﻿1
00:00:13,198 --> 00:00:23,186
ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی‌موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

2
00:00:23,210 --> 00:00:33,198
آدرس دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی
@DigiMoviez

3
00:00:33,222 --> 00:00:43,210
« ترجمه از علی اکبر دوست‌ دار و نهـال »
<font color="#00ffff">.:: Ali99 & iredprincess ::.</font>

4
00:00:43,234 --> 00:00:59,850
▷ Instagram: @AliAkbar.1999
▷ Telegram: @IRedSub

5
00:00:59,874 --> 00:01:02,374
‫غم آخرت باشه، ادواردو

6
00:01:07,083 --> 00:01:11,249
‫« قسمت هشتم: سرش را برایم بیاور »

7
00:01:16,667 --> 00:01:20,458
‫الان سه تا باتری ماشین بهت وصله

8
00:01:20,958 --> 00:01:23,749
‫که خودشون به یه دستگاه حصار الکتریکی وصلن

9
00:01:24,416 --> 00:01:27,008
‫از همون‌هایی که باهاش…

10
00:01:27,083 --> 00:01:29,291
‫گوسفند و گاو

11
00:01:29,806 --> 00:01:31,056
‫و امثالهم رو کنترل می‌کنن

12
00:01:31,916 --> 00:01:35,833
‫۵۰ هزار ولت برق وصله به تخم‌هات

13
00:01:36,666 --> 00:01:38,166
‫خب، حرف می‌زنی یا نه؟

14
00:01:48,916 --> 00:01:51,466
‫- فقط بگو کی اجیرت کرد
‫- روحم هم خبر نداره

15
00:01:53,666 --> 00:01:56,374
‫- کی؟
‫- اصلاً نمی‌دونم رئیسم واسه کی کار می‌کنه

16
00:01:57,708 --> 00:01:59,799
‫کار بابی بود، نه؟ بنال

17
00:01:59,874 --> 00:02:02,008
‫بنال! کار بابی گلس بود، مگه نه؟

18
00:02:02,083 --> 00:02:03,541
‫کار بابی بود… بابی گلس!

19
00:02:09,624 --> 00:02:13,333
‫« جنتلمن‌ها »
‫« فصل دوم »

20
00:02:36,749 --> 00:02:39,458
‫کسی که در نظر داریم خیلی کاردرسته

21
00:02:40,583 --> 00:02:44,583
‫تدارکات چیده شده.
‫تا آخر امروز هر چی بخواد به دستش می‌رسه.

22
00:02:45,749 --> 00:02:47,291
‫نگران نباش، ادواردو

23
00:02:47,916 --> 00:02:51,041
‫فردا همین موقع،
‫بابی گلس به درک واصل شده

24
00:03:23,708 --> 00:03:24,708
‫خوبی؟

25
00:04:06,958 --> 00:04:11,383
‫خب، قضیه‌ی این تیراندازی نصفه‌شب
‫تو جنگل‌های باستانی ویلتشر چیه؟

26
00:04:11,458 --> 00:04:14,549
‫راستش، ما اونجا نبودیم
‫که به چشم ببینیم

27
00:04:14,624 --> 00:04:18,674
‫چند تا از کارگرهامون بیرون بودن
‫و نصفه‌شب تو باند فرودگاه سیگار می‌کشیدن

28
00:04:18,749 --> 00:04:20,749
‫از برکات طرح جدید منابع انسانی‌مونه

29
00:04:21,874 --> 00:04:24,583
‫که یهو صدای تیراندازی می‌شنون

30
00:04:25,916 --> 00:04:26,916
‫اون هم رگباری

31
00:04:27,374 --> 00:04:29,341
‫صدا از طرف
‫جنگل‌های املاک دوک می‌اومد

32
00:04:29,416 --> 00:04:31,716
‫دو تا از بچه‌ها رو فرستادم
‫یه سر و گوشی آب بدن

33
00:04:31,791 --> 00:04:33,916
‫و یه عالمه از اینا پیدا کردن

34
00:04:34,749 --> 00:04:37,966
‫۹ میلی‌متری و دو تا کالیبر ۴۳.
‫جنگل رسماً میدون جنگ شده بوده

35
00:04:38,041 --> 00:04:40,583
‫رد لاستیک و خون بود،
‫ولی از جنازه خبری نبود

36
00:04:41,124 --> 00:04:43,383
‫خیلی‌خب. تا الان اینا دستگیرمون شده:

37
00:04:43,458 --> 00:04:46,874
‫همون شبی که هواپیمای بلا
‫تو آسمون منفجر میشه

38
00:04:47,374 --> 00:04:50,216
‫یه نفر یه خروار گلوله
‫تو املاک دوک خالی می‌کنه

39
00:04:50,291 --> 00:04:51,291
‫برمی‌گرده خونه

40
00:04:51,916 --> 00:04:54,383
‫ولی آفتابی نمیشه،
‫جواب هیچ تماسی رو نمیده

41
00:04:54,458 --> 00:04:56,008
‫با ما هم نمی‌خواد حرف بزنه

42
00:04:56,458 --> 00:04:58,299
‫بهتر نیست یه سر بری پیشش؟

43
00:04:58,374 --> 00:04:59,874
‫یعنی بری ببینی در چه حاله

44
00:05:00,458 --> 00:05:02,216
‫گفتنش راحته، جیمی

45
00:05:02,291 --> 00:05:04,008
‫تو عروسی حرفمون شد

46
00:05:04,083 --> 00:05:05,583
‫طرف دوکه، آبجی

47
00:05:06,083 --> 00:05:08,124
‫همیشه واسه تو وقت داره، سوسو

48
00:05:08,624 --> 00:05:09,466
‫بهم اعتماد کن

49
00:05:09,541 --> 00:05:12,749
‫این روزها اعتماد دُر نایابیه

50
00:05:14,249 --> 00:05:15,374
‫تیریه تو تاریکی

51
00:05:21,473 --> 00:05:23,139
‫ببخشید منتظرت گذاشتم

52
00:05:23,333 --> 00:05:25,041
‫این چه حرفیه؟

53
00:05:26,011 --> 00:05:28,583
‫- پات چطوره؟
‫- داره خوب میشه. ممنون

54
00:05:31,208 --> 00:05:32,249
‫بیا، بذار من…

55
00:05:33,666 --> 00:05:34,874
‫ممنون

56
00:05:41,291 --> 00:05:43,741
‫سالیان ساله من و تو
‫همدیگه رو می‌شناسیم

57
00:05:44,962 --> 00:05:46,754
‫درک می‌کنم که چاره‌ای جز

58
00:05:47,230 --> 00:05:49,680
‫پنهون‌کاری راجع‌به تشکیلاتِ خلافت نداشتی

59
00:05:50,374 --> 00:05:54,874
‫ولی راهی که در پیش گرفتی…
‫نمی‌دونم چطور و چرا به اینجا کشید

