﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:12,000
‫ارائه‌ شده توسط وب‌سایت دیجی‌موویز
‫© DigiMoviez.Com ✦

2
00:00:14,120 --> 00:00:15,916
‫ندو، راه برو!

3
00:00:26,040 --> 00:00:27,080
‫یواش!

4
00:00:31,840 --> 00:00:36,600
‫«گرت عزیزم، پدر و مادرم بهم
‫قول آزادی داده بودن،

5
00:00:37,320 --> 00:00:41,920
‫ولی بدهی‌شون شده یه بار سنگین که
‫افتاده رو دوشم.»

6
00:00:49,560 --> 00:00:51,576
‫«دارم تلاش می‌کنم واست
‫یه نامزد پیدا کنم، باور کن

7
00:00:51,600 --> 00:00:55,200
‫ولی گزینه‌هام ته کشیدن.»

8
00:00:57,360 --> 00:01:00,960
‫به نظر من بهتره شش‌تا بچه بیاریم،
‫حتی شاید هفت یا هشت‌تا

9
00:01:01,840 --> 00:01:04,536
‫کمبود و دعا، خانم ملوین

10
00:01:04,560 --> 00:01:06,616
‫خواسته‌ی خداوند همینـه

11
00:01:06,640 --> 00:01:08,056
‫آقای جابسون، باور کنید که

12
00:01:08,080 --> 00:01:09,936
‫بیشتر عمرم رو با کمبود گذروندم

13
00:01:09,960 --> 00:01:12,640
‫ولی دعا هیچ دردی ازم دوا نکرد

14
00:01:13,000 --> 00:01:23,000
‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی
‫DigiMovieZ@

15
00:01:23,001 --> 00:01:33,001
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

16
00:01:33,400 --> 00:01:36,216
‫بنازم، این مدت چقدر
‫سرتون شلوغ بوده، خانم‌ها

17
00:01:36,240 --> 00:01:39,696
‫انگار همه‌ی مردهای این منطقه
‫بهتون سر زدن

18
00:01:39,720 --> 00:01:41,776
‫متأسفانه هیچ کدوم مناسب نیستن

19
00:01:41,800 --> 00:01:44,856
‫حیف شد که بهترین شانسش رو خراب کرد

20
00:01:44,880 --> 00:01:46,536
‫احیاناً منظورت هری که نیست؟

21
00:01:46,560 --> 00:01:50,976
‫خب، بعد از مهمونیت، فکر کردم
‫دیگه هری جزو گزینه‌ها نیست

22
00:01:51,000 --> 00:01:52,136
‫نه، درسته

23
00:01:52,160 --> 00:01:54,576
‫ولی با خودم گفتم شاید
‫فرانک هاودن مناسب باشه

24
00:01:54,600 --> 00:02:00,296
‫آره، نه، هنوز یه امیدی هست.
‫ولی سیبیلا باید یه تکونی به خودش بده.

25
00:02:00,320 --> 00:02:01,776
‫عجله واسه چیه؟

26
00:02:01,800 --> 00:02:03,976
‫ریچارد

27
00:02:04,000 --> 00:02:06,816
‫- بازم دردسر درست کرده
‫- طبعاً

28
00:02:06,840 --> 00:02:10,176
‫نرخ بهره‌ی وام بالاست و
‫اگه امسال پرداختش نکنن،

29
00:02:10,200 --> 00:02:12,176
‫دار و ندارشون رو از دست میدن

30
00:02:12,200 --> 00:02:15,120
‫کی تصورش رو می‌کرد که
‫این بلاها سر طفلک لوسی بیاد؟

31
00:02:15,300 --> 00:02:17,496
‫بهش فکر می‌کم، دلم می‌شکنه

32
00:02:17,520 --> 00:02:20,600
‫هر کی خربزه می‌خوره،
‫باید پای لرزش هم بشینه

33
00:02:22,400 --> 00:02:24,920
‫سیبیلا کجاست؟

34
00:02:25,640 --> 00:02:27,960
‫خیلی امیدوار بودم که امروز ببینمش

35
00:02:30,280 --> 00:02:32,336
‫رئیس اداره پست داشت برام
‫از روز امپراتوری می‌گفت

36
00:02:32,360 --> 00:02:33,976
‫ظاهراً کل منطقه تعطیل میشه

37
00:02:34,000 --> 00:02:36,640
‫- یه بازی هم دارن به اسم دو سکه
‫- قمار؟

38
00:02:37,280 --> 00:02:40,296
‫آره. کاش یکی نحوه‌ی بازیش رو
‫یادم می‌داد

39
00:02:40,320 --> 00:02:43,656
‫شیر یا خط می‌ندازی و پولت رو به باد میدی.
‫بابای من این شکلی بازیش می‌کنه.

40
00:02:43,680 --> 00:02:46,880
‫یه مسابقه‌ی تخم‌مرغ و قاشق هم هست.
‫لازمـه قوانینش رو برات توضیح بدم؟

41
00:02:50,560 --> 00:02:51,936
‫این یکی از خواستگارهاتـه؟

42
00:02:51,960 --> 00:02:54,496
‫چون واسه شما خیلی فقیر و
‫سطح‌پایینم، آقای هاودن،

43
00:02:54,520 --> 00:02:58,336
‫دلیل نمیشه فکر کنی جز نقشه‌های ازدواج
‫مادربزرگم هیچ زندگی دیگه‌ای ندارم

44
00:02:58,360 --> 00:03:02,256
‫ببین، اون شب شنیدی چی گفتم،
‫دیگه آبیـه که ریخته شده

45
00:03:02,280 --> 00:03:04,016
‫حالا که ما واسه ازدواج،
‫انتخاب ِهمدیگه نیستیم،

46
00:03:04,040 --> 00:03:05,816
‫هیچ‌جوره راه نداره
‫رابطه‌مون یه چیز دیگه باشه؟

47
00:03:05,840 --> 00:03:06,880
‫مثلاً چی؟

48
00:03:07,400 --> 00:03:08,400
‫مثلاً دوست باشیم؟

49
00:03:10,440 --> 00:03:11,440
‫رفیق؟

50
00:03:12,640 --> 00:03:15,120
‫- شریک، هر چی!
‫- بهش فکر می‌کن

51
00:03:16,400 --> 00:03:18,560
‫- می‌تونم؟
‫- باید بگی «میشه»؟

52
00:03:20,160 --> 00:03:21,616
‫سیبیلای عزیز

53
00:03:21,640 --> 00:03:23,176
‫یه قیل‌وقال حسابی راه افتاده

54
00:03:23,200 --> 00:03:24,976
‫نه، اصلاً و ابداً

55
00:03:25,000 --> 00:03:27,800
‫- میز رو نمی‌ذارم
‫- پیانو چی؟

56
00:03:28,640 --> 00:03:30,176
‫به‌عنوان ضمانت برش می‌دارم

57
00:03:30,200 --> 00:03:32,880
‫اگه ماه بعد هم قسط رو ندی،
‫دوباره میایم و چیزهای بیشتری می‌بریم

58
00:03:34,960 --> 00:03:36,776
‫نـه!

59
00:03:36,800 --> 00:03:40,120
‫- پیانومون رو از دست دادیم (گم کردیم)
‫- وسیله‌ی به اون بزرگی، چطوری گم کردید؟

60
00:03:41,720 --> 00:03:42,720
‫می‌دونم جوک افتضاحی بود

61
00:03:43,680 --> 00:03:44,736
‫آره

62
00:03:44,760 --> 00:03:47,440
‫دفعه‌ی بعد بهترش رو میگم، هم‌رزم

63
00:03:49,520 --> 00:03:51,816
‫به این زودی بهار شده، باورت میشه؟

64
00:03:51,840 --> 00:03:53,176
‫بیا، اینا واسه تو هستن

65
00:03:53,200 --> 00:03:56,336
‫- توی «روز امپراتوری» می‌بینیمت؟
‫- من یکی که نیستم

66
00:03:56,360 --> 00:04:01,136
‫- با امپراتوری مشکل داره
‫- نه. گروه سازهای بادی توماس وین...

