﻿1
00:00:01,238 --> 00:00:04,933
‫≡ سی‌نما تقدیم می‌کند ≡
‫ WwW.30nama.CoM

2
00:00:01,247 --> 00:00:04,952
‫{\an8}کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما در تلگرام
‫@CinamaSub

3
00:01:14,937 --> 00:01:16,979
‫چه منظره‌ی زیبایی.

4
00:01:21,229 --> 00:01:22,520
‫آرامش‌بخشـه.

5
00:01:29,562 --> 00:01:32,479
‫باز داری حس‌وحالِ
‫این لحظه رو به هم می‌زنی.

6
00:01:33,354 --> 00:01:34,937
‫عذرمی‌خوام، عالی‌جناب.

7
00:01:35,453 --> 00:01:36,995
‫- جِفری.
‫- ساکت، وینستون.

8
00:01:40,912 --> 00:01:43,494
‫شنیدم سایمون مک‌دوگال
‫ملکش رو به فروش گذاشته.

9
00:01:43,562 --> 00:01:44,572
‫آره.

10
00:01:44,979 --> 00:01:47,895
‫من هم متوجه شدم.
‫۶۰۰ هکتاره.

11
00:01:48,192 --> 00:01:51,535
‫و البته ۱۳کیلومتر از بهترین مسیرهای
‫صید قزل‌آلا توی رودخونه‌های آهکی کشور.

12
00:01:52,591 --> 00:01:54,263
‫در واقع یکی از بهترین‌ها توی دنیاست.

13
00:01:57,988 --> 00:01:59,738
‫پس باید دست بجنبونیم، قربان.

14
00:02:08,096 --> 00:02:14,217
‫{\an8}[ اشـراف‌زادگـان ]

15
00:02:11,687 --> 00:02:15,019
‫درحال‌حاضر ۳۳میلیون پول نقد

16
00:02:15,020 --> 00:02:20,228
‫از فعالیت‌های اقتصادی
‫متفرقه‌تون دارید.

17
00:02:20,229 --> 00:02:21,186
‫آها.

18
00:02:21,187 --> 00:02:23,854
‫که البته مقدار قابل‌توجهی هست.

19
00:02:24,572 --> 00:02:25,934
‫بااین‌حال...

20
00:02:26,765 --> 00:02:30,056
‫بخش زیادی از اون پول
‫به فعالیت‌های دیگه‌ای واگذارشده.

21
00:02:30,132 --> 00:02:33,853
‫اون موارد رو که
‫از معامله حذف کنیم...

22
00:02:33,854 --> 00:02:37,853
‫حدوداً ۲۰میلیون براتون
‫باقی می‌مونه و می‌تونید

23
00:02:37,854 --> 00:02:40,436
‫برای ملک مک‌دوگال خرج کنید.

24
00:02:40,437 --> 00:02:44,394
‫هرچند انتظار می‌ره که
‫بتونید با مبلغ پایین‌تری

25
00:02:44,395 --> 00:02:46,687
‫ملک رو خریداری کنید.

26
00:02:47,032 --> 00:02:49,019
‫به سایمون گفتم
‫مبلغ درشتی پرداخت می‌کنم

27
00:02:49,020 --> 00:02:50,603
‫تا ملکش وارد بازار نشه.

28
00:02:50,604 --> 00:02:51,853
‫البته، عالی‌جناب.

29
00:02:51,854 --> 00:02:54,186
‫اگه قصد فروش داشته باشیم،
‫اولین نفر به شما می‌گیم.

30
00:02:54,187 --> 00:02:56,312
‫می‌خوام پیشنهاد ۱۸میلیون بهش بدم.

31
00:02:56,895 --> 00:02:59,895
‫حداکثر ۱۵میلیون می‌ارزه، قربان.

32
00:03:03,604 --> 00:03:05,604
‫اون ملک، احمدجان...

33
00:03:06,645 --> 00:03:08,395
‫حدوداً ۳۵۰ سال...

34
00:03:09,145 --> 00:03:11,354
‫متعلق به خونواده‌ی من بود.

35
00:03:12,020 --> 00:03:13,936
‫دوک هشتم خونه رو طراحی کرد

36
00:03:13,937 --> 00:03:16,103
‫و با پولی که از تجارت
‫با هند درآورده بود...

37
00:03:16,104 --> 00:03:17,686
‫همه‌چی رو به سلیقه‌ی خودش ساخت.

38
00:03:17,687 --> 00:03:21,936
‫از هندوستان با خودش
‫انواع ادویه و شوره هم آورد...

39
00:03:21,937 --> 00:03:24,187
‫و البته یه معشوقه.

40
00:03:24,467 --> 00:03:26,758
‫سه بار بچه‌دار شدن...

41
00:03:26,912 --> 00:03:28,662
‫ولی همه‌شون توی نوزادی مُردن.

42
00:03:29,979 --> 00:03:32,353
‫و چون فرزندان نامشروع بودن...

43
00:03:32,354 --> 00:03:34,229
‫مثل مسیحی‌ها خاکسپاری نداشتن.

44
00:03:34,979 --> 00:03:37,686
‫در عوض زیر یه درخت بلوط
‫در اعماق جنگل...

45
00:03:37,687 --> 00:03:40,707
‫توی مدفن‌های ناشناس خوابیدن.

46
00:03:40,937 --> 00:03:42,729
‫درست زیر خاک اون باغ زیبا.

47
00:03:43,129 --> 00:03:45,569
‫توی اوج سوگواری‌ش،
‫خونه رو ارزون فروخت.

48
00:03:45,934 --> 00:03:48,024
‫دیگه جرئت نداشت توی خونه پا بذاره.

49
00:03:49,145 --> 00:03:53,020
‫حالا جناب مک‌دوگال
‫فکر می‌کنه خونه مال اونـه...

50
00:03:53,729 --> 00:03:54,812
‫ولی نیست.

51
00:03:56,604 --> 00:03:57,979
‫مال منـه.

52
00:04:02,310 --> 00:04:09,323
‫{\an8}[ قسمت سوم: «آیا شیطان را نفی می‌کنی؟» ]

53
00:04:01,393 --> 00:04:04,017
‫اِدوینا، بالاخره اومدی.

54
00:04:04,104 --> 00:04:07,394
‫عزیزم، این‌قدر به وکیل رو نده
‫که یک‌بند حرف بزنه.

55
00:04:07,395 --> 00:04:09,353
‫بله، شرمنده که معطل شدین.

56
00:04:09,354 --> 00:04:11,437
‫ما... می‌خواستیم یه چیزی ازت بپرسیم.

57
00:04:12,233 --> 00:04:13,274
‫بسیار خوب.

58
00:04:13,370 --> 00:04:17,119
‫لطف می‌کنی پدرخوانده‌ی تارکویین بشی؟

59
00:04:17,187 --> 00:04:18,811
‫مراسم غسل تعمید نزدیکـه

60
00:04:18,812 --> 00:04:23,062
‫و جناب‌عالی به‌عنوان یکی از اعضای
‫تازه‌منصوب‌شده، صدر این فهرست جا داری.

61
00:04:23,812 --> 00:04:25,561
‫معلومـه که می‌شم.

62
00:04:25,562 --> 00:04:28,812
‫- باعث افتخار منـه.
‫- خیلی ممنون.

63
00:04:31,062 --> 00:04:32,894
‫براش الگوی خیلی خوبی می‌شی.

64
00:04:33,208 --> 00:04:35,544
‫بهترین پدرخوانده‌ای که
‫تارک جَوان می‌تونه داشته باشه.

65
00:04:36,020 --> 00:04:37,729
‫- بله.
‫- حالا می‌ریم سراغ نفر دوم.

66
00:04:38,496 --> 00:04:41,995
‫بله، فرِدی یه‌کم زیادی
‫مشتاق به نظر می‌رسید

67
00:04:42,020 --> 00:04:43,894
‫و می‌خواست راهنمای
‫معنوی تارکویین باشه.

68
00:04:43,895 --> 00:04:46,394
‫به نظرم اون مورد رو بیخیال بشین.

69
00:04:46,395 --> 00:04:48,894
‫ولی عزیزم بهش یه سر بزن.

70
00:04:48,895 --> 00:04:53,436
‫می‌دونم سرت شلوغـه،
‫ولی خیلی ذوق کرده.

71
00:04:53,437 --> 00:04:55,479
‫چَشم... مادرجان.
‫حتماً می‌رم.

72
00:04:56,578 --> 00:04:58,616
‫می‌خواستم برای نفر دوم برم سراغ جِف.

73
00:04:59,817 --> 00:05:00,899
‫جِف؟

74
00:05:01,062 --> 00:05:02,388
‫برای پدرخواندگی.

75
00:05:02,445 --> 00:05:04,673
‫عزیزم، فکر نکنم کار درستی باشه.

76
00:05:05,395 --> 00:05:10,019
‫خب ممکنـه بنده‌خدا
‫توی رودروبایستی قبول کنه.

77
00:05:10,020 --> 00:05:11,478
‫به نظرم خوش‌حال می‌شه.

78
00:05:11,479 --> 00:05:14,920
‫ببخشید، منظورت جِف شکاربانـه؟

79
00:05:14,945 --> 00:05:16,020
‫بله.

80
00:05:16,422 --> 00:05:18,630
‫به نظرت غیرمعمول نیست؟

81
00:05:19,346 --> 00:05:22,644
‫البته من یه هم‌مدرسه‌ای داشتم
‫که یه سگ لابرادور پدرخوانده‌ش بود...

82
00:05:22,850 --> 00:05:24,296
‫ولی شکاربان نه.

83
00:05:24,354 --> 00:05:28,353
‫عزیزم، نانی هم
‫حق داره نظر خودش رو بده.

84
00:05:28,354 --> 00:05:29,895
‫ولی یه‌نفر دیگه هست.

85
00:05:30,562 --> 00:05:32,728
‫می‌دونی که اون‌یکی
‫یه‌کم پیچیده‌ست، عزیزم.

86
00:05:32,729 --> 00:05:34,436
‫پیچیده که هست.

87
00:05:34,437 --> 00:05:36,187
‫حالا بگو ببینیم کیـه، نانی.

88
00:05:37,331 --> 00:05:38,604
‫اعلی‌حضرت.

89
00:05:41,701 --> 00:05:43,200
‫منظورت پادشاهـه؟

90
00:05:43,539 --> 00:05:45,954
‫باید قبل‌از ارائه‌ی پیشنهاد،
‫حسابی سرگرمش کنم.

91
00:05:46,030 --> 00:05:48,745
‫هرچند کلاً با من رابطه‌ی خوبی دارن.

92
00:05:49,615 --> 00:05:52,327
‫این که دیگه جای بحث نداره.
‫عالیـه.

93
00:05:52,395 --> 00:05:55,604
‫- خانم گلاس تشریف آوردن، قربان.
‫- ممنون، آقای لارنس.

94
00:05:56,523 --> 00:05:58,562
‫خوش‌حال شدم، خواهرجان.
‫زود برمی‌گردم.

95
00:05:59,992 --> 00:06:01,325
‫صبح به‌خیر، سوزان.

96
00:06:01,479 --> 00:06:04,769
‫سروان، برآوردهات رو بررسی کردم.

97
00:06:04,770 --> 00:06:07,644
‫نمی‌دونستم توی آمریکا،
‫ماریجوانا دومین محصول محبوب

98
00:06:07,645 --> 00:06:09,144
‫به حساب می‌آد.

99
00:06:09,145 --> 00:06:12,222
‫بعداز سویا، آره.
‫آمریکایی‌ها عاشق سویائـن.

100
00:06:12,274 --> 00:06:14,773
‫به نظرت بالاسری‌ها قبول می‌کنن؟

101
00:06:14,812 --> 00:06:16,603
‫جُرم‌زدایی برای دوطرف سود داره.

102
00:06:16,604 --> 00:06:19,186
‫نه‌تنها نرخ جنایت
‫برای پلیس‌ها کمتر می‌شه

103
00:06:19,187 --> 00:06:22,769
‫و زندان‌ها هم خلوت‌تر می‌شن...

104
00:06:22,770 --> 00:06:26,186
‫بلکه مقدار مالیات پرداختی هم
‫سالانه چندمیلیارد افزایش پیدا می‌کنه.

105
00:06:26,187 --> 00:06:27,811
‫اون‌وقت مصرف‌کننده‌ها می‌تونن

106
00:06:27,812 --> 00:06:30,811
‫بین ماریجوانای گرونی که
‫توی فروشگاه‌ها می‌خرن

107
00:06:30,812 --> 00:06:34,269
‫و علف ارزونی که توی خیابون
‫پیدا می‌شه، یکی رو انتخاب کنن.

