﻿1
00:00:11,960 --> 00:00:15,200
‫میوه‌ی ممنوعه دست‌نخورده می‌رسد

2
00:00:15,351 --> 00:00:17,020
‫[استرالیا 1900]

3
00:00:17,760 --> 00:00:20,759
‫آن‌گاه که بادهای کویر
‫بر انحنای نرم تنش نوازشگرانه می‌وزند.

4
00:00:20,760 --> 00:00:26,239
‫چسبناک و سمج،
‫بی‌تاب در اشتیاق زایش

5
00:00:26,240 --> 00:00:31,359
‫لذیذ و دل‌انگیز
‫چون مورچه‌ای زیر پوست خط‌خطی درخت،

6
00:00:31,360 --> 00:00:37,039
‫در جست‌وجوی خلوت‌ترین پناهگاه‌ها،
‫اندام‌هایش چون شاخه‌های صیقل‌خورده‌ی مورد،

7
00:00:37,040 --> 00:00:41,800
‫- آن‌گاه که گلِ او با سپیده‌دم شکوفا می‌شود.
‫- گل؟

8
00:00:43,000 --> 00:00:48,120
‫طبیعت روحش را به تن می‌کند؛
‫بی‌پرده، وحشی، رام‌نشده

9
00:00:48,720 --> 00:00:50,200
‫پس مرد چیست؟

10
00:00:50,760 --> 00:00:53,759
‫جز بوی ویسکی پشت درهای بسته

11
00:00:53,760 --> 00:00:58,319
‫که می‌خواهد صاحب چیزی شود
‫که هیچ‌وقت مال او نمی‌شود؟

12
00:00:58,320 --> 00:01:00,320
‫واقعاً نمی‌دونم چی بگم.

13
00:01:16,480 --> 00:01:17,480
‫سیبیلا!

14
00:01:23,480 --> 00:01:26,880
‫سیبیلا! همین الان برگرد اینجا!

15
00:01:35,096 --> 00:01:41,096
‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز
‫.:: DigiMoviez.Com ::.

16
00:01:44,097 --> 00:01:46,597
‫«حرفه‌ی درخشان من»

17
00:01:46,598 --> 00:01:53,598
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
‫@DigiMoviez

18
00:01:54,880 --> 00:01:56,679
‫گفتی آب گرمه!

19
00:01:56,680 --> 00:01:58,360
‫گفتم «روح‌افزاست».

20
00:02:02,415 --> 00:02:03,415
‫[یه ماه قبل]

21
00:02:03,600 --> 00:02:04,720
‫گرتی، صبر کن!

22
00:02:05,760 --> 00:02:10,079
‫- باید فعل معلوم رو یادمون بمونه، گرت.
‫- مغزم رو به درد میاری.

23
00:02:10,080 --> 00:02:11,080
‫خودشه.

24
00:02:15,040 --> 00:02:16,440
‫«لوسی عزیز،

25
00:02:17,120 --> 00:02:18,840
‫می‌دونم با هم اختلاف‌هایی داریم.

26
00:02:20,000 --> 00:02:24,440
‫اما امروز درباره‌ی نوه‌ی بزرگم،
‫سیبیلا برات می‌نویسم.

27
00:02:25,080 --> 00:02:26,199
‫سیب، وایسا!

28
00:02:26,200 --> 00:02:28,279
‫دختره دیگه کاملاً بالغ و بزرگ شده.

29
00:02:28,280 --> 00:02:31,240
‫و فکر می‌کنم وقتش رسیده
‫که وارد اجتماع بشه.

30
00:02:32,840 --> 00:02:34,519
‫نمی‌دونم مثل تو شیرین و دل‌نشین است،

31
00:02:34,520 --> 00:02:37,799
‫یا گذاشتی مثل پدرش
‫سرکش و وحشی بار بیاد.

32
00:02:37,800 --> 00:02:40,199
‫زن‌ها باید شنا کنن. باید فحش بدن.

33
00:02:40,200 --> 00:02:42,440
‫باید مثل مردها غذا بخورن،
‫مثل مردها سوارکاری کنن.

34
00:02:44,440 --> 00:02:48,320
‫- و باید سرنوشت خودشون رو تعیین کنن، مثل...
‫- سیبیلا!

35
00:02:49,360 --> 00:02:50,920
‫سیبیلا!

36
00:02:52,120 --> 00:02:53,560
‫پس عشق چی؟

37
00:02:54,560 --> 00:02:58,159
‫- من می‌خوام خلق کنم، نه بچه بیارم.
‫- سیبیلا ملوین!

38
00:02:58,160 --> 00:03:01,120
‫اگه همین الان نیای پایین،
‫مرکبت رو ازت می‌گیرم.

39
00:03:01,640 --> 00:03:06,239
‫با این حال، اگه قراره دختره
‫اصلاً شانسی برای عشق و عاشقی داشته باشه،

40
00:03:06,240 --> 00:03:09,799
‫فکر می‌کنم ضروریه بیاید
‫و در کاداگات به ما ملحق بشه.»

41
00:03:09,800 --> 00:03:10,920
‫نه!

42
00:03:11,680 --> 00:03:15,239
‫اصلاً چرا آینده‌ی عشقی من باید براش مهم باشه؟

43
00:03:15,240 --> 00:03:18,679
‫- من که حتی ندیدمش.
‫- فقط این نیست.

44
00:03:18,680 --> 00:03:24,080
‫- وقتشه که یه خانم بشی.
‫- هیچ نویسنده‌ی بلندپروازی اینو نگفته.

45
00:03:27,120 --> 00:03:28,400
‫می‌ری.

46
00:03:34,360 --> 00:03:35,440
‫مامان!

47
00:03:36,560 --> 00:03:37,560
‫مامان!
‫[پاسم گالی]

48
00:03:38,840 --> 00:03:41,479
‫نامه‌ی مامان‌بزرگت یه مشت مزخرفه.

49
00:03:41,480 --> 00:03:42,639
‫ممنون، بابا.

50
00:03:42,640 --> 00:03:44,759
‫- دیدم یه تیکه هم به من انداخت.
‫- هی.

51
00:03:44,760 --> 00:03:47,879
‫- سرکش و وحشی، واقعاً که.
‫- موضوع تو نیستی، ریچارد.

52
00:03:47,880 --> 00:03:50,399
‫اگه ای‌قدر معرکه‌ست،
‫پس چرا تا حالا ندیدیمش؟

53
00:03:50,400 --> 00:03:51,879
‫حرف حساب زدی، گرت.

54
00:03:51,880 --> 00:03:55,199
‫چون به ‌محض اینکه مامانت با من ازدواج کرد،
‫ترکش کرد.

55
00:03:55,200 --> 00:03:57,800
‫خب، این‌ طوری هم که می‌گی نیست، ریچارد.

56
00:04:01,760 --> 00:04:04,960
‫کاداگات زیباترین جای دنیاست.

57
00:04:05,880 --> 00:04:07,439
‫خودت چرا نمی‌ری؟

58
00:04:07,440 --> 00:04:09,920
‫من دیگه هیچ‌ وقت پام رو
‫توی اون خونه نمی‌ذارم.

59
00:04:10,440 --> 00:04:11,360
‫چیزیت نمی‌شه.

60
00:04:12,880 --> 00:04:13,799
‫بابا!

61
00:04:13,800 --> 00:04:16,679
‫مامان‌بزرگت یه پیرزن مغرور
‫و تلخ و بداخلاقه.

62
00:04:16,680 --> 00:04:20,319
‫اما بالاخره فهمیده تو نوه‌ی بزرگشی.

63
00:04:20,320 --> 00:04:23,199
‫و یه کتابخونه‌ی بزرگ و عالی هم داره.

64
00:04:23,200 --> 00:04:27,399
‫- صدها کتاب و یه پیانوی درست ‌و حسابی.
‫- تو دختر باهوشی هستی، سیب.

65
00:04:27,400 --> 00:04:30,199
‫همه‌ی استعداد‌هات باید
‫فرصت شکوفا شدن پیدا کنن.

66
00:04:30,200 --> 00:04:32,599
‫که منو مثل بوقلمون ببندن و آماده کنن،

67
00:04:32,600 --> 00:04:35,279
‫بعد یواشکی بدن به یه پیرمرد بدبو
‫تا باهاش ازدواج کنم.

68
00:04:35,280 --> 00:04:37,599
‫- مطمئنم متوجه شدی.
‫- کمکی نکردی، ریچارد.

69
00:04:37,600 --> 00:04:41,159
‫ببین، لازم نیست هر چی مامان‌بزرگت گفت رو
‫انجام بدی.

70
00:04:41,160 --> 00:04:44,680
‫اما نمی‌تونی تا آخر عمرت
‫توی پاسم گالی بمونی، خودت هم نمی‌خوای.

