:03,333
‫به عنوان مستشار ارشد،

236
00:21:03,416 --> 00:21:06,875
‫من همیشه باید تمام حواسم
‫جمع رویدادهای قلمرو باشه.

237
00:21:07,541 --> 00:21:10,041
‫این قطعاً زمانی برای جشنه.

238
00:21:10,541 --> 00:21:13,208
‫صمیمانه‌ترین تبریک‌های من رو بپذیرید، سرورم.

239
00:21:13,291 --> 00:21:17,375
‫توکیتا، به نظرت عجیبه که دارم جشن میگیرم؟

240
00:21:17,458 --> 00:21:19,458
‫اصلاً. البته که نه.

241
00:21:19,541 --> 00:21:21,500
‫دختر شما، بانو فوکی.

242
00:21:21,583 --> 00:21:24,416
‫همین تازه یه شاهزاده‌خانم
‫به دنیا آورد، اینطور نیست؟

243
00:21:24,500 --> 00:21:25,500
‫همینطوره.

244
00:21:25,583 --> 00:21:28,583
‫گرچه موفق نشد جانشین پسر رو به دنیا بیاره،

245
00:21:28,666 --> 00:21:31,458
‫- اما در عوض ممکنه دایه اون بشه.
‫- ببخشید؟

246
00:21:31,541 --> 00:21:33,458
‫صد و پنجاه سال پیش،

247
00:21:33,541 --> 00:21:36,708
‫بانو آما دایه اعلی‌حضرت شد،

248
00:21:36,791 --> 00:21:39,625
‫و به عنوان مادر رضاعی اون
‫به قدرت عظیمی دست یافت.

249
00:21:39,708 --> 00:21:42,333
‫در نهایت، قدرتش حتی از قدرت

250
00:21:42,416 --> 00:21:45,791
‫همسر رسمی اعلی‌حضرت هم
‫فراتر رفت، می‌دونی که.

251
00:21:45,875 --> 00:21:47,000
‫آگاهم، اما...

252
00:21:47,083 --> 00:21:49,291
‫نیازی به شکسته‌نفسی نیست.

253
00:21:49,375 --> 00:21:52,458
‫توکیتا، خانواده‌ی تو بر این قلمرو
‫حکمرانی خواهند کرد.

254
00:21:54,250 --> 00:21:58,833
‫من هم حامیت خواهم بود. تنها چیزی که
‫در عوض می‌خوام، یک لطف کوچیکه.

255
00:22:02,666 --> 00:22:06,375
‫این کار حتماً باعث می‌شه
‫بانو یوکیکو بیشتر از من متنفر بشه.

256
00:22:06,458 --> 00:22:09,500
‫اما مستشار فوجیماکی کسی بود
‫که جانشین رو به تو سپرد،

257
00:22:09,583 --> 00:22:10,583
‫اینطور نیست؟

258
00:22:11,416 --> 00:22:14,333
‫متاسفانه این موضوع باعث می‌شه
‫الان وقت کمتری داشته باشی

259
00:22:14,416 --> 00:22:17,000
‫تا به دختر زیبای خودت محبت کنی.

260
00:22:17,083 --> 00:22:19,458
‫می‌دونم، هیس، هیس.

261
00:22:20,041 --> 00:22:21,500
‫این بچه چقدر آرومه.

262
00:22:22,208 --> 00:22:23,541
‫عجیب به نظرت نمیاد؟

263
00:22:24,791 --> 00:22:28,458
‫صبح بخیر بانو یوکیکو. خوب استراحت کردین؟

264
00:22:36,000 --> 00:22:37,000
‫توکیوای.

265
00:22:37,708 --> 00:22:39,333
‫عزیزم، اصلاً نگران نباش.

266
00:22:39,416 --> 00:22:42,500
‫اجازه بده آرایشت رو درست کنم.

267
00:22:43,791 --> 00:22:44,791
‫کاوا کجاست؟

268
00:22:44,875 --> 00:22:48,833
‫نیازی نیست نگران این مسئله باشید، بانو یوکیکو.

269
00:22:49,791 --> 00:22:53,375
‫داروفروش! بابت تمام کمک‌های
‫دفعه‌ی قبلی که همدیگه رو دیدیم، ممنونم.

270
00:22:53,958 --> 00:22:58,083
‫این کاتب رسمی ما، بانو آساست.
‫چیزی پیدا کردی؟

271
00:22:58,666 --> 00:23:01,541
‫پرستش الهه‌ی آب ۱۵۰ سال پیش شروع شد...

272
00:23:01,625 --> 00:23:02,625
‫اوه.

273
00:23:02,708 --> 00:23:05,958
‫...توسط خانواده‌ی میزوروگی،
‫که از ملازمان نزدیک بانو آما بودند.

274
00:23:06,041 --> 00:23:08,000
‫اما صرف‌نظر از اینکه
‫چقدر سخت جستجو کردم،

275
00:23:08,083 --> 00:23:10,250
‫نتونستم هیچ ارتباطی پیدا کنم

276
00:23:10,333 --> 00:23:13,041
‫بین الهه‌ی آب و مارها در هیچ‌جا.

277
00:23:15,125 --> 00:23:17,500
‫توکیوای، بچه کجاست؟

278
00:23:18,958 --> 00:23:22,208
‫دارید درباره‌ی جانشین پسر می‌پرسید؟

279
00:23:22,291 --> 00:23:27,166
‫نگران نباشید، بانو. الان وقت شادی کردنه.

280
00:23:27,250 --> 00:23:31,833
‫بعد از این همه زحمت، بالاخره
‫مادر فرمانروای بعدی می‌شید!

281
00:23:31,916 --> 00:23:34,833
‫نه. بچه‌ی من مُرده!

282
00:23:39,916 --> 00:23:42,208
‫هبیگامی همون الهه‌ی آب نیست؟

283
00:23:44,666 --> 00:23:49,416
‫متوجهم. احساسات هبیگامی
‫نسبت به اوئوکو قطعیـه.

284
00:23:49,500 --> 00:23:53,500
‫فکر می‌کنی این زمین‌لرزه‌ها
‫تا کِی ادامه داشته باشه؟

285
00:23:54,083 --> 00:23:57,666
‫تعجب می‌کنم که بیشتر
‫از مونونوکه نمی‌ترسی، کومه.

286
00:23:57,750 --> 00:24:01,250
‫چرا؟ فقط به خاطر اینکه
‫یه مونونوکه یهو ظاهر شده،

287
00:24:01,333 --> 00:24:04,291
‫دلیل نمی‌شه دست از تمام کارهامون بکشیم.

288
00:24:05,750 --> 00:24:08,125
‫بالاخره تموم شد.

289
00:24:09,583 --> 00:24:11,041
‫پس باید چی کار کنیم؟

290
00:24:12,041 --> 00:24:15,250
‫با نمک پاک‌کننده برای تطهیر فضای اطراف‌مون،

291
00:24:15,333 --> 00:24:20,791
‫پیوند بین انسان و آیاکاشی رو
‫مشخص می‌کنیم و اون رو می‌بُریم.

292
00:24:21,416 --> 00:24:22,833
‫با نمک؟

293
00:24:22,916 --> 00:24:25,041
‫یه حصار نمکی. البته.

294
00:24:26,416 --> 00:24:30,583
‫مقدار تموم‌نشدنی‌ای از نمک لازم خواهد بود.

295
00:24:30,666 --> 00:24:35,666
‫غیرعادیه که درخواست کردی
‫با من صحبت کنی، پسرم.

296
00:24:36,791 --> 00:24:39,833
‫به من اطلاع دادن یکی از خدمتکارها مُرده.

297
00:24:41,791 --> 00:24:45,083
‫نیازی نیست نگران این مسئله باشید، اعلی‌حضرت.

298
00:24:46,666 --> 00:24:48,041
‫جای هیچ ترسی نیست.

299
00:24:48,125 --> 00:24:52,500
‫الهه‌ی آب همیشه مراقب دودمان
‫فرمانروایان خواهد بود.

300
00:24:52,583 --> 00:24:54,083
‫شما محافظت‌شده باقی می‌مونید.

301
00:24:55,791 --> 00:24:58,666
‫به من ربطی نداره. متوجهم.

302
00:25:00,625 --> 00:25:03,250
‫ما از قبل به سراسر کشور اعلام کردیم

303
00:25:03,333 --> 00:25:05,250
‫که یک جانشین پسر به دنیا اومده.

304
00:25:05,791 --> 00:25:10,083
‫من حقیقت اتفاقی که افتاده رو
‫به همه خواهم گفت.

305
00:25:10,166 --> 00:25:11,291
‫بعدش چی؟

306
00:25:11,833 --> 00:25:17,250
‫بعدش بچه باید به مادر واقعیش برگردونده بشه.

307
00:25:24,583 --> 00:25:28,208
‫چرا باید چنین چیزی بخوای؟
‫اگر بچه رو به یه دایه بسپری،

308
00:25:28,291 --> 00:25:31,583
‫بدون هیچ مشکلی
‫مادر فرمانروای بعدی خواهی شد.

309
00:25:31,666 --> 00:25:35,125
‫کنترل کل قلمرو دست تو خواهد بود.

310
00:25:58,125 --> 00:25:59,958
‫لطفاً نگران نباشید، بانو.

311
00:26:00,041 --> 00:26:04,375
‫من، تسویو، با جونم
‫از شاهدخت عزیز محافظت می‌کنم.

312
00:26:05,916 --> 00:26:09,291
‫اعلی‌حضرت!

313
00:26:19,083 --> 00:26:22,083
‫این واقعاً برای بیرون
‫نگه داشتن هبیگامی کافیـه؟

314
00:26:23,708 --> 00:26:26,583
‫این حصار، مونونوکه رو
‫برای یک شب بیرون نگه می‌داره.

315
00:26:26,666 --> 00:26:27,750
‫نه بیشتر از اون؟

316
00:26:31,500 --> 00:26:33,291
‫اوه!

317
00:26:37,708 --> 00:26:40,666
‫دوست داری جانشین رو بغل کنی؟

318
00:27:05,083 --> 00:27:07,500
‫اگر فقط تو جانشین پسر رو
‫به دنیا آورده بودی...