108
00:06:34,270 --> 00:06:37,228
‫یعنی این جُرم‌زدایی تأثیر منفی‌ای

109
00:06:37,229 --> 00:06:38,728
‫روی بازار فعلی نداره؟

110
00:06:38,729 --> 00:06:42,561
‫بازاری که از نسل گذشته
‫منبع درآمد خونواده‌ی من بوده؟

111
00:06:42,562 --> 00:06:46,019
‫تنها تفاوتی که ایجاد می‌شه،
‫اینـه که خط نمودار رشد

112
00:06:46,020 --> 00:06:48,061
‫تُپل‌تر از قبلی می‌شه.

113
00:06:48,062 --> 00:06:50,728
‫آخه انجام این کار
‫بدون اجازه‌ی پدرم...

114
00:06:50,729 --> 00:06:52,582
‫بهم حس خوبی نمی‌ده.

115
00:06:53,062 --> 00:06:54,894
‫پدرم مثل بابانوئل مهربونـه...

116
00:06:54,895 --> 00:06:57,061
‫ولی اگه اون روی
‫دیگه‌ش رو بالا بیاری...

117
00:06:57,062 --> 00:06:59,061
‫کوچیک‌ترین نگرانی‌ت این می‌شه

118
00:06:59,062 --> 00:07:00,895
‫که توی جورابت زغال افتاده.

119
00:07:00,387 --> 00:07:00,892
‫{\an8}(طبق سنت‌ها، بابانوئل هر سال برای بچه‌های بَد، به‌جای هدیه، زغال توی جوراب می‌ذاره.)

120
00:07:01,606 --> 00:07:05,230
‫چه خوشش بیاد و چه نیاد،
‫لایحه تصویب می‌شه.

121
00:07:05,383 --> 00:07:08,173
‫اگه الان وارد بشیم، می‌تونیم
‫از موقعیت بهتر استفاده کنیم.

122
00:07:08,270 --> 00:07:10,604
‫اگه معطل کنیم، عقب می‌افتیم.

123
00:07:12,437 --> 00:07:14,727
‫- صحیح.
‫- روی حمایتت حساب کنم؟

124
00:07:17,631 --> 00:07:18,964
‫چیزی شده، جیمی؟

125
00:07:19,104 --> 00:07:21,187
‫شرمنده مزاحم شدم، رئیس.

126
00:07:21,937 --> 00:07:24,145
‫توی مزرعه یه مشکلی پیش اومده.

127
00:07:25,437 --> 00:07:28,062
‫یه مشکل نسبتاً جدی.

128
00:07:28,998 --> 00:07:30,772
‫و نسبتاً سیاسی.

129
00:07:32,062 --> 00:07:35,104
‫- چی شده، جیمی؟
‫- خودشون می‌گن «اعتصاب کُندکاری».

130
00:07:36,187 --> 00:07:39,270
‫اعتصابی که باعث می‌شه
‫کارگرها آهسته‌تر کار کنن

131
00:07:40,020 --> 00:07:41,854
‫و تولید کم بشه.

132
00:08:00,437 --> 00:08:01,562
‫جیمی‌جان؟

133
00:08:02,385 --> 00:08:05,427
‫- از کِی این‌طوری شده؟
‫- والا من هم نفهمیدم، رئیس.

134
00:08:06,437 --> 00:08:09,394
‫احساس می‌کنم حس
‫زمان‌بندی من هم تقلیل رفته.

135
00:08:09,395 --> 00:08:12,911
‫یکی‌تون نمی‌خواد
‫توضیح بده اینجا چه خبره؟

136
00:08:13,062 --> 00:08:14,121
‫لطفاً.

137
00:08:15,895 --> 00:08:17,187
‫من می‌گم.

138
00:08:18,687 --> 00:08:20,270
‫چیزه...

139
00:08:21,035 --> 00:08:23,077
‫من ازطرف همه صحبت می‌کنم.

140
00:08:23,765 --> 00:08:26,347
‫حقیقتش برامون چاره‌ای
‫نذاشتین و مجبور شدیم

141
00:08:26,520 --> 00:08:28,354
‫این اقدام جدی رو پیش ببریم.

142
00:08:28,854 --> 00:08:31,269
‫دوستم راندال که تا هفته‌ی
‫پیش اینجا کار می‌کرد...

143
00:08:31,270 --> 00:08:32,850
‫می‌خواست با ثبت‌نام توی یکی از

144
00:08:32,917 --> 00:08:34,770
‫آزمایش‌های بالینی‌تون،
‫درآمدش رو بیشتر کنه.

145
00:08:37,895 --> 00:08:39,436
‫که خب منطقیـه.

146
00:08:39,437 --> 00:08:41,604
‫فوقش یه‌کم علف مصرف می‌کنه، نه؟

147
00:08:44,187 --> 00:08:45,729
‫نه عزیز من، نه.

148
00:08:46,229 --> 00:08:49,229
‫اصلاً هم...
‫ببینید...

149
00:08:50,020 --> 00:08:52,728
‫واکنش شدیدی از خودش نشون داد

150
00:08:52,729 --> 00:08:57,686
‫و دچار بیماری روحی شد.
‫به بیمارستان انتقالش دادن.

151
00:08:57,687 --> 00:08:59,811
‫و آیا بعدش ازش حمایت شد؟

152
00:08:59,812 --> 00:09:03,394
‫خیر. هیچ خسارتی پرداخت نشد،
‫مرخصی نگرفت و دل کسی براش نسوخت.

153
00:09:03,395 --> 00:09:05,394
‫دل من فقط برای پیشی‌ها می‌سوزه.

154
00:09:05,395 --> 00:09:07,186
‫و برای ماساژورم که بهش انعام می‌دم.

155
00:09:07,187 --> 00:09:10,269
‫نه یه تازه‌وارد فضول که می‌خواد
‫نیروی کار من رو تحت فشار بذاره.

156
00:09:10,270 --> 00:09:13,144
‫در جریان باشید که
‫این یه تصمیم همگانیـه

157
00:09:13,145 --> 00:09:15,144
‫و با هشت‌تا مزرعه‌ی
‫دیگه هماهنگ شده...

158
00:09:15,145 --> 00:09:16,478
‫- هشت‌تا بود دیگه؟
‫- آره.

159
00:09:16,479 --> 00:09:19,395
‫هشت‌تا از دوازده‌تا مزرعه.

160
00:09:21,305 --> 00:09:23,221
‫بلانکِت، برو بالا زنگ بزن به...

161
00:09:25,352 --> 00:09:26,520
‫راستی...

162
00:09:27,716 --> 00:09:28,757
‫اسمت چیـه؟

163
00:09:28,854 --> 00:09:31,354
‫من نِد هستم.
‫از...

164
00:09:32,056 --> 00:09:33,468
‫باشه.
‫هرجور راحتـی.

165
00:09:34,687 --> 00:09:40,729
‫بگو ببینم، نِد.
‫الان درخواست‌تون چیـه؟

166
00:09:41,729 --> 00:09:44,811
‫۲۰درصد افزایش حقوق برای همه،
‫یک ساعت استراحت موقع تعویض شیفت...

167
00:09:44,812 --> 00:09:47,019
‫چهار هفته مرخصی با حقوق،
‫شیش هفته مرخصی استعلاجی.

168
00:09:47,020 --> 00:09:49,519
‫و اگه این موارد باعث
‫افزایش میزان تولید بشه...

169
00:09:49,520 --> 00:09:51,519
‫که مطمئنـم می‌شه...

170
00:09:51,520 --> 00:09:53,019
‫بعدش صحبت می‌کنیم

171
00:09:52,342 --> 00:09:56,237
‫{\an9}[ شرایط نِد ]
‫[ پول بیشتر ]
‫[ مرخصی با حقوق ]
‫[ مرخصی با خیلی حقوق ]
‫[ مرخصی با خیلی‌خیلی حقوق ]

172
00:09:53,020 --> 00:09:56,020
‫تا ببینیم چقدر
‫از سود کلی به ما می‌رسه.

173
00:09:56,467 --> 00:09:57,591
‫عجب.

174
00:09:57,687 --> 00:09:58,979
‫۲۰درصد زیاده، نِد.

175
00:09:59,479 --> 00:10:00,854
‫شرایط ما اینـه.

176
00:10:02,508 --> 00:10:03,562
‫خیلی‌خوب...

177
00:10:05,604 --> 00:10:06,687
‫بسپرش به ما.

178
00:10:13,229 --> 00:10:15,936
‫اگه حواس‌مون نباشه،
‫برامون خرج برمی‌داره، سوزان.

179
00:10:15,937 --> 00:10:17,728
‫الان نگران ضرر مالی نیستم.

180
00:10:17,729 --> 00:10:19,311
‫نگران اسم و اعتبارم.

181
00:10:19,312 --> 00:10:21,894
‫اگه کسی بهمون اعتماد نکنه،
‫می‌رن سراغ یکی دیگه.

182
00:10:21,895 --> 00:10:24,228
‫داستان آزمایش‌های بالینی چیـه، جیمی؟

183
00:10:24,229 --> 00:10:26,436
‫کی گفته روی نیروی
‫کاری‌مون آزمایش کنی؟

184
00:10:26,461 --> 00:10:28,020
‫واسه توسعه‌ی محصولـه.

185
00:10:28,167 --> 00:10:31,208
‫آخه باید از بقیه جلو بیُفتیم.

186
00:10:31,428 --> 00:10:34,344
‫بعضی‌وقت‌ها به بعضی‌هاشون
‫گُل‌های جدید می‌دادم

187
00:10:34,479 --> 00:10:38,770
‫تا دود کنن و ما هم به اطلاعات
‫جدیدی از محصول‌مون برسیم.

188
00:10:39,354 --> 00:10:41,104
‫والا چیز خاصی نبود.

189
00:10:42,395 --> 00:10:45,269
‫درستـه، رئیس.
‫توی گروه واتسپ غوغا شده.

190
00:10:45,270 --> 00:10:47,811
‫حداقل شیش مزرعه اعتصاب کردن.

191
00:10:47,812 --> 00:10:50,769
‫مشخصـه سردسته‌شون همینـه.
‫باید ببریمش جنگل.

192
00:10:50,770 --> 00:10:52,144
‫تند نرو، پهلوون.

193
00:10:52,145 --> 00:10:54,978
‫کولی‌ها قبیله‌ی کوچیکی‌ان
‫و زود وا می‌دن.

194
00:10:54,979 --> 00:10:57,519
‫ما یه سازمان جنایی سرمایه‌داری هستیم.

195
00:10:57,520 --> 00:11:01,019
‫قرار نیست با هر حرف کارگرها
‫نظرمون رو عوض کنیم.

196
00:11:01,020 --> 00:11:02,561
‫من هم این رو نگفتم.

197
00:11:02,562 --> 00:11:05,853
‫ولی اگه بفهمن نِد
‫به‌خاطرشون قیام کرده...

198
00:11:05,854 --> 00:11:08,728
‫و حالا وسط جنگل دفن شده،
‫زیاد خوش‌حال نمی‌شن.

199
00:11:08,729 --> 00:11:11,584
‫پس چطوره بگیم پنج درصد افزایش
‫حقوق برای کسایی که وفادار بمونن؟

200
00:11:11,665 --> 00:11:13,081
‫نه بابا، پایین‌تر.

201
00:11:13,187 --> 00:11:15,387
‫سه درصد افزایش حقوق.

202
00:11:15,562 --> 00:11:17,645
‫یک ساعت استراحت موقع تعویض شیفت.

203
00:11:18,268 --> 00:11:21,267
‫دو هفته هفته مرخصی با حقوق،
‫سه هفته مرخصی استعلاجی.

204
00:11:21,330 --> 00:11:23,912
‫تقسیم سود کلی هم غیرممکنـه.

205
00:11:23,937 --> 00:11:26,812
‫خب... این کافی نیست.

206
00:11:27,645 --> 00:11:29,854
‫این اولین و آخرین پیشنهادمونـه.

207
00:11:30,192 --> 00:11:34,774
‫هرکی مخالفـه،
‫فوراً از محل خارج می‌شه.

208
00:11:34,937 --> 00:11:38,395
‫و هرکی بمونه،
‫یعنی شرایط رو قبول کرده.

209
00:11:38,958 --> 00:11:41,082
‫نمی‌تونین مجبورمون کنین.

210
00:11:41,312 --> 00:11:43,616
‫مهربونی رو با ضعف اشتباه نگیر.

211
00:11:43,812 --> 00:11:46,228
‫- اشتباه نگرفتم.
‫- مذاکره نداریم.