67
00:04:01,160 --> 00:04:03,256
‫- خوب شد گفتی
‫- باید بیای

68
00:04:03,280 --> 00:04:04,856
‫میام، ولی داشتم فکر می‌کردم که

69
00:04:04,880 --> 00:04:06,896
‫چرا یه مدت از این شوهر پیدا کردن
‫دست نمی‌کشید و

70
00:04:06,920 --> 00:04:09,616
‫سیبیلا رو تا روز امپراتوری نمی‌فرستید
‫پیش من توی «فایو باب»؟

71
00:04:09,640 --> 00:04:11,536
‫- نه. مزاحم نمی‌شیم
‫- اختیار داری، وینفرد

72
00:04:11,560 --> 00:04:15,576
‫بابت لوسی خیلی ناراحتم و
‫گمونم بتونم کمک کنم

73
00:04:15,600 --> 00:04:19,336
‫خیلی لطف داری، ولی تو
‫هیچ تجربه‌ای از زن‌های جوون نداری

74
00:04:19,360 --> 00:04:22,816
‫توی انجمن زنان، داریم به زن‌های
‫آسیب‌دیده‌ی شهر کمک می‌کنیم

75
00:04:22,840 --> 00:04:24,080
‫نوه‌ی من آسیب‌دیده نیست

76
00:04:25,160 --> 00:04:27,016
‫آخ

77
00:04:27,040 --> 00:04:28,680
‫تو خوبی؟

78
00:04:29,760 --> 00:04:30,960
‫خوبم

79
00:04:31,560 --> 00:04:33,816
‫یکم لطافت و شیک‌بودن هم بد نیست والا

80
00:04:33,840 --> 00:04:34,920
‫بذار کمک کنم

81
00:04:36,200 --> 00:04:37,376
‫از کجا معلوم

82
00:04:37,400 --> 00:04:40,896
‫شاید یکم دوری باعث بشه فرانک هاودن
‫بیشتر قدرش رو بدونه

83
00:04:40,920 --> 00:04:42,600
‫سلام

84
00:04:43,400 --> 00:04:44,400
‫خانم بوسیه

85
00:04:45,440 --> 00:04:46,440
‫خانم‌ها

86
00:04:46,960 --> 00:04:48,440
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

87
00:05:02,000 --> 00:05:04,040
‫یوهو!

88
00:05:09,580 --> 00:05:11,580
‫« فایو باب داونز »

89
00:05:20,640 --> 00:05:23,536
‫سلام. دنبالم بیا

90
00:05:34,840 --> 00:05:36,896
‫ممنون، خانم کلاین

91
00:05:36,920 --> 00:05:39,400
‫گربه‌ی ولگرد جدیدت

92
00:05:39,960 --> 00:05:43,816
‫باهاش آشنا بشی، می‌فهمی خیلی مهربونـه.
‫قبلاً زنِ باغبونِ ارشد بوده.

93
00:05:43,840 --> 00:05:45,856
‫صد سالـه که اینجاست.
‫گوشش سنگینـه،

94
00:05:45,880 --> 00:05:48,360
‫ولی از ریز و درشتِ اتفاقات خبر داره

95
00:05:49,640 --> 00:05:54,376
‫چینی‌ها معتقدن که پوشیدن کفش
‫توی خونه بدشانسی میاره

96
00:05:54,400 --> 00:05:57,976
‫مامان هری اصرار داشت،
‫ما هم حفظ سنت کردیم

97
00:05:58,000 --> 00:05:59,480
‫دمپایی‌هات

98
00:06:03,960 --> 00:06:06,160
‫این اتاق مورد علاقمـه

99
00:06:06,880 --> 00:06:08,136
‫به نظر هل بیش از حد زرق و برق داره،

100
00:06:08,160 --> 00:06:10,400
‫ولی من دوست دارم بگم یه حال‌وهوای
‫بعدازظهری بهش دادم

101
00:06:12,520 --> 00:06:14,900
‫مامان‌بزرگ میگه باید اول از همه
‫بابت اون شلوغ‌بازی‌ که

102
00:06:14,901 --> 00:06:16,577
‫تو مهمونیت درآوردم عذرخواهی کنم

103
00:06:16,600 --> 00:06:21,016
‫آره. شعر نوین توی کاداگات

104
00:06:21,040 --> 00:06:25,120
‫بوته استعاره از عشق ممنوعه‌ست

105
00:06:26,240 --> 00:06:29,096
‫به نظرت اصلاً چرا دعوتت کردم؟

106
00:06:29,120 --> 00:06:33,216
‫بیا. بیا. بیا بشین

107
00:06:33,240 --> 00:06:36,336
‫خاله و مادربزرگت ماجرای
‫وضعیت وحشتناکِ

108
00:06:36,360 --> 00:06:38,856
‫پاسم گالی رو برام تعریف کردن

109
00:06:38,880 --> 00:06:40,868
‫دارم سعیم رو می‌کنم، ولی قطعاً هیچکس

110
00:06:40,869 --> 00:06:42,857
‫ازم انتظار نداره با کسی
‫ازدواج کنم که دوستش ندارم

111
00:06:42,880 --> 00:06:44,120
‫با کسی که دوستش داری چطور؟

112
00:06:44,300 --> 00:06:46,400
‫هنوز همچین کسی رو ندیدم و
‫بعید می‌دونم قسمت بشه

113
00:06:46,401 --> 00:06:51,296
‫خوبه. چون من اصلاً قصد ندارم
‫تو رو به کسی شوهر بدم

114
00:06:51,320 --> 00:06:53,976
‫ولی مادرت رو خیلی دوست دارم و
‫می‌خوام کمکش کنم،

115
00:06:54,000 --> 00:06:59,000
‫پس یه سؤال دارم، سیبیلا،
‫باید هم روراست جوابم رو بدی

116
00:06:59,520 --> 00:07:04,040
‫به نظرت نویسنده‌ی خوبی هستی؟

117
00:07:04,500 --> 00:07:05,500
‫آره

118
00:07:05,501 --> 00:07:08,200
‫پس باید با نوشتن خودت رو
‫از این وضع خلاص کنی

119
00:07:08,201 --> 00:07:10,456
‫دقیقاً می‌خوام همین کار رو بکنم

120
00:07:10,480 --> 00:07:13,816
‫باید محتوای مناسبی برای
‫یه نشریه‌ی مناسب بنویسی

121
00:07:13,840 --> 00:07:15,816
‫- داشتم روی چندتا شعر کار می‌کردم
‫- نه، نه

122
00:07:15,840 --> 00:07:19,976
‫حتی بهترین شعر هم آخرش
‫به حلقه‌ی ازدواج ختم میشه

123
00:07:20,000 --> 00:07:25,400
‫نه، ما سوژه‌ها و مقالاتی می‌خوایم که
‫مردها خریدارش باشن

124
00:07:27,200 --> 00:07:29,056
‫فکر می‌کردم تو طرفدار
‫حق رأی زن‌ها هستی

125
00:07:29,080 --> 00:07:33,320
‫چه راهی بهتر برای پیشرفت زن‌ها از اینکه
‫مردها رو تو بازیِ خودشون شکست بدن؟

126
00:07:34,080 --> 00:07:35,736
‫این مدتی که اینجا پیشم هستی، سیبیلا

127
00:07:35,760 --> 00:07:39,976
‫یه مقاله می‌نویسی و میدی چاپش کنن

128
00:07:40,000 --> 00:07:42,736
‫- به چاپ رسوندن آسونـه؟
‫- بدون پارتی نه

129
00:07:42,760 --> 00:07:45,920
‫ولی من می‌تونم جورش کنم،
‫مادامی که کارت خوب باشه

130
00:07:47,120 --> 00:07:50,040
‫فقط باید دست به قلم بشی

131
00:07:52,280 --> 00:07:54,136
‫اگه مادربزرگ پرسید که
‫دارم چیکار می‌کنم؟

132
00:07:54,160 --> 00:07:58,680
‫قول داده بودم که بهت
‫ظرافت یاد بدم، حالا وقتشـه

133
00:08:11,160 --> 00:08:14,216
‫می‌تونم تا آخر عمرم اینجا بمونم

134
00:08:14,240 --> 00:08:16,136
‫توی این زندگی نه

135
00:08:16,160 --> 00:08:20,360
‫کلی کاغذ روی میزه. جوهر هم هست.
‫سر شام در مورد ایده‌هات بحث می‌کنیم.

136
00:08:23,920 --> 00:08:26,176
‫جسور باش، سیبیلا

137
00:08:26,200 --> 00:08:30,920
‫مثل یه مرد فکر کن. عین یه مرد بنویس.
‫عین یه مرد پول در بیار.