319
00:27:10,083 --> 00:27:12,541
‫کار هرگز به اینجا نمی‌کشید.

320
00:27:14,458 --> 00:27:15,458
‫هان؟

321
00:27:15,541 --> 00:27:16,958
‫حتی اگر فقط یک شب باشه،

322
00:27:17,041 --> 00:27:20,375
‫فقط محافظت از تالار بزرگ
‫به دردمون نمی‌خوره.

323
00:27:21,458 --> 00:27:24,041
‫باید از بخش اقامتی هم محافظت کنیم.

324
00:27:24,791 --> 00:27:28,208
‫حتماً. من مطمئن می‌شم که نمک کافی پیدا کنم.

325
00:27:28,291 --> 00:27:30,041
‫واقعاً؟

326
00:27:36,333 --> 00:27:39,958
‫اعلی‌حضرت آرزو می‌کنه ای کاش من
‫جانشین رو به دنیا می‌آوردم؟ اما چرا؟

327
00:27:46,416 --> 00:27:48,458
‫همین الان بچه‌ام رو پس می‌خوام.

328
00:27:49,791 --> 00:27:51,791
‫خواهشم می‌کنم، اون رو به من برگردونید!

329
00:27:56,166 --> 00:27:59,750
‫خدای من بانو. حال‌تون خوبه؟

330
00:28:00,750 --> 00:28:03,625
‫من چیزی دارم که باید درباره‌ی جانشین بهتون بگم.

331
00:28:03,708 --> 00:28:09,000
‫- بانو یوکیکو، بیاید الان بریم!
‫- اشکالی نداره. بذار حرف بزنه.

332
00:28:10,083 --> 00:28:12,750
‫اعلی‌حضرت، این بچه مال من نیست.

333
00:28:24,625 --> 00:28:27,583
‫- اونجایی.
‫- همگی به طرف تالار بزرگ!

334
00:28:31,208 --> 00:28:35,708
‫بالاخره زمان عمل به وعده‌ام
‫به الهه‌ی آب فرا رسیده.

335
00:28:35,791 --> 00:28:38,791
‫کل اوئوکو قراره رو سرمون خراب بشه؟

336
00:28:38,875 --> 00:28:42,541
‫بانو بوتان گفت برید به تالار بزرگ.
‫اونجا امن خواهید بود!

337
00:28:42,625 --> 00:28:45,875
‫یالا! همین الان همه رو ببرید به تالار بزرگ!

338
00:28:45,958 --> 00:28:47,208
‫بله قربان!

339
00:28:48,041 --> 00:28:50,958
‫بچه‌ی من مُرده به دنیا اومد.
‫این بچه مال من نیست.

340
00:28:51,958 --> 00:28:57,666
‫خیلی متاسفم.
‫نتونستم بچه‌تون رو به این دنیا بیارم.

341
00:29:00,041 --> 00:29:04,666
‫اینطور نیست. بانو یوکیکو وظیفه‌اش رو
‫به شایستگی انجام داد.

342
00:29:09,375 --> 00:29:11,666
‫باید یه جوری هبیگامی رو آروم کنم.

343
00:29:12,375 --> 00:29:16,375
‫اما پدر، نمی‌تونیم برای محافظت دعا کنیم؟

344
00:29:16,458 --> 00:29:20,875
‫اشکالی نداره. حتی هبیگامی هم
‫نمی‌تونه به حصار این محراب نزدیک بشه.

345
00:29:20,958 --> 00:29:23,166
‫گوش کنید، شما دوتا برید پنهان بشید.

346
00:29:23,250 --> 00:29:26,000
‫اگر پشت این آب بمونید، در امان خواهید بود.

347
00:29:26,083 --> 00:29:27,583
‫پدر، با ما بیا!

348
00:29:27,666 --> 00:29:29,125
‫نه. نمی‌تونم.

349
00:29:29,208 --> 00:29:31,750
‫چرا نمی‌تونی؟

350
00:29:31,833 --> 00:29:34,541
‫چون این وظیفه‌ی خانواده‌ی میزوروگیـه.

351
00:29:39,625 --> 00:29:44,916
‫هیچ شکی نیست که این جانشین،
‫بچه‌ی بانو یوکیکوست.

352
00:29:46,083 --> 00:29:50,416
‫چقدر دیگه باید دروغ بگی؟ دیگه بسـه!

353
00:29:50,500 --> 00:29:53,166
‫چرا نمی‌ذاری کمکت کنم؟

354
00:29:53,833 --> 00:29:55,208
‫جانشین...

355
00:29:57,750 --> 00:30:00,083
‫دیگه حرف زدن بسـه.

356
00:30:09,333 --> 00:30:12,291
‫این بچه جابجا شده!

357
00:30:18,583 --> 00:30:20,166
‫مثل قبلاً.

358
00:30:20,250 --> 00:30:21,750
‫چی داری میگی؟

359
00:30:26,083 --> 00:30:27,416
‫داروفروش!

360
00:30:28,791 --> 00:30:30,000
‫همه برید بیرون!

361
00:30:32,166 --> 00:30:33,833
‫- ما رو محاصره کرده.
‫- چی؟

362
00:30:35,458 --> 00:30:36,458
‫اینجاست!

363
00:30:40,833 --> 00:30:41,833
‫اوه.

364
00:30:43,083 --> 00:30:44,916
‫- هبیگامی.
‫- من جلوش رو می‌گیرم!

365
00:30:52,583 --> 00:30:53,791
‫کسی تکون نخوره!

366
00:30:54,833 --> 00:30:58,166
‫چرا نمی‌تونی فقط کاری
‫که بهت میگم رو انجام بدی؟

367
00:30:58,250 --> 00:31:01,125
‫اونوقت می‌تونی جانشین رو پیش من بذاری!

368
00:31:01,208 --> 00:31:04,166
‫نمی‌تونیم این بچه رو اینجا نگه داریم!

369
00:31:04,250 --> 00:31:08,458
‫- باید برگرده پیش مادر واقعیش!
‫- از حصار بیرون نرو

370
00:31:08,541 --> 00:31:09,416
‫وگرنه کشته می‌شی!

371
00:31:09,500 --> 00:31:11,791
‫- ولم کن، همین الان!
‫- نه! ولت نمی‌کنم!

372
00:31:12,541 --> 00:31:13,916
‫لطفاً این کار رو بس کنید!

373
00:31:18,291 --> 00:31:22,125
‫فکر می‌کنی این همه مدت
‫کی داشته ازت مراقبت می‌کرده؟

374
00:31:22,916 --> 00:31:26,250
‫نه برای قدرتت می‌جنگی
‫و نه خدمات شبانه انجام میدی.

375
00:31:26,333 --> 00:31:29,541
‫من مجبور بودم ازت مواظبت کنم
‫چون خیلی بی‌عرضه‌ای!

376
00:31:30,458 --> 00:31:32,875
‫من تنها کسی بودم که...

377
00:31:36,583 --> 00:31:40,583
‫- ...به خوشبختیت اهمیت می‌دادم!
‫- چی داری میگی؟ خوشبختی من؟

378
00:31:40,666 --> 00:31:42,708
‫اما تو حتی نذاشتی همون کار رو هم بکنم.

379
00:31:43,458 --> 00:31:44,541
‫- توکیوای.
‫- تکون نخور!

380
00:31:46,125 --> 00:31:48,083
‫یه حصار نمکی دور تالار بزرگ هست.

381
00:31:51,541 --> 00:31:53,125
‫همین الان از اینجا برید بیرون!

382
00:31:59,166 --> 00:32:00,958
‫- پس خودت چی؟
‫- نگران نباش.

383
00:32:01,041 --> 00:32:02,625
‫برید به تالار بزرگ!

384
00:32:05,083 --> 00:32:08,208
‫بانو یوکیکو جانشین پسر رو به دنیا آورد.

385
00:32:08,291 --> 00:32:11,375
‫- از اونجا بیا بیرون!
‫- هیچ راهی برای فرار از این نداری.

386
00:32:11,458 --> 00:32:14,666
‫تو نمی‌فهمی من چقدر برات کار انجام دادم!

387
00:32:17,791 --> 00:32:19,750
‫یه چیزی اینجا درست نیست.

388
00:32:19,833 --> 00:32:22,833
‫- بانو بوتان، معنی این کارها چیـه؟
‫- بانو سوئیکوئین.

389
00:32:24,416 --> 00:32:26,000
‫همین الان برید بیرون!

390
00:32:27,333 --> 00:32:29,000
‫اعلی‌حضرت!

391
00:32:29,875 --> 00:32:33,458
‫تو واقعاً دختر احمق و نادونی هستی.

392
00:32:34,250 --> 00:32:35,458
‫اون چشم‌ها!

393
00:32:50,166 --> 00:32:51,166
‫یه مونونوکه!

394
00:32:55,750 --> 00:32:56,875
‫توکیوای!

395
00:33:02,416 --> 00:33:03,750
‫عجله کنید، برید بیرون!

396
00:33:10,208 --> 00:33:12,750
‫یالا، سریع بیاید داخل، همگی!

397
00:33:23,291 --> 00:33:25,250
‫کسی که بچه‌ها رو جابجا کرد من بودم!

398
00:33:25,916 --> 00:33:30,291
‫همین الان بهم بگو!
‫هبیگامی، چی باعث خشمش شده؟

399
00:33:31,250 --> 00:33:32,666
‫هوکتو.

400
00:33:32,750 --> 00:33:35,416
‫مجبور بودم جانشینِ
‫مُرده به دنیا اومده رو جایگزین کنم.

401
00:33:36,333 --> 00:33:39,541
‫برای همین یه بچه‌ی سرراهی رو
‫از بیرون آوردم!

402
00:33:39,625 --> 00:33:40,791
‫وحشتناکه!

403
00:33:43,708 --> 00:33:45,708
‫این همه چیز نیست.
‫ما هنوز حقیقتش رو برملا نکردیم.

404
00:33:45,791 --> 00:33:47,125
‫لعنتی!

405
00:33:54,666 --> 00:33:56,083
‫آب؟

406
00:34:03,500 --> 00:34:07,666
‫پس بالاخره موفق شدی
‫نطفه‌ی باارزش اعلی‌حضرت رو هدر بدی.