212
00:11:46,229 --> 00:11:49,270
‫یا قبول می‌کنین یا اخراج می‌شین.

213
00:11:49,770 --> 00:11:53,811
‫الان مثلاً من قبول نمی‌کنم...
‫خیلی‌خوب... باشه...

214
00:11:53,812 --> 00:11:56,894
‫ما با هم متحدیـم.
‫کنار هم می‌مونیم.

215
00:11:56,895 --> 00:11:57,937
‫باشه...

216
00:11:59,765 --> 00:12:00,866
‫بیرون!

217
00:12:07,842 --> 00:12:09,841
‫نباید به‌این‌راحتی ولش کنیم، سوزان.

218
00:12:09,937 --> 00:12:13,102
‫باید نشون بدیم که
‫اگه چیزی رو لو بده...

219
00:12:13,312 --> 00:12:14,894
‫کارش تمومـه.

220
00:12:14,895 --> 00:12:18,478
‫من هم موافقـم.
‫اهمیت رازداری باید یادآوری بشه.

221
00:12:18,479 --> 00:12:20,395
‫بلانکت، تفنگت همراهتـه؟

222
00:12:21,828 --> 00:12:23,269
‫بذار روی سر این آشغال.

223
00:12:23,729 --> 00:12:26,978
‫نِد، عزیزم. مثل این‌که
‫جایگاهت رو فراموش کردی.

224
00:12:26,979 --> 00:12:30,645
‫الان می‌خوام بهت یادآوری کنم
‫که ما مذاکره نمی‌کنیم، فقط می‌کُشیم.

225
00:12:31,145 --> 00:12:32,437
‫می‌فهمی؟

226
00:12:33,663 --> 00:12:35,579
‫چی شد؟
‫تخم‌هات رو موش خورد؟

227
00:12:36,647 --> 00:12:39,147
‫اگه می‌فهمی، سرت رو تکون بده.

228
00:12:40,375 --> 00:12:41,499
‫آفرین.

229
00:12:41,729 --> 00:12:44,520
‫خب، حالا برگرد سر کارِت.
‫باشه؟

230
00:12:46,645 --> 00:12:50,103
‫چه مرگ‌تونـه؟
‫نمی‌شه که تفنگ روی سر بقیه بگیرین!

231
00:12:50,104 --> 00:12:51,854
‫- خفه‌ش کن، بلانکت.
‫- ما آدمـیم.

232
00:12:55,562 --> 00:12:58,019
‫الان دیگه وارد
‫یه دنیای جدید شدی، نِد.

233
00:12:58,020 --> 00:13:00,853
‫دنیایی که نِد قدیمی توش مُرده.

234
00:13:00,854 --> 00:13:04,478
‫الان در حد یه لکه‌ی چربی
‫روی لباسم هستی.

235
00:13:04,479 --> 00:13:06,729
‫یه چیزی که راحت پاکش می‌کنم.

236
00:13:08,020 --> 00:13:09,937
‫فهمیدی چی می‌گم یا نه؟

237
00:13:10,729 --> 00:13:12,479
‫این اسگل رو ببرین.

238
00:13:14,354 --> 00:13:16,520
‫راه برو.
‫سریع!

239
00:13:17,145 --> 00:13:21,395
‫امروز یه‌کم ناخوشـی، سروان.
‫به نظرم واسه ماساژ وقت بگیر.

240
00:13:26,437 --> 00:13:29,103
‫مارلون، بی‌زحمت اِکسلسای دابِل بیار.

241
00:13:29,104 --> 00:13:30,395
‫چَشم، رئيس.
‫الان می‌آرم.

242
00:13:33,421 --> 00:13:36,128
‫قهوه‌ی موردعلاقه‌ی آقای مورِتی‌ـه.

243
00:13:36,187 --> 00:13:39,603
‫ولی اولویت خودم بوی خوش نوشیدنیـه.

244
00:13:39,604 --> 00:13:40,978
‫با هم کنار اومدین پس؟

245
00:13:40,979 --> 00:13:44,853
‫آره آره... برام قهوه می فرسته
‫و من هم براش چای می‌فرستم.

246
00:13:44,854 --> 00:13:46,520
‫صرفاً ازروی احترام.

247
00:13:47,684 --> 00:13:49,642
‫مارلون، می‌خوام
‫با دخترم یه‌کم حرف بزنم.

248
00:13:49,729 --> 00:13:52,894
‫- تو برو یه چیزی بخور.
‫- به روی چشم.

249
00:13:52,895 --> 00:13:54,145
‫- آره.
‫- با اجازه.

250
00:13:59,812 --> 00:14:03,145
‫تولید چطور پیش می‌ره؟

251
00:14:03,500 --> 00:14:06,442
‫سه مزرعه‌ی جدید توی شمال.
‫شیش‌تا هم قراره توی جنوب بزنیم.

252
00:14:07,104 --> 00:14:09,062
‫پس این زمزمه‌هایی که می‌شنوم، چیـه؟

253
00:14:12,104 --> 00:14:14,104
‫- کدوم زمزمه؟
‫- زمزمه‌هایی از بالا.

254
00:14:14,563 --> 00:14:18,063
‫چیزهایی که دخترم بهم نمی‌گه
‫و از بقیه می‌شنوم.

255
00:14:18,534 --> 00:14:20,575
‫می‌شه واضح حرف بزنی، بابا؟

256
00:14:20,628 --> 00:14:21,715
‫جو گرین.

257
00:14:25,356 --> 00:14:27,083
‫اون لامصب آدم درستی نیست.

258
00:14:27,437 --> 00:14:29,936
‫موقع خرید تابلوی
‫بوتیچلی اتفاقی دیدمش.

259
00:14:29,937 --> 00:14:31,353
‫وگرنه سال‌هاست ندیدمش.

260
00:14:31,354 --> 00:14:33,811
‫چون کارش با ما فرق داره.

261
00:14:33,812 --> 00:14:37,144
‫کاریـه که ما نمی‌خوایم
‫باهاش قاطی بشیم.

262
00:14:37,145 --> 00:14:38,561
‫آخ باز شروع نکن.

263
00:14:38,562 --> 00:14:40,311
‫تا حالا صد بار بهم گفتی.

264
00:14:40,312 --> 00:14:41,520
‫باشه باشه.

265
00:14:41,998 --> 00:14:45,330
‫ببین، می‌دونم تو و جو
‫قبلاً با هم صمیمی بودین.

266
00:14:45,437 --> 00:14:47,394
‫می‌تونی باهاش سلام‌علیک کنی.

267
00:14:47,395 --> 00:14:50,354
‫مثلاً بگی «سلام، جو!
‫بیا با هم کیک و چای بزنیم».

268
00:14:51,354 --> 00:14:54,478
‫ولی اگه دیدی داره یه بسته‌ی
‫یک‌کیلویی بهت پیشنهاد می‌ده...

269
00:14:54,479 --> 00:14:56,604
‫اون‌وقت قضیه فرق می‌کنه.

270
00:14:58,520 --> 00:15:01,687
‫هرکسی باید حد خودش رو بدونه.

271
00:15:03,461 --> 00:15:05,711
‫کاملاً متوجه حرفت شدم، باباجون.

272
00:15:15,319 --> 00:15:17,068
‫خبر رو شنیدی؟

273
00:15:17,184 --> 00:15:18,642
‫پادشاه قراره بیاد.

274
00:15:18,729 --> 00:15:22,392
‫- آفرین، نانی. ازت ممنونـم.
‫- شارلوت رفت به مادرجان بگه.

275
00:15:22,604 --> 00:15:24,519
‫- چطوری؟
‫- بَدک نیستم.

276
00:15:24,520 --> 00:15:25,978
‫مطمئنـم الان ذوق کرده.

277
00:15:25,979 --> 00:15:29,604
‫از قرن ۱۸ تا الان، خاندان
‫سلطنتی به خونواده‌ی ما سر نزدن.

278
00:15:30,687 --> 00:15:33,228
‫اتفاقاً گفته مشتاقـه
‫که تو رو ببینه، اِدی.

279
00:15:33,229 --> 00:15:35,320
‫یه دوک که توی
‫مزرعه‌داری هم موفق بوده.

280
00:15:35,479 --> 00:15:37,686
‫وقتی از سودآوری‌هات
‫توی فعالیت‌های گذشته

281
00:15:37,687 --> 00:15:41,520
‫براش تعریف کردم،
‫گفت باید حتماً تو رو ببینه.

282
00:15:42,229 --> 00:15:46,020
‫- امیدوارم درباره‌م اغراق نکرده باشی.
‫- فقط حقیقت رو گفتم، اِدی‌جان.

283
00:15:46,770 --> 00:15:50,479
‫از وقتی از ارتش اومدی بیرون،
‫تغییر کردی؛ تغییر مثبت البته.

284
00:15:50,796 --> 00:15:54,853
‫اگه کسی دیگه چیزهایی که تو
‫دیدی رو تجربه می‌کرد، یا دائم‌الخمر می‌شد

285
00:15:54,854 --> 00:15:56,770
‫یا جون خودش رو می‌گرفت.

286
00:15:57,125 --> 00:15:59,790
‫آره، خیلی از هم‌رزم‌هام
‫این مشکل رو دارن.

287
00:15:59,924 --> 00:16:01,423
‫بعضی‌هاشون شدیدتر.

288
00:16:01,472 --> 00:16:05,472
‫ولی تو داری عالی پیش می‌ری، رفیق.

289
00:16:06,312 --> 00:16:08,270
‫نظر لطف توئـه، نانی.

290
00:16:08,812 --> 00:16:11,812
‫ولی بعید می‌دونم
‫اون‌قدرها وضعم خوب باشه.

291
00:16:12,125 --> 00:16:14,500
‫هیچ‌وقت تمجید
‫دیگران رو قبول نمی‌کنی.

292
00:16:15,424 --> 00:16:17,465
‫البته همین ویژگی‌ت دوست‌داشتنیـه.

293
00:16:17,562 --> 00:16:20,644
‫بگذریم... من برم حمایت
‫معنوی‌م رو تقدیم خانواده کنم.

294
00:16:20,645 --> 00:16:24,502
‫تدارک‌دیدن برای خاندان سلطنتی
‫کابوس خانم‌های خونه‌ست.

295
00:16:24,527 --> 00:16:25,588
‫آره.

296
00:16:25,973 --> 00:16:26,979
‫نانی.

297
00:16:29,854 --> 00:16:32,979
‫می‌دونی که برام خیلی
‫مهمـه که پدرخوانده شدم.

298
00:16:33,317 --> 00:16:34,331
‫می‌دونم.

299
00:16:34,735 --> 00:16:36,068
‫جدی می‌گم.

300
00:16:37,467 --> 00:16:38,592
‫دمت گرم، اِد.

301
00:16:52,169 --> 00:16:53,294
‫سلام، بِلا.

302
00:16:54,729 --> 00:16:55,748
‫صبح به‌خیر.

303
00:16:55,994 --> 00:16:58,686
‫شنیدم توی کار جدیدت

304
00:16:58,687 --> 00:17:00,145
‫حسابی ترکوندی.

305
00:17:01,437 --> 00:17:04,156
‫درستـه که عملکردم
‫از کیکو بهتر بوده...

306
00:17:04,181 --> 00:17:06,061
‫ولی مطمئنـم اندازه‌ی تو
‫سرم شلوغ نیست.

307
00:17:06,062 --> 00:17:09,478
‫آره خب، واسه امثال ما همیشه کار هست.

308
00:17:09,479 --> 00:17:12,186
‫راستی مارکو بابت لطفی که
‫در حقش کردی، خیلی تشکر کرد.

309
00:17:12,187 --> 00:17:13,436
‫امیدوارم زیادی

310
00:17:13,437 --> 00:17:14,603
‫پیچیده‌ش نکرده باشم.

311
00:17:14,604 --> 00:17:16,104
‫نه، عالی بود.

312
00:17:17,187 --> 00:17:19,687
‫ازم خواستی آمار حسابدار رو دربیارم.

313
00:17:21,312 --> 00:17:25,187
‫مثل این‌که واقعاً
‫راست گفت که بی‌گناهـه.

314
00:17:25,687 --> 00:17:27,187
‫یعنی بهت دروغ نگفته.

315
00:17:28,062 --> 00:17:31,229
‫تنها گناهش این بود که
‫ایمیلی رو خوند که نباید می‌خوند.

316
00:17:31,812 --> 00:17:34,600
‫مجرم نبود، فقط شاهد بود.

317
00:17:34,937 --> 00:17:36,770
‫واسه همین می‌خواستن بُکشنش.

318
00:17:37,072 --> 00:17:38,812
‫خیلی ازت تشکر کردن.