71
00:04:50,080 --> 00:04:51,520
‫مامان‌بزرگ واقعاً پولداره؟

72
00:04:52,640 --> 00:04:54,199
‫خیلی مایه‌داره.

73
00:04:54,200 --> 00:04:56,639
‫- پس مامان چرا کاداگات رو ترک کرد؟
‫- نه.

74
00:04:56,640 --> 00:04:59,639
‫من یه قانون دارم که هیچ‌ وقت وارد دعواها

75
00:04:59,640 --> 00:05:01,480
‫و اختلافات زن‌های بوسیه نشم.

76
00:05:02,000 --> 00:05:04,240
‫خیلی سرسختن؛ مثل خودت.

77
00:05:05,080 --> 00:05:07,160
‫من ترجیح می‌دم بگی «بااراده».

78
00:05:08,200 --> 00:05:09,719
‫مامان‌بزرگت می‌خواد کمکت کنه.

79
00:05:09,720 --> 00:05:13,159
‫وگرنه چرا باید این ‌همه دردسر بکشه
‫که ازت دعوت کنه پیشش بمونی؟

80
00:05:13,160 --> 00:05:16,039
‫چیزی که اینقدر خوبه،
‫حتماً یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌اش هست، ریچارد.

81
00:05:16,040 --> 00:05:19,079
‫- مامان همیشه اینو بهت می‌گه.
‫- یا شاید هم...

82
00:05:19,080 --> 00:05:22,519
‫درست وقتی بیشتر از همیشه بهش نیاز داری،
‫بخت بهت رو می‌کنه.

83
00:05:22,520 --> 00:05:23,759
‫انتخاب با خودمه؟

84
00:05:23,760 --> 00:05:25,440
‫همیشه.

85
00:05:26,920 --> 00:05:27,920
‫عالیه.

86
00:05:28,640 --> 00:05:30,999
‫پس انتخاب می‌کنم همین ‌جا،
‫کنار همه‌تون توی پاسم گالی بمونم.

87
00:05:31,000 --> 00:05:34,559
‫و یه روز چشم باز می‌کنی، می‌بینی
‫زن یه کارگر مزرعه پخمه شدی

88
00:05:34,560 --> 00:05:36,640
‫که حتی از ما هم فقیرتره.

89
00:05:37,240 --> 00:05:38,480
‫خنده‌دار نیست.

90
00:05:39,240 --> 00:05:41,440
‫فقط به‌خاطر لجبازی،
‫این فرصت رو از دست نده.

91
00:05:42,640 --> 00:05:45,160
‫اگه بدت اومد،
‫خودم میام نجاتت می‌دم.

92
00:05:45,920 --> 00:05:47,120
‫اگه از اونجا بدت اومد.

93
00:05:49,000 --> 00:05:50,000
‫قول می‌دی؟

94
00:05:55,080 --> 00:05:58,160
‫گرت، هیزم‌ها رو بده من.

95
00:05:59,040 --> 00:06:01,000
‫دلم یه فنجون چای می‌خواد.

96
00:06:04,560 --> 00:06:05,640
‫من لجباز نیستم.

97
00:06:08,480 --> 00:06:12,000
‫شاید یه غریبه‌ی خوش‌تیپ ببینی
‫و بدجور عاشقش بشی.

98
00:06:12,840 --> 00:06:15,800
‫اون رویای توئه، گرت. نه من.

99
00:06:19,720 --> 00:06:21,399
‫اگه نتونی جلوی خودتو بگیری چی؟

100
00:06:21,400 --> 00:06:24,960
‫عشق همینه دیگه.
‫یهویی از ناکجا میاد، مثل بنگ!

101
00:06:25,840 --> 00:06:27,200
‫خویشتنداری رو تمرین می‌کنم.

102
00:06:29,120 --> 00:06:34,440
‫نه کار خونه هست، نه دغدغه‌ی پول.
‫هر وقت بخوای چای و کیک می‌خوری.

103
00:06:37,480 --> 00:06:39,520
‫بدون تو از هیچ ‌کدومش لذت نمی‌برم.

104
00:06:40,960 --> 00:06:45,080
‫ولی اگه خاله هلن و مامان‌بزرگ ازت خوششون بیاد،
‫اونوقت می‌تونم بیام دیدنت.

105
00:06:49,160 --> 00:06:50,400
‫سعیم رو می‌کنم.

106
00:06:52,240 --> 00:06:53,520
‫ولی من مثل تو نیستم، گرت.

107
00:06:54,920 --> 00:06:56,320
‫هر کسی باهام جور نمی‌شه.

108
00:06:56,920 --> 00:06:58,320
‫سعیت رو می‌کنی؟

109
00:07:00,920 --> 00:07:03,680
‫دلم می‌خواد آزاد باشم
‫هر وقت خواستم بنویسم.

110
00:07:05,200 --> 00:07:07,920
‫پس می‌تونی از تمام ماجراجویی‌هات
‫برام نامه بنویسی.

111
00:07:12,120 --> 00:07:14,160
‫راستش به چندتا داستان تازه نیاز دارم.

112
00:07:29,640 --> 00:07:32,479
‫تصمیم گرفتم ‫که دنیا رو تمام‌ و کمال تجربه کنم،

113
00:07:32,480 --> 00:07:34,479
‫قبل از اینکه بتونم درباره‌ش بنویسم.

114
00:07:34,480 --> 00:07:36,159
‫خبر خوبیه، سیب.

115
00:07:36,160 --> 00:07:37,680
‫ولی شوهر نه.

116
00:07:40,160 --> 00:07:43,200
‫داری می‌ری کاداگات!

117
00:07:52,160 --> 00:07:54,920
‫خداحافظ!

118
00:08:03,281 --> 00:08:04,281
‫[گول گول]

119
00:08:14,160 --> 00:08:15,320
‫ممنون، آقای راننده.

120
00:08:36,280 --> 00:08:37,440
‫دوشیزه ملوین؟

121
00:08:38,920 --> 00:08:40,120
‫کی می‌پرسه؟

122
00:08:41,480 --> 00:08:42,480
‫فرانک هاودن.

123
00:08:43,200 --> 00:08:44,640
‫در خدمتتونم.

124
00:08:46,640 --> 00:08:48,119
‫برای مامان‌بزرگم کار می‌کنین؟

125
00:08:48,120 --> 00:08:51,200
‫من سرکارگر موقت کاداگاتم،
‫توی مرخصی یک‌ساله‌م.

126
00:08:51,960 --> 00:08:52,919
‫از انگلستان.

127
00:08:52,920 --> 00:08:56,560
‫مامان‌بزرگ‌تون عذرخواهی کرد،
‫ولی خیلی مشتاقه شما رو ببینه.

128
00:08:58,960 --> 00:09:02,759
‫وایسین، وایسین، وایسین. دوشیزه ملوین!
‫لطفاً دوشیزه ملوین، اول من باید برم.

129
00:09:02,760 --> 00:09:05,079
‫دقت کردین مردها چطور
‫با لحن دستوری حرف می‌زنن؟

130
00:09:05,080 --> 00:09:06,999
‫از زن‌ها انتظار می‌ره
‫با لحن انفعالی حرف بزنن.

131
00:09:07,000 --> 00:09:09,039
‫«اگه ترجیح می‌دین.»
‫«اگه زحمتی نیست.»

132
00:09:09,040 --> 00:09:11,439
‫وقتی من هم‌سن شما بودم...

133
00:09:11,440 --> 00:09:15,280
‫اما اگه زن‌ها می‌تونستن آزادانه حرف بزنن،
‫خیلی کمتر مایه‌ی دردسر می‌شدن.

134
00:09:15,800 --> 00:09:18,999
‫حال‌تون خوبه؟

135
00:09:19,000 --> 00:09:22,040
‫داره می‌ره... داره می‌ره... و افتاد.

136
00:09:23,160 --> 00:09:24,999
‫یکم زوده براش، ولی خب.

137
00:09:25,000 --> 00:09:28,200
‫- بیا. کمک می‌خوای؟
‫- آره.

138
00:09:28,880 --> 00:09:31,519
‫- لااقل بذار کیفت رو بیارم.
‫- وای، مواظب باش!

139
00:09:31,520 --> 00:09:33,959
‫خطریه کنارت کبریت روشن کرد.
‫بلند شو.

140
00:09:33,960 --> 00:09:35,239
‫خوبم!

141
00:09:35,240 --> 00:09:37,119
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

142
00:09:37,120 --> 00:09:38,400
‫دوستای قدیمی.

143
00:09:39,240 --> 00:09:40,240
‫کتاب‌هام.

144
00:09:41,800 --> 00:09:42,800
‫از این طرف؟

145
00:09:44,360 --> 00:09:45,480
‫خانم ملوین.

146
00:09:57,520 --> 00:09:59,480
‫اینجارو باش...

147
00:10:05,800 --> 00:10:08,519
‫- هاودن.
‫- بیچام. ایشون خانم ملوین هستن.