407
00:34:27,666 --> 00:34:29,875
‫بیاید، عجله کنید!

408
00:34:36,166 --> 00:34:38,458
‫هان؟

409
00:34:41,958 --> 00:34:43,583
‫- صبر کن، پدر!
‫- شما دوتا!

410
00:34:43,666 --> 00:34:45,166
‫- چرا اومدید اینجا؟
‫- این بده!

411
00:34:45,250 --> 00:34:48,916
‫ما هم با تو میایم.
‫ما هم متعلق به خانواده‌ی میزوروگی هستیم!

412
00:34:49,000 --> 00:34:52,208
‫ما هم می‌خوایم به محافظت
‫از اوئوکو کمک کنیم، پدر!

413
00:34:52,291 --> 00:34:53,708
‫صبر کنید، آقای میزوروگی!

414
00:34:54,583 --> 00:34:56,208
‫همونجا بمونید!

415
00:34:56,833 --> 00:34:58,000
‫اون چیـه؟

416
00:34:58,875 --> 00:35:00,375
‫- میکازوکی!
‫- کاری به کار بچه‌ها نداشته باش!

417
00:35:01,166 --> 00:35:03,625
‫اون‌ها بی‌گناهن! اون‌ها چیزی نمی‌دونن!

418
00:35:11,458 --> 00:35:13,416
‫باید حقیقتش رو برملا کنیم!

419
00:35:13,500 --> 00:35:15,500
‫اگر جن‌گیریش نکنم...

420
00:35:15,583 --> 00:35:17,166
‫...هرگز متوقف نمی‌شه!

421
00:35:21,041 --> 00:35:22,208
‫می‌ترسم!

422
00:35:41,041 --> 00:35:43,666
‫- همه چیز از ۱۵۰ سال پیش شروع شد!
‫- چی؟

423
00:35:44,500 --> 00:35:48,708
‫برای تداوم حکومت دودمان اعلی‌حضرت!

424
00:35:50,250 --> 00:35:52,208
‫فرار کنید!

425
00:35:57,125 --> 00:35:59,726
‫پس به دستور بانو آما، نیاکان من،
‫ساکو میزوروگی، همه رو فریب داد.

426
00:35:59,750 --> 00:36:01,500
‫بانو آما همه‌ی این‌ها رو شروع کرد؟

427
00:36:01,583 --> 00:36:04,500
‫منظورت همون دایه‌ی امپراتور سومه؟

428
00:36:04,583 --> 00:36:07,333
‫به جای جانشین پسری که هرگز نداشتند،

429
00:36:07,416 --> 00:36:10,375
‫ساکو میزوروگی به خیابون‌ها رفت
‫و یه بچه‌ی سرراهی رو برداشت.

430
00:36:10,458 --> 00:36:12,833
‫نه! اما این یعنی...

431
00:36:12,916 --> 00:36:17,166
‫دودمان حکومتی اعلی‌حضرت
‫مدت‌هاست که قطع شده.

432
00:36:17,958 --> 00:36:20,791
‫دیگه این ادعاهای زشت
‫و شرم‌آور رو بس کن، میزوروگی!

433
00:36:20,875 --> 00:36:24,250
‫ما مجبور بودیم دروغ بگیم تا از حکومتش
‫محافظت کنیم و امنیت و صلح رو تضمین کنیم.

434
00:36:25,416 --> 00:36:27,059
‫ما از سلسله‌ی خانوادگی اعلی‌حضرت
‫محافظت کردیم.

435
00:36:27,083 --> 00:36:28,583
‫چرت و پرته. دروغ گفتن رو بس کن!

436
00:36:28,666 --> 00:36:31,166
‫ما از قدرت و نظم سرزمین‌مون محافظت کردیم.

437
00:36:31,250 --> 00:36:33,625
‫چیزی که الان باید بدونم

438
00:36:33,708 --> 00:36:37,208
‫ماهیت واقعی هبیگامیـه. حقیقت اون!

439
00:36:37,291 --> 00:36:41,083
‫اگر کسی باشه که بتونه به خاطر این
‫تصمیم کینه‌ای به دل بگیره، اون فرد...

440
00:36:42,958 --> 00:36:45,666
‫کسیه که مجبور شد یه جانشین قلابی رو بپذیره.

441
00:36:45,750 --> 00:36:46,916
‫گیرش آوردم!

442
00:36:47,958 --> 00:36:50,333
‫مادری که بار این دروغ روی دوشش گذاشته شد.

443
00:36:50,416 --> 00:36:51,875
‫پدر، نه!

444
00:36:52,625 --> 00:36:53,666
‫گیرت انداختم!

445
00:36:54,333 --> 00:36:55,541
‫اون شخص...

446
00:36:57,958 --> 00:37:00,000
‫همسر سوم!

447
00:37:03,291 --> 00:37:04,458
‫هوم؟

448
00:37:05,250 --> 00:37:07,083
‫پس همسر سوم هم درست مثل منه.

449
00:37:07,166 --> 00:37:09,750
‫ما به حقیقت اون دست پیدا کردیم!

450
00:37:29,333 --> 00:37:30,458
‫نه، پدر!

451
00:37:34,666 --> 00:37:36,375
‫امکان نداره! همسر سوم متبرک شده بود...

452
00:37:36,458 --> 00:37:38,017
‫هنوزم برای شکست دادنش کافی نبود؟

453
00:37:38,041 --> 00:37:39,517
‫...با تولد یک جانشین پسر واقعی!

454
00:37:39,541 --> 00:37:41,666
‫شما معتقدید که حالت روحی

455
00:37:42,541 --> 00:37:45,041
‫یک انسان و یک مونونوکه یکسانه.

456
00:37:45,125 --> 00:37:47,791
‫- اینطور نیست.
‫- نه! این چرت و پرته!

457
00:37:47,875 --> 00:37:52,208
‫دودمان والاتبار اعلی‌حضرت
‫مدت‌هاست که در اوئوکو محافظت شده.

458
00:38:33,708 --> 00:38:37,541
‫پس همه‌ی این‌ها به خاطر امیال همسر سومه؟

459
00:38:42,666 --> 00:38:45,416
‫بچه‌ی پسر با یه سرراهی جابجا شد؟

460
00:38:46,125 --> 00:38:47,125
‫دقیقاً.

461
00:38:47,208 --> 00:38:50,166
‫اگرچه به نظر می‌رسه خدمتکاری
‫که مسئول این اتفاق بوده

462
00:38:50,250 --> 00:38:53,000
‫در هیاهویی که مونونوکه به پا کرد، مُرد.

463
00:38:54,125 --> 00:38:57,000
‫پس توکیوای الان مُرده؟

464
00:38:57,833 --> 00:39:00,083
‫- توکیتا.
‫- بله قربان.

465
00:39:00,166 --> 00:39:02,416
‫به نظر می‌رسه دختر عزیزت، فوکی،

466
00:39:02,500 --> 00:39:05,625
‫آخرش هم مجبور نشد دایه بشه.

467
00:39:09,083 --> 00:39:12,041
‫مطمئنم که به زودی شیر خوردن رو شروع می‌کنه.

468
00:39:12,625 --> 00:39:16,041
‫باورم نمی‌شه این فقط
‫نمک معمولی باشه. درسته تومه؟

469
00:39:17,875 --> 00:39:19,416
‫دست بهش نزن.

470
00:39:20,458 --> 00:39:22,208
‫متاسفم قربان!

471
00:39:22,291 --> 00:39:24,458
‫اگر این خط نمک ذره‌ای قطع بشه،

472
00:39:24,541 --> 00:39:27,375
‫مونونوکه می‌تونه وارد بشه.

473
00:39:28,250 --> 00:39:31,666
‫هنوز حدود ۱۰ نفر هستن که از سرنوشت‌شون خبری نیست.

474
00:39:34,416 --> 00:39:36,416
‫نمی‌تونی من رو ببینی! دالی!

475
00:39:40,666 --> 00:39:41,875
‫با اجازه‌تون، بانو یوکیکو.

476
00:39:45,166 --> 00:39:47,708
‫اینجا نیومدم تا جانشین رو ازتون بگیرم.

477
00:39:47,791 --> 00:39:49,791
‫پس دقیقاً چی می‌خوای؟

478
00:39:49,875 --> 00:39:52,125
‫شاید بهتر باشه به مرکز نزدیکـتر بشید.

479
00:39:53,291 --> 00:39:55,916
‫شما امروز جون هر دوی
‫این بچه‌ها رو نجات دادید.

480
00:39:56,000 --> 00:39:58,000
‫ازتون ممنونم.

481
00:39:58,083 --> 00:40:02,041
‫به نظر می‌رسه هبیگامی از آب متنفره.

482
00:40:02,125 --> 00:40:05,916
‫بله. ما حفاظت الهه‌ی آب رو داریم.

483
00:40:06,000 --> 00:40:07,291
‫واقعاً؟

484
00:40:07,375 --> 00:40:09,541
‫پس باید همه رو بیاریم به محراب.

485
00:40:10,083 --> 00:40:11,708
‫زیر زمین امنیت بیشتری خواهند داشت.

486
00:40:14,791 --> 00:40:18,708
‫تا این لحظه، کسی که بیشتر از همه
‫سر راه من بوده، تو بودی.

487
00:40:21,000 --> 00:40:22,041
‫اما اعلی‌حضرت می‌خواد...

488
00:40:22,125 --> 00:40:23,875
‫ممنون می‌شم طوری صحبت نکنی

489
00:40:23,958 --> 00:40:26,375
‫که انگار اعلی‌حضرت رو بهتر از من می‌شناسی.

490
00:40:27,500 --> 00:40:29,458
‫همه‌ی این‌ها الان بی‌فایده‌ست، اینطور نیست؟

491
00:40:31,166 --> 00:40:33,291
‫فکر نمی‌کنم هیچکدوم از این‌ها رو باور کنی، درسته؟

492
00:40:34,291 --> 00:40:37,291
‫دودمان خانوادگی ما تماماً
‫بر پایه‌ی دروغ بوده.

493
00:40:37,375 --> 00:40:39,083
‫من هیچ فرقی با اون بچه ندارم.