319
00:17:41,714 --> 00:17:44,089
‫البته به یه موضوعی هم اشاره کردن.

320
00:17:44,383 --> 00:17:47,965
‫مَردی که فرستاده بودن...
‫فکر کنم اسمش تاکاشی بود.

321
00:17:48,062 --> 00:17:49,794
‫می‌گن ازش خبری نشده.

322
00:17:49,979 --> 00:17:51,937
‫من فقط می‌دونم که

323
00:17:52,437 --> 00:17:54,811
‫کارش تموم شد و رسوندمش فرودگاه.

324
00:17:54,812 --> 00:17:57,103
‫ولی ژاپنی‌ها می‌گن
‫سوار هواپیما نشده.

325
00:17:57,104 --> 00:18:00,894
‫شاید توی لندن مونده
‫تا از مناظر دیدنی لذت ببره؟

326
00:18:00,895 --> 00:18:03,978
‫شاید.
‫احتمالاً مجذوب برج لندن شده.

327
00:18:03,979 --> 00:18:08,394
‫یا شاید هم یکی از آشناهای
‫کسایی که تازگی مرخص کرده...

328
00:18:08,395 --> 00:18:10,270
‫اومده ازش انتقام گرفته.

329
00:18:12,957 --> 00:18:15,478
‫پس به مارکو می‌گم
‫تاکاشی رو رسوندی فرودگاه

330
00:18:15,479 --> 00:18:17,934
‫- و چیز دیگه‌ای هم نمی‌دونی.
‫- ممنون می‌شم.

331
00:18:18,187 --> 00:18:19,937
‫دیگه هم اسمش رو نمی‌آریم.

332
00:18:20,722 --> 00:18:21,770
‫فعلاً.

333
00:18:22,498 --> 00:18:23,582
‫خدافظ.

334
00:18:30,230 --> 00:18:32,437
‫خوش‌حالـم که دوباره
‫می‌بینمت، آقای لارنس.

335
00:18:32,523 --> 00:18:34,648
‫- بله، قربان؟
‫- بی‌زحمت بگو احمد بیاد.

336
00:18:35,520 --> 00:18:36,520
‫به روی چشم.

337
00:18:39,979 --> 00:18:45,353
‫متأسفانه آقای مک‌دوگال
‫پیشنهادتون رو رد کردن.

338
00:18:45,354 --> 00:18:48,645
‫- همون ۱۸میلیون رو پیشنهاد دادی؟
‫- بله.

339
00:18:53,056 --> 00:18:55,479
‫دلیلی برای رد پیشنهاد نیاورد؟

340
00:18:56,145 --> 00:18:59,519
‫پشت تلفن چیز خاصی نگفت...

341
00:18:59,520 --> 00:19:02,062
‫ولی پاسخِ...

342
00:19:02,729 --> 00:19:04,062
‫قاطعی داد.

343
00:19:04,568 --> 00:19:05,775
‫خب چی گفت؟

344
00:19:06,187 --> 00:19:09,769
‫از یه گویش خاصی استفاده کرد...

345
00:19:09,770 --> 00:19:12,877
‫زمین خودمـه
‫و به اون کُس‌کشِ اشرافی نمی‌دم!

346
00:19:18,053 --> 00:19:19,220
‫فهمیدم.

347
00:19:20,508 --> 00:19:25,673
‫فکر کنم بهتره خودم دست‌به‌کار بشم.

348
00:19:25,741 --> 00:19:26,865
‫مکالمه بین دو همسایه.

349
00:19:26,895 --> 00:19:28,770
‫ببخشید مزاحم شدیم، آقای مک‌دوگال.

350
00:19:29,270 --> 00:19:30,812
‫جناب دوک باهاتون حرف دارن.

351
00:19:31,562 --> 00:19:32,627
‫اینجاست؟

352
00:19:33,479 --> 00:19:35,936
‫سلام، سایمون‌جان.
‫ببخشید سرزده اومدم.

353
00:19:36,042 --> 00:19:37,366
‫عالی‌جناب.

354
00:19:38,037 --> 00:19:40,786
‫یادی از فقیرفقرا کردین.
‫چیزی شده؟

355
00:19:40,854 --> 00:19:43,686
‫شنیدم داری اینجا رو می‌فروشی.

356
00:19:43,687 --> 00:19:44,722
‫درستـه.

357
00:19:45,065 --> 00:19:47,769
‫حقیقتش یه‌کم ناراحت شدم
‫که قبلش به خودم خبر ندادی...

358
00:19:47,770 --> 00:19:49,403
‫بااین‌که درباره‌ش حرف زده بودیم.

359
00:19:49,479 --> 00:19:50,811
‫بله، شرمنده.

360
00:19:50,812 --> 00:19:53,894
‫تصمیم گرفتم
‫اول توی بازار آزاد بذارمش.

361
00:19:54,729 --> 00:19:58,978
‫می‌دونی که پیشنهاد من خیلی بالاتر از
‫چیزیـه که توی بازار آزاد بهت می‌دن.

362
00:19:58,979 --> 00:20:01,395
‫بهتر نیست الان قال قضیه رو بِکنیم؟

363
00:20:02,254 --> 00:20:03,337
‫نه‌خیر.

364
00:20:04,654 --> 00:20:05,683
‫آها.

365
00:20:05,770 --> 00:20:08,895
‫پس... خریدار دیگه‌ای این وسط هست؟

366
00:20:09,421 --> 00:20:10,504
‫نه هنوز.

367
00:20:14,119 --> 00:20:15,270
‫سایمون...

368
00:20:16,114 --> 00:20:17,937
‫من کاری کردم که ازم ناراحتـی؟

369
00:20:19,979 --> 00:20:23,020
‫من ۱۵ سال همسایه‌ی خونواده‌تون بودم.

370
00:20:23,496 --> 00:20:26,703
‫کریسمس هر سال
‫واسه دورهمی دعوت‌تون کردم

371
00:20:26,895 --> 00:20:30,186
‫و حتی یه بار ارزش پاسخ‌دادن نداشتم.

372
00:20:30,187 --> 00:20:31,812
‫می‌تونستین بگین نمی‌آین.

373
00:20:33,145 --> 00:20:38,603
‫خب می‌دونی که من سرم شلوغـه
‫و مادرم هم اهل نامه‌بازی و این‌ها نیست.

374
00:20:38,604 --> 00:20:41,895
‫از این بابت فقط می‌تونم
‫ازطرف همه عذرخواهی کنم.

375
00:20:42,995 --> 00:20:46,869
‫اصلاً حالا که این‌طوره،
‫پیشنهاد رو به ۱۹میلیون می‌رسونم.

376
00:20:46,937 --> 00:20:49,354
‫همین‌الان معامله کنیم و بره پیِ کارش.

377
00:20:49,830 --> 00:20:53,745
‫می‌دونی مشکل آدم‌هایی مثل...
‫مثل تو چیـه؟

378
00:20:53,770 --> 00:20:56,144
‫فکر می‌کنی ازمابهترونـی...

379
00:20:56,145 --> 00:21:00,019
‫فقط چون جایگاه و مقام بالایی داری
‫و با کله‌گنده‌ها می‌چرخی...

380
00:21:00,020 --> 00:21:02,729
‫در ضمن می‌دونم
‫توی اون زمین چی‌کار می‌کنی.

381
00:21:03,794 --> 00:21:05,460
‫یه چیزهایی شنیدم.

382
00:21:05,604 --> 00:21:09,436
‫فکر کردی همه‌چی با پول حل می‌شه...

383
00:21:09,437 --> 00:21:11,017
‫ولی این‌طور نیست.

384
00:21:11,229 --> 00:21:14,354
‫حالا اون ۱۹میلیونت رو نقد کن
‫و بُکن توی کونت!

385
00:21:16,645 --> 00:21:18,228
‫درکت می‌کنم، سایمون.

386
00:21:18,315 --> 00:21:21,898
‫الان تحت‌تأثیر احساسات هستی
‫و متوجه نیستی.

387
00:21:22,437 --> 00:21:25,354
‫پیشنهاد من ۱۹میلیونـه.

388
00:21:26,479 --> 00:21:29,519
‫فردا می‌شه ۱۸.
‫پس‌فردا می‌شه ۱۷.

389
00:21:29,710 --> 00:21:33,960
‫اون‌قدر می‌ره تا برسه به صفر.

390
00:21:36,520 --> 00:21:40,395
‫پیشنهاد خیلی خوبیـه.
‫به نفعتـه قبول کنی.

391
00:21:41,044 --> 00:21:43,373
‫اگه فکر کردی می‌تونی
‫مثل اوباش خیابونی

392
00:21:43,769 --> 00:21:46,184
‫من رو بترسونی...

393
00:21:46,395 --> 00:21:47,562
‫سخت در اشتباهـی.

394
00:21:51,020 --> 00:21:53,187
‫اگه حق با تو باشه چی، سایمون؟

395
00:21:54,291 --> 00:21:57,999
‫شاید هم مقام بالایی دارم...

396
00:21:58,229 --> 00:22:00,104
‫و هم...

397
00:22:01,104 --> 00:22:02,270
‫اوباش خیابونی‌ام.

398
00:22:03,770 --> 00:22:08,354
‫اون‌وقت فکر کردی
‫می‌تونی جلوی من رو بگیری؟

399
00:22:12,687 --> 00:22:14,729
‫به وکیلم می‌گم منتظر تماست باشه.

400
00:22:15,940 --> 00:22:17,020
‫روز خوش.

401
00:22:19,851 --> 00:22:21,637
‫ممنون که وقت گذاشتی.

402
00:22:25,086 --> 00:22:26,270
‫اصلاً گور پدرش.

403
00:22:28,288 --> 00:22:29,662
‫اخراجم کردن.

404
00:22:29,044 --> 00:22:35,069
‫{\an8}[ خانه‌ی نِد ]

405
00:22:29,854 --> 00:22:32,811
‫پس می‌خواستی چی‌کارت کنن، داداش؟

406
00:22:32,812 --> 00:22:35,103
‫- یه‌مشت لاشخورن دیگه.
‫- والا...

407
00:22:35,104 --> 00:22:37,603
‫فکر کردم منطق حالی‌شون می‌شه.

408
00:22:38,024 --> 00:22:39,937
‫به چی می‌خندی؟

409
00:22:40,127 --> 00:22:42,522
‫فکر کردم فهمیدن
‫داری ازشون علف کش می‌ری.

410
00:22:42,562 --> 00:22:45,478
‫نه بابا!
‫از اون قضیه که خبر ندارن.

411
00:22:47,020 --> 00:22:48,354
‫چه لاشی‌ان، داداش.

412
00:22:49,604 --> 00:22:51,229
‫واقعاً کارشون درست نیست.

413
00:22:51,729 --> 00:22:56,103
‫اول که واسه راندال هیچ کاری نکردن
‫و کسخلش در رفت.

414
00:22:56,104 --> 00:22:57,019
‫آره.

415
00:22:57,020 --> 00:23:02,103
‫حالا هم کون تو گذاشتن، فقط چون
‫ازشون خواستی شرایط کاری رو بهتر کنن.

416
00:23:02,104 --> 00:23:04,353
‫خب همین دیگه...
‫مشکل همینـه...

417
00:23:04,354 --> 00:23:05,367
‫بهشون گفتم...

418
00:23:07,928 --> 00:23:09,344
‫یه فکری دارم.

419
00:23:11,229 --> 00:23:13,020
‫تو که آدرس مکان رو بلدی.

420
00:23:13,826 --> 00:23:17,603
‫رمز ورود هم داری و می‌دونی
‫کِی نگهبان هست و کِی نیست.

421
00:23:17,604 --> 00:23:20,478
‫- سریع باشین.
‫- تعویض شیفت هم می‌دونی.

422
00:23:20,479 --> 00:23:22,728
‫نظرت چیـه بریم برات

423
00:23:22,729 --> 00:23:24,430
‫حق سنوات برداریم؟

424
00:23:25,520 --> 00:23:27,644
‫با پسرعموهام می‌ریم اونجا.

425
00:23:27,645 --> 00:23:29,561
‫این‌ها دیگه کی‌ان، کریس؟

426
00:23:29,562 --> 00:23:31,561
‫فامیلمـن، داداش.
‫دَر رو باز کن.

427
00:23:31,562 --> 00:23:33,104
‫یه‌کم علف برمی‌داریم.

428
00:23:33,604 --> 00:23:35,436
‫البته نه زیاد.

429
00:23:35,437 --> 00:23:38,968
‫یه‌کم بیشتر از اون علف‌هایی که
‫هفتگی برمی‌داری و پنج‌هزارتا می‌ارزه.