60
00:05:55,374 --> 00:05:58,091
‫راستش، نمی‌خوام هم بدونم

61
00:05:58,298 --> 00:06:01,381
‫خطریه که اصلاً قابل‌قبول نیست

62
00:06:01,999 --> 00:06:03,166
‫برام خیلی عزیزی، ادی

63
00:06:03,666 --> 00:06:07,208
‫ولی اولویت من پسرم، مادرش
‫و صحت و سلامت هردوشونه

64
00:06:08,041 --> 00:06:09,041
‫صدالبته

65
00:06:09,583 --> 00:06:12,416
‫واسه همین امروز صبح
‫با اعلی‌حضرت صحبت کردم

66
00:06:12,916 --> 00:06:16,341
‫یه کلبه تو املاک ساندرینگهام هست
‫که الان خالیه

67
00:06:16,416 --> 00:06:18,849
‫منطقه‌ی پرواز ممنوعه.
‫تحت حفاظت گارد سلطنتی

68
00:06:18,925 --> 00:06:21,093
‫گفتن تا هر وقت بخوایم
‫می‌تونیم اونجا بمونیم

69
00:06:21,169 --> 00:06:23,803
‫خب. حالا بهونه‌ت چی بود؟

70
00:06:24,083 --> 00:06:27,674
‫یه بهونه‌ی موجه آوردم.
‫گفتم می‌خوام به محل کارم نزدیک‌تر باشم

71
00:06:27,749 --> 00:06:28,749
‫خوبه

72
00:06:31,981 --> 00:06:33,572
‫خودت که می‌دونی

73
00:06:33,648 --> 00:06:35,607
‫خانواده‌ت همین‌جا هم در امانن

74
00:06:37,041 --> 00:06:39,966
‫خطر از بیخ گوشمون گذشت.
‫نزدیک بود تارکوین رو ببرن

75
00:06:40,041 --> 00:06:41,124
‫ننی

76
00:06:42,666 --> 00:06:45,591
‫هالستد خونه‌ی اجدادی ماست

77
00:06:45,666 --> 00:06:48,549
‫بیشتر از ۷۰۰ ساله
‫اینجا زندگی می‌کنیم

78
00:06:48,624 --> 00:06:51,416
‫واقعاً فکر کردی قیدش رو می‌زنم؟

79
00:06:52,999 --> 00:06:55,499
‫بگو ببینم، نظر شارلوت چیه؟

80
00:06:58,333 --> 00:07:02,091
‫باهام موافقه. اگه مخالف بود که
‫تو الان اینجا نبودی. ولی از من می‌خوای…

81
00:07:02,166 --> 00:07:04,299
‫خدا می‌دونه چرا اصرار داره بمونه

82
00:07:04,374 --> 00:07:09,591
‫لابد از روی یه حس وفاداری تعصبی خانوادگیه
‫که با تک‌تک سلول‌هاش عجین شده

83
00:07:09,666 --> 00:07:12,166
‫شاید بهتر باشه
‫به حرفش گوش کنی، ننی

84
00:07:13,208 --> 00:07:14,291
‫مادرها عاقل‌ترن

85
00:07:15,814 --> 00:07:17,167
‫توی این فقره نه

86
00:07:24,333 --> 00:07:25,374
‫ببخشید، ننی

87
00:07:26,249 --> 00:07:27,749
‫ولی شما زمانی از اینجا میری

88
00:07:28,749 --> 00:07:30,249
‫که من اجازه بدم

89
00:07:35,208 --> 00:07:36,208
‫ببخشید، قربان

90
00:07:37,041 --> 00:07:39,124
‫یه ماشین اومده جلوی دروازه‌ی شمالی

91
00:07:39,624 --> 00:07:40,833
‫سوزی گلسه

92
00:07:41,999 --> 00:07:44,124
‫بگم بفرستنش بالا؟

93
00:07:45,416 --> 00:07:48,258
‫- به اندی بگو وسط راه می‌بینمش
‫- باشه

94
00:07:48,333 --> 00:07:49,374
‫راستش، جفری

95
00:07:50,666 --> 00:07:51,791
‫خودم بهش میگم

96
00:08:20,291 --> 00:08:21,541
‫خوبی، اندی؟

97
00:08:23,083 --> 00:08:24,083
‫سوزی

98
00:08:46,124 --> 00:08:47,374
‫قضیه‌ی بلا رو شنیدم

99
00:08:50,874 --> 00:08:52,041
‫واقعاً متأسفم

100
00:08:56,624 --> 00:08:57,708
‫باهام قدم بزن

101
00:09:29,541 --> 00:09:30,666
‫چی شد؟

102
00:09:31,999 --> 00:09:33,449
‫خودت خبر داری

103
00:09:33,791 --> 00:09:35,124
‫فقط قضیه‌ی بلا رو می‌دونم

104
00:09:35,624 --> 00:09:37,208
‫از چیز دیگه‌ای خبر ندارم

105
00:09:40,166 --> 00:09:43,124
‫کار کی بوده، ادی؟
‫بریم به خاک سیاه بشونیمشون

106
00:09:44,083 --> 00:09:45,833
‫خبر دارم کار پدرت بوده

107
00:09:50,249 --> 00:09:52,349
‫می‌خوام بدونم
‫تو هم دست داشتی یا نه؟

108
00:09:58,124 --> 00:09:59,724
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم، ادی

109
00:10:00,916 --> 00:10:03,041
‫اون تک‌تیراندازت منو هدف گرفته؟

110
00:10:15,583 --> 00:10:17,916
‫اگه کار ما بود،
‫من الان می‌اومدم اینجا؟

111
00:10:18,958 --> 00:10:21,966
‫اصلاً چی به من می‌رسید؟
‫اصلاً چه سودی برای کسی…

112
00:10:22,041 --> 00:10:24,458
‫دروغ تحویل من نده!