138
00:09:00,280 --> 00:09:02,640
‫راحتی؟

139
00:09:07,560 --> 00:09:08,920
‫تنهات میذارم

140
00:09:11,440 --> 00:09:14,856
‫چقدر کتاب. قصد داری همه رو
‫امشب بخونی؟

141
00:09:14,880 --> 00:09:18,136
‫تحقیقاتـه. دارم یه مقاله
‫واسه آگوستا می‌نویسم

142
00:09:18,160 --> 00:09:20,280
‫الحق که عاشق پروژه‌ست

143
00:09:21,240 --> 00:09:22,400
‫وایسا

144
00:09:26,680 --> 00:09:29,416
‫نمی‌خوای انگورها رو با خودت ببری؟

145
00:09:29,440 --> 00:09:30,760
‫نه، مرسی

146
00:09:31,800 --> 00:09:34,216
‫میز رو چی؟

147
00:09:34,240 --> 00:09:37,880
‫راحتم. مزیت خانواده‌ی پرجمعیت
‫اینـه که همه‌جا می‌تونم بنویسم

148
00:09:38,800 --> 00:09:39,880
‫لابد خیلی خوبـه

149
00:09:40,640 --> 00:09:43,176
‫- فقر؟
‫- منظورم خواهر و برادرهاست

150
00:09:43,200 --> 00:09:45,880
‫اغلب مایه‌ی دردسر هستن

151
00:09:46,480 --> 00:09:48,760
‫بذار کمکت کنم

152
00:10:21,920 --> 00:10:23,480
‫« موبی دیک، نهنگ »

153
00:10:23,640 --> 00:10:28,160
‫«برای هری، تولد 12 سالگیت مبارک.
‫از ماجراجویی لذت ببر، پسرم. از طرف بابا»

154
00:10:29,000 --> 00:10:31,040
‫یه لحظه وقت داری؟

155
00:10:31,800 --> 00:10:32,800
‫آره

156
00:10:38,560 --> 00:10:41,096
‫به نظر من بعضی چیزها
‫اونقدر ارزشمندن که

157
00:10:41,120 --> 00:10:42,376
‫نمی‌تونیم صاحبشون باشیم؛

158
00:10:42,400 --> 00:10:44,560
‫فقط نگهبان‌شون هستیم

159
00:10:47,600 --> 00:10:48,600
‫واسه توئـه

160
00:10:50,680 --> 00:10:53,400
‫امیدوارم واست مایه‌ی راحتی و الهام باشه

161
00:10:59,560 --> 00:11:00,880
‫آگوستا

162
00:11:08,960 --> 00:11:11,736
‫یکی از دخترهای انجمنم درستش کرده

163
00:11:11,760 --> 00:11:15,000
‫اگه هنرهای زنانه رو جدی می‌گرفتن،
‫الان نابغه محسوب می‌شد

164
00:11:15,760 --> 00:11:18,016
‫این لباس مورد علاقه‌ی جدیدمـه

165
00:11:18,040 --> 00:11:20,320
‫راستی، داستان چطور پیش میره؟

166
00:11:21,360 --> 00:11:24,496
‫- گمونم قهرمان‌مون رو پیدا کردم
‫- بگو ببینم

167
00:11:24,520 --> 00:11:27,960
‫اسم رجی سیلورتونـه.
‫راهزن جنگلیـه.

168
00:11:28,480 --> 00:11:30,960
‫همه‌جا عکسش رو زدن و تحت تعقیبـه، ولی...

169
00:11:32,000 --> 00:11:33,776
‫هیچکس به پلیس لوش نمیده

170
00:11:33,800 --> 00:11:36,296
‫چون هر چی می‌دزده با بقیه تقسیم می‌کنه

171
00:11:36,320 --> 00:11:39,480
‫عین رابین‌هود. من که طرفدارشم.
‫ادامه بده.

172
00:11:48,960 --> 00:11:50,240
‫ادامه بده

173
00:12:01,200 --> 00:12:03,928
‫رجی نزدیک یه میخونه حوالی
‫گولبرن توقف می‌کنه و

174
00:12:03,929 --> 00:12:06,177
‫یه غریبه شامش رو حساب می‌کنه

175
00:12:06,200 --> 00:12:08,136
‫اونجا بود که با همدستش آشنا شد

176
00:12:08,160 --> 00:12:10,920
‫یه زوج خلافکار. چقدر جالب

177
00:12:13,080 --> 00:12:14,080
‫همین رو می‌خوایم

178
00:12:14,800 --> 00:12:16,256
‫ولی طرف دختره

179
00:12:16,280 --> 00:12:19,656
‫به این میگن یه پیچشِ جذاب

180
00:12:19,680 --> 00:12:21,720
‫مگه نه، خانم کلاین؟

181
00:12:23,200 --> 00:12:24,736
‫اسپریتز روسو می‌خوری، هری؟

182
00:12:24,760 --> 00:12:28,176
‫دارم به سیبیلا یاد میدم چطور درستش کنه،
‫واسه اولین سواریش با قایق گوندولا

183
00:12:28,200 --> 00:12:29,456
‫مگه می‌تونم بگم نه؟

184
00:12:29,480 --> 00:12:33,600
‫- «توی ونیز فقط این نوشیدنی رو می‌خورن»
‫- الان ادای منو در آوردی؟

185
00:12:35,640 --> 00:12:40,336
‫داشتیم در مورد دخترِ راهزن جنگلی
‫سیبیلا حرف می‌زدیم

186
00:12:40,360 --> 00:12:41,680
‫دوستتـه؟!

187
00:12:45,320 --> 00:12:46,320
‫شخصیتش رو ساختم

188
00:12:47,160 --> 00:12:49,496
‫ولی یه دختره هست توی کاداگات،
‫نیل کربی

189
00:12:49,520 --> 00:12:51,696
‫نل رو می‌شناسم.
‫اسب‌سوار معرکه‌ایـه.

190
00:12:51,720 --> 00:12:54,056
‫دقیقاً. از اون الهام گرفتم

191
00:12:54,080 --> 00:12:56,096
‫ولی اسمش رو نمی‌ذاریم نل.
‫وگرنه پوستم رو می‌کـَنه.

192
00:12:56,120 --> 00:12:58,360
‫- اسمش رو می‌ذارم کورا.
‫- آره بهتره

193
00:12:58,960 --> 00:13:00,560
‫هیچکس جرئت نداره نل رو ناراحت کنه

194
00:13:01,800 --> 00:13:04,280
‫واسه من روسوش بیشتر،
‫اسپریتزش کمتر باشه، گاس

195
00:13:04,281 --> 00:13:06,761
‫برو گم شو. داری دستور تهیه‌ام رو
‫خراب می‌کنی

196
00:13:07,640 --> 00:13:10,040
‫خب؟

197
00:13:11,240 --> 00:13:14,896
‫تجربه‌ی ونیز داخل لیوان. گمونم

198
00:13:14,920 --> 00:13:17,696
‫به چی می‌خندی؟
‫خودت هم تابحال نرفتی ونیز

199
00:13:17,720 --> 00:13:19,096
‫خب هیچوقت منو نبردی

200
00:13:19,120 --> 00:13:21,800
‫چون هیچ‌‌وقت نمی‌خوای از فایو باب
‫پات رو بذاری بیرون، هل

201
00:13:21,801 --> 00:13:23,120
‫حرف حق

202
00:13:24,800 --> 00:13:29,600
‫وینز شهر مورد علاقه‌ی منـه.
‫خیلی اسرارآمیزه.

203
00:13:30,160 --> 00:13:31,320
‫مرموزه

204
00:13:32,400 --> 00:13:34,616
‫لنگه نداره

205
00:13:34,640 --> 00:13:36,720
‫من تابحال حتی اقیانوس رو هم ندیدم

206
00:13:42,960 --> 00:13:46,080
‫ولی تخیل اینطوری آدم رو می‌بره

207
00:13:51,360 --> 00:13:55,520
‫ماه‌های تابستون، آغاز
‫سال 1900 رو می‌سوزوند

208
00:13:56,240 --> 00:13:58,816
‫آفتاب با همون بی‌رحمی و سنگدلی بانک‌ها،

209
00:13:58,840 --> 00:14:00,920
‫زمین رو می‌سوزوند

210
00:14:01,440 --> 00:14:05,920
‫رجی سیلورتون چنان مشهور بود که
‫باد و تیرهای تلگراف هم می‌شناختنش

211
00:14:06,960 --> 00:14:12,000
‫رجی سیلورتون مرد خاصی بود،
‫سخت‌کوشی و اراده، سنگ‌بنای شخصیتش بود