494
00:40:39,166 --> 00:40:41,625
‫ازتون خواهش می‌کنم،
‫گول این حرف‌ها رو نخورید.

495
00:40:41,708 --> 00:40:44,875
‫همه‌اش سرتاسر چرندیاتیـه
‫که میزوروگی سر هم کرده!

496
00:40:46,208 --> 00:40:49,083
‫- یعنی اون‌ها به ما دروغ گفتند؟
‫- باور نمی‌کنی، نه؟

497
00:40:49,166 --> 00:40:51,875
‫من کسی رو فریب نمیدم. من حقیقت رو میگم.

498
00:40:53,875 --> 00:40:57,000
‫از نظر من همه‌اش شبیه هذیون‌های
‫یه آدم دیوانه‌ست، همین و بس.

499
00:40:57,083 --> 00:41:02,458
‫دودمان شما ۱۵۰ سال تمام
‫با صلح و آرامی این ملت رو هدایت کرده!

500
00:41:02,541 --> 00:41:05,958
‫این خودش به تنهایی یک مدرک غیرقابل‌انکار نیست

501
00:41:06,041 --> 00:41:09,166
‫که نشون بده دودمان اعلی‌حضرت واقعیـه؟

502
00:41:10,208 --> 00:41:12,208
‫جای هیچ شکی نیست

503
00:41:12,291 --> 00:41:16,333
‫که اصیل‌ترین خون کل این دنیا
‫توی رگ‌هات جریان داره!

504
00:41:18,000 --> 00:41:20,000
‫بذر شک دیگه جوونه زده.

505
00:41:20,583 --> 00:41:23,291
‫و هرگز نمی‌شه کاملاً از ریشه کندش.

506
00:41:23,375 --> 00:41:29,000
‫درست مثل آبی که یک‌بار سمی شده باشه
‫و دیگه هیچوقت کاملاً پاک نمی‌شه.

507
00:41:29,791 --> 00:41:32,291
‫دیگه هیچوقت کاملاً پاک نمی‌شه؟

508
00:41:32,375 --> 00:41:35,666
‫تو وارث واقعی هستی،
‫از رحم خود من به دنیا اومدی!

509
00:41:35,750 --> 00:41:37,625
‫بدون شک تو فرمانروایی!

510
00:41:38,333 --> 00:41:40,458
‫تو پسر منی!

511
00:41:41,166 --> 00:41:44,208
‫باور دارم که حقیقت داره
‫و تو من رو به دنیا آوردی.

512
00:41:44,291 --> 00:41:48,750
‫من به دنیا اومدم که چیزی
‫بیشتر از یه اسب پرورشی نباشم.

513
00:41:48,833 --> 00:41:52,333
‫که با زن‌ها بخوابم تا یه جانشین درست کنم.

514
00:41:52,416 --> 00:41:55,916
‫فرزندم، آخه چی به سرت اومده؟

515
00:41:59,000 --> 00:42:02,583
‫می‌خوای بهم بگی
‫که هنوز چیزی توی اوئوکو باقی مونده؟

516
00:42:03,666 --> 00:42:06,666
‫من به شکل، حقیقت و علت نیاز دارم.

517
00:42:07,375 --> 00:42:10,333
‫مونونوکه همون شکل حقیقت و علتـه.

518
00:42:11,166 --> 00:42:13,916
‫اما برای تایید کردن‌شون این بار،
‫انگار که...

519
00:42:16,541 --> 00:42:18,291
‫به چشم‌های همه‌تون نیاز دارم.

520
00:42:21,166 --> 00:42:23,208
‫حالت خوبه، هوکوتو؟

521
00:42:25,625 --> 00:42:28,000
‫- متاسفم.
‫- نیازی نیست.

522
00:42:28,083 --> 00:42:32,541
‫تمام این مدت، مجبور بودم محافظت کنم...

523
00:42:32,625 --> 00:42:33,875
‫می‌دونم.

524
00:42:35,791 --> 00:42:39,541
‫چه الان باشه و چه اون موقع، هنوز یادمه.

525
00:42:40,958 --> 00:42:45,208
‫هی گوش کن! یه چیزی هست که باید بهت بگم!
‫یه راز خیلی خیلی بزرگ!

526
00:42:46,583 --> 00:42:48,083
‫- یه راز؟
‫- اوهوم.

527
00:42:48,916 --> 00:42:51,166
‫اما نباید به کسی بگیا، باشه؟

528
00:42:51,250 --> 00:42:53,666
‫باید قول بدی که تا ابد
‫بین خودمون بمونه. فهمیدی؟

529
00:42:54,416 --> 00:42:55,416
‫قول میدم!

530
00:42:56,041 --> 00:43:01,583
‫شنیدم که عالی‌جناب
‫در واقع از خون واقعی نیست!

531
00:43:03,500 --> 00:43:06,875
‫در واقع دیگه هیچ فرمانروای واقعی‌ای وجود نداره.

532
00:43:08,666 --> 00:43:11,375
‫تو همون سال‌ها پیش حقیقت رو بهم گفتی.

533
00:43:23,583 --> 00:43:26,416
‫حمایت الهی الهه‌ی آب.

534
00:43:39,791 --> 00:43:40,875
‫اوه.

535
00:43:42,708 --> 00:43:43,791
‫اوه.

536
00:43:43,875 --> 00:43:46,375
‫مستشار فوجیماکی!
‫چی شما رو به اینجا کشونده؟

537
00:43:47,333 --> 00:43:51,250
‫بانو یوکیکو کجاست؟
‫باید باهاش صحبت کنم.

538
00:43:51,333 --> 00:43:53,916
‫خب، خوشحالم که سلامتید قربان.

539
00:43:56,208 --> 00:43:57,416
‫و مونونوکه؟

540
00:43:58,416 --> 00:43:59,458
‫بیاین بریم.

541
00:44:06,250 --> 00:44:07,791
‫مونونوکه همین نزدیکی‌هاست!

542
00:44:11,041 --> 00:44:14,750
‫می‌بینم که کل اهل اوئوکو
‫اینجا جمع شدن.

543
00:44:15,541 --> 00:44:18,041
‫چه کار عجیبی ازتون سر زده.

544
00:44:19,541 --> 00:44:24,708
‫به هر حال، حرفی دارم که
‫هر کسی که اینجاست باید بشنوه.

545
00:44:25,416 --> 00:44:29,833
‫یه شایعه‌ی عجیب به گوشم رسیده.

546
00:44:29,916 --> 00:44:32,833
‫در مورد جانشینِ مرده.

547
00:44:36,583 --> 00:44:39,125
‫شنیدم که حتی خود بانو یوکیکو هم

548
00:44:39,208 --> 00:44:42,833
‫اعتراف کرده که اون نوزاد
‫جانشین واقعی نیست

549
00:44:42,916 --> 00:44:47,208
‫و در عوض، یه بچه‌ی دیگه‌ست
‫که باهاش عوض شده.

550
00:44:47,291 --> 00:44:50,958
‫اگه واقعاً حقیقت داشته باشه،
‫وضعیت وخیمیـه،

551
00:44:51,625 --> 00:44:54,583
‫در حد خیانت به عالی‌جنابه.

552
00:44:54,666 --> 00:44:56,583
‫اونی که مسئول این کار بوده دیگه مُرده.

553
00:44:56,666 --> 00:44:57,916
‫می‌تونید خیال‌تون راحت باشه.

554
00:45:00,625 --> 00:45:03,000
‫با این حال، به عنوان مستشار،

555
00:45:03,666 --> 00:45:06,458
‫هنوز یه نگرانی دیگه برام باقی مونده.

556
00:45:07,041 --> 00:45:09,000
‫این احتمال وجود داره
‫که اولین فرزندتون،

557
00:45:09,083 --> 00:45:11,309
‫یعنی شاهزاده‌خانم هم موقع تولد
‫عوض شده باشه.

558
00:45:11,333 --> 00:45:12,916
‫فوجیماکی.

559
00:45:17,500 --> 00:45:19,416
‫چطور می‌تونی چنین حرفی بزنی؟

560
00:45:19,500 --> 00:45:23,750
‫بانو توکیوای هم کسی بود
‫که موقع اولین زایمان‌تون حضور داشت،

561
00:45:23,833 --> 00:45:25,083
‫مگه نه؟

562
00:45:25,166 --> 00:45:26,833
‫- بنابراین...
‫- قضیه اینجوری نیست!

563
00:45:27,708 --> 00:45:30,541
‫ممکنه اولین فرزندتون هم سرراهی باشه.

564
00:45:30,625 --> 00:45:33,250
‫شکی نیست که دخترم رو خودم به دنیا آوردم!

565
00:45:33,333 --> 00:45:36,958
‫چطور می‌تونیم مطمئن باشیم؟
‫کسی که اجازه داده جایی برای شک باقی بمونه

566
00:45:37,041 --> 00:45:39,916
‫نمی‌شه آینده‌ی این ملت رو
‫به دستش سپرد!

567
00:45:40,750 --> 00:45:43,833
‫تا وقتی که یه جانشین مرد جدید به دنیا بیاد، بهتره که

568
00:45:43,916 --> 00:45:47,250
‫جانشین فعلی، شاهزاده‌خانمی باشه
‫که از فوکی از خاندان توکیتا به دنیا اومده.

569
00:45:47,333 --> 00:45:49,291
‫باورم نمی‌شه اینقدر سنگدل باشی!

570
00:45:49,375 --> 00:45:50,791
‫تو قول داده بودی!

571
00:45:50,875 --> 00:45:52,625
‫بعد از مرگ لرد کاتسوما،

572
00:45:52,708 --> 00:45:55,916
‫تو به توکیوای قول دادی
‫که دختر من جانشین بشه!

573
00:45:56,000 --> 00:45:57,500
‫تو سرپرستش شدی!

574
00:45:57,583 --> 00:46:00,000
‫- اینجاست!
‫- مقام رو به بچه‌ی من برگردون!

575
00:46:02,833 --> 00:46:04,041
‫دارین چی کار می‌کنین؟

576
00:46:05,750 --> 00:46:09,125
‫هبیگامی از سد حفاظتی رد شده!