113
00:10:30,458 --> 00:10:31,916
‫ادی، گوش کن

114
00:10:32,916 --> 00:10:35,008
‫حتی خودم هم شک کردم
‫که کار بابام باشه

115
00:10:35,083 --> 00:10:37,249
‫- کار بابی بود. مطمئنم
‫- نه

116
00:10:38,499 --> 00:10:39,499
‫چرا نه؟

117
00:10:40,583 --> 00:10:41,958
‫قراردادت رو خرید

118
00:10:43,624 --> 00:10:47,333
‫همون ۱۰۰ میلیونی که به عمو استن بدهکاری؛
‫از صبح روز عروسیت

119
00:10:47,874 --> 00:10:49,083
‫دیگه به اون بدهکاری

120
00:10:50,791 --> 00:10:51,799
‫به مذاق من هم خوش نیومده

121
00:10:51,874 --> 00:10:54,674
‫چون تو رو بیشتر از من قبول داره، منتها…

122
00:10:55,874 --> 00:10:58,008
‫بابام علاقه‌ای به کُشتن تو نداره،

123
00:10:58,083 --> 00:11:01,083
‫اصلاً هم دلش نمی‌خواد
‫۱۰۰ میلیون پوند ضرر کنه

124
00:11:01,749 --> 00:11:03,299
‫چی داری میگی؟
‫آخه واسه چی؟

125
00:11:03,452 --> 00:11:06,619
‫نمی‌دونم، خب؟
‫روحم هم خبر نداره، ولی…

126
00:11:07,666 --> 00:11:11,216
‫هر خُرده‌حسابی که بین تو و بابام باشه،

127
00:11:11,291 --> 00:11:16,583
‫الان بنا به صد میلیون دلیل،
‫مُرده‌ت به کارش نمیاد

128
00:11:19,374 --> 00:11:20,458
‫بهم نگاه کن

129
00:11:25,624 --> 00:11:28,708
‫کار ما نبود، خب؟
‫من این بلا رو سرت نیاوردم

130
00:11:54,668 --> 00:11:56,084
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم

131
00:12:02,249 --> 00:12:03,633
‫کجا پیداش کردید؟

132
00:12:03,708 --> 00:12:04,791
‫تو جنگل

133
00:12:05,291 --> 00:12:06,291
‫مُرده؟

134
00:12:06,999 --> 00:12:10,041
‫خدا نکنه. جفری، بیدارش کن

135
00:12:19,166 --> 00:12:20,826
‫اگه می‌خواید، منو بکشید

136
00:12:21,713 --> 00:12:23,375
‫فقط دیگه تخم‌هامو آب‌پز نکنید

137
00:12:24,981 --> 00:12:28,197
‫من… من یه سربازم.
‫برای یه کاری اجیرم کردن.

138
00:12:28,374 --> 00:12:30,424
‫روحم هم از هیچ بچه‌ای خبر نداره

139
00:12:30,679 --> 00:12:32,679
‫ولی می‌دونی کی اجیرت کرده، مگه نه؟

140
00:12:36,124 --> 00:12:37,583
‫آم… بابی گلس

141
00:12:41,041 --> 00:12:42,374
‫بگو ببینم، سرباز

142
00:12:42,874 --> 00:12:46,041
‫عادیه که قبل از عملیات
‫با مشتری قرار بذارید؟

143
00:12:46,791 --> 00:12:50,958
‫نه. معمولاً نه. ولی…
‫این‌بار، من… دیدمش

144
00:12:51,833 --> 00:12:54,166
‫- دیدیش؟
‫- آره. باهاش قرار گذاشتم

145
00:12:54,455 --> 00:12:56,798
‫همکارهاش چی؟ اونا هم بودن؟

146
00:12:56,874 --> 00:13:01,541
‫آم، یه دختری داره
‫به اسم سوزی گلس. اونو دیدی؟

147
00:13:04,541 --> 00:13:06,791
‫جواب سؤالش رو بده

148
00:13:08,124 --> 00:13:10,466
‫من… آخه نمی‌دونم.
‫نمی‌تونم بهتون بگم.

149
00:13:10,541 --> 00:13:12,674
‫- چون من… نه!
‫- جفری

150
00:13:12,749 --> 00:13:14,633
‫سوزی گلس،
‫آره، دیدمش!

151
00:13:14,708 --> 00:13:16,549
‫دیدمش. به خدا دیدمش!

152
00:13:16,624 --> 00:13:18,416
‫دیدمش. به جون خودم دیدمش!

153
00:13:19,106 --> 00:13:22,647
‫دیدمش. دیدمش. دختر ماهیه.
‫خنده‌هاش محشره.

154
00:13:29,502 --> 00:13:33,719
‫عالیجناب. امیدوارم به‌خاطر من
‫ماه عسلتون رو خراب نکرده باشید

155
00:13:33,833 --> 00:13:35,166
‫ماه عسل تموم شد

156
00:13:35,666 --> 00:13:39,583
‫می‌خوام به یه سؤال ساده
‫جواب بدی، آره یا نه

157
00:13:40,166 --> 00:13:45,041
‫خب، بااینکه اصولاً علاقه‌ای
‫به جواب‌های صفر و یکی ندارم،

158
00:13:45,541 --> 00:13:48,133
‫ولی تحکم و اضطرارِ خاصی رو
‫توی لحنتون حس می‌کنم

159
00:13:48,208 --> 00:13:50,299
‫و برای همین، با کمال میل جواب میدم

160
00:13:50,374 --> 00:13:54,291
‫روز عروسیم، بدهی منو به بابی فروختی؟

161
00:13:55,791 --> 00:13:56,874
‫کوتاه بخوام بگم،

162
00:13:57,791 --> 00:13:58,791
‫آره

163
00:14:08,916 --> 00:14:10,541
‫یه نفر داره میره سراغ بابی

164
00:14:25,458 --> 00:14:27,091
‫مارکو، باید عملیات رو لغو کنیم

165
00:14:27,166 --> 00:14:29,508
‫- ادی، این مسخره‌بازی‌ها چیه؟
‫- کار بابی نبود

166
00:14:29,583 --> 00:14:31,183
‫باید به طرف بگی دست نگه‌داره

167
00:14:31,530 --> 00:14:32,690
‫گوش کن، ادواردو

168
00:14:32,766 --> 00:14:36,083
‫وقتی کار به یکی سپرده بشه،
‫دیگه نمیشه جلوش رو گرفت

169
00:14:38,874 --> 00:14:42,174
‫تو راه سوناست،
‫ولی نمی‌تونم با نگهبان‌ها ارتباط بگیرم

170
00:14:42,249 --> 00:14:44,750
‫من می‌تونم از در ردت کنم.
‫بعدش دیگه خودتی و خودت.

171
00:14:47,916 --> 00:14:48,999
‫وایسا!

172
00:14:52,583 --> 00:14:54,458
‫لطفاً به خط شید

173
00:14:57,958 --> 00:14:59,541
‫سرها رو به جلو!

174
00:15:37,916 --> 00:15:40,999
‫بیا ببینم، پسرجون.
‫تیزی کوفتی رو رد کن بیاد!