212
00:14:18,640 --> 00:14:20,000
‫کمک می‌خوای؟

213
00:14:21,960 --> 00:14:22,960
‫نه

214
00:14:36,280 --> 00:14:38,800
‫عالیه. 28تای دیگه موند

215
00:14:43,240 --> 00:14:45,480
‫اینم مُزدت

216
00:14:51,000 --> 00:14:54,160
‫- چرا ازدواج نکردی؟
‫- یکم یواش، اینقدر سرراست نپرس

217
00:14:56,440 --> 00:14:59,240
‫جواب این سؤال حتی واسم مهم نیست

218
00:15:00,120 --> 00:15:03,920
‫اینکه اینجا بودم و یه مدت به هیچ‌کدومش
‫فکر نکردم، واقعاً برام نعمت بود

219
00:15:06,560 --> 00:15:09,920
‫می‌خواستم یه چیزی در مورد
‫تولد گاسی بگم

220
00:15:12,240 --> 00:15:13,416
‫می‌تونم همه‌چی رو گردن هاودن بندازم

221
00:15:13,440 --> 00:15:16,000
‫ولی اینکه درباره‌ی تو اونجوری حرف بزنیم،
‫در شأن هیچ‌کدوم‌مون نبود

222
00:15:18,280 --> 00:15:19,280
‫مشکلی نیست

223
00:15:21,440 --> 00:15:24,800
‫راستش به نظرم خیلی هم الهام‌بخشـه

224
00:15:28,440 --> 00:15:29,880
‫«خوشمزه‌ست»

225
00:15:30,400 --> 00:15:31,856
‫«آدم رو قلقلک میده»

226
00:15:31,880 --> 00:15:34,376
‫«مثل مورچه‌ای که زیر پوسته‌ی درخت
‫وول می‌خوره»

227
00:15:34,400 --> 00:15:38,216
‫- اینکه تو بگی خیلی بامزه و عجیبـه. نه
‫- «دنبال جاهای مخفیـه»

228
00:15:38,240 --> 00:15:40,256
‫بس کن! بس کن!

229
00:15:40,280 --> 00:15:42,360
‫بس کن

230
00:15:44,040 --> 00:15:47,456
‫- اصلاً چطوری یادتـه؟
‫- مگه میشه یادم بره؟

231
00:15:47,480 --> 00:15:50,120
‫خانم بوسیه وایستاده بود جلوم.
‫نمی‌دونستم کجا رو نگاه کنم.

232
00:15:54,040 --> 00:15:55,640
‫هلن گفت یتیم هستی

233
00:15:56,280 --> 00:15:57,680
‫آره، یتیمم

234
00:15:58,240 --> 00:16:01,920
‫پدرم وقتی 12 سالم بود مُرد، مادرم هم
‫درست بعد از تولدم از دنیا رفت

235
00:16:03,800 --> 00:16:04,920
‫به نظر تک و تنها بودی

236
00:16:05,300 --> 00:16:07,880
‫نه. تابحال خاله‌ام رو دیدی؟

237
00:16:13,200 --> 00:16:14,920
‫مادرت اهل چی بود، نه؟

238
00:16:15,560 --> 00:16:16,880
‫از کجا فهمیدی؟

239
00:16:24,960 --> 00:16:25,960
‫من یه بیچام هستم

240
00:16:27,360 --> 00:16:29,560
‫سه نسلـه که اینجاییم

241
00:16:30,080 --> 00:16:31,520
‫هیچ‌جا هم نمیرم

242
00:16:39,920 --> 00:16:42,976
‫رجی اون شب رو توی
‫میخونه‌ی خلوت موند

243
00:16:43,000 --> 00:16:45,936
‫وقتی اون اومد، هنوز
‫یه جرعه هم نخورده بود

244
00:16:45,960 --> 00:16:47,536
‫اسمش...

245
00:16:47,560 --> 00:16:48,800
‫کورا بود

246
00:16:51,800 --> 00:16:55,080
‫کورا... فراریـه

247
00:16:55,880 --> 00:16:57,480
‫عین رجی

248
00:16:58,800 --> 00:17:00,160
‫همین خوبـه

249
00:17:20,560 --> 00:17:26,440
‫♪ می‌خوای بری نمایشگاه اسکاربرو؟ ♪

250
00:17:26,960 --> 00:17:32,760
‫♪ جعفری، مریم‌گُلی، رزماری و آویشن ♪

251
00:18:16,800 --> 00:18:19,336
‫چارلی!

252
00:18:19,360 --> 00:18:21,616
‫- اون کیه؟
‫- روز بخیر، بانو

253
00:18:21,640 --> 00:18:25,336
‫چارلیـه. تازه یه گله گوسفند رو از
‫ملک‌مون توی کوئینزلند آورده

254
00:18:25,360 --> 00:18:29,736
‫- یه ملک دیگه هم دارید؟
‫- وایامبیت. هیچوقت اونجا نمیرم. خیلی خشکـه

255
00:18:29,760 --> 00:18:33,720
‫چارلی و هری با هم بزرگ شدن.
‫خیلی صمیمی هستن.

256
00:18:35,680 --> 00:18:38,256
‫هری با تصوری که ازش داشتم فرق می‌کنه

257
00:18:38,280 --> 00:18:40,696
‫هری وقتی خونه‌ست
‫به شخصیت واقعیش نزدیک‌تره

258
00:18:40,720 --> 00:18:43,080
‫آورد!

259
00:18:48,160 --> 00:18:50,296
‫مرسی، خانم کلاین

260
00:18:50,320 --> 00:18:52,640
‫ولخرجی هم حدی داره

261
00:18:56,800 --> 00:18:58,680
‫اینا رو سفارش دادم
‫مخصوص واسم فرستادن

262
00:18:59,640 --> 00:19:02,696
‫اگه نمی‌تونی اقیانوس رو ببینی،
‫باید اقلاً مزه‌اش رو بچشی

263
00:19:02,720 --> 00:19:04,480
‫صدف خوراکی!

264
00:19:05,000 --> 00:19:07,800
‫یه مُحرک جنسی قوی

265
00:19:08,680 --> 00:19:12,496
‫زن‌های مستقل می‌تونن بدون دردسرِ شوهر،
‫رابطه‌ی عاطفی داشته باشن؛

266
00:19:12,520 --> 00:19:15,000
‫برای همین این اطلاعات خیلی مهمـه

267
00:19:16,360 --> 00:19:19,336
‫بعضیا میگن باید درسته قورتش بدی

268
00:19:19,360 --> 00:19:23,456
‫ولی به نظر من بهتره
‫یکی دو بار بجویی بعد قورتش بدی

269
00:19:23,480 --> 00:19:24,840
‫آماده‌ای؟

270
00:19:46,000 --> 00:19:55,000
‫« دیجـــی‌موویــــز »
‫‏T.me/H1tmaN_Sub ➽

271
00:19:56,400 --> 00:19:57,400
‫بازم من؟

272
00:19:59,880 --> 00:20:03,656
‫این بازی رو به پسرعموی سوم
‫شاهزاده فردیناند بلغارستانی یاد دادم

273
00:20:03,680 --> 00:20:06,160
‫- حالا نمی‌خواد پُز بدی
‫- عه! ملکه اومد وسط

274
00:20:06,620 --> 00:20:09,176
‫انگار خیلی سنگدل و بی‌احساسی، هری

275
00:20:09,200 --> 00:20:10,456
‫خوب تو رو شناخته ها

276
00:20:10,480 --> 00:20:12,096
‫شما دوتا علیه من دست به یکی کردید

277
00:20:12,120 --> 00:20:15,856
‫هیچوقت ورق‌ بازی کردنت خوب نبوده.
‫اصلاً بلد نیست بلوف بزنه.