577
00:46:09,149 --> 00:46:10,767


578
00:46:10,791 --> 00:46:11,916
‫هبیگامی؟

579
00:46:12,000 --> 00:46:13,833
‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟

580
00:46:22,666 --> 00:46:24,041
‫این دیگه چیه؟

581
00:46:37,583 --> 00:46:40,208
‫همین الان برین به محراب زیرزمینی!

582
00:46:40,291 --> 00:46:43,750
‫الهه‌ی آب اونجا ازمون محافظت می‌کنه!

583
00:46:51,916 --> 00:46:54,416
‫عالی‌جناب رو به محراب زیرزمینی ببرین!

584
00:46:54,500 --> 00:46:55,833
‫بله قربان!

585
00:47:00,166 --> 00:47:03,916
‫یالا! باید از جانشین مرد محافظت کنیم!

586
00:47:04,708 --> 00:47:05,833
‫هبیگامی!

587
00:47:06,458 --> 00:47:08,750
‫اگه قصد داری کل اوئوکو رو ببلعی...

588
00:47:08,833 --> 00:47:12,750
‫من بوتان اوتومو،
‫مباشر اوئوکو هستم.

589
00:47:12,833 --> 00:47:14,000
‫- بانو بوتان، نه!
‫- بیاین بریم!

590
00:47:14,083 --> 00:47:15,791
‫اول باید از روی جنازه‌ی من رد بشی!

591
00:47:25,958 --> 00:47:27,333
‫عجله کنین! به طرف محراب!

592
00:47:30,541 --> 00:47:31,791
‫به خودت بیا!

593
00:47:31,875 --> 00:47:33,000
‫از این طرف!

594
00:47:36,083 --> 00:47:38,291
‫صبر کنین! اجازه بدین کمکـتون کنم.

595
00:47:40,125 --> 00:47:41,333
‫فرار کنین!

596
00:47:48,125 --> 00:47:49,791
‫باید بریم!

597
00:47:49,875 --> 00:47:51,666
‫همه‌اش یه اشتباه بود؟

598
00:47:51,750 --> 00:47:54,750
‫محافظت از اوئوکو
‫توی این ۱۵۰ سال گذشته؟

599
00:47:57,291 --> 00:47:58,833
‫- احتمالاً.
‫- چی؟

600
00:47:58,916 --> 00:48:03,000
‫اما به هر حال، محافظت ازش تنها راه ممکن بود.

601
00:48:04,958 --> 00:48:06,750
‫از چی باید ترسید؟

602
00:48:06,833 --> 00:48:09,791
‫الهه‌ی آب حمایت الهیش رو شامل حال ما می‌کنه.

603
00:48:10,500 --> 00:48:11,750
‫بانو یوکیکو؟

604
00:48:12,250 --> 00:48:13,750
‫همین الان برین به عبادتگاه!

605
00:48:14,333 --> 00:48:17,125
‫مونونوکه نمی‌تونه
‫از بین آب رد بشه!

606
00:48:17,791 --> 00:48:20,333
‫الهه‌ی آب اونجا ازمون محافظت می‌کنه!

607
00:48:21,791 --> 00:48:23,166
‫- باید همین الان بریم.
‫- درسته.

608
00:48:37,291 --> 00:48:40,250
‫تمام این مدت منتظر همچین لحظه‌ای بوده؟

609
00:48:43,000 --> 00:48:44,458
‫هبیگامی...

610
00:48:47,083 --> 00:48:48,750
‫داره ظاهر می‌شه!

611
00:49:06,458 --> 00:49:08,138
‫- نمی‌رسیم!
‫- داره فرو میریزه!

612
00:49:08,208 --> 00:49:10,291
‫بانو آما ازمون محافظت می‌کنه!

613
00:49:12,958 --> 00:49:14,875
‫بانو آما، همون الهه‌ی آب.

614
00:49:17,791 --> 00:49:20,458
‫شگفت‌آوره! حمایت الهی!

615
00:49:20,541 --> 00:49:23,750
‫سی سال پیش،
‫من از این دروازه‌ی ناناتسو رد شدم!

616
00:49:23,833 --> 00:49:26,083
‫الان قصد ندارم بیخیال اینجا بشم!

617
00:49:26,166 --> 00:49:27,166
‫ارباب ساکاشیتا!

618
00:49:27,250 --> 00:49:29,625
‫تمام این مدت،
‫من توی اوئوکو زندگی کردم!

619
00:49:29,708 --> 00:49:31,750
‫دقیقاً همونطوری که انتظار می‌رفت،
‫آقای ساکاشیتا.

620
00:49:31,833 --> 00:49:35,000
‫من به محافظت از اوئوکو
‫در برابر هیولاهایی مثل تو کمک می‌کنم!

621
00:49:41,375 --> 00:49:43,041
‫آخه این دیگه چه صیغه‌ایـه...

622
00:49:45,000 --> 00:49:46,375
‫ما کجاییم؟

623
00:49:46,458 --> 00:49:52,291
‫ما رو بلعیده.
‫الان توی شکم هیولاییم.

624
00:49:55,375 --> 00:50:00,500
‫هر بار که یه مونونوکه ظاهر می‌شد،
‫یه طناب پاره می‌شد.

625
00:50:09,666 --> 00:50:11,458
‫الهه‌ی آب، نجات‌مون بده.
‫لطفاً ازمون محافظت کن.

626
00:50:14,791 --> 00:50:17,416
‫و در نهایت، کل سد حفاظتی...

627
00:50:17,500 --> 00:50:19,208
‫...شکست.

628
00:50:28,708 --> 00:50:29,875
‫نه! عبادتگاه!

629
00:50:31,000 --> 00:50:32,958
‫می‌دونم چی باعث این افتضاح شده.

630
00:50:33,666 --> 00:50:35,750
‫همه‌تون سزاوار سرزنشید!

631
00:50:36,583 --> 00:50:39,208
‫- بیشتر از همه، اون بچه‌ی نجس و فاسد.
‫- لطفاً تمومش کنید.

632
00:50:39,291 --> 00:50:40,958
‫هی، مراقب باش!

633
00:50:41,041 --> 00:50:43,833
‫اون باعث فاجعه‌ی تمام‌عیار
‫برای اوئوکو شده.

634
00:50:44,333 --> 00:50:49,125
‫چی؟ اون فقط یه بچه‌ست! اون بی‌گناهه!

635
00:50:51,291 --> 00:50:53,875
‫اون هم درست به اندازه‌ی تو بی‌گناهه.

636
00:50:57,916 --> 00:51:03,083
‫اون گناه همسر رسمیه
‫که نتونست یه جانشین مرد به دنیا بیاره!

637
00:51:27,500 --> 00:51:29,291
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

638
00:51:31,625 --> 00:51:35,708
‫از همون اولین باری که دیدمش،
‫عاشقش شدم.

639
00:51:39,125 --> 00:51:40,750
‫نگاه مهربونش.

640
00:51:45,625 --> 00:51:47,333
‫صدای دل‌نشینش.

641
00:51:50,625 --> 00:51:52,250
‫پوست نرمش.

642
00:52:08,541 --> 00:52:11,250
‫عاشق همه چیزش بودم.

643
00:52:23,000 --> 00:52:24,625
‫نیازی به این کارها نیست.

644
00:52:26,416 --> 00:52:31,208
‫اگه جانشین نداشته باشیم،
‫کل این سرزمین به آشوب کشیده می‌شه.

645
00:52:31,291 --> 00:52:32,541
‫این آدم‌ها، اونا...

646
00:52:32,625 --> 00:52:36,875
‫اگه نمی‌تونی یه پسر به دنیا بیاری،
‫پس باید بقیه رو برای این کار پیدا کنیم.

647
00:52:38,833 --> 00:52:42,416
‫ما سوگلی‌ها و ندیمه‌های همراهـشون رو خواهیم داشت

648
00:52:42,500 --> 00:52:44,166
‫که با عالی‌جناب زندگی می‌کنن.

649
00:52:45,375 --> 00:52:47,750
‫شمایید، بانو آما؟

650
00:52:47,833 --> 00:52:52,041
‫واقعاً فکر می‌کنید
‫عالی‌جناب اجازه میده

651
00:52:52,125 --> 00:52:54,458
‫کسی جز من کنارش باشه؟

652
00:52:58,375 --> 00:52:59,916
‫سرورم؟

653
00:53:04,291 --> 00:53:06,125
‫- میزوروگی.
‫- بله، بانوی من؟

654
00:53:06,791 --> 00:53:11,750
‫عالی‌جناب درک می‌کنه
‫که وظیفه‌اش محافظت از این کشوره

655
00:53:13,333 --> 00:53:16,583
‫و تضمین صلح و نظم در سراسر قلمروئه.

656
00:53:21,500 --> 00:53:26,291
‫مطمئنم تو هم وظایفت رو
‫به عنوان همسر رسمی درک می‌کنی.

657
00:53:28,958 --> 00:53:34,666
‫اگه واقعاً عاشق عالی‌جنابی،
‫پس هیچ مشکلی با این موضوع نخواهی داشت.

658
00:54:02,250 --> 00:54:05,208
‫حتماً همون موقع بوده که اوئوکو شکل گرفته!

659
00:54:08,166 --> 00:54:11,708
‫یه قلعه‌ی پُر از زن
‫برای محافظت از عالی‌جناب.

660
00:54:13,750 --> 00:54:15,208
‫دقیقاً.

661
00:54:15,291 --> 00:54:18,083
‫توی ۱۵۰ سال گذشته،

662
00:54:18,166 --> 00:54:22,666
‫همه‌ی ما خودمون رو وقف همین هدف کردیم.

663
00:54:23,666 --> 00:54:27,375
‫بنابراین اجازه نمیدم که الان نابود بشه!

664
00:54:28,166 --> 00:54:32,916
‫نباید اجازه داد فسادی که دامن‌گیرمون شده،
‫ادامه پیدا کنه.

665
00:54:33,000 --> 00:54:34,541
‫التماست می‌کنم، این کار رو نکن.

666
00:54:34,625 --> 00:54:38,708
‫بانو یوکیکو. اگه اراده‌ی لازم برای

667
00:54:39,500 --> 00:54:43,333
‫دست به کار شدن رو نداری،
‫پس خودم این فساد رو از ریشه می‌بُرم!