175
00:15:45,416 --> 00:15:46,958
‫بونجورنو،

176
00:15:47,458 --> 00:15:48,458
‫کونی

177
00:16:09,833 --> 00:16:10,958
‫کیر توش

178
00:16:22,541 --> 00:16:24,708
‫خیلی وقت بود که…

179
00:16:26,624 --> 00:16:28,166
‫همچین کاری نکرده بودم

180
00:16:32,124 --> 00:16:33,541
‫روشنت کنم که…

181
00:16:35,624 --> 00:16:36,874
‫تو صاحب من نیستی

182
00:17:08,208 --> 00:17:09,966
‫بفرما، بابا. مثل روز اولش شد

183
00:17:10,041 --> 00:17:12,591
‫حیف که نمیشه همینو درمورد اون یکی یارو گفت

184
00:17:12,666 --> 00:17:15,049
‫آره، خب، تنهایی که این
‫کار رو نکرده، مگه نه؟

185
00:17:15,124 --> 00:17:18,274
‫یعنی باید یکی کمکش کرده باشه
‫تا اون تیزی کوفتی رو بیاره تو

186
00:17:19,083 --> 00:17:20,549
‫نگهبان‌ها کدوم گوری بودن؟

187
00:17:20,624 --> 00:17:22,133
‫جورجیِ بی‌پدر کجا بود؟

188
00:17:22,208 --> 00:17:26,375
‫نگران جورجی نباش. آدم بی‌شیله‌پیله‌ایه.
‫یه‌جوری سرش رو گرم کردن.

189
00:17:26,451 --> 00:17:28,601
‫با رئیس زندان صحبت کردم.
‫داره اوضاع رو راست‌وریس می‌کنه.

190
00:17:28,625 --> 00:17:31,548
‫آره، بهتره یه تکونی به خودش بده

191
00:17:31,624 --> 00:17:34,167
‫چون دیگه از زیرمیزی خبری نیست

192
00:17:35,541 --> 00:17:37,583
‫- فازت چیه؟
‫- چی؟

193
00:17:38,708 --> 00:17:41,758
‫تیزی کشیدن رو هم‌بندی‌ها،
‫رشوه به مقامات زندان،

194
00:17:41,833 --> 00:17:45,841
‫سرمایه‌گذاریِ یه پول کلان رو آدمی
‫که همین‌الان یه نفر رو اجیر کرده بود بکشتت

195
00:17:45,916 --> 00:17:48,583
‫نه، نه، نه. ببین،
‫دوک اصول خودش رو داره

196
00:17:49,541 --> 00:17:52,541
‫فکر کنم فقط دست‌کم گرفتمش، همین

197
00:17:53,416 --> 00:17:54,583
‫کله‌ش داغه، بابا

198
00:17:55,958 --> 00:17:57,216
‫زنش مُرده

199
00:17:57,291 --> 00:17:59,083
‫آره، درک می‌کنم

200
00:17:59,583 --> 00:18:02,799
‫ولی به‌عنوان یه سرمایه‌گذاری،
‫سهامِ بی‌ثباتیه

201
00:18:02,874 --> 00:18:05,041
‫نه، دارم تو کف قیمت می‌خرم، عزیزم

202
00:18:05,666 --> 00:18:08,633
‫ببین، داره به‌عنوان یه انسان
‫تکامل پیدا می‌کنه

203
00:18:08,708 --> 00:18:13,133
‫درست جلوی چشم خودمون داره
‫پوست می‌ندازه و دگرگون میشه

204
00:18:13,208 --> 00:18:16,924
‫ببین، حس می‌کنم جَنَمش رو داره

205
00:18:16,999 --> 00:18:19,850
‫نکنه اینکه جفت پاهاش رو قلم کردی و ولش
‫کردی سینه‌خیز از لای بوته‌ها بیاد بیرون،

206
00:18:19,874 --> 00:18:22,124
‫جزوی از سِیر و سلوک معنویش بوده؟

207
00:18:22,833 --> 00:18:23,758
‫آره

208
00:18:23,833 --> 00:18:26,424
‫اگه جوری بشه که
‫دودمان همه‌مون رو به باد بده چی؟

209
00:18:26,499 --> 00:18:27,591
‫مثل چی؟

210
00:18:27,666 --> 00:18:30,291
‫چه‌می‌دونم. مثلاً نیتروگلیسیرین

211
00:18:32,708 --> 00:18:33,874
‫کارمون گیرشه

212
00:18:34,874 --> 00:18:36,958
‫اون هم بدجور گیر ماست

213
00:18:44,416 --> 00:18:46,516
‫ممنون که وقت گذاشتید و
‫تشریف آوردید، آقای جانستون

214
00:18:47,333 --> 00:18:50,883
‫پشت تلفن، متوجه لرزش صداتون شدم

215
00:18:50,958 --> 00:18:55,508
‫عذر تقصیر، اعلی‌حضرت،
‫از این ضایعه‌ی دردناک بی‌اطلاع بودم

216
00:18:55,583 --> 00:18:57,749
‫مراتب تسلیت و همدردی بنده رو پذیرا باشید

217
00:18:59,416 --> 00:19:00,549
‫چیزی میل دارید؟

218
00:19:00,624 --> 00:19:03,341
‫خیر، همین چای کفایت می‌کنه

219
00:19:03,416 --> 00:19:07,174
‫پس، شرمنده بابت کیفیت چای،
‫پیشکارم تیر خورده

220
00:19:07,249 --> 00:19:10,716
‫فاجعه‌ست واقعاً.
‫ولی چای کاملاً گواراست.

221
00:19:10,791 --> 00:19:11,633
‫ممنون

222
00:19:11,708 --> 00:19:14,124
‫حتم دارم دم در چشم‌تون
‫به تیم حفاظتم افتاده

223
00:19:14,916 --> 00:19:17,816
‫گویا این روزها، از در و دیوار برام می‌باره

224
00:19:18,916 --> 00:19:22,100
‫باید شما رو در جریان امر می‌ذاشتم که
‫قراره بدهی‌تون رو به بابی‌ گلس واگذار کنم

225
00:19:22,124 --> 00:19:23,841
‫بله، همین‌طوره

226
00:19:23,916 --> 00:19:25,583
‫بابت زمان‌بندیش عذر می‌خوام

227
00:19:31,624 --> 00:19:32,916
‫ملتفت بودید که

228
00:19:33,416 --> 00:19:36,508
‫قراره طلب با سودش پرداخت بشه؟

229
00:19:36,583 --> 00:19:38,958
‫خب، هیچ شک و تردیدی درش نیست

230
00:19:40,166 --> 00:19:42,041
‫اجازه بدید انگیزه‌م رو براتون بازگو کنم

231
00:19:42,708 --> 00:19:44,716
‫روزی که عیسی قدم در برهوت گذاشت و

232
00:19:44,791 --> 00:19:48,874
‫چهل شبانه‌روز در خلوت و انزوا
‫به ریاضت نشست،

233
00:19:49,374 --> 00:19:51,541
‫سه‌مرتبه مورد وسوسه و
‫آزمایش شیطان قرار گرفت

234
00:19:52,541 --> 00:19:56,133
‫آزمون اول، وسوسه‌ی عیسی بود
‫تا با اتکا به نیروی باطنیش،

235
00:19:56,208 --> 00:19:59,841
‫سنگ رو به نان بدل کنه
‫تا گرسنگیش رفع بشه

236
00:19:59,916 --> 00:20:01,591
‫امتناع از به‌کارگیریِ قدرتش

237
00:20:01,666 --> 00:20:05,049
‫مصداق بارز دست‌شستن از لذایذ مادی و
‫برتری‌بخشیدن به ساحت معنوی بود