278
00:20:15,880 --> 00:20:18,376
‫حالت چهره‌اش دقیقاً
‫همونیـه که توی ذهنشـه

279
00:20:18,400 --> 00:20:20,000
‫گمونم اینو خودم فهمیده باشم

280
00:20:22,800 --> 00:20:24,336
‫من نیستم

281
00:20:24,360 --> 00:20:27,056
‫نه، الان وسط دستیم، هل

282
00:20:27,080 --> 00:20:29,616
‫- عجب بازنده‌ی بدی هستی
‫- به خاطر باختنم نیست

283
00:20:29,640 --> 00:20:31,296
‫اینجا یکی باید کار کنه

284
00:20:31,320 --> 00:20:36,176
‫خیال کردی این چیه؟
‫تمرین ظرافت و درس زندگیـه

285
00:20:36,200 --> 00:20:38,776
‫واسه موقعی که پسرعموی سوم
‫شاهزاده فرناندو رو دیدی

286
00:20:38,800 --> 00:20:40,000
‫فرناند، نه فرناندو

287
00:20:40,600 --> 00:20:43,520
‫تازه، خدا رو چه دیدی؟
‫باشه پس، برو اگه میری

288
00:20:44,160 --> 00:20:45,840
‫موقع شام می‌بینم‌تون

289
00:20:51,080 --> 00:20:53,120
‫داری بهش فکر می‌کنی، نه؟

290
00:20:54,240 --> 00:20:55,920
‫رجی سیلورتون

291
00:20:56,960 --> 00:20:58,760
‫نه، هنوز روی کورا موندم

292
00:20:59,320 --> 00:21:00,856
‫رجی برام منطقیـه

293
00:21:00,880 --> 00:21:03,616
‫بانک خانواده‌اش رو نابود کرد،
‫دنبال انتقامـه

294
00:21:03,640 --> 00:21:06,880
‫ولی چرا کورا برای بودن با رجی،
‫همچین ریسک بزرگی می‌کنه؟

295
00:21:07,880 --> 00:21:09,000
‫اگه نل بود چیکار می‌کردی؟

296
00:21:10,120 --> 00:21:12,496
‫سرش توی لاک خودشـه، بسته‌ست

297
00:21:12,520 --> 00:21:15,536
‫حتی نمی‌دونم از من خوشش میاد یا نه،
‫چه برسه به دونستن انگیزه‌هاش

298
00:21:15,560 --> 00:21:20,816
‫چند سال پیش توی لندن
‫با رادیارد کیپلینگ آشنا شدم

299
00:21:20,840 --> 00:21:22,720
‫عجب سبیل جذابی داشت

300
00:21:23,240 --> 00:21:25,696
‫معتقد بود بدون شخصیت‌شناسی

301
00:21:25,720 --> 00:21:28,600
‫نمیشه ماجراجویی خوبی نوشت

302
00:21:38,300 --> 00:21:39,936
‫هزینه‌ی خوراک سر به فلک کشیده

303
00:21:39,960 --> 00:21:42,440
‫هیچ علفی نمونده که اسب‌ها بخورن

304
00:21:43,000 --> 00:21:44,720
‫چقدر عجیبـه

305
00:21:45,240 --> 00:21:46,896
‫آگوستا بیچام یه یادداشت فرستاده و

306
00:21:46,920 --> 00:21:49,856
‫می‌خواد واسه امروز
‫نل رو بفرستیم فایو باب

307
00:21:49,880 --> 00:21:51,536
‫- چرا نل؟
‫- اوه

308
00:21:51,560 --> 00:21:54,856
‫سیبیلا از اون کُره‌اسب واسشون
‫تعریف کرده. می‌خوان ببیننش.

309
00:21:54,880 --> 00:21:57,096
‫- من هم باهاش برم؟
‫- فکر نکنم

310
00:21:57,120 --> 00:22:00,496
‫سیبیلا و هری دارن با همدیگه
‫خوش می‌‌گذرونن

311
00:22:00,520 --> 00:22:02,896
‫- این خبر خوبیـه
‫- قطعاً

312
00:22:02,920 --> 00:22:05,080
‫لطفاً خودت به نل خبر بده

313
00:22:13,780 --> 00:22:15,216
‫عجیبـه

314
00:22:15,240 --> 00:22:19,496
‫- علاقه‌ی ناگهانی آگوستا به اسب‌ها
‫- شرط می‌بندم بیچام خودش خواسته

315
00:22:19,520 --> 00:22:22,200
‫مامان که ناراحت نمیشه.
‫از خداشـه کُره‌اسبش رو به رخ بکِشه.

316
00:22:23,520 --> 00:22:24,896
‫اینجاش واسم جالبـه که

317
00:22:24,920 --> 00:22:27,480
‫گویا نظرش در مورد سیبیلا عوض شده

318
00:22:29,320 --> 00:22:31,280
‫به نظرت علاقه‌مند شده؟

319
00:22:32,280 --> 00:22:34,336
‫اون دوست‌داشتنیـه، نه؟

320
00:22:34,360 --> 00:22:35,896
‫وقتی باهاش آشنا میشی

321
00:22:35,920 --> 00:22:39,720
‫صد درصد. باید بگم که
‫داره توی دل همه‌مون جا باز می‌کنه

322
00:22:55,500 --> 00:22:57,080
‫یکم دَرَن‌دشتـه

323
00:22:58,600 --> 00:22:59,640
‫گم شدی؟

324
00:23:02,200 --> 00:23:05,536
‫دنبال سیبیلا می‌گردم.
‫می‌خواست منو ببینه.

325
00:23:05,560 --> 00:23:07,576
‫پس تو باید همون نلی باشی که
‫شدی وِرد زبون‌شون

326
00:23:07,600 --> 00:23:08,800
‫شاید

327
00:23:09,400 --> 00:23:10,400
‫چارلی هستم

328
00:23:11,280 --> 00:23:13,000
‫بیا دنبالم

329
00:23:18,880 --> 00:23:22,096
‫خانم کلاین از صبح مشغول آشپزی بود

330
00:23:22,120 --> 00:23:24,216
‫این لامینگتون‌ها رو امتحان کن

331
00:23:24,240 --> 00:23:27,200
‫کیک‌ها خوشمزه‌ان،
‫ولی صدف‌ها یه چیز دیگه‌ان، نل

332
00:23:28,880 --> 00:23:32,480
‫امتحان کن. انگار اقیانوس رو
‫گذاشتی توی دهنت

333
00:23:33,420 --> 00:23:35,040
‫وای، نه

334
00:23:35,600 --> 00:23:37,320
‫ببخشید

335
00:23:38,240 --> 00:23:40,080
‫از اقیانوس خوشم نمیاد

336
00:23:44,320 --> 00:23:48,320
‫داشتم برای آگوستا تعریف می‌کردم که
‫چطوری بو رو تعلیم میدی

337
00:23:48,920 --> 00:23:51,200
‫آره...

338
00:23:51,720 --> 00:23:54,336
‫مادیانِ خانم بوسیه در رفت،
‫رفت پیش اسب‌های وحشی،

339
00:23:54,360 --> 00:23:58,296
‫وقتی گرفتیمش دیگه آبستن شده بود

340
00:23:58,320 --> 00:24:00,656
‫تصادفی بود، ولی تصادفِ خوبی بود

341
00:24:00,680 --> 00:24:02,296
‫محشره

342
00:24:02,320 --> 00:24:04,056
‫شاید بهتره اسب کورا، اسب وحشی باشه

343
00:24:04,080 --> 00:24:06,120
‫آره. ردیفـه

344
00:24:07,320 --> 00:24:09,360
‫- آره
‫- یه سؤال دارم

345
00:24:10,240 --> 00:24:12,136
‫تا حالا به پوشیدن لباس زنونه فکر کردی؟

346
00:24:12,160 --> 00:24:14,656
‫مخصوصاً اگه بخوای تغییر قیافه بدی؟

347
00:24:14,680 --> 00:24:17,456
‫حیفـه شلوار نپوشه

348
00:24:17,480 --> 00:24:20,360
‫شلوار ظاهرت رو خاص کرده، مگه نه نل؟

349
00:24:21,320 --> 00:24:23,736
‫نمی‌دونم

350
00:24:23,760 --> 00:24:27,296
‫لباس زنونه، شلوار...
‫اینا رو شماها اینجا باب کردید

351
00:24:28,400 --> 00:24:29,696
‫چرا از من می‌پرسید؟

352
00:24:29,720 --> 00:24:33,856
‫دارم یه داستان می‌نویسم،
‫یه شخصیتش رو هم از تو الهام گرفتم

353
00:24:33,880 --> 00:24:35,496
‫یکی از شخصیت‌هاش رو از روی من نوشتی؟

354
00:24:35,520 --> 00:24:39,616
‫دقیقِ دقیق تو نیستی، نل.
‫اسمش رو عوض کردم. گذاشتم کورا.

355
00:24:39,640 --> 00:24:40,536
‫کورا

356
00:24:40,560 --> 00:24:42,480
‫تو سوژه‌ی تحقیقاتیم هستی

357
00:24:44,000 --> 00:24:46,640
‫- بابت داستان بهت پول میدن؟
‫- نقشه همینـه

358
00:24:47,960 --> 00:24:49,360
‫خب چی گیر من میاد ازش؟

359
00:25:24,680 --> 00:25:25,856
‫چی می‌خواید بدونید؟

360
00:25:25,880 --> 00:25:27,416
‫- اسب‌ها یا آدم‌ها؟
‫- اسب‌ها

361
00:25:27,440 --> 00:25:30,016
‫- چرا از آدم‌ها خوشت نمیاد؟
‫- سطح توقعم بالاست

362
00:25:30,040 --> 00:25:33,000
‫- این واسه کورا عالیه!
‫- آره

363
00:25:54,840 --> 00:25:56,576
‫انگار داره خیلی بهت خوش می‌گذره

364
00:25:56,600 --> 00:26:00,256
‫آره، فقط دارم به این فکر می‌کنم که
‫سفیدپوست‌ها چقدر عجیبن

365
00:26:00,280 --> 00:26:02,160
‫درسته

366
00:26:07,160 --> 00:26:09,040
‫اینجات...