148
00:10:08,520 --> 00:10:10,760
‫یادداشتم رو درباره‌ی اینکه اودانهیوها
‫مجبورن بفروشن، گرفتی؟

149
00:10:12,000 --> 00:10:13,959
‫بوسیه‌‌ها دیگه ملکی نمی‌گیرن.

150
00:10:13,960 --> 00:10:15,919
‫موضوع کمک به همسایه‌مونه
‫تا مزرعه‌ش رو نگه داره.

151
00:10:15,920 --> 00:10:18,519
‫شاید نباید پولی که نمی‌تونست
‫پس بده رو قرض می‌گرفت.

152
00:10:18,520 --> 00:10:20,599
‫اگه یه مزرعه از دست بره،
‫همه‌مون زمین می‌خوریم.

153
00:10:20,600 --> 00:10:23,000
‫برو حیوون!

154
00:10:31,880 --> 00:10:33,840
‫آقای بیچام همیشه انقدر خشک و سرده؟

155
00:10:35,520 --> 00:10:37,520
‫هرجور دلش بخواد رفتار می‌کنه.

156
00:10:38,040 --> 00:10:40,719
‫تو این دور و بر،
‫بیچام‌ها حکم خاندان سلطنتی استعماری رو دارن.

157
00:10:40,720 --> 00:10:43,920
‫من به سلطنت اعتقادی ندارم.
‫دوران فدراسیون داره از راه می‌رسه و منم خوشحالم.

158
00:10:45,240 --> 00:10:47,559
‫پس با خاله‌ش، آگوستا بیچام،
‫خیلی خوب کنار میای.

159
00:10:47,560 --> 00:10:52,800
‫دوست صمیمی مادربزرگته. همیشه یه هدف جدید داره.
‫طرفدار دوآتیشه‌ی حق رأی زنان.

160
00:10:54,440 --> 00:10:55,759
‫حالا دیگه برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کنم.

161
00:10:55,760 --> 00:10:58,960
‫خب، شانس آوردی.
‫ما به جشن تولدش دعوتیم.

162
00:11:00,680 --> 00:11:02,520
‫اولین مهمونیم به این زودی؟

163
00:11:03,400 --> 00:11:04,960
‫عالیه.

164
00:11:28,273 --> 00:11:30,592
‫[کاداگات]

165
00:11:35,560 --> 00:11:36,560
‫کسی هست؟

166
00:11:56,320 --> 00:11:57,320
‫کسی هست؟

167
00:11:58,200 --> 00:11:59,480
‫کسی خونه‌ست؟

168
00:12:56,560 --> 00:12:58,040
‫آها، اینجایی.

169
00:13:06,280 --> 00:13:08,280
‫اینجایید.

170
00:13:22,240 --> 00:13:24,240
‫نفس طبیعت

171
00:13:25,040 --> 00:13:28,480
‫همچو نسیمی خنک و تمیز

172
00:13:30,840 --> 00:13:33,760
‫که با بوی شیرین کود اسب ترکیب شده.

173
00:13:59,200 --> 00:14:00,320
‫سلام.

174
00:14:05,120 --> 00:14:06,359
‫آروم باش، پسر.

175
00:14:06,360 --> 00:14:09,360
‫عجب اسب باشکوهی. می‌تونم بهش سلام کنم؟

176
00:14:11,320 --> 00:14:13,360
‫نباید بیای اینجا.
‫این حیوون هنوز نیمه‌وحشیه.

177
00:14:14,320 --> 00:14:15,800
‫خیلی گیراست.

178
00:14:22,760 --> 00:14:25,279
‫اسمت چیه، خوش‌تیپ؟

179
00:14:25,280 --> 00:14:26,320
‫بو.

180
00:14:26,920 --> 00:14:28,079
‫اسم برازنده‌ای داره.

181
00:14:28,080 --> 00:14:30,279
‫تو همونی هستی که تازه اومدی.
‫نوه خانواده.

182
00:14:30,280 --> 00:14:32,440
‫خودمم. سیبیلا ملوین.

183
00:14:34,440 --> 00:14:36,880
‫نل. نل کربی.

184
00:14:38,240 --> 00:14:41,999
‫- داری تربیتش می‌کنی، نل؟
‫- هنوز اول راهه، ولی اسب خوبیه.

185
00:14:42,000 --> 00:14:45,040
‫- خانم بوسیه خوب می‌دونه چی انتخاب کنه.
‫- سیبیلا؟

186
00:14:45,960 --> 00:14:49,760
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟
‫همه‌ جا رو دنبالت گشتیم.

187
00:14:50,280 --> 00:14:53,079
‫تقصیر منه، خانم.
‫داشتم بو رو نشونش می‌دادم.

188
00:14:53,080 --> 00:14:56,280
‫ببرش اصطبل.
‫بعداً میام دنبال هردوتون.

189
00:14:57,800 --> 00:15:00,360
‫مادربزرگ. بالاخره.

190
00:15:05,400 --> 00:15:06,999
‫و شما هم حتماً باید خاله‌م هلن باشی.

191
00:15:07,000 --> 00:15:09,639
‫نگاش کن، چه بزرگ شده.

192
00:15:09,640 --> 00:15:11,559
‫خیلی خوشحالم که بالاخره اینجایی، سیبیلا.

193
00:15:11,560 --> 00:15:13,879
‫از اونی که فکر می‌کردم ریزه‌میزه‌تری.

194
00:15:13,880 --> 00:15:15,520
‫اینم از عادت‌های بد منه.

195
00:15:16,040 --> 00:15:18,320
‫چرا کتت این‌ طوری بازه؟

196
00:15:18,840 --> 00:15:22,640
‫تو یه همچین روزی، حس خیلی خوبیه که
‫بذاری هوا جریان پیدا کنه، فکر نمی‌کنی؟

197
00:15:23,520 --> 00:15:24,520
‫عجوله.

198
00:15:25,920 --> 00:15:29,680
‫خب، مطمئنم سیبیلا مشتاقه که یاد بگیره.

199
00:15:30,400 --> 00:15:31,240
‫هستم.

200
00:15:32,080 --> 00:15:35,880
‫شاید بهتره سیبیلا رو تنها بذاریم
‫تا یه آبی به دست و روش بزنه و لباساشو عوض کنه.

201
00:15:37,560 --> 00:15:38,800
‫نل؟

202
00:15:39,400 --> 00:15:42,759
‫صبح بردیش بیرون؟
‫با زین چی کار کردی؟

203
00:15:42,760 --> 00:15:44,439
‫این لباس قدیمیه مامانه.

204
00:15:44,440 --> 00:15:47,559
‫اصلاً نمی‌دونم، ولی گرتی می‌گه
‫کاملاً از مد افتاده.

205
00:15:52,560 --> 00:15:55,320
‫تازه، این تنها چیزیه که دارم.

206
00:15:57,320 --> 00:15:58,960
‫اتاقت تو همین راهروئه.

207
00:15:59,720 --> 00:16:00,920
‫اینجاست.

208
00:16:08,720 --> 00:16:10,119
‫می‌ترسم به چیزی دست بزنم.

209
00:16:10,120 --> 00:16:13,000
‫خب، دیگه مال خودته.

210
00:16:20,040 --> 00:16:21,719
‫مادربزرگم همیشه انقدر دلرباست؟

211
00:16:21,720 --> 00:16:25,520
‫معلومه که دختر خواهرمی.

212
00:16:26,200 --> 00:16:29,400
‫ایناهاش. بیا تو، بتی. در رو ببند.

213
00:16:32,960 --> 00:16:34,240
‫سیبیلا ملوین.

214
00:16:35,240 --> 00:16:36,680
‫بتی.

215
00:16:39,200 --> 00:16:43,039
‫این... برای شماست.

216
00:16:43,040 --> 00:16:44,759
‫از طرف مامانم.

217
00:16:44,760 --> 00:16:47,119
‫ممنون.

218
00:16:47,120 --> 00:16:49,480
‫بین خودمون بمونه.

219
00:16:50,000 --> 00:16:53,439
‫من در مورد رازها مثل زاغیم.
‫چیزای براق رو پیش خودم نگه می‌دارم.

220
00:16:53,440 --> 00:16:56,639
‫مامان می‌گه بیوه‌ای.

221
00:16:56,640 --> 00:16:57,959
‫متأسفم.

222
00:16:57,960 --> 00:16:59,719
‫تا فکری میاد تو سرم،

223
00:16:59,720 --> 00:17:02,079
‫قبل از اینکه بتونم جلوش رو بگیرم،
‫از دهنم پریده بیرون.

224
00:17:02,080 --> 00:17:03,360
‫خیلی وقت پیش بود.

225
00:17:03,880 --> 00:17:05,240
‫بذار کمکت کنم لباست رو عوض کنی.