430
00:23:39,148 --> 00:23:40,390
‫فقط یه‌ذره بیشتر.

431
00:23:40,687 --> 00:23:42,729
‫می‌سپریمش به رفیقم ویکتور
‫تا برامون آبش کنه.

432
00:23:43,354 --> 00:23:45,019
‫یه پول مشتی بزنیم به جیب.

433
00:23:45,020 --> 00:23:47,436
‫خیلی برداشتین.
‫دیگه بسـه.

434
00:23:47,437 --> 00:23:50,019
‫قرار شد این‌قدر... کریس!
‫بسـه دیگه!

435
00:23:50,020 --> 00:23:53,062
‫قرار نبود این‌قدر برداریم.
‫می‌فهمن کار من بوده.

436
00:23:53,659 --> 00:23:54,687
‫نظرت چیـه؟

437
00:23:55,583 --> 00:23:57,728
‫نمی‌فهمن.
‫سوار شو.

438
00:24:04,950 --> 00:24:05,979
‫باشه، کون لق‌شون.

439
00:24:06,687 --> 00:24:08,853
‫خبر خوب اینـه که...

440
00:24:08,854 --> 00:24:13,728
‫پادشاه قبول کرد
‫پدرخوانده‌ی تارکویین بشه.

441
00:24:13,729 --> 00:24:14,686
‫به‌به.

442
00:24:14,687 --> 00:24:18,645
‫اِدی هم همین‌طور.
‫و خواهر نانی هم مادرخونده‌ش می‌شه.

443
00:24:20,037 --> 00:24:21,412
‫تو مشکلی نداری، جف؟

444
00:24:22,252 --> 00:24:24,043
‫نه، خیلی هم عالی.

445
00:24:24,187 --> 00:24:26,978
‫البته مطمئنـم بعداز
‫غسل تعمید دیگه نمی‌بینیمش.

446
00:24:26,979 --> 00:24:29,519
‫هرچی باشه، پادشاه مملکتـه

447
00:24:29,520 --> 00:24:32,895
‫و الکی بهش لقب
‫«محافظ سرزمین و مذهب» ندادن.

448
00:24:33,562 --> 00:24:36,937
‫پسرخوانده‌ی پادشاه انگلیس.
‫دهن‌پُرکنـه.

449
00:24:37,479 --> 00:24:39,187
‫ولی واقعاً باید تو می‌شدی، جف.

450
00:24:42,729 --> 00:24:44,770
‫این عنوان‌ها برام اهمیتی نداره.

451
00:24:45,937 --> 00:24:47,312
‫درهرصورت کنارتون هستم.

452
00:24:48,435 --> 00:24:49,443
‫مگه نه؟

453
00:24:49,805 --> 00:24:50,854
‫آره؟

454
00:24:56,395 --> 00:24:57,437
‫بیا این‌طرف.

455
00:24:58,437 --> 00:24:59,437
‫چه خبره؟

456
00:25:04,214 --> 00:25:06,100
‫ارائــ ـه از و بـ ـسـ ـایـ ـتِ سـ ـی نـ ـمـ ـا

457
00:25:36,437 --> 00:25:37,854
‫تحفه‌ی ناقابل برای ویکتور.

458
00:25:42,604 --> 00:25:45,061
‫خیلی زیاده...
‫من بهشون گفتم زیاده.

459
00:25:45,062 --> 00:25:46,729
‫گفتم...

460
00:25:47,425 --> 00:25:48,508
‫این نِدـه.

461
00:25:48,871 --> 00:25:50,567
‫همونی که بهت گفتم.

462
00:26:11,752 --> 00:26:13,121
‫بیارش داخل.

463
00:26:21,645 --> 00:26:24,020
‫جنس زیادی دزدیدین.

464
00:26:25,020 --> 00:26:27,520
‫فکر کردین نمی‌فهمن

465
00:26:27,985 --> 00:26:30,192
‫که دَه‌تا بشکه یه‌هو غیب شده؟

466
00:26:30,336 --> 00:26:31,722
‫من هم همین رو گفتم.

467
00:26:31,937 --> 00:26:34,894
‫کدوم دیوونه‌ای
‫۲۰۰کیلو از بابی گلاس می‌دزده؟

468
00:26:34,895 --> 00:26:36,729
‫امروز یه‌بند بهم زنگ زدن.
‫ببین.

469
00:26:39,354 --> 00:26:40,686
‫بابی گلاس، آره؟

470
00:26:40,763 --> 00:26:42,596
‫پس فرصت خوبیـه.

471
00:26:43,187 --> 00:26:46,687
‫هرچی درباره‌ی
‫عملیات‌شون می‌دونی، بهم بگو.

472
00:26:47,770 --> 00:26:49,020
‫نمی‌تونم.

473
00:26:54,823 --> 00:26:55,865
‫نه، می‌تونم.

474
00:26:56,476 --> 00:26:57,601
‫خوب هم می‌تونم.

475
00:27:01,697 --> 00:27:03,113
‫می‌ری پیش جَک؟

476
00:27:03,229 --> 00:27:04,394
‫آره احتمالاً.

477
00:27:04,395 --> 00:27:07,269
‫توی باشگاه دمار از روزگارش درآوردم.
‫نمی‌ذارم نفس بِکشه.

478
00:27:07,270 --> 00:27:08,478
‫عجب.

479
00:27:08,479 --> 00:27:10,103
‫راستی بَد برداشت نکنی...

480
00:27:10,104 --> 00:27:13,103
‫ولی وقتی دیدیش،
‫راجع‌به این قضیه چیزی نگو.

481
00:27:13,104 --> 00:27:15,936
‫منظورت از «این قضیه»
‫رابطه‌ی ما دوتاست؟

482
00:27:15,937 --> 00:27:19,270
‫نمی‌خوام الکی گنده‌ش کنم.
‫تاز هنوز اول راهـیم، مگه نه؟

483
00:27:19,895 --> 00:27:22,769
‫دهن جک چفت‌وبست نداره.
‫مخصوصاً اگه مست کنه.

484
00:27:22,770 --> 00:27:26,853
‫اگه چیزی از ما بهش بگی،
‫تا شب نشده، همه خبردار می‌شن.

485
00:27:26,959 --> 00:27:28,750
‫پس نمی‌خوای کسی خبردار بشه؟

486
00:27:29,895 --> 00:27:33,644
‫- داری پیچیده‌ش می‌کنی‌ها.
‫- باشه. فهمیدم. حلـه.

487
00:27:33,645 --> 00:27:37,520
‫منظورم این نیست که
‫خجالت می‌کِشم و این‌ها...

488
00:27:37,934 --> 00:27:39,642
‫فقط نمی‌خوام بابام بفهمه.

489
00:27:39,729 --> 00:27:41,728
‫- مگه چیزی گفته؟
‫- فعلاً نه.

490
00:27:41,729 --> 00:27:43,311
‫و می‌خوام همین‌طور بمونه.

491
00:27:43,540 --> 00:27:45,118
‫به نظرت ما رو قبول نمی‌کنه؟

492
00:27:45,395 --> 00:27:49,145
‫به دل نگیر. به‌خاطر خودت نیست.
‫به‌خاطر مسیر شغلی‌تـه.

493
00:27:49,509 --> 00:27:52,091
‫حتماً بهت گفته ازم دوری کنی، آره؟

494
00:27:52,312 --> 00:27:55,279
‫- مگه من بچه‌ام، جو؟
‫- نه، ولی به حرفش گوش می‌دی.

495
00:27:55,520 --> 00:27:59,895
‫البته درک می‌کنم، چون اون
‫بابات نیست؛ رئیستـه، درستـه؟

496
00:28:03,314 --> 00:28:04,605
‫بگو، جیمی.

497
00:28:04,854 --> 00:28:06,895
‫باشه. خبر بده.

498
00:28:07,371 --> 00:28:08,395
‫آره.

499
00:28:10,354 --> 00:28:11,519
‫چقدر بردن؟

500
00:28:11,520 --> 00:28:13,943
‫داریم سرشماری می‌کنیم.
‫چی شد، جیمی؟

501
00:28:14,145 --> 00:28:15,187
‫عع...

502
00:28:15,895 --> 00:28:17,229
‫شیش بشکه.

503
00:28:17,987 --> 00:28:19,944
‫و شاید چهارپنج‌تای دیگه.

504
00:28:20,145 --> 00:28:22,144
‫شک ندارم کار نِد بوده.

505
00:28:22,145 --> 00:28:26,103
‫گوشی رو که جواب نمی‌ده،
‫ولی قطعاً تنهایی این کار رو نکرده.

506
00:28:26,104 --> 00:28:28,644
‫شیش‌نفر بودن.
‫سه‌نفر توی هر وَن.

507
00:28:28,645 --> 00:28:30,229
‫عجله هم داشتن.

508
00:28:30,785 --> 00:28:33,449
‫باید هرچه سریع‌تر
‫جنس‌ها رو پس بگیریم.

509
00:28:33,687 --> 00:28:36,853
‫نباید فکر کنن ما ضعیفـیم.
‫مجرم رو باید مجازت کرد.

510
00:28:36,854 --> 00:28:38,853
‫- خونه‌ی نِد کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

511
00:28:38,854 --> 00:28:41,604
‫- چرا نمی‌دونیم؟
‫- آخه هیچ‌وقت بحثش نشد.

512
00:28:42,104 --> 00:28:44,229
‫وقتی مسئول منابع
‫انسانی نداریم، همین می‌شه.

513
00:28:44,812 --> 00:28:46,979
‫با همکارهاش حرف بزنین و آدرس بگیرین.

514
00:28:47,287 --> 00:28:48,312
‫فعلاً، جفری.

515
00:28:49,777 --> 00:28:51,527
‫یه مشکل دیگه هم هست.

516
00:28:52,104 --> 00:28:55,770
‫بعضی از بشکه‌هایی که بردن، علف خاصی
‫داره که هنوز توی مرحله‌ی توسعه‌ست.

517
00:28:56,270 --> 00:28:59,978
‫مواد حساسیـه که مناسب مشتری نیست.

518
00:28:59,979 --> 00:29:01,104
‫چقدر حساس؟

519
00:29:01,729 --> 00:29:04,979
‫به‌شکل روان‌پریشانه‌ای حساسـه.

520
00:29:05,390 --> 00:29:06,604
‫این یعنی چی؟

521
00:29:07,141 --> 00:29:11,015
‫توی آزمایش‌هامون، حس
‫سرخوشیِ شدیدی مشاهده کردیم.

522
00:29:11,187 --> 00:29:14,103
‫اولش فکر کردیم موفق شدیم
‫و یه جنس جدید ساختیم.

523
00:29:14,104 --> 00:29:15,769
‫اولین مصرف‌کننده داشت عشق می‌کرد.

524
00:29:15,770 --> 00:29:19,144
‫گفتم دیگه بازار رو توی
‫دست‌مون می‌گیریم...

525
00:29:19,145 --> 00:29:20,561
‫خب بعدش رو بگو، جیمی.

526
00:29:20,562 --> 00:29:22,806
‫ولی یه‌هو خوردیم به دست‌انداز.

527
00:29:23,020 --> 00:29:26,603
‫این جنسی که دزدیدن،
‫دقیقاً با آدم‌ها چی‌کار می‌کنه؟

528
00:29:26,729 --> 00:29:28,019
‫کارهای خیلی بَد.

529
00:29:28,020 --> 00:29:30,769
‫در واقع کارهای ناجوری می‌کنه، رئیس.

530
00:29:30,770 --> 00:29:32,644
‫خیلی‌خیلی ناجور.

531
00:29:32,645 --> 00:29:35,894
‫اولش از دهن طرف مثل سگ هار کف اومد.

532
00:29:35,895 --> 00:29:37,811
‫بعدش توهم زد.

533
00:29:37,812 --> 00:29:40,186
‫اژدهای آتشین می‌دید.

534
00:29:40,187 --> 00:29:42,728
‫خفاش‌های شیطانی رو می‌دید
‫که نیش بلندی دارن.

535
00:29:42,729 --> 00:29:45,062
‫پیرمردهایی که کیر خر
‫دست‌شون گرفتن...

536
00:29:46,062 --> 00:29:47,978
‫اصلاً نگم براتون.

537
00:29:47,979 --> 00:29:49,555
‫چرا همچین محصولی داریم؟

538
00:29:49,895 --> 00:29:53,978
‫- آخه با چندتا چیز ترکیب کردیم.
‫- صحیح. بقیه‌ی مصرف‌کننده‌ها چی؟

539
00:29:53,979 --> 00:29:55,603
‫آها نفر دوم...