668
00:54:44,083 --> 00:54:45,333
‫تمومش کن!

669
00:54:53,541 --> 00:54:54,625
‫مادر.

670
00:54:56,750 --> 00:54:58,291
‫دیگه کافیه.

671
00:55:10,250 --> 00:55:11,875
‫بازم اون صدای عجیب.

672
00:55:28,833 --> 00:55:30,166
‫دوباره داره اتفاق می‌افته!

673
00:55:30,750 --> 00:55:32,000
‫از آب محافظت کنین!

674
00:55:32,083 --> 00:55:35,416
‫تمام این مدت، مونونوکه‌ها...
‫همه‌شون دنبال این عبادتگاه بودن!

675
00:55:56,416 --> 00:55:58,333
‫تو می‌خوای بچه‌ای رو

676
00:55:58,416 --> 00:56:02,333
‫که واقعاً از خون عالی‌جناب نیست،
‫جانشین کنی؟

677
00:56:02,416 --> 00:56:04,958
‫به نظر می‌رسه چاره‌ی دیگه‌ای نداریم.

678
00:56:05,041 --> 00:56:09,083
‫چرا خیلی راحت یه سوگلی دیگه نمیارین؟

679
00:56:10,041 --> 00:56:12,833
‫هرچند، فکر کنم همه‌شون تا اینجا شکست خوردن.

680
00:56:13,875 --> 00:56:16,208
‫نتونستیم به موقع به نتیجه برسیم.

681
00:56:16,291 --> 00:56:17,291
‫چی؟

682
00:56:17,375 --> 00:56:20,541
‫عالی‌جناب همین امروز صبح فوت کردن.

683
00:56:20,625 --> 00:56:21,875
‫اون...

684
00:56:22,791 --> 00:56:25,083
‫با اینکه خیلی مشتاق بود

685
00:56:25,166 --> 00:56:27,375
‫که جانشین مردش رو ببینه.

686
00:56:28,125 --> 00:56:29,333
‫اما چطور؟

687
00:56:29,416 --> 00:56:31,041
‫متاسفانه مریض شده بود.

688
00:56:31,125 --> 00:56:32,750
‫این رو از من مخفی کرده بودین؟

689
00:56:33,666 --> 00:56:35,500
‫فکر کنم اون نبود که مخفی‌کاری می‌کرد،

690
00:56:35,583 --> 00:56:38,708
‫بلکه تو بودی که از عالی‌جناب دوری می‌کردی.

691
00:56:39,666 --> 00:56:41,750
‫اما مگه فوق‌العاده نیست؟

692
00:56:42,708 --> 00:56:46,458
‫تو الان مادر فرمانروای بعدی خواهی بود.

693
00:56:47,875 --> 00:56:51,916
‫بهم بگو. مگه این دقیقاً
‫همون چیزی نبود که می‌خواستی؟

694
00:56:55,916 --> 00:56:57,666
‫چرا جلوی من رو گرفتی؟

695
00:56:58,166 --> 00:57:00,541
‫هر کاری کردم همه‌اش برای تو بود!

696
00:57:00,625 --> 00:57:03,166
‫همونطور که قبلاً گفتم،
‫منم مثل اون بچه‌ام.

697
00:57:03,250 --> 00:57:05,125
‫- نه! حقیقت نداره!
‫- حقیقت داره مادر.

698
00:57:06,375 --> 00:57:07,875
‫منم یه بدل هستم.

699
00:57:07,958 --> 00:57:09,541
‫نیستی!

700
00:57:11,875 --> 00:57:13,125
‫منم فاسدم.

701
00:57:18,083 --> 00:57:20,000
‫بانو سوئیکوئین.

702
00:57:21,958 --> 00:57:23,250
‫مراقب باش!

703
00:57:44,583 --> 00:57:45,875
‫این...

704
00:57:48,625 --> 00:57:51,125
‫در نهایت، اگه واقعاً فرقی نمی‌کرد

705
00:57:51,208 --> 00:57:54,041
‫که اصالت خون جانشین واقعی هست یا نه...

706
00:57:55,333 --> 00:57:57,500
‫...پس اصلاً داشتیم از چی محافظت می‌کردیم؟

707
00:57:59,833 --> 00:58:02,500
‫کاری که باهات کردم وحشتناک بود.

708
00:58:03,208 --> 00:58:06,625
‫اگه مجبورت نکرده بودیم زایمان کنی،
‫هیچکدوم از این اتفاق‌ها نمی‌افتاد.

709
00:58:06,708 --> 00:58:07,750
‫هان؟

710
00:58:09,791 --> 00:58:13,833
‫سرورم، مگه داشتنِ یه پسر
‫همون چیزی نبود که می‌خواستین؟

711
00:58:14,875 --> 00:58:16,708
‫همه‌اش برای چی بود؟

712
00:58:17,291 --> 00:58:20,666
‫چشم‌هام رو بستم. وانمود کردم که نمی‌بینم.

713
00:58:20,750 --> 00:58:23,666
‫وانمود کردم که نمی‌دونم.

714
00:58:23,750 --> 00:58:25,625
‫حتماً سخت بوده.

715
00:58:25,708 --> 00:58:28,583
‫این صرفاً چیزی بود که اوئوکو می‌خواست.

716
00:58:29,250 --> 00:58:31,916
‫من همون کاری رو کردم که ازم انتظار داشتن.

717
00:58:33,583 --> 00:58:36,291
‫بانو یوکیکو، مطمئناً برای شما هم همینطوره.

718
00:58:39,125 --> 00:58:43,583
‫عالی‌جناب و همسرش.
‫همیشه همینطور بوده.

719
00:58:46,083 --> 00:58:49,166
‫ما چیزی جز ظرف‌هایی
‫برای تولید جانشین هستیم.

720
00:58:50,041 --> 00:58:51,541
‫چطور ممکنه؟

721
00:58:51,625 --> 00:58:56,375
‫کِی شد که من هم تبدیل
‫به یه مهره‌ی دیگه برای اوئوکو شدم؟

722
00:58:58,250 --> 00:59:01,208
‫چه مدت بود که من...

723
00:59:01,291 --> 00:59:03,000
‫من خودم انتخاب کردم که باهات ازدواج کنم.

724
00:59:04,583 --> 00:59:07,166
‫ما هنوز هم فقط انسانیم.

725
00:59:13,708 --> 00:59:15,333
‫واقعاً هنوز هستیم؟

726
00:59:15,416 --> 00:59:18,208
‫هیچوقت نمی‌خواستم با این قضیه کنار بیام!

727
00:59:18,708 --> 00:59:22,083
‫می‌خواستم اون همیشه کنارم بمونه.

728
00:59:23,625 --> 00:59:27,916
‫می‌خواستم عالی‌جناب مال من باشه
‫و فقط و فقط مال من.

729
00:59:30,458 --> 00:59:36,125
‫تصورش اینقدر برات سخته
‫که من واقعاً عاشقت هستم؟

730
00:59:38,583 --> 00:59:43,333
‫حتی اگه نتونم خوشبخت باشم،
‫بازم عاشقتم چون خودم می‌خوام.

731
00:59:45,750 --> 00:59:49,583
‫سرورم، خیلی دوستت داشتم.

732
00:59:50,708 --> 00:59:54,000
‫دلم می‌خواست بیشتر از هر چیزی عاشقت باشم.

733
00:59:54,083 --> 00:59:57,333
‫می‌خواستم توی تمام شادی‌ها
‫و غم‌هام شریک باشی.

734
00:59:58,291 --> 01:00:00,791
‫می‌خواستم باهات بخندم.
‫باهات گریه کنم.

735
01:00:00,875 --> 01:00:04,250
‫همدیگه رو در آغوش بگیریم
‫و باور کنیم که یکی هستیم.

736
01:00:04,916 --> 01:00:11,666
‫اما من فرمانروا هستم و به عنوان فرمانروا،
‫هرگز نمی‌تونم چیز دیگه‌ای باشم.

737
01:00:12,958 --> 01:00:14,583
‫اوئوکو.

738
01:00:16,000 --> 01:00:19,208
‫این مکان نفرت‌انگیز
‫اصلاً نباید وجود می‌داشت.

739
01:00:21,458 --> 01:00:24,041
‫تمام دروغ‌های دور و برش
‫روی دوشش سنگینی می‌کرد.

740
01:00:24,125 --> 01:00:27,333
‫متاسفم. نمی‌تونم خوشبختت کنم.

741
01:00:27,416 --> 01:00:29,666
‫قلبش به زنجیر کشیده شده بود.

742
01:00:30,666 --> 01:00:34,708
‫و به خاطر همین،
‫زیر فشار احساساتش خُرد شد.

743
01:00:44,333 --> 01:00:50,375
‫منم همینطورم. هیچوقت نمی‌تونم
‫چیزی جز این باشم.

744
01:01:00,750 --> 01:01:02,250
‫حالا به دستش آوردم...

745
01:01:08,791 --> 01:01:10,208
‫علتـش رو.

746
01:01:12,208 --> 01:01:18,291
‫شکل، حقیقت و علتـش
‫حالا دیگه برملا شدن.

747
01:01:18,375 --> 01:01:23,625
‫بالاخره وقت رها شدن شمشیره!

748
01:02:01,083 --> 01:02:04,625
‫تا لحظه‌ی آخر یه زن احمق بودی.

749
01:02:08,416 --> 01:02:13,291
‫میزوروگی، بالاخره اوضاع داره
‫برات خوب پیش میره، مگه نه؟

750
01:02:13,375 --> 01:02:18,041
‫مادر که دیگه نیست.
‫حالا هیچی سر راهت نیست.

751
01:02:18,958 --> 01:02:21,666
‫قلمرو متعلق به پسر تو خواهد بود.

752
01:02:21,750 --> 01:02:23,625
‫بانوی من، من هیچوقت چنین جسارتی نمی‌کنم.

753
01:02:23,708 --> 01:02:27,916
‫خاندان میزورگی دیگه قید اون بچه رو زدن.

754
01:02:28,500 --> 01:02:33,833
‫همینطوره. اما بریدن دل
‫به این راحتی‌ها نیست.