226
00:17:06,160 --> 00:17:07,280
‫چی شد؟

227
00:17:12,640 --> 00:17:15,480
‫نیویورک ماه عسل بودیم.

228
00:17:16,720 --> 00:17:18,480
‫آنفولانزا گرفت و...

229
00:17:19,840 --> 00:17:23,120
‫تا چشم هم زدم، کار از کار گذشته بود
‫و من برگشتم اینجا.

230
00:17:23,720 --> 00:17:26,040
‫این غم‌انگیزترین داستانی بود که تا حالا شنیدم.

231
00:17:29,720 --> 00:17:32,879
‫چرا دیگه ازدواج نکردی؟
‫خیلی زیبایی.

232
00:17:32,880 --> 00:17:36,880
‫فکر کنم آدم مناسبش رو پیدا نکردم.

233
00:17:42,160 --> 00:17:43,200
‫از شرشون خلاص شو.

234
00:17:48,960 --> 00:17:51,159
‫نگاه کن، از دنیا بی‌خبره.

235
00:17:51,160 --> 00:17:53,119
‫خب، اون من نیستم. لوسی‌ ـه.

236
00:17:53,120 --> 00:17:55,799
‫درست مثل اونی.

237
00:17:55,800 --> 00:17:57,519
‫داری دروغ می‌گی.

238
00:17:57,520 --> 00:18:00,199
‫من به بابام رفتم.
‫کله‌شقم و دماغمم سر بالاست.

239
00:18:00,200 --> 00:18:02,960
‫واسه همینه که ترجیح می‌دم مستقیم نگاه کنم.

240
00:18:04,080 --> 00:18:05,080
‫بشین.

241
00:18:09,160 --> 00:18:11,400
‫ازدواج پدر و مادرم مگه چه اشکالی داشت؟

242
00:18:13,440 --> 00:18:16,039
‫پدرت یه آدم پرشور و توفانی بود.

243
00:18:16,040 --> 00:18:19,280
‫همه مجذوبش شده بودیم،
‫مخصوصاً لوسی.

244
00:18:20,480 --> 00:18:22,120
‫- ولی اون...
‫- دمدمی‌مزاج بود.

245
00:18:23,080 --> 00:18:26,480
‫- دقیقاً درست گفتی.
‫- یکی از کلمه‌های مورد علاقه‌مه.

246
00:18:28,440 --> 00:18:29,440
‫خب...

247
00:18:30,720 --> 00:18:33,559
‫یه چیزی که اندازه‌ته پیدا کن.
‫چند دست از لباسای قدیمی منن.

248
00:18:33,560 --> 00:18:35,440
‫برات چندتا لباس زیر جدید می‌خرم.

249
00:18:37,600 --> 00:18:41,479
‫تو برام انتخاب می‌کنی؟
‫اینجا کارا این‌ طوری پیش می‌ره؟

250
00:18:41,480 --> 00:18:42,960
‫می‌تونم امتحان کنم.

251
00:18:47,880 --> 00:18:49,720
‫همیشه عاشق این یکی بودم.

252
00:18:50,240 --> 00:18:51,799
‫ممنونم.

253
00:18:51,800 --> 00:18:55,040
‫باید اتفاقات امروز رو بنویسم
‫تا هنوز تو ذهنم تازه‌ست.

254
00:19:33,240 --> 00:19:34,760
‫دهنت رو بپوشون.

255
00:19:40,720 --> 00:19:42,400
‫شاید بتونیم یه بازی کنیم.

256
00:19:43,520 --> 00:19:44,480
‫پانتومیم بلدید؟

257
00:19:45,240 --> 00:19:48,200
‫آقای هاودن، تا حالا اصلاً تلاشی کردی
‫که سر صحبت رو باز کنی؟

258
00:19:50,600 --> 00:19:52,840
‫شنیدم امروز هری بیچام رو دیدی.

259
00:19:54,400 --> 00:19:57,040
‫- همون مرد خشک و تندخوی سوار بر اسب قشنگ؟
‫- خودشه.

260
00:19:58,280 --> 00:19:59,519
‫خیلی بی‌ادب بود.

261
00:19:59,520 --> 00:20:01,839
‫ولی بی‌صبرانه منتظرم که
‫با خاله‌ش تو مهمونی تولدش حرف بزنم.

262
00:20:01,840 --> 00:20:03,879
‫به هیچ‌وجه.

263
00:20:03,880 --> 00:20:07,680
‫- آگوستا عاشق اینه که دختر لوسی رو ببینه.
‫- سیبیلا هنوز آماده نیست.

264
00:20:08,280 --> 00:20:11,520
‫نمی‌شه که همه‌ چی رو با
‫جشن تولد آگوستا بیچام شروع کنیم.

265
00:20:17,960 --> 00:20:19,879
‫انگار که خواهرزاده‌ش خودش الگوی ادب و نزاکته.

266
00:20:19,880 --> 00:20:21,799
‫- طبق استانداردهای کی؟
‫- طبق استاندارد من...

267
00:20:21,800 --> 00:20:23,000
‫هیس!

268
00:20:25,440 --> 00:20:27,359
‫- ببخشید، خانم بوسیه.
‫- بتی.

269
00:20:27,360 --> 00:20:28,519
‫عذر می‌خوام که مزاحم شدم.

270
00:20:28,520 --> 00:20:32,039
‫تمام روز بیرون بودم،
‫اسب نیاز به استراحت و آب داره.

271
00:20:32,040 --> 00:20:33,319
‫حتماً.

272
00:20:33,320 --> 00:20:37,999
‫گروهبان بیکر، اجازه بدید نوه‌م،
‫سیبیلا ملوین رو بهتون معرفی کنم.

273
00:20:38,000 --> 00:20:39,399
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم، خانم.

274
00:20:39,400 --> 00:20:42,479
‫بتی، می‌شه یه چیزی برای گروهبان بیکر بیاری
‫تا وقتی منتظره؟

275
00:20:42,480 --> 00:20:44,320
‫ممنون.

276
00:20:51,040 --> 00:20:52,840
‫پس اجازه دارم با پلیس ملاقات کنم.

277
00:20:53,360 --> 00:20:55,360
‫اون از طبقه‌ی ما نیست.

278
00:20:58,800 --> 00:21:00,199
‫- باید برم دست ‌به آب.
‫- دستشویی.

279
00:21:00,200 --> 00:21:01,800
‫- میشه؟
‫- اجازه هست؟

280
00:21:17,200 --> 00:21:20,959
‫جوهر سیاه بر پهنه آسمان می‌چکد،

281
00:21:20,960 --> 00:21:24,240
‫و ستاره‌ها چون وعده‌ای می‌درخشند،

282
00:21:25,000 --> 00:21:26,920
‫چون اینجا هیچ چیز نمی‌درخشد.

283
00:22:18,120 --> 00:22:19,120
‫مجبوری؟

284
00:22:22,960 --> 00:22:23,960
‫می‌تونم...؟

285
00:22:25,640 --> 00:22:26,600
‫اجازه می‌دی بزنم؟

286
00:22:27,600 --> 00:22:28,879
‫سیبیلا.

287
00:22:28,880 --> 00:22:30,280
‫لوسی عاشق پیانو بود.

288
00:22:31,200 --> 00:22:32,960
‫فکر می‌کنی کی بهم یاد داد؟

289
00:23:38,680 --> 00:23:40,120
‫غیرمنتظره بود.

290
00:23:40,880 --> 00:23:44,279
‫اون تو خیلی ساکت بود.

291
00:23:44,280 --> 00:23:49,040
‫تو خونه، نوبتی می‌زنیم، آواز می‌خونیم،
‫می‌رقصیم، نمایش بازی می‌کنیم.

292
00:23:49,560 --> 00:23:50,839
‫فقط الکی وقت‌گذرونی می‌کنیم.

293
00:23:50,840 --> 00:23:52,200
‫عجیب‌ و غریب به نظر می‌رسه.

294
00:23:56,040 --> 00:23:57,320
‫حالا داری مسخره‌م می‌کنی.

295
00:23:58,880 --> 00:24:00,240
‫راستش رو بخوای، متعجبم کردی.

296
00:24:03,440 --> 00:24:05,239
‫یعنی من یه موجود عجیب ‌و غریبم؟

297
00:24:05,240 --> 00:24:06,680
‫قطعاً.

298
00:24:08,200 --> 00:24:12,959
‫در هر صورت، مطمئنم که
‫همسر فوق‌العاده‌ای برای کسی می‌شی.

299
00:24:12,960 --> 00:24:14,680
‫ولی ما تازه همدیگه رو دیدیم.

300
00:24:23,320 --> 00:24:24,520
‫شوخی کردم.

301
00:24:25,560 --> 00:24:27,080
‫باور کن.

302
00:24:36,440 --> 00:24:38,120
‫ولی مگه واسه همین اینجا نیستی؟

303
00:24:38,720 --> 00:24:40,600
‫این نقشه‌ی مادربزرگه. مال من نیست.