367
00:26:13,040 --> 00:26:15,376
‫واسه مراسم روز امپراتوری میری؟

368
00:26:15,400 --> 00:26:18,480
‫نمی‌دونم. کلاً زیاد با امپراتوری حال نمی‌کنم

369
00:26:19,520 --> 00:26:20,520
‫چرا پرسیدی؟

370
00:26:21,320 --> 00:26:24,080
‫نمی‌دونم. گفتم شاید اونجا ببینمت؟

371
00:26:25,920 --> 00:26:27,160
‫آره، ردیفـه

372
00:26:39,200 --> 00:26:40,520
‫«ردیفـه»

373
00:26:44,520 --> 00:26:46,320
‫کورا با کسی گرم نمی‌گیره

374
00:26:47,720 --> 00:26:49,560
‫واسه همین دوستی نداره

375
00:26:50,720 --> 00:26:52,520
‫برای همینـه که میره دنبال رجی

376
00:26:53,240 --> 00:26:55,080
‫رجی اولین دوستشـه. وای!

377
00:26:55,680 --> 00:26:56,816
‫وای

378
00:26:56,840 --> 00:26:58,256
‫خوشم اومد

379
00:26:58,280 --> 00:27:02,456
‫موهاش پر از خاک و سرکشی بود
‫وقتی به سمتش قدم برداشت

380
00:27:02,480 --> 00:27:05,760
‫همدیگه رو کامل می‌کنن.
‫دو روی سکه همدیگه رو جذب می‌کنن.

381
00:27:06,720 --> 00:27:08,536
‫با احتیاط بهش چشم دوخته بود،

382
00:27:08,560 --> 00:27:11,976
‫از اتاق رد شد، مثل چوپانی که
‫می‌خواد گله رو جمع کنه

383
00:27:12,000 --> 00:27:15,100
‫وقتی رجی ازش پرسید در ازاش چی میدی،
‫کورا بی‌درنگ جواب داد:

384
00:27:15,501 --> 00:27:18,000
‫«آزادی»

385
00:27:24,600 --> 00:27:27,520
‫- فکر کردم مار نیشت زد
‫- نه بابا

386
00:27:28,920 --> 00:27:30,000
‫می‌خوای بیای پیشم؟

387
00:27:31,480 --> 00:27:34,536
‫- تا مارها جفت‌مون رو نیش بزنن؟
‫- بیخیال، هری

388
00:27:34,560 --> 00:27:36,600
‫زاویه‌ی دیدت رو عوض کن

389
00:27:48,200 --> 00:27:50,920
‫- اون اَبر شبیه سگ نیست؟
‫- هیس

390
00:28:02,880 --> 00:28:05,600
‫« یک هفته بعد »

391
00:28:13,520 --> 00:28:15,240
‫عاشقشم

392
00:28:20,600 --> 00:28:22,816
‫- نگران پایان‌بندیشم
‫- نه. هیچیش رو عوض نکن

393
00:28:22,840 --> 00:28:25,320
‫- خانم کلاین، می‌دونم اونجایی!
‫- اوه

394
00:28:26,520 --> 00:28:28,816
‫اینو بگیر. بذارش توی یه پاکت

395
00:28:28,840 --> 00:28:32,080
‫می‌بریمش شهر تا بدیمش
‫به دوستم توی نشریه‌ی بولیتن

396
00:28:33,920 --> 00:28:35,920
‫واقعاً به نظرت چیز دندون‌گیریـه؟

397
00:28:36,880 --> 00:28:37,880
‫بیشتر از این حرفا

398
00:28:39,000 --> 00:28:40,760
‫به نظرم بی‌نظیره

399
00:28:42,200 --> 00:28:43,360
‫من کِی می‌تونم بخونمش؟

400
00:28:44,760 --> 00:28:46,960
‫هر وقت رفتی مجله‌ی بولیتن رو خریدی!

401
00:28:48,000 --> 00:28:49,416
‫اشتراکش رو می‌گیرم

402
00:28:49,440 --> 00:28:51,880
‫نکته این نیست، هل

403
00:28:52,720 --> 00:28:55,296
‫سیبیلا باید بابت کارش پول بگیره

404
00:28:55,320 --> 00:28:58,216
‫یه کاری می‌تونی بکنی

405
00:28:58,240 --> 00:29:02,320
‫کل هفته توی خونه حبس بوده.
‫ببرش بیرون و فایو باب رو نشونش بده.

406
00:29:04,920 --> 00:29:06,896
‫چشمات رو بسته نگه دار

407
00:29:06,920 --> 00:29:09,440
‫قدم‌هات رو یکی یکی بردار. وایسا

408
00:29:10,600 --> 00:29:11,600
‫باز کن

409
00:29:17,200 --> 00:29:19,000
‫خارق‌العاده‌ست

410
00:29:31,840 --> 00:29:33,600
‫اینجا پاتوق مورد علاقمـه

411
00:29:39,360 --> 00:29:40,960
‫صدای آب نیست؟

412
00:29:43,760 --> 00:29:44,760
‫چرا

413
00:29:46,040 --> 00:29:47,600
‫بیا، هری

414
00:29:51,480 --> 00:29:52,960
‫سیب، وایسا

415
00:29:56,400 --> 00:29:58,280
‫انگار برکه رو پیدا کردی

416
00:30:02,760 --> 00:30:04,000
‫سیبیلا؟

417
00:30:12,680 --> 00:30:13,960
‫سیبیلا؟

418
00:30:15,280 --> 00:30:16,280
‫سیبیلا؟

419
00:30:32,560 --> 00:30:34,040
‫سیبیلا؟!

420
00:30:34,840 --> 00:30:36,040
‫هوی!

421
00:30:37,120 --> 00:30:39,240
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

422
00:30:44,120 --> 00:30:45,656
‫فکر کردم غرق شدی

423
00:30:45,680 --> 00:30:49,520
‫عمراً. سه نسل شناگر بودیم!

424
00:30:50,520 --> 00:30:52,080
‫شوخی قشنگی نیست

425
00:30:57,320 --> 00:30:58,720
‫هری!

426
00:30:59,800 --> 00:31:01,760
‫آهای. هری!

427
00:31:02,960 --> 00:31:06,000
‫هری، وایسا! فکر می‌کردم بخندی

428
00:31:31,700 --> 00:31:33,300
‫دردسر ازت می‌باره

429
00:31:34,960 --> 00:31:37,240
‫در این مورد صد درصد حق با توئـه

430
00:32:25,880 --> 00:32:28,120
‫به قدرت نیاز داره... یا مهارت؟

431
00:32:28,720 --> 00:32:29,720
‫بذار ببینیم

432
00:32:39,320 --> 00:32:40,320
‫دستت رو بیار بالا

433
00:32:42,080 --> 00:32:44,520
‫حالا رهاش کن.
‫بازوت رو شل نگه دار.

434
00:32:47,720 --> 00:32:49,440
‫زیادی فشار میاری

435
00:32:50,080 --> 00:32:52,200
‫بذار وزن بازوت کار رو انجام بده

436
00:33:05,280 --> 00:33:06,280
‫صاف وایسا

437
00:33:12,480 --> 00:33:13,520
‫بهم اعتماد داری؟

438
00:34:43,160 --> 00:34:44,800
‫پس اینجایید

439
00:34:45,480 --> 00:34:49,200
‫آهنگ مورد علاقه‌ی مادرت.
‫سال‌ها بود که نشنیده بودمش.

440
00:34:50,720 --> 00:34:52,000
‫مرثیه‌ست

441
00:34:52,960 --> 00:34:54,160
‫آره

442
00:34:56,960 --> 00:34:58,760
‫موهات خیس شدن، سیبیلا؟

443
00:34:59,600 --> 00:35:01,096
‫- یه دوش گرفتم
‫- بارون بارید

444
00:35:01,120 --> 00:35:04,080
‫یکم بارون بارید، واسه همین دوش گرفتم

445
00:35:06,800 --> 00:35:07,800
‫چقدر غیر عادی

446
00:35:18,280 --> 00:35:19,560
‫«اوه، گرت

447
00:35:20,120 --> 00:35:23,280
‫می‌دونم که گفتم هری بیچام
‫بی‌ادب‌ترین انسان جهانـه، ولی...