540
00:29:55,604 --> 00:29:57,519
‫رسماً کسخلش در رفت.

541
00:29:57,520 --> 00:29:59,186
‫می‌گفت پادشاه مارمولک‌ها رو دیده

542
00:29:59,187 --> 00:30:00,686
‫که توی پاکت لوبیا قایم شده.

543
00:30:00,687 --> 00:30:02,436
‫نگهبان افتاد دنبالش

544
00:30:02,437 --> 00:30:04,436
‫و پادشاه مارمولک‌ها هم حمله کرد.

545
00:30:04,437 --> 00:30:06,103
‫نگهبان افتاد...

546
00:30:06,104 --> 00:30:09,019
‫و پادشاه فکر کرد باید
‫با یه معجون جادویی بیدارش کنه.

547
00:30:09,020 --> 00:30:12,061
‫بعدش از پستون یه فیل هشت‌سر
‫شیر دوشید و بهش داد.

548
00:30:12,062 --> 00:30:14,519
‫می‌خواست نگهبان رو دوباره زنده کنه.

549
00:30:14,520 --> 00:30:17,979
‫الان توی بیمارستان بستریـه
‫و مغزش آب‌پز شده.

550
00:30:18,479 --> 00:30:20,479
‫راستی نفر آخر هم...

551
00:30:20,979 --> 00:30:23,561
‫از همه‌شون کسخل‌تر شد.
‫به دوست‌دخترش گفت

552
00:30:23,562 --> 00:30:25,394
‫یه جنگنده‌ی اِف۱۶ شده.

553
00:30:25,395 --> 00:30:28,853
‫و می‌خواد از ناو هواپیمابر
‫بلند بشه تا به دنیای زیرین حمله کنه

554
00:30:28,854 --> 00:30:30,770
‫و اجنه و شیاطین رو از بین ببره.

555
00:30:32,020 --> 00:30:35,312
‫بیچاره براثر برخورد از دنیا رفت.

556
00:30:37,645 --> 00:30:39,394
‫دقیقاً چه موادی اضافه کردی؟

557
00:30:39,395 --> 00:30:43,769
‫یه‌کم دی‌اِم‌تی اضافه کردیم.

558
00:30:43,770 --> 00:30:45,186
‫این چه کاریـه، جیمی؟

559
00:30:45,187 --> 00:30:47,269
‫می‌خوایم طرف بعداز
‫یه روز کاری، یه‌کم آرامش بگیره...

560
00:30:47,270 --> 00:30:49,394
‫نه این‌که وارد جهان‌های موازی بشه

561
00:30:49,395 --> 00:30:51,478
‫و کهکشان‌ها رو سیر کنه.

562
00:30:51,479 --> 00:30:54,561
‫فکر کنم واجب شد
‫یه‌سری مقررات بذاریم.

563
00:30:54,562 --> 00:30:56,604
‫ممنون، جیمی‌جان.

564
00:30:56,952 --> 00:30:58,035
‫می‌تونی بری.

565
00:30:58,687 --> 00:31:01,104
‫تشکر، عالی‌جناب.
‫با اجازه، رئیس.

566
00:31:03,020 --> 00:31:06,019
‫این‌که جلوی رقبا ضعیف
‫نشون داده بشیم، کافی نبود...

567
00:31:06,020 --> 00:31:09,770
‫حالا مردم دارن به این شکل
‫جون‌شون رو از دست می‌دن.

568
00:31:10,461 --> 00:31:11,978
‫این مورد دوم...

569
00:31:11,979 --> 00:31:16,019
‫توجه دولت، رسانه
‫و مردم رو به ما جلب می‌کنه.

570
00:31:16,020 --> 00:31:17,603
‫فکر کن چه اخباری منتشر می‌شه.

571
00:31:17,604 --> 00:31:20,686
‫یک معتاد متوهم، پلیس شکاک رو

572
00:31:20,687 --> 00:31:22,645
‫با آبمیوه خفه می‌کنه.

573
00:31:23,966 --> 00:31:25,216
‫باید نِد رو پیدا کنیم.

574
00:31:32,694 --> 00:31:36,693
‫- این روش یه‌کم خشن نیست؟
‫- به نظر من که خوبـه.

575
00:31:36,770 --> 00:31:39,811
‫به نظرم باید درصد بیشتری
‫بهش پیشنهاد می‌دادیم.

576
00:31:39,812 --> 00:31:41,186
‫حداقل این‌طوری نمی‌شد.

577
00:31:41,187 --> 00:31:43,478
‫نمی‌دونستم این‌قدر دل‌سوزی.

578
00:31:43,479 --> 00:31:45,769
‫می‌دونم می‌خواستی ببریش جنگل...

579
00:31:45,770 --> 00:31:46,853
‫ولی خب...

580
00:31:46,854 --> 00:31:50,311
‫نمی‌شه که هرکی خواست
‫بِکشه بیرون، جونش رو بگیریم.

581
00:31:50,312 --> 00:31:53,437
‫هرکی که نه.

582
00:31:53,845 --> 00:31:54,927
‫فقط اون.

583
00:31:55,062 --> 00:31:56,978
‫ما که نمی‌دونستیم این‌طوری می‌شه.

584
00:31:56,979 --> 00:31:58,519
‫من می‌دونستم.

585
00:31:58,520 --> 00:32:01,019
‫قیافه‌ش داد می‌زد
‫برامون دردسر درست می‌کنه.

586
00:32:01,020 --> 00:32:03,894
‫تو فقط نگرانـی که این ماجرا

587
00:32:03,895 --> 00:32:06,894
‫مانع تصویب‌شدنِ
‫لایحه‌ت توی پارلمان بشه.

588
00:32:06,895 --> 00:32:10,061
‫بله که نگرانـم.
‫خیلی براش زحمت کشیدم.

589
00:32:10,062 --> 00:32:12,520
‫هر کاری ازم بربیاد،
‫برای تصویب‌شدنش انجام می‌دم.

590
00:32:13,020 --> 00:32:15,645
‫نِد اینجا نیست،
‫ولی یه چیزی پیدا کردم.

591
00:32:16,687 --> 00:32:19,978
‫ظاهراً چند وقته کش می‌رفته،
‫ولی این دفعه لقمه‌ی بزرگ برداشته.

592
00:32:19,979 --> 00:32:22,103
‫آدرسی چیزی پیدا نکردین؟

593
00:32:22,104 --> 00:32:25,603
‫نه، فقط چندتا نامه ازطرف
‫دکتر برای هم‌خونه‌ش اومده.

594
00:32:25,604 --> 00:32:27,894
‫توش نوشته باید بستری بشه.

595
00:32:27,895 --> 00:32:30,061
‫- آها، راندال رو می‌گه.
‫- آره.

596
00:32:30,062 --> 00:32:31,686
‫بریم باهاش حرف بزنیم؟

597
00:32:31,687 --> 00:32:34,894
‫بنده خدا دیگه قدرت
‫تکلم نداره، جَکی‌جون.

598
00:32:34,895 --> 00:32:37,103
‫یه یارویی پشت تلفنـه، رئیس.

599
00:32:37,104 --> 00:32:40,229
‫از گوشی نِد زنگ زده، ولی خودش نیست.

600
00:32:45,450 --> 00:32:48,490
‫- کی پشت خطـه؟
‫- مهم نیست من کی‌ام.

601
00:32:48,520 --> 00:32:52,769
‫مهم اینـه می‌تونم جنسی که
‫گم کردین رو بهتون پس بدم.

602
00:32:52,770 --> 00:32:55,228
‫گم نکردیم.
‫ازمون زدن.

603
00:32:55,229 --> 00:32:57,937
‫و مطمئنـم دوست ندارین
‫خبرش همه‌جا بپیچه.

604
00:32:58,180 --> 00:33:01,262
‫اگه بقیه بفهمن
‫که می‌تونن ازتون کش برن...

605
00:33:01,520 --> 00:33:03,019
‫اعتبارتون خدشه‌دار می‌شه.

606
00:33:03,020 --> 00:33:06,894
‫جنسی که دست شماست،
‫از نوع بسیار خطرناکیـه.

607
00:33:06,895 --> 00:33:09,519
‫- باید پسش بگیریم.
‫- جنس برام مهم نیست.

608
00:33:09,520 --> 00:33:13,854
‫فقط می‌خوام یه راهی باشه
‫که بهتون برش گردونم.

609
00:33:14,370 --> 00:33:15,952
‫خب پیشنهاد شما چیـه؟

610
00:33:16,020 --> 00:33:18,894
‫کسی که ازتون زده،
‫نمی‌دونسته داره چی‌کار می‌کنه.

611
00:33:18,895 --> 00:33:20,854
‫خودم یه کاری می‌کنم دیگه تکرار نکنه.

612
00:33:21,395 --> 00:33:24,644
‫ولی اگه جنس‌تون رو می‌خواین،
‫باید بشینیم سر یه میز

613
00:33:24,645 --> 00:33:26,478
‫و حرف بزنیم.

614
00:33:26,479 --> 00:33:28,894
‫اول جنس رو پس می‌دی،
‫بعدش حرف می‌زنیم.

615
00:33:28,895 --> 00:33:32,895
‫باید اول حرف بزنیم.
‫زمان و مکان رو براتون می‌فرستم.

616
00:33:36,937 --> 00:33:38,604
‫حالا مجبوریـم
‫باهاش حرف بزنیم، سوزان.

617
00:33:39,076 --> 00:33:40,366
‫چاره‌ای نیست.

618
00:33:40,520 --> 00:33:44,459
‫موضوع صحبت‌مون هرچی که باشه...

619
00:33:44,498 --> 00:33:45,638
‫تابلوئـه یه نقشه داره.

620
00:33:45,687 --> 00:33:46,894
‫بله، می‌دونم.

621
00:33:46,895 --> 00:33:49,353
‫نمی‌خوام دوباره
‫حرف‌هام رو تکرار کنم...

622
00:33:49,354 --> 00:33:52,311
‫ولی اون جنس‌ها برامون دردسر می‌شه.

623
00:33:52,312 --> 00:33:54,769
‫اگه جنس‌ها رو ازشون بدزدیم،
‫جنگ راه می‌افته.

624
00:33:54,770 --> 00:33:57,811
‫واسه همین می‌ریم حرف می‌زنیم،
‫ولی به روش خودمون.

625
00:33:57,812 --> 00:34:00,853
‫جسارتاً من می‌گم
‫تا اوضاع بَدتر نشده...

626
00:34:00,854 --> 00:34:01,978
‫با رئیس در میون بذاریم.

627
00:34:01,979 --> 00:34:04,561
‫تا الان که مشاوره‌ی
‫مفیدی به ما نداده.

628
00:34:04,562 --> 00:34:06,561
‫از این به بعدش هم فرقی نداره.

629
00:34:06,562 --> 00:34:10,354
‫چه خوشت بیاد چه نیاد،
‫هنوز رئیس‌مونـه.

630
00:34:13,163 --> 00:34:15,787
‫از این به بعد من حرف می‌زنم.

631
00:34:15,812 --> 00:34:19,437
‫معامله‌ی بزرگیـه.
‫جفت‌مون لازمش داریم.

632
00:34:22,937 --> 00:34:25,061
‫یه‌کم حرفه‌ای رفتار کن.

633
00:34:25,062 --> 00:34:26,479
‫خیالت تخت.

634
00:34:28,985 --> 00:34:30,028
‫یا خدا!

635
00:34:34,270 --> 00:34:37,104
‫با دزدیدن از بابی گلاس پولی درنمی‌آری.

636
00:34:37,604 --> 00:34:40,534
‫فقط باهاش دشمن می‌شی.

637
00:34:40,729 --> 00:34:43,277
‫ولی اگه بابی گلاس باهات رفیق بشه...

638
00:34:43,520 --> 00:34:47,062
‫اگه بهت احترام بذاره
‫و باهاش همکار بشی...

639
00:34:47,979 --> 00:34:50,729
‫اون وقتـه که پول
‫به سمتت سرازیر می‌شه.

640
00:34:54,013 --> 00:34:56,228
‫اگه زودتر بهم می‌گفتین...

641
00:34:56,229 --> 00:35:00,104
‫همچین مشکلی پیش نمی‌اومد،
‫چون من حلش می‌کردم.

642
00:35:01,169 --> 00:35:03,603
‫حالا اون‌قدر مشکل به وجود اومده

643
00:35:03,604 --> 00:35:07,353
‫که آدم نمی‌دونه به کدوم اشاره کنه.

644
00:35:07,354 --> 00:35:10,311
‫اون‌قدر با جنس‌تون ور رفتین

645
00:35:10,312 --> 00:35:13,895
‫که مصرف‌کننده‌ش می‌ره
‫مأمور دولت رو می‌کُشه.