304
00:24:43,760 --> 00:24:47,680
‫من اینجام که ذهنم رو باز کنم
‫و کمی فرهنگ یاد بگیرم.

305
00:24:49,720 --> 00:24:51,320
‫خیلی با اون چیزا فاصله داریم.

306
00:24:54,560 --> 00:24:58,200
‫خانواده‌ی من که مطمئناً
‫فکر می‌کنن خیلی دورم.

307
00:25:00,720 --> 00:25:03,280
‫نمی‌تونم تصور کنم برای شما چطوریه،
‫آقای هاودن.

308
00:25:07,240 --> 00:25:09,000
‫مثل نفس کشیدن تو هوای آزاد.

309
00:25:16,400 --> 00:25:17,760
‫و لطفاً منو فرانک صدا کن.

310
00:25:20,840 --> 00:25:22,120
‫شب ‌بخیر، سیبیلا.

311
00:25:31,640 --> 00:25:33,600
‫اصلاً می‌دونستی اون نوه داره؟

312
00:25:34,200 --> 00:25:36,719
‫آره، مامان یه چیزایی
‫راجع به دردسرهای سال‌های پیش گفت.

313
00:25:38,120 --> 00:25:40,799
‫دختر کوچیکش،
‫با یه پسره‌ی مفت‌خور ازدواج کرد.

314
00:25:40,800 --> 00:25:43,079
‫بعدش یه عالمه پول قرض کردن.

315
00:25:43,080 --> 00:25:45,880
‫هیچ‌وقت پسش ندادن.

316
00:25:49,120 --> 00:25:50,199
‫- هی.
‫- شرمنده.

317
00:25:50,200 --> 00:25:53,200
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم داستان
‫چرت‌ و پرت بود یا بوی خودت، آبجی.

318
00:25:54,680 --> 00:25:56,039
‫ای، خجالت بکش!

319
00:25:56,040 --> 00:25:57,759
‫حدس بزن چی دیدم؟

320
00:25:57,760 --> 00:25:59,959
‫خب، اون تازه وارده رو می‌شناسی؟
‫همون نوه رو؟

321
00:25:59,960 --> 00:26:02,839
‫توی حیاط پشتی، پشت بوته‌ها دیدمش،

322
00:26:02,840 --> 00:26:05,839
‫داشت یه مشت چرت‌ و پرت عجیب غریب می‌گفت،
‫و سوت می‌زد.

323
00:26:05,840 --> 00:26:06,919
‫- نه.
‫- آره.

324
00:26:06,920 --> 00:26:08,240
‫- نه.
‫- آره! این‌طوری.

325
00:26:10,360 --> 00:26:12,639
‫«ستاره‌های تو آسمون می‌درخشن.»

326
00:26:12,640 --> 00:26:15,479
‫نه، اگه قراره شب سوت بزنی
‫اصلاً نزدیک من نیا.

327
00:26:15,480 --> 00:26:17,319
‫نه، جدی، نه؟

328
00:26:17,320 --> 00:26:19,920
‫ولی دختر خوبیه. از بو خوشش اومد.

329
00:26:20,520 --> 00:26:23,360
‫اگه بیشتر از این با اون اسب وقت بگذرونی،
‫خودت تبدیل به اسب می‌شی.

330
00:26:24,080 --> 00:26:27,599
‫بهتر از اینه که بشم بله‌ قربان‌گو.
‫«بله، خانم بوسیه.»

331
00:26:27,600 --> 00:26:31,200
‫- «بله، لطفاً. اشکالی نداره؟»
‫- من این‌طوری حرف نمی‌زنم.

332
00:26:33,960 --> 00:26:36,400
‫منظورم اینه که،
‫مگه چی می‌شه اگه بخوای رئیس باشی؟

333
00:26:37,000 --> 00:26:38,080
‫منصفانه‌ست.

334
00:26:39,560 --> 00:26:40,960
‫خیلی خب، من می‌رم بخوابم.

335
00:26:41,480 --> 00:26:42,560
‫نمیای، آبجی؟

336
00:26:43,560 --> 00:26:46,880
‫- نه، من همین‌جا می‌مونم.
‫- باشه، خب.

337
00:26:49,640 --> 00:26:50,879
‫شب ‌بخیر، آبجی.

338
00:26:50,880 --> 00:26:51,880
‫شب بخیر.

339
00:26:56,560 --> 00:27:03,000
‫هم‌زمان با بیداری کاداگات روح طبیعت اوج می‌گیره،

340
00:27:04,280 --> 00:27:07,160
‫و روز شروع می‌شه مثل یک...

341
00:27:08,320 --> 00:27:10,359
‫بوسه‌ی طلایی.

342
00:27:10,360 --> 00:27:11,640
‫نه.

343
00:27:13,240 --> 00:27:16,320
‫عسل گداخته.

344
00:27:17,720 --> 00:27:18,920
‫این بهتره.

345
00:27:51,720 --> 00:27:54,519
‫خورشید شبنم را می‌سوزاند،

346
00:27:54,520 --> 00:27:58,760
‫مثل عرقی که بر ترقوه‌های مردی خشک می‌شود.

347
00:28:05,760 --> 00:28:07,080
‫آخ!

348
00:28:07,680 --> 00:28:08,640
‫اوه!

349
00:28:11,240 --> 00:28:12,760
‫سلام.

350
00:28:22,800 --> 00:28:24,040
‫خدمتکار جدیدی؟

351
00:28:26,000 --> 00:28:26,840
‫بله، قربان.

352
00:28:28,160 --> 00:28:29,160
‫بفرما.

353
00:28:34,200 --> 00:28:36,359
‫خب، بهتره ببرمت به یه جای امن‌تر.

354
00:28:49,400 --> 00:28:51,800
‫می‌دونی اونا خودشون یه باغ سیب دارن؟

355
00:28:53,120 --> 00:28:56,000
‫امیدوارم بتونم اون اژدهای پیر رو
‫راضی کنم یه لطفی بهم بکنه.

356
00:28:56,640 --> 00:28:58,200
‫آتش از دهنش بیرون می‌ده؟

357
00:28:59,440 --> 00:29:00,480
‫اگه بیرون بده،

358
00:29:01,680 --> 00:29:04,560
‫جای تو بودم نگران این‌ همه ترکه چوب می‌شدم.

359
00:29:07,960 --> 00:29:09,799
‫پس شما آقای بیچام هستی.

360
00:29:09,800 --> 00:29:11,960
‫شنیدم خاله‌تون یه مهمونی داره.

361
00:29:13,280 --> 00:29:16,440
‫واسه همین اینجام.
‫ولی از درخواست لطف متنفرم.

362
00:29:17,440 --> 00:29:18,480
‫هری!

363
00:29:24,480 --> 00:29:27,120
‫می‌بینم که با خواهرزاده‌م سیبیلا ملوین آشنا شدی.

364
00:29:28,280 --> 00:29:29,400
‫البته.

365
00:29:30,400 --> 00:29:32,840
‫- چطور می‌تونستم نبینمش؟
‫- صبح بخیر، هری.

366
00:29:33,360 --> 00:29:36,040
‫- خانم بوسیه.
‫- اینا چیه؟

367
00:29:37,280 --> 00:29:39,079
‫تقصیر منه.

368
00:29:39,080 --> 00:29:41,199
‫سیب‌هام از دستم افتاد.

369
00:29:41,200 --> 00:29:43,320
‫مطمئنم تو مقصر نیستی.

370
00:29:45,320 --> 00:29:47,920
‫خب... سیب؟

371
00:29:48,480 --> 00:29:49,600
‫یه بهونه‌ست.

372
00:29:50,720 --> 00:29:53,079
‫درباره‌ی مهمونی خاله‌مه.
‫اواخر همین ماه.

373
00:29:53,080 --> 00:29:55,880
‫متأسفانه، سیبیلا نمی‌تونه بیاد.

374
00:29:56,920 --> 00:29:58,200
‫خب...

375
00:29:58,960 --> 00:30:02,799
‫موضوع اینه که... نگرانم اگه بخوام
‫تو خونه سورپرایزش کنم، خرابکاری کنم.

376
00:30:02,800 --> 00:30:04,719
‫هیچی از زیر دستش در نمی‌ره.

377
00:30:04,720 --> 00:30:06,999
‫اون یه لطفی ازمون می‌خواد،
‫ولی انقدر باادبه که نمی‌تونه رک بگه.

378
00:30:07,000 --> 00:30:09,400
‫هری، هر چیزی که بخوای
‫می‌تونی از ما درخواست کنی.

379
00:30:10,640 --> 00:30:12,840
‫فکر می‌کنید
‫بشه مهمونی گاسی رو اینجا بگیریم؟

380
00:30:15,280 --> 00:30:16,480
‫با کمال میل.

381
00:30:17,080 --> 00:30:18,720
‫عالیه...