238
00:20:05,124 --> 00:20:07,466
‫نظیر شما، اعلی‌حضرت

239
00:20:07,541 --> 00:20:10,383
‫به شما هم سودِ مقطعی و بادآورده‌ی باج‌هایِ

240
00:20:10,458 --> 00:20:13,174
‫بابی گلس پیشنهاد شد،
‫اما دست رد به سینه‌ش زدید

241
00:20:13,249 --> 00:20:15,674
‫خودتون هم زمام امور رو به دست گرفتید

242
00:20:15,749 --> 00:20:19,758
‫در آزمون دوم،
‫ابلیس عیسی رو وسوسه کرد

243
00:20:19,833 --> 00:20:24,249
‫تا خودش رو از کنگره‌ی معبد بندازه
‫بلکه خدا به‌ناچار مداخله کنه

244
00:20:24,749 --> 00:20:26,541
‫اما عیسی خوداتکایی رو برگزید؛

245
00:20:27,124 --> 00:20:31,674
‫چرا که مطمئن بود شعله‌ی ایمان باطنیش
‫برای عبور از این برهوت کفایت می‌کنه

246
00:20:31,749 --> 00:20:35,466
‫درست مثل شما که تصمیم گرفتید
‫راه خودتون رو برید؛

247
00:20:35,541 --> 00:20:41,041
‫از چتر امن و آشنای بابی گلس فاصله گرفتید و
‫زدید به دل تاریکی و ناشناخته‌ها

248
00:20:41,624 --> 00:20:45,799
‫اما آزمون نهایی رو
‫هنوز از سر نگذروندید

249
00:20:45,874 --> 00:20:48,549
‫ابلیس دنیا و تمام نعماتش رو
‫بهش پیشکش کرد،

250
00:20:48,624 --> 00:20:51,341
‫مشروط بر اینکه جلوش زانو بزنه و
‫فقط اون رو بپرسته

251
00:20:51,416 --> 00:20:55,133
‫بدهی‌تون به بابی مجبورتون می‌کنه
‫دست به انتخاب بزنید؛

252
00:20:55,208 --> 00:20:57,633
‫یا باید جلوی یه قدرت خارجی
‫سر خم کنید،

253
00:20:57,708 --> 00:21:01,133
‫یا خودتون بشید صاحب‌اختیار و قطب بازی

254
00:21:01,208 --> 00:21:02,958
‫عیسی دست رد به سینه‌ی شیطان زد و

255
00:21:03,458 --> 00:21:06,674
‫فاتحانه چون «شاهِ شاهان» از برهوت سر برآورد

256
00:21:06,749 --> 00:21:09,883
‫تا درهای رستگاری رو به روی عالم باز کنه

257
00:21:09,958 --> 00:21:12,508
‫من نمی‌خوام درهای رستگاری رو
‫به روی کسی باز کنم، آقای جانستون

258
00:21:12,583 --> 00:21:14,883
‫فقط می‌خوام بفهمم
‫کدوم بی‌همه‌چیز زنم رو کشته

259
00:21:14,958 --> 00:21:17,466
‫به‌زودی می‌فهمید

260
00:21:17,541 --> 00:21:21,591
‫اعلی‌حضرت، الماس جز با فشارِ کوبنده
‫تلألو پیدا نمی‌کنه و

261
00:21:21,666 --> 00:21:24,424
‫تدهین پادشاهان، پادزهری‌ست حتمی
‫در دفع طغیان بی‌نظمی

262
00:21:24,499 --> 00:21:26,541
‫بدهی رو واگذار کردم

263
00:21:27,041 --> 00:21:30,916
‫چون هنوز شیاطین نفس‌تون رو
‫سرکوب نکردید و

264
00:21:31,416 --> 00:21:34,708
‫تردید دارید که آیا سزاوار
‫عنوان والای حاکمیت هستید یا خیر

265
00:21:35,208 --> 00:21:38,591
‫بنده هرگز دنبال پول مُفت و
‫سود بادآورده نبودم؛

266
00:21:38,666 --> 00:21:42,499
‫بلکه از همون ابتدا،
‫نگاهم به افق‌های دوردست بوده، اعلی‌حضرت

267
00:21:44,166 --> 00:21:45,791
‫ممنون که وقت گذاشتید

268
00:21:46,916 --> 00:21:48,624
‫باید برم سروقتِ باقی مشغله‌هام

269
00:21:49,333 --> 00:21:50,424
‫البته

270
00:21:50,499 --> 00:21:51,999
‫به‌قول معروف:

271
00:21:53,041 --> 00:21:55,749
‫«از دلِ آتش گذشتن، مرد میدان می‌خواهد.»

272
00:22:12,666 --> 00:22:13,749
‫عمارت هالستد

273
00:22:14,249 --> 00:22:17,166
‫سلام، مامان، منم، من… فردی‌ام

274
00:22:17,791 --> 00:22:19,249
‫عه، فردی عزیزم

275
00:22:23,583 --> 00:22:24,833
‫حالت چطوره؟

276
00:22:25,458 --> 00:22:30,541
‫من خوبم واقعاً. چیزه… من…
‫راستش… حالم که خیلی خوبه. فقط…

277
00:22:32,041 --> 00:22:36,341
‫راستش، دیشب خواب خیلی عجیبی دیدم و

278
00:22:36,416 --> 00:22:40,291
‫گفتم زنگ بزنم ببینم
‫اوضاع همه روبه‌راهه یا نه

279
00:22:45,416 --> 00:22:47,999
‫بله، قربونت برم، همه خوبیم

280
00:22:50,166 --> 00:22:51,166
‫جدی؟

281
00:22:52,083 --> 00:22:53,916
‫چه خوب

282
00:22:54,999 --> 00:22:57,499
‫مطمئنی دیگه؟
‫آخه خوابم… خیلی…

283
00:22:58,416 --> 00:23:00,424
‫انگار تو بیداری اتفاق می‌افتاد

284
00:23:00,499 --> 00:23:03,149
‫راستش، بیشتر شبیه کابوس بود، جداً…

285
00:23:04,291 --> 00:23:05,291
‫موندم چی بگم

286
00:23:07,791 --> 00:23:09,458
‫خب…

287
00:23:11,916 --> 00:23:14,166
‫زنِ ادی، بلا

288
00:23:15,333 --> 00:23:17,999
‫آره، یه تصادف وحشتناکی… پیش اومد و

289
00:23:18,583 --> 00:23:21,624
‫برای همیشه از بینمون رفت

290
00:23:22,708 --> 00:23:24,499
‫مُرده، فردی

291
00:23:28,208 --> 00:23:30,041
‫- جفری
‫- قربان؟

292
00:23:31,041 --> 00:23:32,924
‫تونستی چیزی از زیر زبونش بکشی؟

293
00:23:32,999 --> 00:23:34,949
‫بله، زبون باز کرده، اعلی‌حضرت

294
00:23:35,499 --> 00:23:37,591
‫ظاهراً چوب و چماق چندان تأثیری نداشت،

295
00:23:37,666 --> 00:23:39,799
‫واسه همین، شروع کردیم
‫به وعده‌وعید دادن که

296
00:23:39,874 --> 00:23:42,049
‫اتفاقاً جواب داد و
‫حرف کشیدیم ازش

297
00:23:42,124 --> 00:23:46,083
‫میگه یه خط اضطراری داره که
‫هر وقت اوضاع خیط شد، براش پیام می‌ذاره