646
00:35:15,270 --> 00:35:20,019
‫نه.
‫به کارگرتون اجازه دادین آزاد بچرخه

647
00:35:20,020 --> 00:35:23,228
‫و باز برگرده و از ما دزدی کنه.

648
00:35:23,229 --> 00:35:24,270
‫نه.

649
00:35:24,770 --> 00:35:29,812
‫می‌خواین با کسی که از ما
‫دزدی کرده، سر یه میز بشینین.

650
00:35:31,025 --> 00:35:33,483
‫نه. نه.

651
00:35:34,002 --> 00:35:36,668
‫صد سال سیاه... نه.

652
00:35:36,812 --> 00:35:38,395
‫کاری که الان می‌کنین، اینـه:

653
00:35:39,062 --> 00:35:40,145
‫هیچی.

654
00:35:40,645 --> 00:35:42,103
‫بسپرین به خودم.

655
00:35:42,104 --> 00:35:45,103
‫نه نه... نمی‌شه بیکار بشینیم.

656
00:35:45,104 --> 00:35:48,186
‫بابی، باید جنس رو پیدا کنیم
‫و از بازار خارج کنیم.

657
00:35:48,187 --> 00:35:49,686
‫- بسپرش به من.
‫- نه.

658
00:35:49,687 --> 00:35:53,644
‫اگه پلیس رد جنس‌ها رو
‫به ما بزنه، نابود می‌شیم.

659
00:35:53,645 --> 00:35:56,979
‫موقعی نابود می‌شیم

660
00:35:57,770 --> 00:35:59,978
‫که با اون آدم‌ها سر یه میز بشینیم.

661
00:35:59,979 --> 00:36:04,353
‫چون باعث می‌شه ضعیف دیده بشیم
‫و این توی کتم نمی‌ره.

662
00:36:04,354 --> 00:36:08,269
‫به‌محض این‌که جنس‌ها رو صادر کنن،
‫پیداشون می‌کنیم.

663
00:36:08,270 --> 00:36:12,061
‫توی تک‌تک خیابون‌های
‫شهرهای این کشور آدم داریم.

664
00:36:12,062 --> 00:36:15,854
‫اگه چیزی پیدا کنن،
‫سریع بهمون خبر می‌دن.

665
00:36:16,937 --> 00:36:22,854
‫همین‌الان هم اگه دقت کنی،
‫صداشون می‌آد.

666
00:36:23,854 --> 00:36:25,479
‫می‌شنوی؟

667
00:36:28,729 --> 00:36:30,729
‫الان... می‌شنوی‌شون؟

668
00:36:32,312 --> 00:36:33,770
‫نه، بابی.

669
00:36:35,729 --> 00:36:37,979
‫صدای طبل جنگلـه، اِدی.

670
00:36:39,069 --> 00:36:40,544
‫باریکلا، جَکی.

671
00:36:41,687 --> 00:36:44,645
‫صدای طبل جنگلـه.

672
00:36:45,687 --> 00:36:49,936
‫و هر وقت بهمون خبر بدن،
‫ما می‌ریم و کارشون رو تموم می‌کنیم.

673
00:36:50,523 --> 00:36:51,728
‫والسلام.

674
00:36:51,729 --> 00:36:54,519
‫نه، نباید این‌قدر صبر کنیم.

675
00:36:54,520 --> 00:36:55,811
‫عجله برای چیـه؟

676
00:36:55,812 --> 00:36:57,020
‫برای چیـه؟

677
00:36:59,562 --> 00:37:03,228
‫بابی، خودت هم قبلاً گفتی...

678
00:37:03,229 --> 00:37:08,394
‫راز موفقیت‌مون موندگاریـه.
‫این‌که بتونیم مخفی بمونیم.

679
00:37:08,395 --> 00:37:10,894
‫اگه شروع کنیم به کُشتار بقیه...

680
00:37:10,895 --> 00:37:12,269
‫و توی خیابون‌ها جنگ راه بندازیم...

681
00:37:12,270 --> 00:37:14,478
‫پلیس و رسانه، ما رو زنده نمی‌ذارن.

682
00:37:14,479 --> 00:37:17,561
‫تو دیگه از موندگاری واسه‌م حرف نزن.

683
00:37:17,562 --> 00:37:20,436
‫خب راست می‌گه، بابا.
‫واسه تجارت‌مون بَد می‌شه.

684
00:37:20,437 --> 00:37:22,561
‫اون‌قدر درگیر جزئیات شدین

685
00:37:22,562 --> 00:37:26,186
‫که از کلیت ماجرا یادتون رفته.

686
00:37:26,187 --> 00:37:28,854
‫موندگاریِ اصلی اونجاست.

687
00:37:30,312 --> 00:37:34,812
‫به نظر من که
‫این مشکل به نفع‌مون می‌شه.

688
00:37:35,479 --> 00:37:38,186
‫چندتا جَوون که
‫به‌خاطر مصرف ماریجوانا...

689
00:37:38,187 --> 00:37:44,229
‫عقل از سرشون پریده.

690
00:37:45,437 --> 00:37:46,895
‫اون هم درست

691
00:37:47,520 --> 00:37:51,395
‫موقعی که قراره
‫لایحه‌ی جُرم‌زدایی تصویب بشه.

692
00:37:52,437 --> 00:37:54,937
‫شاید این همون اتفاق
‫مثبتیـه که منتظرش بودیم.

693
00:37:59,645 --> 00:38:01,644
‫جَک، خبرش رو همه‌جا پخش کن.

694
00:38:01,645 --> 00:38:04,020
‫هرکی داره جنس صادر می‌کنه،
‫باید بررسی بشه.

695
00:38:04,405 --> 00:38:07,404
‫- حلـه.
‫- باید با یارو صحبت کنیم، سوزان.

696
00:38:07,520 --> 00:38:10,144
‫نمی‌شه از دستورات رئیس سرپیچی کنیم.

697
00:38:10,145 --> 00:38:11,853
‫اتفاقاً همین کار رو می‌کنیم.

698
00:38:11,854 --> 00:38:14,394
‫بعدش هم خوش ندارم
‫بشینم توی زندان سونا

699
00:38:14,395 --> 00:38:16,561
‫و درباره‌ی طبل‌های
‫توی جنگل صحبت کنم.

700
00:38:16,562 --> 00:38:18,729
‫انگار دارم با پادشاه
‫جورج دیوانه همکاری می‌کنم.

701
00:38:19,236 --> 00:38:21,527
‫جورج سوم اون‌قدرها هم شاه بَدی نبود.

702
00:38:21,604 --> 00:38:24,353
‫طرف کاخ باکینگهام رو ساخت
‫و قوانین بازی کریکت رو نوشت.

703
00:38:24,354 --> 00:38:27,020
‫آره و همه‌ی این کارها
‫به‌لطف مشاورهاش انجام شد.

704
00:38:27,604 --> 00:38:31,395
‫- توی دوره‌ی اون، آمریکا رو از دست دادیم.
‫- اگه ناراحتـی، می‌ریم پس می‌گیریم.

705
00:38:31,732 --> 00:38:33,312
‫حالا چطوری جنس رو پیدا کنیم؟

706
00:38:33,816 --> 00:38:36,690
‫با نهایت دقت و ظرافت.

707
00:38:36,854 --> 00:38:39,394
‫وقتی این‌طوری می‌گی، یعنی...

708
00:38:39,395 --> 00:38:43,229
‫یه همکار دارم که مناسب همین کاره.

709
00:38:48,470 --> 00:38:52,094
‫تا حالا شده دل‌تنگِ
‫دوران سربازی‌ت بشی؟

710
00:38:54,187 --> 00:38:57,812
‫کلاً از وجود سلسله‌مراتب
‫توی ارتش لذت می‌برم.

711
00:38:58,479 --> 00:39:01,979
‫ولی وقتش می‌رسه
‫و مسئولیت کارهات رو قبول می‌کنی...

712
00:39:02,812 --> 00:39:04,312
‫برگشتن بهش سخت می‌شه.

713
00:39:05,229 --> 00:39:08,729
‫الان این حرفت منظوردار بود؟

714
00:39:09,770 --> 00:39:12,687
‫دوست داری منظوردار باشه؟

715
00:39:53,926 --> 00:39:55,760
‫ممنون که تشریف آوردین.

716
00:39:56,652 --> 00:39:58,151
‫می‌دونم کارِتون رو جدی می‌گیرین

717
00:39:58,229 --> 00:40:01,479
‫و واسه همین می‌خوام
‫مشکل‌تون رو براتون حل کنم.

718
00:40:02,062 --> 00:40:04,644
‫قبل‌از این‌که کلاً صحبت کنیم...

719
00:40:04,749 --> 00:40:07,166
‫بهتره جنس‌ها رو پس بدین.

720
00:40:09,604 --> 00:40:11,644
‫مشخصـه بین کارگرهاتون
‫مشکل پیش اومده.

721
00:40:11,645 --> 00:40:16,520
‫من شخصاً مشکل رو براتون حل کردم.

722
00:40:18,886 --> 00:40:21,595
‫دنبال کارگرهای درست‌حسابی می‌گردین.

723
00:40:23,185 --> 00:40:25,268
‫من به‌عنوان پیشنهاد همکاری...

724
00:40:25,479 --> 00:40:28,729
‫بهتون یه گروه کامل کارگر می‌دم

725
00:40:29,312 --> 00:40:33,479
‫که حتی جرئت ندارن ازتون دزدی کنن.

726
00:40:35,687 --> 00:40:36,697
‫خب...

727
00:40:37,729 --> 00:40:40,104
‫قرار نیست همکاری‌ای
‫داشته باشیم، ویکتورجان.

728
00:40:40,604 --> 00:40:41,770
‫صحبتی نداریم.

729
00:40:43,812 --> 00:40:46,562
‫مثل این‌که زیادی
‫خودتون رو دست‌بالا گرفتین.

730
00:40:47,423 --> 00:40:51,547
‫بابی گلاس ادم گنده‌ایـه،
‫ولی خیلی وقتـه از داستان دور بوده.

731
00:40:51,843 --> 00:40:55,343
‫چندتا همکار آلبانیایی دارم
‫که هر روز می‌بیننش.

732
00:40:56,145 --> 00:40:59,354
‫می‌گن این روزها یه‌کم دیوونه شده.

733
00:41:00,229 --> 00:41:02,520
‫منظورم دیوونه‌ی روانی نیست.

734
00:41:03,187 --> 00:41:05,854
‫اون رو ما آلبانیایی‌ها
‫بهش می‌گیم «تِربوآر».

735
00:41:06,354 --> 00:41:09,437
‫که یعنی... خشمگین.

736
00:41:10,466 --> 00:41:11,758
‫خطرناک.

737
00:41:12,895 --> 00:41:13,895
‫روان‌پریش.

738
00:41:15,354 --> 00:41:17,479
‫ولی کلمه‌ای که واسه
‫اون استفاده می‌کنن...

739
00:41:18,104 --> 00:41:19,561
‫«شِمندور»ـه.

740
00:41:19,562 --> 00:41:23,437
‫که یعنی خُل‌وضع.

741
00:41:24,232 --> 00:41:25,691
‫متوهم.

742
00:41:27,062 --> 00:41:29,103
‫هیشکی از همچین آدمی نمی‌ترسه.

743
00:41:29,227 --> 00:41:32,018
‫از جیب‌شون بهش سکه صدقه می‌دن.

744
00:41:33,895 --> 00:41:35,437
‫بعضی‌وقت‌ها هم خُرده‌نون می‌دن.

745
00:41:38,145 --> 00:41:39,604
‫ما رو لازم دارین.

746
00:41:40,895 --> 00:41:43,187
‫متأسفانه...

747
00:41:44,020 --> 00:41:45,020
‫موافق نیستم.

748
00:41:53,187 --> 00:41:54,479
‫نکن این کارو.

749
00:41:56,062 --> 00:41:58,312
‫نفری بعدی تویـی.

750
00:41:59,694 --> 00:42:03,360
‫اگه بهش علامت بدم،
‫بدون این‌که بفهمی...

751
00:42:03,437 --> 00:42:04,937
‫کله‌ت پخشِ زمین می‌شه.

752
00:42:05,284 --> 00:42:08,075
‫چیزهایی که می‌شنوی رو باور نکن.

753
00:42:08,229 --> 00:42:13,312
‫درستـه که بابی گلاس هم آدمـه
‫و مثل بقیه کمبودهایی داره.

754
00:42:15,104 --> 00:42:16,437
‫ولی پشت‌سرش...