382
00:30:19,720 --> 00:30:22,480
‫البته همه‌ چیزش با منه،
‫و من همه‌ چی رو می‌فرستم.

383
00:30:23,560 --> 00:30:27,240
‫و لطفاً بذارید نوه‌تون هم بیاد.
‫مطمئنم خاله‌م اصرار می‌کنه.

384
00:30:28,320 --> 00:30:29,320
‫حتماً.

385
00:30:37,400 --> 00:30:40,000
‫سیبیلا، یهو خیلی موذی شدی‌ها.

386
00:30:41,360 --> 00:30:43,399
‫اون که کاملاً معصومه.

387
00:30:43,400 --> 00:30:46,439
‫یه چیزی بهم می‌گه
‫که به‌ندرت این‌طوریه.

388
00:30:46,440 --> 00:30:47,799
‫خداحافظ.

389
00:30:47,800 --> 00:30:50,399
‫اینم از این.
‫و خیلی وقت نداریم.

390
00:30:50,400 --> 00:30:53,279
‫شونه‌ها رو بده عقب.
‫اندام قشنگ و محکمی داره.

391
00:30:53,280 --> 00:30:55,559
‫- ولی موهاش.
‫- خب، ما اونو به یکی از ویژگی‌های برجسته‌ش تبدیل می‌کنیم.

392
00:30:55,560 --> 00:30:56,919
‫بدون اون برگ و بارها.

393
00:30:56,920 --> 00:31:00,720
‫خب، قطعاً یه ویژگی خاصه.
‫مطمئنم تو می‌تونی معجزه کنی، هلن.

394
00:31:01,240 --> 00:31:02,280
‫پس اجازه هست منم بیام؟

395
00:31:03,200 --> 00:31:04,200
‫ببینیم چی می‌شه.

396
00:31:17,040 --> 00:31:20,960
‫«گرت عزیزم،

397
00:31:24,040 --> 00:31:28,680
‫دارن به سر و وضعم می‌رسن،

398
00:31:29,680 --> 00:31:31,639
‫صاف و صوفم می‌کنن،

399
00:31:31,640 --> 00:31:35,839
‫و کم‌کم دارن
‫منو تو سیخ آداب‌دانی کباب می‌کنن.»

400
00:31:35,840 --> 00:31:37,480
‫آگوستا بیچام چه جور آدمیه؟

401
00:31:38,800 --> 00:31:40,280
‫آگوستا ساز خودش رو می‌زنه.

402
00:31:41,080 --> 00:31:47,040
‫دارم انواع ترفندهای جدید رو یاد می‌گیرم.

403
00:31:47,560 --> 00:31:48,759
‫ظریف...

404
00:31:48,760 --> 00:31:50,839
‫مثل... راه رفتن.

405
00:31:50,840 --> 00:31:52,280
‫مثل یه آهو.

406
00:31:55,440 --> 00:31:56,719
‫دوباره.

407
00:31:56,720 --> 00:32:00,720
‫فرانک می‌گه اون طرفدار حق رأی زن‌هاست.
‫منم هستم. صد در صد.

408
00:32:01,400 --> 00:32:02,440
‫تو چی؟

409
00:32:04,160 --> 00:32:05,520
‫من دوست ندارم دردسر درست کنم.

410
00:32:07,440 --> 00:32:08,680
‫و غذا خوردن.

411
00:32:12,440 --> 00:32:15,120
‫ولی بالاخره داره اتفاق می‌افته، گرت.

412
00:32:15,640 --> 00:32:16,759
‫مفیده.

413
00:32:16,760 --> 00:32:20,119
‫زنان نیمی از دنیا رو تشکیل می‌دن
‫و همه‌ رو هم اونا به دنیا میارن.

414
00:32:20,120 --> 00:32:23,120
‫چطور درخواست برابری
‫دردسر درست کردنه؟

415
00:32:23,800 --> 00:32:28,200
‫دارم طعم زندگی رو می‌چشم.

416
00:32:52,440 --> 00:32:54,640
‫سورپرایز!

417
00:33:01,320 --> 00:33:03,080
‫اون دیگه کیه؟

418
00:33:03,800 --> 00:33:05,840
‫تولد من نیست.

419
00:33:07,640 --> 00:33:10,040
‫تولد کی نیست؟

420
00:33:12,080 --> 00:33:18,360
‫وای! پس این همونیه که بهش می‌گید
‫یه شام کوچیک با دوستای قدیمی.

421
00:33:19,720 --> 00:33:25,000
‫از غافلگیری متنفرم.
‫سیبیلا ملوین، یه لطف بزرگ بهم کردی.

422
00:33:28,240 --> 00:33:30,200
‫چشمات به مادرت رفته.

423
00:33:31,560 --> 00:33:35,560
‫و حق با تو بود، هری.
‫اون واقعاً خاصه.

424
00:33:37,000 --> 00:33:39,159
‫جوزفین!

425
00:33:39,160 --> 00:33:43,759
‫دیدن همه‌تون چقدر لذت‌بخشه.
‫شامپاین دارید؟

426
00:33:43,760 --> 00:33:46,719
‫- آگوستا، تولدت مبارک.
‫- ممنونم.

427
00:33:46,720 --> 00:33:49,320
‫بابت سورپرایز خیلی متاسفم.

428
00:33:50,240 --> 00:33:52,160
‫فکر کنم امشب، اون سورپرایز تو باشی.

429
00:34:03,920 --> 00:34:05,960
‫چه حسی داره که وارد اجتماع شدی؟

430
00:34:06,800 --> 00:34:08,320
‫جذاب.

431
00:34:08,960 --> 00:34:12,520
‫این کلمه‌ی مناسبی برای
‫اجتماع استرالیاست.

432
00:34:17,760 --> 00:34:21,359
‫می‌دونم تازه رسیدیم،
‫ولی من دوست ندارم تو جمع حرف بزنم،

433
00:34:21,360 --> 00:34:24,479
‫و خاله‌م هم متنفره از اینکه
‫مهمونی رو با سخنرانی تلف کنم.

434
00:34:24,480 --> 00:34:26,680
‫مهمونی واسه شامپاین و حرف‌زدنه.

435
00:34:28,280 --> 00:34:32,599
‫پس بیاید سریع یه نوشیدنی به سلامتی
‫خاله‌ی فوق‌العاده‌م بنوشیم.

436
00:34:32,600 --> 00:34:36,799
‫گاس، تو زندگی من رو
‫خیلی خیلی جذاب‌تر کردی

437
00:34:36,800 --> 00:34:39,599
‫و خونه‌م رو هم پر از چیزمیزهای مختلف.

438
00:34:39,600 --> 00:34:41,120
‫بهش می‌گن هنر، هَل.

439
00:34:42,240 --> 00:34:43,680
‫تو هر جمعی نه.

440
00:34:45,080 --> 00:34:46,159
‫به سلامتی آگوستا.

441
00:34:46,160 --> 00:34:47,919
‫- آگوستا!
‫- تولدت مبارک!

442
00:34:47,920 --> 00:34:49,879
‫- تولدت مبارک!
‫- تولدت مبارک.

443
00:34:49,880 --> 00:34:52,440
‫بسه. ادامه بدید.

444
00:34:54,560 --> 00:34:55,400
‫موفق باشی.

445
00:35:00,480 --> 00:35:02,800
‫- تولدت مبارک، آگوستا.
‫- به سلامتی.

446
00:35:03,880 --> 00:35:06,319
‫- فکر کنم عالی بود.
‫- صد در صد.

447
00:35:06,320 --> 00:35:07,439
‫این طور فکر می‌کنی؟

448
00:35:07,440 --> 00:35:11,719
‫♪ یه کولی سرگردان توی چمنزارها ♪

449
00:35:11,720 --> 00:35:13,279
‫♪ یه سهره رو دید ♪

450
00:35:13,280 --> 00:35:15,399
‫♪ یه سهره روی یه درخت ♪

451
00:35:15,400 --> 00:35:16,799
‫به سلامتی!

452
00:35:16,800 --> 00:35:21,519
‫احتمالاً فقط...

453
00:35:21,520 --> 00:35:25,960
‫♪ گوش کن، آوازه‌خون، به من گوش کن ♪

454
00:35:44,560 --> 00:35:46,839
‫♪ این چیزیه که آوازت باید باشه ♪

455
00:35:46,840 --> 00:35:49,159
‫♪ این چیزیه که آوازت ♪

456
00:35:49,160 --> 00:35:53,760
‫♪ این چیزیه که آوازت باید باشه ♪

457
00:35:54,640 --> 00:35:55,759
‫آره.

458
00:35:55,760 --> 00:35:58,839
‫- به سلامتی، عزیزم.
‫- ♪ بعد یه سرود، سهره خوند... ♪

459
00:35:58,840 --> 00:36:00,920
‫خیلی مشتاق اونم.