448
00:35:24,440 --> 00:35:27,600
‫وقتی باهاش آشنا بشی، بامزه‌ست

449
00:35:28,960 --> 00:35:31,080
‫و مهربونـه

450
00:35:32,040 --> 00:35:33,640
‫باهوشـه

451
00:35:35,480 --> 00:35:37,560
‫خودت می‌دونی دست و پام رو
‫گم می‌کنم وقتی حرف از ... میشه»

452
00:35:39,720 --> 00:35:40,720
‫« عشق »

453
00:36:11,600 --> 00:36:15,320
‫انگار بارون جادویی عصر رو ندیدم

454
00:36:16,200 --> 00:36:18,456
‫چرا حرف دلت رو نمی‌زنی، گاسی؟

455
00:36:18,480 --> 00:36:20,800
‫باشه، نظرت در مورد سیبیلا چیه؟

456
00:36:21,520 --> 00:36:24,576
‫- به نظرم دختر خوبیـه
‫- به من دروغ نگو، هل

457
00:36:24,600 --> 00:36:26,440
‫چی می‌خوای بگم؟

458
00:36:27,080 --> 00:36:28,336
‫که ازش خوشم میاد؟

459
00:36:28,360 --> 00:36:31,376
‫اینکه طی چند روز گذشته
‫فکر و ذکرم سیبیلا بوده؟

460
00:36:31,400 --> 00:36:36,056
‫- که صد دل عاشقش شدم؟
‫- نه. اصلاً واسه این نیومده اینجا

461
00:36:36,080 --> 00:36:38,056
‫می‌دونم. دست‌پرورده‌ی توئـه

462
00:36:38,080 --> 00:36:40,696
‫هری، نباید با دختری مثل سیبیلا
‫بری توی رابطه

463
00:36:40,720 --> 00:36:42,120
‫اون اصلاً مناسب نیست

464
00:36:42,920 --> 00:36:44,560
‫خودم تصمیم می‌گیرم

465
00:36:46,280 --> 00:36:50,240
‫پدرت یه انتخاب کرد، که یعنی الان،
‫تو حق انتخابی نداری

466
00:36:50,420 --> 00:36:53,576
‫یعنی میگی چون مامانم چینی بوده،
‫حق انتخاب ندارم؟

467
00:36:53,600 --> 00:36:56,720
‫میگم سیبیلا توی دنیای ما بزرگ نشده

468
00:36:57,640 --> 00:37:00,256
‫تو هم یکی رو می‌خوای که
‫سربارت نباشه

469
00:37:00,280 --> 00:37:03,216
‫- بوسیه‌ها خانواده‌ی خوبی هستن
‫- صحیح

470
00:37:03,240 --> 00:37:08,896
‫با این‌حال، نیمه‌لخت با یه مرد مجرد
‫پریده توی برکه

471
00:37:08,920 --> 00:37:12,376
‫- همین مونده تو این حرف رو بزنی
‫- اینکه من چی کار می‌کنم مهم نیست

472
00:37:12,400 --> 00:37:18,320
‫ولی همه‌چی، این خونه،
‫مزرعه‌مون، میراث خانوادگی،

473
00:37:18,840 --> 00:37:21,496
‫همه‌اش به این بستگی داره که تو
‫یه انتخاب درست برای ازدواج داشته باشی

474
00:37:21,520 --> 00:37:24,296
‫که فکر می‌کردم قبلاً
‫گزینه‌ی درستی انتخاب کردی

475
00:37:24,320 --> 00:37:26,440
‫اونجا هیچی نیست که برگشت‌پذیر نباشه

476
00:37:27,560 --> 00:37:29,400
‫چقدر احمقی

477
00:37:30,040 --> 00:37:34,056
‫از سیبیلا ملوین جز دردسر
‫چیزی عایدت نمیشه

478
00:37:34,080 --> 00:37:35,600
‫اشتباه می‌کنی

479
00:37:38,080 --> 00:37:39,560
‫خدا کنه

480
00:37:40,160 --> 00:37:43,280
‫چون تصمیمت هر چی باشه،
‫روی جفت‌مون اثر میذاره

481
00:37:51,800 --> 00:37:53,800
‫« روز امپراتوری »

482
00:37:55,000 --> 00:38:05,000
‫کاری از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

483
00:38:10,000 --> 00:38:12,136
‫مامان باور نشد بهش گفتم امروز اومدی

484
00:38:12,160 --> 00:38:14,520
‫آره، ولی نمی‌مونم زیاد

485
00:38:16,000 --> 00:38:18,616
‫آهای جماعت، حتماً همه رو بردارید

486
00:38:18,640 --> 00:38:19,880
‫هیچ کدوم نمونن

487
00:38:24,640 --> 00:38:27,456
‫- چرا به اون بی‌بی‌فیس لبخند زدی؟
‫- مؤدب باش

488
00:38:27,480 --> 00:38:30,720
‫صورتش هم بی‌بی‌فیس نیست.
‫خوبه.

489
00:38:31,720 --> 00:38:34,256
‫- نباید به پلیس‌جماعت اعتماد کنی
‫- می‌دونم

490
00:38:34,280 --> 00:38:35,280
‫سلام، نل

491
00:38:36,680 --> 00:38:38,280
‫- اون کیه؟
‫- هیچکس

492
00:38:38,960 --> 00:38:41,336
‫- توی فایو باب کار می‌کنه. اسمش چارلیـه
‫- چارلی!

493
00:38:41,360 --> 00:38:43,640
‫- اینجاییم
‫- بس کن. زشتـه. خجالت‌آوره!

494
00:38:52,520 --> 00:38:53,736
‫اوه...

495
00:38:53,760 --> 00:38:55,976
‫چارلی، خواهرم بتی

496
00:38:56,000 --> 00:38:57,040
‫روز بخیر، بتی

497
00:38:57,800 --> 00:39:00,216
‫گمونم حالا فهمیدم که چرا خواهرم
‫امروز اومده اینجا

498
00:39:00,240 --> 00:39:02,560
‫تابحال هیچوقت نیومده بود
‫مراسم روز امپراتوری

499
00:39:03,840 --> 00:39:06,960
‫آخه... فرصت خوبی
‫واسه دیدار با خانواده‌ست

500
00:39:08,800 --> 00:39:11,240
‫آره، اگه بخوای این اسم رو
‫روش بذاری، خواهری

501
00:39:13,000 --> 00:39:14,816
‫چارلی، بریم یه چیزی بخوریم؟

502
00:39:14,840 --> 00:39:16,560
‫می‌تونی از خودت واسمون بگی

503
00:39:17,280 --> 00:39:18,840
‫آره، چرا که نه

504
00:39:19,600 --> 00:39:20,600
‫پس بیا

505
00:39:25,560 --> 00:39:30,680
‫و... برگ‌ها چی بهمون میگن؟

506
00:39:31,880 --> 00:39:34,000
‫نه، معلومـه که مزخرفـه

507
00:39:35,000 --> 00:39:38,936
‫یادته سال پیش خانم کلاین پیش‌بینی کرد
‫که جولیوس میره سفر، واقعاً هم رفت

508
00:39:38,960 --> 00:39:42,120
‫- از قبل سوار قایق شده بود
‫- اون که نمی‌دونست

509
00:39:43,640 --> 00:39:45,296
‫یه گل رز می‌بینم

510
00:39:45,320 --> 00:39:47,056
‫اوه! چه قشنگ

511
00:39:47,080 --> 00:39:49,720
‫گلِ رزت به زودی شکوفه می‌کنه

512
00:39:51,400 --> 00:39:56,216
‫هیس! برید پی کارتون همگی!
‫برید یه جای دیگه خوش بگذرونید!

513
00:39:56,240 --> 00:39:59,520
‫- این مراسم مقدسـه، ممنون
‫- برو، هری

514
00:40:01,520 --> 00:40:03,336
‫- «یه رز»
‫- از اول شروع کن، خانم کلاین

515
00:40:03,360 --> 00:40:04,880
‫هیچی رو از قلم ننداز

516
00:40:10,520 --> 00:40:12,280
‫شرط‌هاتون رو ببندید! یکی دیگه

517
00:40:14,880 --> 00:40:19,456
‫یالا! شرط‌هاتون رو ببندید. خیلی‌خب!