298
00:23:46,666 --> 00:23:48,966
‫از وقتی که یه شکاربان و
‫یه نیروی گارد سلطنتی

299
00:23:49,041 --> 00:23:51,391
‫تیمش رو قلع‌وقمع کردن،
‫باهاشون حرفی زده؟

300
00:23:51,791 --> 00:23:53,049
‫ظاهراً، نه

301
00:23:53,124 --> 00:23:55,924
‫پس، از نظر کارفرما،
‫عملیات‌شون اصلاً شکست نخورده

302
00:23:55,999 --> 00:23:57,416
‫ولی شکست خورده، قربان

303
00:23:58,583 --> 00:24:00,458
‫خب، از کجا معلوم؟ بیا

304
00:24:08,874 --> 00:24:10,458
‫براووئم، فرمانده‌ی تیم

305
00:24:13,916 --> 00:24:15,208
‫آسمون صافه

306
00:24:16,833 --> 00:24:19,833
‫تشکری هم در کار نیست؛
‫صاف فرستادی‌مون تو دهنِ گرگ

307
00:24:21,416 --> 00:24:22,833
‫منتظرمون بودن

308
00:24:24,166 --> 00:24:25,516
‫کل بچه‌ها رو تار و مار کردن

309
00:24:27,166 --> 00:24:29,708
‫منتها من سنگر گرفتم و بعداً برگشتم

310
00:24:31,249 --> 00:24:32,833
‫محموله الان دستِ منه

311
00:24:33,333 --> 00:24:34,499
‫بچهه رو میگم

312
00:24:35,583 --> 00:24:38,424
‫ولی اگه می‌خوایدش،
‫باید با کل پول بیاید سر قرار

313
00:24:38,499 --> 00:24:39,708
‫سهم تک‌تک بچه‌ها

314
00:24:41,374 --> 00:24:44,041
‫همه‌ی همکارهام مُردن.
‫به کمتر از این رضایت نمیدم.

315
00:24:52,999 --> 00:24:54,799
‫اگه باور کنه، می…

316
00:24:56,333 --> 00:24:57,916
‫می‌ذارید برم دیگه، نه؟

317
00:25:00,791 --> 00:25:01,916
‫اگه جواب بده، آره

318
00:25:13,458 --> 00:25:15,917
‫« بی‌صبرانه مشتاقم ببینمت »

319
00:25:18,416 --> 00:25:21,041
‫باورش شد

320
00:25:22,958 --> 00:25:25,791
‫خدا رو صدهزار مرتبه شکر

321
00:25:26,087 --> 00:25:29,290
‫« …که روی کیرم بالا و پایین میشی »

322
00:25:37,374 --> 00:25:38,499
‫سر قول‌وقرارتون هستید دیگه؟

323
00:25:45,374 --> 00:25:47,216
‫شرمنده بابت کثیف‌کاری، جفری

324
00:25:47,291 --> 00:25:49,666
‫فدای سرتون، قربان.
‫خودم ردیفش می‌کنم.

325
00:25:58,083 --> 00:25:59,841
‫می‌دونم داغ‌داری، اِدی

326
00:25:59,916 --> 00:26:03,066
‫همین هم باعث شده نتونی درست فکر کنی

327
00:26:03,374 --> 00:26:06,224
‫تلاشت حکماً آب در هاون‌کوبیدنه

328
00:26:06,666 --> 00:26:08,083
‫نقشه‌ات چی بود؟

329
00:26:08,958 --> 00:26:10,267
‫اینکه یه تیم کارکشته از شبه‌نظامی‌های

330
00:26:10,291 --> 00:26:13,549
‫سابق ارتش رو بکشونی
‫تو دامی که خودت پهن کردی؟

331
00:26:13,624 --> 00:26:17,758
‫واقعاً فکر کردی این موش‌های جون‌سخت و هفت‌خط
‫گول یه تیکه پنیری رو

332
00:26:17,833 --> 00:26:21,083
‫می‌خورن که توی تابلوترین تله‌ی ممکن گذاشتی؟

333
00:26:22,374 --> 00:26:25,958
‫اون هم وقتی زیر نظر چهارتا دزد و
‫یه تک‌تیرانداز بازنشسته‌ست؟

334
00:26:26,458 --> 00:26:28,374
‫بهت حق میدم، ادی. جدی میگم

335
00:26:28,958 --> 00:26:30,374
‫ولی این نقشه از اولش هم شدنی نبود

336
00:26:31,499 --> 00:26:32,841
‫تازه، اگه پیداشون میشد هم،

337
00:26:32,916 --> 00:26:36,166
‫دستت رو می‌خوندن و
‫به سبک خودت عمل می‌کردن

338
00:26:39,958 --> 00:26:41,249
‫خب چی بشه؟

339
00:26:44,041 --> 00:26:46,841
‫خیابون‌های لندن رو
‫بکنی میدون جنگِ اوکراین؟

340
00:26:49,666 --> 00:26:53,049
‫فقط هیزم می‌ریزی پای آتیش ویرانگری که

341
00:26:53,124 --> 00:26:54,124
‫داره از درون می‌سوزونتت

342
00:26:58,541 --> 00:27:00,208
‫یکی باید بمیره، سوزی

343
00:27:00,708 --> 00:27:02,408
‫همین‌الانش هم ده نفرشون مُردن

344
00:27:09,499 --> 00:27:12,299
‫والا وقتی توی مأموریت قبلی
‫خشتکشون رو کشیدید رو سرشون،

345
00:27:12,374 --> 00:27:15,791
‫دیگه جرئت نمی‌کنن آفتابی بشن

346
00:27:16,541 --> 00:27:19,341
‫می‌دونم تشنه‌ی انتقامی،
‫خودم کمکت می‌کنم بهش برسی