460
00:36:01,520 --> 00:36:04,519
‫ستاره‌ی مجلس.

461
00:36:04,520 --> 00:36:07,639
‫نباید باهات حرف بزنم،
‫ولی نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.

462
00:36:07,640 --> 00:36:10,199
‫خب، امشب تو ستاره‌ای.

463
00:36:10,200 --> 00:36:12,600
‫بهترین‌ها رو می‌تونی انتخاب کنی.

464
00:36:13,440 --> 00:36:15,039
‫از بین مردای جوون.

465
00:36:15,040 --> 00:36:18,040
‫پس این چیزیه که اینجا پرورش می‌دن.

466
00:36:20,200 --> 00:36:24,959
‫به مادربزرگ نگو، ولی من
‫به پرورش یه چیز دیگه علاقمندم.

467
00:36:24,960 --> 00:36:27,879
‫جالبه. چی هست؟

468
00:36:27,880 --> 00:36:29,839
‫آگوستا، لطفاً من رو ببخش.

469
00:36:29,840 --> 00:36:32,200
‫فرانک هاودن سراغت رو گرفته بود.

470
00:36:32,840 --> 00:36:33,840
‫الان.

471
00:36:35,080 --> 00:36:37,160
‫بعداً ادامه می‌دیم.

472
00:36:38,800 --> 00:36:40,839
‫نه، دوست داشتم باهات برقصم. فقط...

473
00:36:40,840 --> 00:36:44,040
‫اخیراً آسیب دیدم، و برای همین...

474
00:36:45,000 --> 00:36:47,800
‫- اومدم.
‫- اومدی؟

475
00:36:49,440 --> 00:36:50,880
‫دنبالم نمی‌گشتی؟

476
00:36:54,720 --> 00:36:58,240
‫یک خانم لااقل باید وانمود کنه
‫که خودش دنبال طرف نیفتاده.

477
00:36:59,040 --> 00:37:01,200
‫- باشه، دختر زرنگ.
‫- باشه.

478
00:37:02,640 --> 00:37:04,560
‫فکر کنم دیگه از تظاهر کردن خسته شدم.

479
00:37:06,040 --> 00:37:09,039
‫سیبیلا. سیبیلا!

480
00:37:09,040 --> 00:37:10,040
‫سلام.

481
00:37:10,560 --> 00:37:12,480
‫می‌تونی یه آهنگ شاد بزنی؟

482
00:37:15,720 --> 00:37:18,000
‫یک، دو، سه...

483
00:37:24,360 --> 00:37:26,000
‫بجنب، بیلی!

484
00:37:27,720 --> 00:37:31,279
‫♪ بیلی خونه‌ش رو با یه دلار توی جیبش ♪
‫♪ و سری پر از رویا ترک کرد... ♪

485
00:37:31,280 --> 00:37:33,439
‫بس کن. سیبیلا.
‫داری چی کار می‌کنی؟

486
00:37:33,440 --> 00:37:34,520
‫نه، تو داری چی کار می‌کنی؟

487
00:37:37,360 --> 00:37:38,479
‫♪ پتی چمدوناش رو بست ♪

488
00:37:38,480 --> 00:37:40,840
‫♪ واسه مامانش یه یادداشت گذاشت ♪
‫♪ فقط ۱۷ ساله‌ش بود ♪

489
00:37:41,680 --> 00:37:43,279
‫♪ توی چشماش اشک بود ♪

490
00:37:43,280 --> 00:37:45,800
‫♪ وقتی خواهر کوچولوش رو بوسید
‫و خداحافظی کرد ♪

491
00:37:46,680 --> 00:37:50,560
‫♪ دل‌های جوون امشب آزادن ♪

492
00:37:51,840 --> 00:37:55,880
‫♪ زمان به نفع توئه ♪

493
00:37:56,480 --> 00:38:00,720
‫♪ نذار تحقیرت کنن ♪
‫♪ نذار هرجوری می‌خوان باهات رفتار کنن ♪

494
00:38:01,360 --> 00:38:04,800
‫♪ نذار هیچ‌وقت دیدگاهت رو عوض کنن ♪

495
00:38:08,360 --> 00:38:12,240
‫♪ همدیگه رو محکم بغل کردن
‫و تو شب رانندگی کردن، خیلی هیجان‌زده بودن ♪

496
00:38:12,840 --> 00:38:14,279
‫♪ ما فقط یه فرصت تو زندگی داریم ♪

497
00:38:14,280 --> 00:38:16,440
‫♪ بیا ازش استفاده کنیم
‫تا وقتی هنوز نمی‌ترسیم ♪

498
00:38:17,760 --> 00:38:18,999
‫♪ چون زندگی خیلی کوتاهه ♪

499
00:38:19,000 --> 00:38:22,040
‫♪ و وقتی مرددی، زمان یه دزده ♪

500
00:38:22,560 --> 00:38:27,159
‫♪ و مثل یه مشت شن
‫می‌تونه درست از لای انگشتات سُر بخوره ♪

501
00:38:27,160 --> 00:38:32,599
‫♪ دل‌های جوون امشب آزادن ♪

502
00:38:32,600 --> 00:38:36,400
‫♪ زمان به نفع توئه ♪

503
00:38:48,320 --> 00:38:53,040
‫♪ نذار تحقیرت کنن ♪
‫♪ نذار هرجوری می‌خوان باهات رفتار کنن ♪

504
00:38:53,560 --> 00:38:57,160
‫♪ نذار هیچ‌وقت دیدگاهت رو عوض کنن ♪

505
00:39:11,880 --> 00:39:13,000
‫آخ.

506
00:39:27,760 --> 00:39:29,800
‫بالاخره، یه ذره سکوت.

507
00:39:30,560 --> 00:39:32,559
‫دیدم داری با خانم کارتر حرف می‌زدی.

508
00:39:32,560 --> 00:39:34,319
‫فکر کنم «اسیر دست مادرش»

509
00:39:34,320 --> 00:39:36,839
‫توصیف دقیق‌تری باشه
‫برای چیزی که همین الان تجربه کردم.

510
00:39:36,840 --> 00:39:39,359
‫فهمیدم که اونجا یه جورایی علاقه وجود داشت.

511
00:39:39,360 --> 00:39:41,639
‫اصلاً و ابداً.

512
00:39:41,640 --> 00:39:44,680
‫خانواده‌م می‌خوان ازدواج کنم،
‫ولی انتخاب‌ها خیلی کمه.

513
00:39:45,640 --> 00:39:48,879
‫- شاید بهتر باشه بری شهر.
‫- پدرم که این‌طور فکر نمی‌کنه.

514
00:39:48,880 --> 00:39:51,759
‫«بهتره قبل از تولید مثل، سالم‌ترین نژاد رو پیدا کنی.»

515
00:39:51,760 --> 00:39:52,959
‫حرف خودشه، نه من.

516
00:39:52,960 --> 00:39:56,279
‫- فکر می‌کنی اون خانم ملوین رو تأیید کنه؟
‫- فکر کنم وقتی به خودش می‌رسه خوب می‌شه.

517
00:39:56,280 --> 00:39:59,919
‫ولی می‌تونی اون موجود وحشی رو
‫توی لندن تصور کنی؟

518
00:39:59,920 --> 00:40:01,640
‫راستش، خیلی هم باحال بود.

519
00:40:03,320 --> 00:40:07,359
‫- چی رو می‌پسندی؟
‫- وقتم داره تموم می‌شه.

520
00:40:07,360 --> 00:40:10,999
‫اگه بدون عروس برگردم خونه،
‫پدرم تهدید کرده که از ارث محرومم می‌کنه.

521
00:40:11,000 --> 00:40:12,520
‫کی گفت عاشقی مرده؟

522
00:40:13,240 --> 00:40:14,680
‫اون باید قدردان باشه.

523
00:40:15,760 --> 00:40:19,759
‫توی عمارت می‌گن
‫که مادرش با یه الکلی فرار کرده،

524
00:40:19,760 --> 00:40:23,519
‫و یه لشکر بچه‌ی نالایق از اون یارو
‫یه جای این خراب‌شده دارن می‌پلکن.

525
00:40:23,520 --> 00:40:27,719
‫- داره اونا رو می‌فرسته که خزانه رو پر کنن.
‫- شکم‌های زیادی واسه سیر کردن داره.

526
00:40:27,720 --> 00:40:33,080
‫برام مهم نیست که جهیزیه نداره،
‫ولی قرار نیست بقیه‌شون رو هم من حمایت کنم.

527
00:40:33,600 --> 00:40:36,080
‫خب مسلماً این وظیفه‌ی توئه.

528
00:40:36,600 --> 00:40:39,479
‫نکته‌ی خوبی بود.
‫با این حال، بوسیه‌ها خانواده‌ی خوبین.

529
00:40:39,480 --> 00:40:40,760
‫یه جور...