518
00:40:19,480 --> 00:40:20,640
‫پرتابش کن!

519
00:40:21,240 --> 00:40:22,736
‫- شیر
‫- خط

520
00:40:22,760 --> 00:40:24,776
‫- شیر اومد
‫- بی‌نظیره

521
00:40:24,800 --> 00:40:27,256
‫بالاخره دارم فرهنگ استرالیا رو می‌بینم

522
00:40:27,280 --> 00:40:28,936
‫خیلی‌خب رفقا.
‫شرط‌هاتون رو ببندید.

523
00:40:28,960 --> 00:40:31,536
‫اینجا واسه زن‌ها مناسب نیست

524
00:40:31,560 --> 00:40:34,200
‫- پرتاب!
‫- اینو که گفتی حتماً میرم بازی کنم، هری

525
00:40:34,720 --> 00:40:36,096
‫شرمنده

526
00:40:36,120 --> 00:40:38,656
‫- ببخشید. دارم رد میشم
‫- آهای، بپا!

527
00:40:38,680 --> 00:40:41,040
‫یکی دیگه. یکی دیگه

528
00:40:41,640 --> 00:40:42,640
‫شرط‌ها رو ببندید

529
00:40:45,640 --> 00:40:48,976
‫اوه! ولی مگه نگفتی گل رزه؟

530
00:40:49,000 --> 00:40:51,736
‫هیس، هیس! دوتا خاندان

531
00:40:51,760 --> 00:40:54,480
‫یکی شکوفا میشه. یکی نه

532
00:40:55,000 --> 00:40:56,616
‫چقدر بدشگون

533
00:40:56,640 --> 00:40:58,400
‫یعنی چی؟

534
00:41:00,960 --> 00:41:04,976
‫خیلی‌خب. شرط‌هاتون رو ببندید

535
00:41:05,000 --> 00:41:06,696
‫آهای

536
00:41:06,720 --> 00:41:09,096
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- هری رو دیدم که رفت داخل

537
00:41:09,120 --> 00:41:11,600
‫- ما اجازه نداریم بریم داخل
‫- می‌دونم

538
00:41:13,280 --> 00:41:15,400
‫- یالا، پرتاب کن
‫- برو که رفتیم

539
00:41:19,640 --> 00:41:21,240
‫خیلی‌خب، سریع

540
00:41:24,040 --> 00:41:25,680
‫پرتابش کن

541
00:41:26,300 --> 00:41:28,620
‫این یارو رو نگاه، اشتباه اومده.
‫اینجا معدن طلا نیست.

542
00:41:28,621 --> 00:41:30,601
‫شاید همه‌ی طلاهات رو از دست داده باشی

543
00:41:31,200 --> 00:41:35,000
‫یا شاید هم انگلیسی بلد نیست

544
00:41:35,680 --> 00:41:38,576
‫- بهتره بریم، سیبیلا
‫- هری، تازه رسیدیم اول صف

545
00:41:38,600 --> 00:41:40,656
‫من تازه وسط یاد گرفتن قوانین بازی‌ام

546
00:41:40,680 --> 00:41:43,840
‫نباید بهش اعتماد کنی، خانم.
‫این جماعت همگی تریاکی هستن.

547
00:41:45,360 --> 00:41:46,840
‫حرف دهنت رو بفهم

548
00:41:48,320 --> 00:41:50,240
‫- چی گفتی؟
‫- بیخیال شو، سیبیلا

549
00:41:51,760 --> 00:41:54,016
‫این هری بیچامـه

550
00:41:54,040 --> 00:41:56,736
‫- چطور جرئت می‌کنی بهش تیکه بندازی؟
‫- سیب

551
00:41:56,760 --> 00:42:01,456
‫همچین دخترهایی وقتی معتاد میشن،
‫هر حرفی رو می‌زنن

552
00:42:01,480 --> 00:42:03,240
‫شرط‌هاتون رو ببندید

553
00:42:08,320 --> 00:42:09,296
‫بیا، بیا بریم

554
00:42:09,320 --> 00:42:14,240
‫دعوا! دعوا! دعوا! دعوا!

555
00:42:17,960 --> 00:42:19,896
‫- سلام گروهبان
‫- آقای هاودن

556
00:42:19,920 --> 00:42:22,856
‫- داخل یه مشت اراذل و اوباش هستن
‫- حله

557
00:42:22,880 --> 00:42:24,936
‫- پلیس!
‫- جفت‌تون هم باید برید

558
00:42:24,960 --> 00:42:26,936
‫درست میگه. الان اون پلیسه میاد

559
00:42:26,960 --> 00:42:28,536
‫برگردیم فایو باب

560
00:42:28,560 --> 00:42:31,800
‫هری. خیلی متأسفم

561
00:42:43,680 --> 00:42:44,760
‫وایسا!

562
00:42:45,440 --> 00:42:47,856
‫دیگه ادامه نمی‌دیم.
‫چقدر بهت بدهکارم؟

563
00:42:47,880 --> 00:42:50,760
‫یه کمک مالی به گروه سازهای بادی

564
00:42:51,880 --> 00:42:53,640
‫از طرف هلن میدمش

565
00:43:04,720 --> 00:43:07,056
‫- هری رفت؟
‫- با چارلی رفت

566
00:43:07,080 --> 00:43:10,016
‫باهام بیا، سیبیلا

567
00:43:10,040 --> 00:43:12,360
‫حرف‌های زنونه داریم، فرانک

568
00:43:16,080 --> 00:43:18,096
‫باید یه اعترافی بکنم

569
00:43:18,120 --> 00:43:22,720
‫دیدم که همگی با عجله
‫از چادر بازی دو سکه زدید بیرون

570
00:43:24,000 --> 00:43:25,960
‫نگران نباش، به مادربزرگت نمیگم

571
00:43:27,040 --> 00:43:28,800
‫نفرت‌انگیز بود

572
00:43:29,640 --> 00:43:32,040
‫طوری با هری حرف زدن که
‫انگار نخاله‌ست،

573
00:43:32,560 --> 00:43:35,720
‫در حالی که خوشون
‫دوتا گاگولِ مست بودن

574
00:43:37,000 --> 00:43:39,696
‫از هری بعیده همچین جایی بره

575
00:43:39,720 --> 00:43:42,320
‫تقصیر اون نیست. من اصرار کردم

576
00:43:43,880 --> 00:43:44,880
‫که اینطور

577
00:43:47,240 --> 00:43:48,776
‫باید اون رو ببخشی

578
00:43:48,800 --> 00:43:52,640
‫وقتی خیلی از بلانش دور می‌مونه،
‫عقل از سرش می‌پره

579
00:43:54,160 --> 00:43:55,160
‫بلانش کیه؟

580
00:43:56,320 --> 00:43:58,320
‫نامزدش دیگه

581
00:44:00,160 --> 00:44:01,456
‫هری نامزد کرده؟

582
00:44:01,480 --> 00:44:05,240
‫تقریباً. نشون‌کرده‌ی همدیگه هستن

583
00:44:05,760 --> 00:44:09,760
‫همین روزهاست که رسماً اعلام بشه،
‫ولی تا اون موقع صداش رو در نمیاریم

584
00:44:13,240 --> 00:44:15,120
‫اصلاً اسمش رو نیاورده بود

585
00:44:17,400 --> 00:44:19,600
‫امروز برمی‌گردی فایو باب؟

586
00:44:23,160 --> 00:44:25,216
‫اشکالی نداره برم خونه پیش مادربزرگم؟

587
00:44:25,240 --> 00:44:26,840
‫البته که اشکالی نداره

588
00:44:28,120 --> 00:44:30,360
‫میگم وسایلت رو برات بفرستن

589
00:44:32,760 --> 00:44:36,600
‫دعا می‌کنم خیلی زود خبرهای خوبی
‫در مورد داستانت بشنویم

590
00:44:38,840 --> 00:44:40,656
‫مهم‌ترین چیزی که باید بدونی

591
00:44:40,680 --> 00:44:46,160
‫اینـه که تو نویسنده‌ی
‫خیلی بااستعدادی هستی، عزیزم

592
00:44:49,400 --> 00:44:51,120
‫حالا، ادامه بدیم؟

593
00:44:53,200 --> 00:44:54,720
‫زودی میام

594
00:44:58,000 --> 00:45:08,000
‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز
‫.:: DigiMoviez.Com ::.

595
00:45:10,001 --> 00:45:20,001
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
‫DigiMovieZ@