347
00:27:19,416 --> 00:27:21,624
‫- منتها یه‌ذره صبر کن آروم بگیری
‫- خیلی‌خب

348
00:27:23,416 --> 00:27:24,708
‫بسه دیگه

349
00:27:33,791 --> 00:27:35,166
‫پیداشون می‌کنیم، ادی

350
00:27:38,458 --> 00:27:39,458
‫با همدیگه

351
00:27:44,041 --> 00:27:45,041
‫بریم

352
00:27:54,374 --> 00:27:57,208
‫چاکلز، اتفاقاً می‌خواستم بیام پیشت

353
00:27:58,916 --> 00:28:02,674
‫ادی، من و ننی می‌خوایم بریم ساندرینگهام

354
00:28:02,749 --> 00:28:04,666
‫هر چی خواهش و تمنا کردم نریم،

355
00:28:05,749 --> 00:28:07,041
‫زیر بار نرفت

356
00:28:10,624 --> 00:28:12,499
‫یکی دو هفته بیشتر نمی‌مونیم

357
00:28:16,499 --> 00:28:17,499
‫که این‌طور

358
00:28:19,749 --> 00:28:22,549
‫ته‌وتوش رو درآوردی
‫کی پشت این قضایاست؟

359
00:28:26,291 --> 00:28:27,291
‫نه هنوز

360
00:28:30,541 --> 00:28:32,441
‫بالاخره که پیداشون می‌کنی، نمی‌کنی؟

361
00:28:34,374 --> 00:28:35,374
‫اوهوم

362
00:28:37,083 --> 00:28:38,416
‫پیداشون که بکنی،

363
00:28:40,374 --> 00:28:41,708
‫حسابشون رو می‌ذاری کف دستشون؟

364
00:28:49,041 --> 00:28:50,208
‫بیا بغلم

365
00:28:55,124 --> 00:28:56,541
‫مراقب خودت باش

366
00:28:59,499 --> 00:29:01,166
‫مراقب پسرتعمیدی‌ام باش

367
00:29:03,374 --> 00:29:05,041
‫نه، جدی میگم، ادی

368
00:29:06,541 --> 00:29:07,874
‫این اوضاع…

369
00:29:08,916 --> 00:29:10,291
‫همه‌ش موقتیه

370
00:29:11,666 --> 00:29:12,999
‫برمی‌گردم

371
00:29:15,958 --> 00:29:17,333
‫ترسی هم ندارم

372
00:29:20,833 --> 00:29:22,124
‫تا تهش باهاتم

373
00:29:33,999 --> 00:29:37,416
‫دلم گرفت فهمیدم شارلی و ننی
‫دارن میرن ساندرینگهام

374
00:29:40,541 --> 00:29:43,958
‫البته بعد از اون‌همه بدبختی،
‫حق دارن یه‌کم رنگ آرامش و آسایش

375
00:29:45,458 --> 00:29:46,624
‫به خودشون ببینن

376
00:29:48,916 --> 00:29:50,383
‫وای، محوطه‌ش خیلی باصفاست

377
00:29:50,458 --> 00:29:54,666
‫خیلی باصفاست.
‫حتماً سر فرصت بریم بهشون سر بزنیم.

378
00:29:56,749 --> 00:29:59,249
‫- امروز فردی زنگ زد
‫- خب؟

379
00:29:59,749 --> 00:30:02,041
‫ماجرا رو براش تعریف کردم

380
00:30:02,541 --> 00:30:04,874
‫انگار خیلی حالش گرفته شد

381
00:30:08,666 --> 00:30:09,666
‫چی؟

382
00:30:10,208 --> 00:30:11,833
‫- چی گفتی؟
‫- چی؟

383
00:30:12,416 --> 00:30:15,333
‫گفتم خیلی حالش گرفته شد

384
00:30:18,624 --> 00:30:19,749
‫واسه چی زنگ زده بود؟

385
00:30:20,624 --> 00:30:21,944
‫سالی یک‌بار هم خبرمون رو نمی‌گرفت

386
00:30:23,083 --> 00:30:24,674
‫راستش، قضیه یه‌ذره عجیب‌غریبه

387
00:30:24,749 --> 00:30:27,424
‫می‌گفت خواب بدی دیده و
‫زنگ زده ببینه

388
00:30:27,499 --> 00:30:30,049
‫بلایی سر تارکوین اومده یا نه

389
00:30:30,124 --> 00:30:31,124
‫چی گفت؟

390
00:30:33,916 --> 00:30:37,833
‫همین دیگه، خوابش زیادی از حد طبیعی بوده

391
00:30:39,874 --> 00:30:42,374
‫زنگ زد ببینه همه حالشون خوبه یا نه

392
00:30:44,083 --> 00:30:45,583
‫تو هم گفتی حالمون خوبه؟

393
00:30:47,041 --> 00:30:49,749
‫- آره
‫- دقیق بگو ببینم چی گفتی

394
00:30:50,333 --> 00:30:52,674
‫گفتم یه اتفاقاتی افتاد،
‫ولی حال همه‌مون خوبه

395
00:30:52,749 --> 00:30:54,508
‫البته، به غیر از بلا

396
00:30:54,583 --> 00:30:56,841
‫موبه‎مو بگو ببینم چی گفتی بهش، مادر

397
00:30:56,916 --> 00:31:00,291
‫گفتی تارکوین صحیح و سالمه؟

398
00:31:01,749 --> 00:31:03,041
‫آره، گفتم

399
00:31:10,166 --> 00:31:11,208
‫عروسی کجاست؟

400
00:31:11,749 --> 00:31:13,133
‫دریاچه‌ی ماجوره

401
00:31:13,208 --> 00:31:15,008
‫به‌به، چه عالی! ماه‌عسل چی؟

402
00:31:15,083 --> 00:31:16,924
‫دریاچه‌های شمال مرز

403
00:31:16,999 --> 00:31:19,541
‫بلا گیر داده حتماً با هواپیمای آب‌نشین بریم

404
00:31:20,124 --> 00:31:22,291
‫کُنتس پرنده‌ی ایتالیایی

405
00:31:32,333 --> 00:31:33,499
‫اینو آویزه‌ی گوشِت کن

406
00:31:34,708 --> 00:31:37,583
‫عیسو درنهایت یعقوب رو بخشید، ادوارد

407
00:31:38,083 --> 00:31:40,958
‫منتها قبلش مجبور شد
‫با فرشته‌ی پروردگار بجنگه

408
00:31:52,833 --> 00:31:55,758
‫«تا به کِی در خواب غفلتی،
‫ای بنده‌ی تن‌پرور؟»

409
00:31:55,833 --> 00:31:58,549
‫«کِی از این خواب گران برمی‌خیزی؟»

410
00:31:58,624 --> 00:32:05,258
‫«دمی خواب و دمی رخوت و
‫اندکی آسودگی برای خفتن.»

411
00:32:05,333 --> 00:32:09,008
‫«آن‌گاه، فقر و فلاکت چون مسافری
‫در پی‌ات خواهد تاخت.»

412
00:32:09,083 --> 00:32:10,958
‫«و بینوایی‌ات همچون مردی زره‌پوش.»