755
01:02:34,750 --> 01:02:36,833
‫این محبت والدینه که تهش باقی می‌مونه.

756
01:03:57,583 --> 01:03:58,750
‫میزورگی.

757
01:03:59,291 --> 01:04:05,125
‫از امروز به بعد، وظیفه داری تا ابد
‫از پسرت و نسلش محافظت کنی.

758
01:04:06,166 --> 01:04:08,375
‫وقتی مراقبه‌ام رو شروع کردم،

759
01:04:09,333 --> 01:04:12,000
‫باید یه قربانگاه زیر زمین بسازی.

760
01:04:12,083 --> 01:04:15,250
‫به عنوان کاهن، کمک کن این ایمان ریشه بگیره.

761
01:04:16,500 --> 01:04:21,416
‫رازهای اوئوکو رو اونجا قرار بده
‫و تا ابد ازشون نگهبانی کن.

762
01:04:25,625 --> 01:04:28,375
‫آدما مستعد گیج شدن و گمراهیـن.

763
01:04:28,458 --> 01:04:31,916
‫این سردرگمی آخرش باعث درگیری می‌شه.

764
01:04:32,000 --> 01:04:35,250
‫و در نهایت، این درگیری به نابودی می‌کشه،

765
01:04:35,333 --> 01:04:38,333
‫و صلح دنیای باارزشـمون رو به خطر می‌اندازه.

766
01:04:39,833 --> 01:04:44,416
‫برای همین، یکی باید مسیر رو
‫برای مردم مشخص کنه.

767
01:04:57,000 --> 01:05:00,916
‫تمام این سال‌ها، با همین احساسات،

768
01:05:01,000 --> 01:05:03,875
‫اصلاً نمی‌خواستی توی اوئوکو
‫تغییری ایجاد کنی، هبیگامی.

769
01:05:03,958 --> 01:05:06,333
‫می‌خواستی نابودش کنی!

770
01:05:07,708 --> 01:05:08,833
‫چت شده؟

771
01:05:08,916 --> 01:05:11,791
‫شرمنده‌ام بانو آما، اما متوجه نمی‌شم.

772
01:05:11,875 --> 01:05:13,458
‫چرا باید همچین کاری بکنید؟

773
01:05:15,041 --> 01:05:18,583
‫چون می‌خوام آب بشم.

774
01:05:19,208 --> 01:05:21,208
‫آب بشید؟

775
01:05:22,416 --> 01:05:25,625
‫انسان‌ها بدون آب نمی‌تونن زنده بمونن.

776
01:05:28,041 --> 01:05:31,500
‫یه لیوان آب می‌تونه عطش یکی رو برطرف کنه.

777
01:05:31,583 --> 01:05:34,791
‫بارون و رودخونه‌ها به محصولاتی
‫که تو زمین کشت شده جون میدن.

778
01:05:35,666 --> 01:05:37,416
‫اما در عوض،

779
01:05:37,500 --> 01:05:41,833
‫آب هیچی نمی‌خواد.
‫فقط به جاری شدن ادامه میده.

780
01:05:43,875 --> 01:05:49,000
‫بعد، پشت سرش، یه مسیر به جا می‌ذاره.

781
01:05:53,708 --> 01:05:59,250
‫این دقیقاً همون کاریه که می‌خوام بکنم.
‫من آب می‌شم.

782
01:06:07,208 --> 01:06:08,833
‫پس خوشبختی چی می‌شه؟

783
01:06:10,041 --> 01:06:11,666
‫خوشبختی؟

784
01:06:13,958 --> 01:06:15,875
‫برای قدردانی از آب،

785
01:06:16,958 --> 01:06:21,291
‫آدما باید دعا کنن تا مطمئن بشن
‫که آب همیشه خوشحاله.

786
01:06:25,875 --> 01:06:30,500
‫از این به بعد، اوئوکو رو به تو می‌سپارم.

787
01:06:38,708 --> 01:06:44,500
‫آغشته به قدرت کُن،
‫یکی از هشت شمشیر یین و یانگ

788
01:06:49,041 --> 01:06:52,250
‫تطهیرت می‌کنم و می‌فرستمت به خواب ابدی.

789
01:06:59,250 --> 01:07:00,875
‫مونونوکه

790
01:07:03,000 --> 01:07:04,333
‫نابود شو.

791
01:07:08,500 --> 01:07:10,083
‫ضربه‌ی صاعقه‌آسا!

792
01:07:32,333 --> 01:07:33,583
‫منو ببخش.

793
01:08:21,208 --> 01:08:23,166
‫هبیگامی جن‌گیری شد!

794
01:08:23,250 --> 01:08:25,333
‫با چشمای خودت دیدیش!

795
01:08:27,666 --> 01:08:28,958
‫دیدم.

796
01:08:31,875 --> 01:08:33,125
‫اوئوکو!

797
01:08:35,125 --> 01:08:36,500
‫تورو خدا نجاتـمون بدید!

798
01:08:37,833 --> 01:08:43,708
‫الهه‌ی آب، فقط به تو اعتماد دارم!

799
01:08:44,458 --> 01:08:47,208
‫بالاخره پیدات شد. خودتو رو کردی.

800
01:08:49,208 --> 01:08:50,375
‫تو دیگه کی هستی؟

801
01:08:50,458 --> 01:08:52,208
‫فقط یه داروفروش دیگه.

802
01:08:54,166 --> 01:08:55,916
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

803
01:08:57,125 --> 01:08:59,958
‫جریان آب راکد و گندیده شده.

804
01:09:00,041 --> 01:09:02,416
‫آبی که اوئوکو رو پُر می‌کنه

805
01:09:03,041 --> 01:09:04,875
‫و به شهر سرازیر می‌شه،

806
01:09:04,958 --> 01:09:07,208
‫یه بوی تعفن از خودش باقی می‌ذاره

807
01:09:07,708 --> 01:09:09,708
‫که به گوشه‌وکنار کشور می‌رسه.

808
01:09:10,750 --> 01:09:13,875
‫اونجا چه خبره؟

809
01:09:13,958 --> 01:09:15,250
‫کل آسمون...

810
01:09:18,416 --> 01:09:19,500
‫اینجا چه خبره؟

811
01:09:20,750 --> 01:09:24,166
‫خب، حالا واقعاً کجا هستی؟

812
01:09:27,541 --> 01:09:28,750
‫من اینجام.

813
01:09:28,833 --> 01:09:30,958
‫- من اینجام.
‫- من اینجام.

814
01:09:31,041 --> 01:09:33,416
‫چشمان ابدی که به

815
01:09:33,500 --> 01:09:35,333
‫بی‌شمار اعمال و احساسات انسانی خیره شدن.

816
01:09:36,208 --> 01:09:37,375
‫- من اینجام.
‫- من اینجام.

817
01:09:37,458 --> 01:09:41,500
‫آدما می‌تونن اشک بریزن،
‫اما نمی‌تونن آب بشن.

818
01:09:42,083 --> 01:09:44,125
‫- من اینجام.
‫- من اینجام.

819
01:09:44,208 --> 01:09:47,833
‫مردم این دنیا به حمایت من نیاز دارن.

820
01:09:48,666 --> 01:09:53,333
‫پس بهم بگو چرا از خودت محافظت نمی‌کنی؟

821
01:09:54,125 --> 01:09:58,250
‫من اینجام. من اینجام. من اینجام.

822
01:09:59,000 --> 01:10:00,500
‫حالا دیگه می‌بینمت.

823
01:10:05,166 --> 01:10:09,500
‫این نگاه‌های بی‌شمار، شامل تو هم می‌شن.

824
01:10:11,041 --> 01:10:14,083
‫نام مونونوکه‌ای که الان آشکار شده

825
01:10:14,708 --> 01:10:16,083
‫هیاکومه‌ست!

826
01:10:18,125 --> 01:10:21,458
‫حالا فرم اون رو به دست آوردم.

827
01:10:22,666 --> 01:10:25,250
‫در این دنیا، هیچ فراری از این چشم‌ها نیست.

828
01:10:25,333 --> 01:10:26,583
‫ولم کن!

829
01:10:29,041 --> 01:10:33,000
‫و هیچ فراری از قضاوت یا اندوهـشون نیست.

830
01:10:33,750 --> 01:10:35,000
‫پسش بده!

831
01:10:35,083 --> 01:10:38,625
‫این دنیای فانی چیزی نیست
‫جز نقاشی‌های بی‌شمار

832
01:10:38,708 --> 01:10:40,583
‫که زیر نگاهـمون ثبت شدن.

833
01:10:44,208 --> 01:10:46,625
‫اما وقتی اون نگاه‌ها بشکنن

834
01:10:48,458 --> 01:10:49,958
‫چیزی که باقی می‌مونه

835
01:10:53,208 --> 01:10:54,500
‫حقیقتـه!

836
01:10:57,041 --> 01:11:02,375
‫محمل این مونونوکه
‫از همه‌ی مردم این دنیا تشکیل شده.

837
01:11:03,666 --> 01:11:06,250
‫کینه‌هاشون! رنج‌هاشون!

838
01:11:06,750 --> 01:11:08,458
‫و اندوهـشون!

839
01:11:10,500 --> 01:11:13,625
‫می‌خواستم پیش عزیزترین آدم زندگیم بمونم.

840
01:11:14,416 --> 01:11:17,541
‫هیچوقت نمی‌خواستم اونو از خودم دور کنم.

841
01:11:17,625 --> 01:11:20,458
‫آینده‌ی خانوادم رو دوش منه.

842
01:11:20,541 --> 01:11:22,791
‫اما نمی‌خواستم خدمت شبانه بکنم.

843
01:11:23,625 --> 01:11:25,541
‫می‌خواستم عاشق بشم.

844
01:11:25,625 --> 01:11:27,458
‫می‌خواستم از اینجا آزاد بشم.

845
01:11:27,541 --> 01:11:28,541
‫فوکی...

846
01:11:28,625 --> 01:11:33,500
‫می‌خواستم کار درست رو انجام بدم.
‫می‌خواستم همه رو به مسیر درست هدایت کنم.

847
01:11:34,375 --> 01:11:36,583
‫می‌خواستم چیزی که تو دلم بود رو بگم.