755
00:42:17,020 --> 00:42:18,604
‫یه ارتش وایستاده.

756
00:42:19,270 --> 00:42:22,644
‫خیلی از اون سربازها تا حالا
‫ندیدنش و شاید هیچ‌وقت نبیننش...

757
00:42:22,645 --> 00:42:27,104
‫ولی وفاداری‌شون
‫به اون تموم‌شدنی نیست.

758
00:42:28,145 --> 00:42:32,437
‫پس یا جنس‌ها رو پس بده
‫یا عاقبتت مثل دوست‌هات می‌شه:

759
00:42:32,937 --> 00:42:34,187
‫خوابیده روی خاک.

760
00:42:59,749 --> 00:43:01,039
‫دمت گرم، اَندی.

761
00:43:01,145 --> 00:43:03,519
‫کارِتون با اسلحه عالیـه.

762
00:43:03,520 --> 00:43:04,601
‫لطف دارین.

763
00:43:04,854 --> 00:43:05,978
‫بهت زنگ می‌زنم.

764
00:43:06,188 --> 00:43:07,548
‫منتظرتـم.

765
00:43:12,608 --> 00:43:16,649
‫همه‌ی افسرهای سابقِ گارد دراگونِ ملکه
‫همین‌قدر اتوکشیده و باوقار راه می‌رن؟

766
00:43:16,937 --> 00:43:19,729
‫این نشونه‌ی یه گروهبان آموزشی خوبـه.

767
00:43:20,229 --> 00:43:21,479
‫پس برات خرج برداشت؟

768
00:43:21,979 --> 00:43:23,061
‫همین تازگی...

769
00:43:23,062 --> 00:43:25,269
‫یه عمارت از قرن هفدهم خریدم

770
00:43:25,270 --> 00:43:27,103
‫که سرایدار لازم داره.

771
00:43:27,104 --> 00:43:29,561
‫اَندی هم دنبال یه شغل جدید می‌گشت

772
00:43:29,562 --> 00:43:31,144
‫و این رو بهش پیشنهاد دادم.

773
00:43:31,145 --> 00:43:34,562
‫- خوبـه همچین آدمی داشته باشی.
‫- آره، یه‌هو به درد می‌خوره.

774
00:43:47,312 --> 00:43:50,312
‫ببینش تو رو خدا!

775
00:43:50,895 --> 00:43:53,186
‫چه خوشگل شدی، عزیزم.

776
00:43:53,187 --> 00:43:54,979
‫مرسی. همچنین.

777
00:43:55,770 --> 00:43:59,270
‫وای، اینجا رو ببین.

778
00:44:02,354 --> 00:44:06,519
‫استاد گل‌آراییِ کی بودی تو؟

779
00:44:06,520 --> 00:44:10,478
‫نه بابا... از گُل‌های توی باغ
‫یه‌سری جمع کردم و آوردم اینجا.

780
00:44:11,770 --> 00:44:16,312
‫راستی قبل‌از مراسم،
‫می‌خواستم یه چیزی بهت بدم.

781
00:44:16,895 --> 00:44:18,020
‫چیز قابلی نیست.

782
00:44:20,729 --> 00:44:22,020
‫برای تارکویین‌ـه.

783
00:44:22,895 --> 00:44:24,894
‫می‌خواستم دیروز بدمش، ولی می‌دونی که

784
00:44:24,895 --> 00:44:28,424
‫مشغول تدارکات بودیم...

785
00:44:31,365 --> 00:44:33,614
‫جف این رو برای تارکویین درست کرده.

786
00:44:33,854 --> 00:44:35,978
‫نمی‌خواست بابتش خیلی سروصدا کنه.

787
00:44:35,979 --> 00:44:39,353
‫سال‌هاست یه تیکه چوب گردو داشتم
‫و این رو از روش ساختم.

788
00:44:39,354 --> 00:44:42,811
‫شارلوت وقتی شیش سالش بود، بهم داد.

789
00:44:42,812 --> 00:44:44,478
‫توی جنگل پیدا کرده بود.

790
00:44:44,479 --> 00:44:47,019
‫گفتم بهتره الان بهش بدم که...

791
00:44:47,020 --> 00:44:49,019
‫که به روزش نرسه.

792
00:44:49,020 --> 00:44:51,895
‫می‌خواستم قبل‌از مراسم این رو ببینی.

793
00:44:59,062 --> 00:45:01,353
‫چی شد، عزیزم؟

794
00:45:01,354 --> 00:45:02,687
‫چیزی شده؟

795
00:45:05,229 --> 00:45:07,104
‫تقصیر ماست، مامان.

796
00:45:08,520 --> 00:45:10,104
‫تقصیر ماست که...

797
00:45:11,437 --> 00:45:12,979
‫- دخترم...
‫- نه نه...

798
00:45:13,479 --> 00:45:14,479
‫نه.

799
00:45:17,393 --> 00:45:19,059
‫- نانی.
‫- جونم، عزیزم؟

800
00:45:19,645 --> 00:45:20,812
‫من رو دوست داری؟

801
00:45:22,229 --> 00:45:25,353
‫معلومـه که دوستت دارم.
‫چیزی شده؟

802
00:45:25,354 --> 00:45:26,770
‫یه کاری برام می‌کنی؟

803
00:45:27,155 --> 00:45:28,187
‫بله.

804
00:45:29,172 --> 00:45:30,270
‫هرچی که باشه.

805
00:45:30,770 --> 00:45:33,104
‫بدون اون شروع کنیم؟

806
00:45:33,895 --> 00:45:37,437
‫عزیزم، پادشاه مملکتـه.
‫بهتره منتظر باشیم.

807
00:45:38,770 --> 00:45:41,686
‫آها، الان نانی می‌گه مشکل چیـه.

808
00:45:41,687 --> 00:45:45,104
‫نانی، چی شده؟

809
00:45:45,604 --> 00:45:47,520
‫با اعلی‌حضرت صحبت کردم.

810
00:45:48,270 --> 00:45:50,520
‫نمی‌تونن توی مراسم شرکت کنن.

811
00:45:51,104 --> 00:45:52,936
‫عمیقاً عذرخواهی کردن

812
00:45:52,937 --> 00:45:56,099
‫و امیدوارن در آینده‌ی
‫نزدیک تارکویین رو ببینن.

813
00:45:56,395 --> 00:45:58,632
‫البته دیگه پدرخوانده‌ش نیستن.

814
00:45:58,854 --> 00:46:02,144
‫پس... با این شرایط...

815
00:46:02,145 --> 00:46:05,634
‫فکر کنم همون ایده‌ی شارلوت...

816
00:46:05,895 --> 00:46:08,770
‫یعنی شاید خودش قبول کنه.

817
00:46:10,729 --> 00:46:13,561
‫ای بابا... حالا که اصرار می‌کنین...

818
00:46:13,562 --> 00:46:15,729
‫باشه، ازش می‌پرسم.

819
00:46:24,354 --> 00:46:25,729
‫چیزی شده؟

820
00:46:27,104 --> 00:46:28,812
‫پدرخوانده‌ی تارکویین می‌شی؟

821
00:46:29,714 --> 00:46:34,297
‫هر دومون دوست داریم
‫تو پدرخوانده‌ش باشی.

822
00:46:34,479 --> 00:46:35,854
‫عع... نانی هم موافقـه.

823
00:46:38,270 --> 00:46:39,395
‫لطفاً.

824
00:46:42,437 --> 00:46:45,604
‫پیروی از مسیح یعنی با گناه بمیریم

825
00:46:46,562 --> 00:46:49,395
‫و در زندگی‌ای نو با او متولد شویم.

826
00:46:50,104 --> 00:46:53,229
‫بدین وسیله، می‌پرسم
‫آیا از گناهان خود تؤبه می‌کنید؟

827
00:46:54,187 --> 00:46:59,186
‫تؤبه می‌کنم.

828
00:46:59,187 --> 00:47:01,644
‫آیا شیطان را نفی می‌کنید؟

829
00:47:01,645 --> 00:47:03,145
‫نفی می‌کنم.

830
00:47:04,330 --> 00:47:07,204
‫- نفی می‌کنم.
‫- ارواح عمه‌ت.

831
00:47:07,229 --> 00:47:09,144
‫به نام او، تو را برای مسیح...

832
00:47:09,145 --> 00:47:11,229
‫منجی‌مان طلب می‌کنم.

833
00:47:12,062 --> 00:47:13,270
‫به نشانه‌ی

834
00:47:13,770 --> 00:47:15,520
‫صلیب مقدس.

835
00:47:17,437 --> 00:47:20,312
‫از والدین و والدین خوانده هم
‫همین تقاضا رو دارم.

836
00:47:35,520 --> 00:47:38,478
‫ببخشید دیر رسیدم.
‫توی مزرعه مشغول بودم.

837
00:47:38,479 --> 00:47:40,811
‫کارگرهامون از کار راضی‌ان؟

838
00:47:40,812 --> 00:47:44,519
‫حالا که از شر تبلیغات سوسیالیستی
‫خلاص شدن، حسابی راضی‌ان.

839
00:47:44,520 --> 00:47:47,436
‫محصول‌مون چی شد؟
‫پس گرفتی؟

840
00:47:47,437 --> 00:47:49,228
‫بلانکت امروز صبح بشکه‌ها رو برداشت.

841
00:47:49,229 --> 00:47:51,061
‫و الان یه جایی زیر خاک دفن شدن.

842
00:47:51,062 --> 00:47:53,394
‫دیگه نمی‌تونن ذهن‌ها رو مشوش کنن.

843
00:47:53,395 --> 00:47:56,894
‫حالا که از حرف پدرت سرپیچی کردی...

844
00:47:56,895 --> 00:47:59,853
‫یعنی حاضری توی لایحه بهم ملحق بشی؟

845
00:47:59,854 --> 00:48:01,936
‫از کجا معلوم به‌خاطر این نباشه

846
00:48:01,937 --> 00:48:04,394
‫که دلم به حال
‫انسان‌های بی‌گناه می‌سوزه؟

847
00:48:04,395 --> 00:48:06,853
‫اصلاً بر منکرش لعنت.

848
00:48:06,854 --> 00:48:07,936
‫بس کن.

849
00:48:07,937 --> 00:48:10,061
‫دیگه تو رو خوب می‌شناسم.

850
00:48:10,062 --> 00:48:12,729
‫و احساس می‌کنم
‫تصمیمت رو از قبل گرفتی.

851
00:48:13,812 --> 00:48:15,229
‫واقعاً این‌قدر تابلو رفتار می‌کنم؟

852
00:48:15,729 --> 00:48:19,103
‫تو هرچی باشی،
‫قطعاً تابلو رفتار نمی‌کنی، سوزان.

853
00:48:19,104 --> 00:48:21,436
‫هرچند پدرت دقیقاً برعکسـه.

854
00:48:21,437 --> 00:48:24,186
‫می‌دونم همه فکر می‌کنن پدرم
‫دیوونه شده، ولی این‌طور نیست.

855
00:48:24,187 --> 00:48:26,603
‫رفتارهای خاص خودش رو داره

856
00:48:26,604 --> 00:48:29,978
‫و تازه فهمیدم که
‫همیشه حق با اون نیست...

857
00:48:29,979 --> 00:48:31,020
‫ولی دیوونه نیست.

858
00:48:31,405 --> 00:48:33,786
‫البته اگه بفهمه الان چی گفتم،
‫حتماً دیوونه می‌شه.

859
00:48:34,567 --> 00:48:37,561
‫پدرت موقعی می‌فهمه چه خبره
‫که لایحه تصویب بشه

860
00:48:37,562 --> 00:48:39,686
‫و اون وقت دیگه
‫نمی‌تونه جلوش رو بگیره.

861
00:48:39,687 --> 00:48:42,728
‫بعدش سه‌تایی می‌شینیم
‫و با هم حرف می‌زنیم

862
00:48:42,729 --> 00:48:45,104
‫و بهش می‌گیم قراره پول پارو کنه.

863
00:48:46,788 --> 00:48:48,287
‫بسیار خوب، سروان.

864
00:48:48,479 --> 00:48:51,936
‫اگه قراره با بالاکشیدنِ دموکراسی،
‫سود گنده به جیب بزنیم...

865
00:48:51,937 --> 00:48:53,853
‫وقتش رسیده چندتا شریک پیدا کنیم.

866
00:48:53,854 --> 00:48:54,917
‫موافقـم.

867
00:48:55,527 --> 00:49:00,529
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

868
00:49:00,873 --> 00:49:05,377
‫≡ بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ≡
‫ WwW.30nama.CoM

869
00:49:05,729 --> 00:49:10,234
‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
‫@OfficialCinama