530
00:40:41,960 --> 00:40:46,560
‫روحیه زمخت و نچسبی داره
‫که همزمان هم جذابه و هم ضدحال.

531
00:40:47,240 --> 00:40:50,160
‫واقعاً نمی‌تونی دختره رو
‫به خاطر طمع پدرش سرزنش کنی.

532
00:40:53,560 --> 00:40:56,120
‫پس یعنی دیگه هیچ رقیبی ندارم؟

533
00:40:57,400 --> 00:40:58,400
‫نگران نباش.

534
00:40:59,400 --> 00:41:01,040
‫جلوی راهت رو نمی‌گیرم.

535
00:41:02,000 --> 00:41:03,960
‫راستش رو بخوای، هنوز مرددم.

536
00:41:09,960 --> 00:41:11,119
‫نوشیدنی می‌خوری؟

537
00:41:11,120 --> 00:41:13,040
‫چرا که نه؟

538
00:41:25,120 --> 00:41:28,160
‫واقعاً بار بزرگی از روی دوشم برداشته شد
‫که در موردش باهات حرف زدم.

539
00:41:29,760 --> 00:41:33,520
‫آقایون، اینجایید؟
‫خوبه که هردوتون به جمعمون اضافه شدید.

540
00:41:44,040 --> 00:41:46,519
‫- می‌شه همه به من توجه کنن؟
‫- ابداً.

541
00:41:46,520 --> 00:41:48,879
‫اشکالی نداره؟ جوابت رو می‌گیری.

542
00:41:48,880 --> 00:41:50,519
‫بی‌صبرانه منتظرم.

543
00:41:50,520 --> 00:41:53,479
‫فقط می‌خوام یه چیزی رو بخونم
‫که همین امشب شروعش کردم.

544
00:41:53,480 --> 00:41:57,920
‫از این آقایون و مکالمه‌ی پرشور
‫و هیجان‌انگیزشون الهام گرفتم.

545
00:42:00,240 --> 00:42:01,279
‫شما رو میگه.

546
00:42:01,280 --> 00:42:04,599
‫میوه‌ی ممنوعه دست‌نخورده می‌رسد،

547
00:42:04,600 --> 00:42:05,679
‫سیبیلا!

548
00:42:05,680 --> 00:42:09,039
‫آن‌گاه که بادهای کویر
‫بر انحنای نرمِ تنش نوازشگرانه می‌وزند.

549
00:42:09,040 --> 00:42:13,680
‫چسبناک و سمج،
‫بی‌تاب در اشتیاق زایش

550
00:42:14,280 --> 00:42:16,040
‫وحشی، رام‌نشده،

551
00:42:16,680 --> 00:42:18,280
‫پس مرد چیست؟

552
00:42:22,520 --> 00:42:25,559
‫جز بوی ویسکی پشت درهای بسته

553
00:42:25,560 --> 00:42:30,040
‫که می‌خواهد صاحب چیزی شود
‫که هیچ‌وقت مال او نمی‌شود؟

554
00:42:36,280 --> 00:42:37,280
‫رسوایی بود.

555
00:42:43,360 --> 00:42:46,439
‫وقتی انقدر از همه چیز من بدت میاد،
‫چرا اصلاً اینجام؟

556
00:42:46,440 --> 00:42:49,279
‫اینو بعد از اون کثافت‌کاریت
‫ازم می‌پرسی؟

557
00:42:49,280 --> 00:42:52,319
‫شعر بود. مدرنه.

558
00:42:52,320 --> 00:42:54,759
‫هیچ‌وقت با هری بیچام
‫هیچ شانسی نداشتی.

559
00:42:54,760 --> 00:42:59,559
‫ولی فرانک هاودن پسر خوبیه
‫با یه ارثیه‌ی حسابی.

560
00:42:59,560 --> 00:43:01,479
‫و یه عمارت توی سامرست که قراره بهش برسه.

561
00:43:01,480 --> 00:43:03,239
‫ظاهراً مشروطه.

562
00:43:03,240 --> 00:43:06,199
‫تا وقتی با عروس برنگرده خونه،
‫پدرش هیچی بهش نمی‌ده.

563
00:43:06,200 --> 00:43:07,320
‫پس اینم از این.

564
00:43:08,080 --> 00:43:11,039
‫یه فرصت عالی رو
‫برای هردوتون خراب کردی.

565
00:43:11,040 --> 00:43:16,000
‫و صادقانه بگم، سیبیلا،
‫با شرایطی که داری و سنت،

566
00:43:16,760 --> 00:43:19,439
‫باید خوشحال باشی
‫که کسی اصلاً نگاهت می‌کنه.

567
00:43:19,440 --> 00:43:22,359
‫- من شوهر نمی‌خوام.
‫- خب، قراره داشته باشی.

568
00:43:22,360 --> 00:43:24,240
‫- نمی‌تونی مجبورم کنی.
‫- واقعاً؟

569
00:43:26,160 --> 00:43:28,080
‫تنهات می‌ذارم تا درباره‌ش فکر کنی.

570
00:43:29,040 --> 00:43:31,840
‫و وقتی نظرت عوض شد،
‫می‌تونی بیای بیرون.

571
00:43:36,760 --> 00:43:38,400
‫عوض نمیشه.

572
00:43:40,672 --> 00:43:42,672
‫[یک هفته بعد]

573
00:44:02,960 --> 00:44:05,039
‫نظرم عوض نشده.

574
00:44:05,040 --> 00:44:06,040
‫سیبیلا.

575
00:44:08,760 --> 00:44:09,760
‫مامان؟

576
00:44:18,240 --> 00:44:19,920
‫چطور اینجایی؟

577
00:44:38,280 --> 00:44:40,200
‫اینو تو جمع خوندی؟

578
00:44:40,800 --> 00:44:41,720
‫درباره‌ی طبیعته.

579
00:44:42,560 --> 00:44:44,279
‫معلومه که یه جور تحریکه.

580
00:44:44,280 --> 00:44:45,320
‫خب که چی؟

581
00:44:45,960 --> 00:44:47,959
‫می‌خوان شوهرم بدن.

582
00:44:47,960 --> 00:44:50,320
‫و من می‌خوام برگردم خونه.

583
00:44:52,120 --> 00:44:54,919
‫هیچ آینده‌ای تو پاسم گالی نداری.

584
00:44:54,920 --> 00:44:58,319
‫حداقل اونجا آزادم. و خوشحالیم.

585
00:44:58,320 --> 00:45:00,240
‫ما فقیرم.

586
00:45:01,680 --> 00:45:08,160
‫سیب، تنها راهی که یه زن می‌تونه تو این
‫دنیا پول داشته باشه، ازدواج با یه پولداره.

587
00:45:09,960 --> 00:45:13,999
‫پس انتظار همه از من همین بود؟
‫فقط عاشق شدن؟

588
00:45:14,000 --> 00:45:17,520
‫نه. آخرین چیزی که می‌خوام
‫اینه که تو اشتباه منو تکرار کنی.

589
00:45:18,720 --> 00:45:20,720
‫راه دیگه‌ای برات نبود.

590
00:45:21,360 --> 00:45:23,840
‫مجبور شدم به مادرم بنویسم
‫و التماس کنم کمک کنه.

591
00:45:24,840 --> 00:45:26,200
‫براش نامه نوشتی؟

592
00:45:28,320 --> 00:45:29,999
‫بهم دروغ گفتی.

593
00:45:30,000 --> 00:45:33,919
‫دیگه نمی‌تونیم خرجت رو بدیم، سیب.
‫نمی‌تونیم خرج هیچ‌ کدومتون رو بدیم.

594
00:45:33,920 --> 00:45:37,040
‫ولی حداقل می‌تونی راه خودتو تو دنیا پیدا کنی.

595
00:45:38,360 --> 00:45:41,960
‫- نه، به بابا نامه می‌نویسم.
‫- فکر کردی ایده‌ی کی بود؟

596
00:45:44,400 --> 00:45:46,199
‫ما زیر بار قرضیم، سیب.

597
00:45:46,200 --> 00:45:48,679
‫اگه پدرت وامش رو به مک‌سوات‌ها پس نده،

598
00:45:48,680 --> 00:45:50,280
‫نمی‌دونم چی کار می‌کنیم.

599
00:45:50,800 --> 00:45:52,240
‫به تو تکیه کردیم.

600
00:45:54,040 --> 00:45:55,280
‫یه سال وقت داری.

601
00:45:57,960 --> 00:45:59,160
‫که ازدواج کنم؟

602
00:46:00,800 --> 00:46:02,000
‫به‌خاطر همه‌مون.

603
00:46:02,867 --> 00:46:04,867
‫مترجم: آریا

604
00:46:05,431 --> 00:46:11,431
‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز
‫.:: DigiMoviez.Com ::.

605
00:46:11,432 --> 00:46:17,532
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
‫@DigiMoviez