848
01:11:36,666 --> 01:11:38,958
‫بچه! بچه! بچه کجاست؟

849
01:11:39,041 --> 01:11:41,291
‫فقط می‌خواستم پسرم دوستم داشته باشه.

850
01:11:42,833 --> 01:11:45,666
‫- بانو سوئیکوئین.
‫- می‌خواستم یه آدم کم‌اهمیت‌تر باشم.

851
01:11:45,750 --> 01:11:48,208
‫می‌خواستم طبق انتظارات‌شون رفتار کنم.

852
01:11:48,291 --> 01:11:50,958
‫می‌خواستم بهشون بگم اون روز واقعاً چی شد.

853
01:11:51,041 --> 01:11:52,791
‫اینا همه‌شون احساسات واقعی‌شونه.

854
01:11:55,041 --> 01:11:57,458
‫حالا حقیقت اون رو به دست آوردم.

855
01:12:01,333 --> 01:12:05,083
‫هر کاری کردم برای صلاح اوئوکو بود.

856
01:12:10,416 --> 01:12:12,833
‫احساسات‌شون تموم‌نشدنیـه.

857
01:12:14,166 --> 01:12:17,833
‫واقعاً می‌تونم شکستش بدم؟

858
01:12:23,208 --> 01:12:26,750
‫نمی‌تونم. به تنهایی از پسش برنمیام.

859
01:12:28,541 --> 01:12:32,791
‫همه‌ی ۶۴ نگهبان پخش‌شده
‫در این دنیا رو فرامی‌خونم!

860
01:12:33,416 --> 01:12:35,833
‫شمشیر کُن با یه سیلاب روبرو شده،

861
01:12:36,666 --> 01:12:39,625
‫هیولایی که اشک‌های بی‌انتها رو می‌بلعه،

862
01:12:39,708 --> 01:12:42,666
‫در حالی که تو شعله‌های ابدی پیچیده شده.

863
01:12:42,750 --> 01:12:46,541
‫این چنگال هوسـه که کسانی که
‫تو چنگشـن رو خُرد می‌کنه.

864
01:12:49,708 --> 01:12:52,666
‫بنابراین، از آینه‌ی ماسومی استفاده می‌کنم

865
01:12:53,250 --> 01:12:55,666
‫تا قله‌ی شوگا رو بسازم.

866
01:12:55,750 --> 01:12:57,750
‫از زمان فراتر میرم

867
01:12:57,833 --> 01:13:01,750
‫و مسیری که به جویوکو ختم می‌شه رو باز می‌کنم.

868
01:13:05,125 --> 01:13:06,416
‫فرامی‌خونمت!

869
01:13:36,833 --> 01:13:39,833
‫شمشیر کُن، صداتو شنیدم.

870
01:13:40,500 --> 01:13:42,166
‫اومدم کمکت.

871
01:13:43,166 --> 01:13:44,625
‫در خدمتتم.

872
01:13:46,333 --> 01:13:47,791
‫شمشیر ری،

873
01:13:47,875 --> 01:13:50,708
‫با قدرت هشت شمشیر یین و یانگ،

874
01:13:50,791 --> 01:13:53,416
‫خاضعانه تقاضای کمک دارم.

875
01:13:53,500 --> 01:13:54,875
‫در اختیارتـه.

876
01:13:56,791 --> 01:14:01,000
‫این دنیا پُر از احساسات و اعمالیـه
‫که نمی‌شه ازشون فرار کرد.

877
01:14:02,291 --> 01:14:04,958
‫وقتی آدما کنار هم می‌ایستن،
‫دور هم جمع می‌شن،

878
01:14:05,041 --> 01:14:06,541
‫و باهم زندگی می‌کنن،

879
01:14:06,625 --> 01:14:11,166
‫آرزوهای شخصی تحریف،
‫سردرگم و حتی از هم دریده می‌شن.

880
01:14:12,416 --> 01:14:15,583
‫خواسته‌های خود آدما بهشون عذاب میده،

881
01:14:16,291 --> 01:14:19,500
‫و عشق خودشون می‌تونه بکشتـشون.

882
01:14:20,333 --> 01:14:23,208
‫رسم روزگار همینـه.

883
01:14:25,041 --> 01:14:27,000
‫- شمشیر کُن!
‫- شمشیر ری!

884
01:14:27,875 --> 01:14:30,333
‫حالا آزاد بشید!

885
01:14:46,958 --> 01:14:48,916
‫نمی‌خواستم به دنیا بیام.

886
01:14:49,625 --> 01:14:51,291
‫می‌خوام محو بشم.

887
01:14:51,916 --> 01:14:53,875
‫نمی‌خواستم به دنیا بیام.

888
01:14:58,958 --> 01:15:02,541
‫در حالی که درد و رنج همیشه
‫تو این دنیا جریان داره،

889
01:15:03,750 --> 01:15:05,750
‫همینطور که امیدها و آرزوها ریشه می‌دوئونن،

890
01:15:06,791 --> 01:15:10,250
‫آدما مثل همیشه به زندگی‌شون ادامه میدن.

891
01:15:12,041 --> 01:15:16,125
‫اما تو این مورد، با اتحاد این شمشیرهای مقدس،

892
01:15:16,208 --> 01:15:19,291
‫به شکل فیزیکی این اندوه پایان میدیم!

893
01:15:19,375 --> 01:15:22,458
‫ضربه‌ی صاعقه‌آسا!

894
01:15:22,541 --> 01:15:23,666
‫نابود شو!

895
01:15:34,166 --> 01:15:36,916
‫متاسفم. تمام این مدت،

896
01:15:37,583 --> 01:15:41,041
‫جز خودم به هیچی فکر نمی‌کردم.

897
01:16:27,166 --> 01:16:28,541
‫سلام کوچولو.

898
01:16:29,583 --> 01:16:31,125
‫از دیدنت خوشحالم.

899
01:16:32,375 --> 01:16:37,166
‫اشکالی نداره اگه اینجا، توی اوئوکو،
‫با من به عنوان مادرت زندگی کنی؟

900
01:16:38,375 --> 01:16:43,125
‫شاید مادر واقعیت نباشم،
‫اما مثل بچه‌ی خودم دوستت دارم.

901
01:16:43,791 --> 01:16:45,041
‫قبوله؟

902
01:16:45,583 --> 01:16:47,791
‫پس لطفاً بیدار شو.

903
01:16:54,208 --> 01:16:56,250
‫انگار بالاخره صدات در اومد.

904
01:16:58,791 --> 01:17:01,750
‫بچه‌ی شیرینم. گشنته؟

905
01:17:05,500 --> 01:17:06,583
‫بیا.

906
01:17:15,750 --> 01:17:17,208
‫زنده موندیم.

907
01:17:31,458 --> 01:17:33,000
‫مال یک ماه پیشه.

908
01:17:34,000 --> 01:17:36,708
‫اوئوکو هنوز همون اوئوکوئه.

909
01:17:38,750 --> 01:17:43,333
‫فقط یه روز دیگه با ۲۰۰۰ خدمتکار
‫که مشغول کارشونن.

910
01:17:53,541 --> 01:17:54,541
‫« بانو آسا »

911
01:17:54,625 --> 01:17:56,125
‫یه دانگو لطفاً!

912
01:17:56,208 --> 01:17:57,750
‫حتماً! الان میارم!

913
01:17:57,833 --> 01:18:01,625
‫بفرما، مواظب باش.

914
01:18:07,125 --> 01:18:09,666
‫« به کامه »

915
01:18:14,166 --> 01:18:16,708
‫زخم‌های اون اتفاق هنوز باقی موندن.

916
01:18:19,625 --> 01:18:22,833
‫اما کم‌کم همه چیز داره تغییر می‌کنه.

917
01:18:24,000 --> 01:18:25,375
‫هوم.

918
01:18:38,625 --> 01:18:42,916
‫- گرفتمت!
‫- خیلی سرده! اوه.

919
01:18:49,166 --> 01:18:50,416
‫بیا!

920
01:19:04,708 --> 01:19:06,208
‫خوشمزه‌ست.

921
01:19:10,375 --> 01:19:14,333
‫شاید باید ممنون بانو یوکیکو باشیم.

922
01:19:16,083 --> 01:19:19,500
‫من مطمئنم اوئوکو دووم میاره.

923
01:19:25,750 --> 01:19:29,375
‫خب، این بار چی شده که اومدی اینجا؟

924
01:19:30,000 --> 01:19:35,250
‫تورو خدا نگو باز قراره
‫یه مونونوکه‌ی دیگه اینجا باشه!

925
01:19:35,333 --> 01:19:39,000
‫تا زمانی که آدما تو این دنیا زندگی می‌کنن،
‫مونونوکه هم وجود داره.

926
01:19:42,291 --> 01:19:45,458
‫داری میری؟ به این زودی؟

927
01:19:46,333 --> 01:19:48,583
‫کارم اینجا تموم شد.

928
01:19:49,666 --> 01:19:51,333
‫اما...

929
01:19:57,708 --> 01:20:01,583
‫صبر کن! یعنی بازم همدیگه رو می‌بینیم؟

930
01:20:04,166 --> 01:20:06,000
‫کی می‌دونه؟

931
01:20:19,625 --> 01:20:21,000
‫فعلاً خدافظ.

932
01:20:21,083 --> 01:20:24,083
‫زود باش، زود باش، عجله کن! بالاخره رسیدیم!

933
01:20:24,750 --> 01:20:26,625
‫- آروم‌تر!
‫- نه.

934
01:20:27,833 --> 01:20:29,208
‫بالاخره رسیدیم!

935
01:20:29,291 --> 01:20:31,916
‫پس اینجاست! اوئوکو!

936
01:20:36,333 --> 01:20:38,291
‫چقدر هیجان‌انگیز!

937
01:20:54,291 --> 01:20:55,916
‫دنیای انسان‌ها...

938
01:21:09,250 --> 01:21:11,166
‫« فصل سوم
‫نفرین مار »

939
01:21:11,250 --> 01:21:14,166
‫« پایان »

940
01:21:14,190 --> 01:21:24,190


941
01:26:58,625 --> 01:27:05,583
‫« تا دیداری دیگر »