413
00:32:11,958 --> 00:32:13,124
‫کار فردی بود

414
00:32:14,458 --> 00:32:16,874
‫جدی فکر می‎کنی همچین وحشی‌گری‌ای ازش برمیاد؟

415
00:32:19,041 --> 00:32:20,458
‫تنهایی که نه

416
00:32:22,583 --> 00:32:25,216
‫«انسان خبیث، زبانش به کفر و تباهی می‌چرخد.»

417
00:32:25,291 --> 00:32:28,549
‫«چشمک مکرآلود می‌زند،
‫زیر پا فتنه پهن می‌کند و

418
00:32:28,624 --> 00:32:30,049
‫با انگشتانش بذر تباهی می‌پاشد.»

419
00:32:30,124 --> 00:32:32,383
‫«پیوسته در اندیشه‌ی فتنه‌گری‌ست،

420
00:32:32,458 --> 00:32:35,008
‫لاجرم به‌ناگاه غضب بر وی آوار گردد.»

421
00:32:35,083 --> 00:32:37,633
‫«به آنی درهم خواهد شکست و
‫دگر علاجی وی را نیست.»

422
00:32:37,708 --> 00:32:41,008
‫از این لجن‌زار گناه توبه آرید، ای برادران

423
00:32:41,083 --> 00:32:43,633
‫تا فیض و برکات بی‌منتهای آفریدگار،

424
00:32:43,708 --> 00:32:45,758
‫آن قادر متعال، نصیب‌تان گردد.

425
00:32:45,833 --> 00:32:48,666
‫آمین

426
00:32:50,083 --> 00:32:51,083
‫مکسی

427
00:32:54,874 --> 00:32:55,874
‫خیلی‌خب

428
00:32:56,416 --> 00:32:59,924
‫یکی از کله‌گنده‌های تولیدکننده‌ی پرو
‫خواسته باهامون بشینه پای میز

429
00:32:59,999 --> 00:33:02,924
‫فردا میاد انگلیس و
‫می‌خواد باهامون قرار بذاره

430
00:33:02,999 --> 00:33:04,424
‫منظورت از کله‌گنده چیه؟

431
00:33:04,499 --> 00:33:07,299
‫منظورم در حد و اندازه‌ی کارلوس وارگاسه

432
00:33:07,374 --> 00:33:10,341
‫«آن‌گاه کلام پروردگار بر من نازل گشت و
‫چنین فرمود…»

433
00:33:10,416 --> 00:33:13,008
‫کارلوس وارگاس چی می‌خواد ازمون؟

434
00:33:13,083 --> 00:33:15,091
‫میگن تعریفت رو زیاد شنیده

435
00:33:15,166 --> 00:33:17,216
‫آمارش رو درآوردیم،
‫خودِ خودشه

436
00:33:17,291 --> 00:33:18,749
‫«آیا به قضاوت‌شان برمی‌خیزی؟»

437
00:33:19,791 --> 00:33:21,511
‫«آیا بر این شهرِ غرقِ در خون
‫داوری خواهی کرد؟»

438
00:33:22,624 --> 00:33:23,874
‫هماهنگ کن، ارول

439
00:33:24,666 --> 00:33:26,374
‫اما جانب احتیاط رو رعایت کن

440
00:33:27,624 --> 00:33:29,833
‫«امید که فتح و نصرت نصیب ما گردد.»

441
00:33:34,611 --> 00:33:39,694
‫« انبار گمرکی فرودگاه هیترو »

442
00:34:02,291 --> 00:34:03,333
‫از این‌طرف

443
00:34:07,374 --> 00:34:08,749
‫مشکوک می‌زنه

444
00:34:10,708 --> 00:34:12,041
‫عجیب مشکوکه

445
00:34:39,083 --> 00:34:41,416
‫فقط شما دوتا بیاید.
‫بقیه همین‌جا بمونن.

446
00:35:04,416 --> 00:35:09,083
‫آقای وارگاس، ورودتون به خاک انگلیس رو
‫خیرمقدم عرض می‌کنم

447
00:35:09,791 --> 00:35:12,624
‫مشتاق دیدار، آقای دیکسون

448
00:35:14,333 --> 00:35:18,049
‫حقیقتاً الان توی خاک انگلیس نیستیم

449
00:35:18,124 --> 00:35:20,508
‫اینجا انبار امانیِ گمرکه

450
00:35:20,583 --> 00:35:22,674
‫یه منطقه‌ی بی‌طرف

451
00:35:22,749 --> 00:35:26,583
‫چون میشه هر کالایی رو بدونِ دادنِ
‫یه قرون عوارضی اینجا انبار کرد

452
00:35:27,249 --> 00:35:28,708
‫حالا هر جنسی

453
00:35:29,291 --> 00:35:30,758
‫لابد کاربردهای خاص خودش رو داره

454
00:35:30,833 --> 00:35:32,249
‫صددرصد همین‌طوره

455
00:35:32,958 --> 00:35:35,624
‫ممنونم که تا اینجا اومدید دیدنم

456
00:35:36,124 --> 00:35:38,174
‫کسب‌وکار پُرمخاطره‌ایه؛

457
00:35:38,249 --> 00:35:40,883
‫توی این عرصه‌ی پُر از درنده،

458
00:35:40,958 --> 00:35:43,466
‫واجبه که آدم قیافه‌ی صاحب نام رو
‫از نزدیک ببینه

459
00:35:43,541 --> 00:35:46,749
‫وصف کارکشتگی‌هاتون به
‫گوشم رسیده، آقای وارگاس

460
00:35:50,416 --> 00:35:53,424
‫من هم داستان‌هایی راجع‌بهت شنیدم، جان

461
00:35:53,499 --> 00:35:55,416
‫که اتفاقاً بعضی‌هاشون
‫به مذاق آدمی خوش نمیان

462
00:35:59,583 --> 00:36:01,208
‫مثلاً…

463
00:36:03,916 --> 00:36:05,499
‫مثلاً چی؟

464
00:36:07,291 --> 00:36:11,008
‫سقوط هواپیماها، مرگ زن‌ها،

465
00:36:11,083 --> 00:36:14,166
‫ربودن یه بچه‌ی یک‌ساله

466
00:36:20,166 --> 00:36:23,041
‫خُرده‌حسابی با ما دارید، آقای کون‌گاس؟

467
00:36:29,791 --> 00:36:30,874
‫بله

468
00:36:32,291 --> 00:36:33,666
‫یه مشکل اساسی

469
00:37:21,333 --> 00:37:23,999
‫- ممنون، آقای وارگاس
‫- خواهش می‌کنم

470
00:37:24,499 --> 00:37:27,883
‫ادی، داداش، سوءتفاهم بزرگی پیش ‌اومده

471
00:37:27,958 --> 00:37:29,924
‫- لطفاً بشین، ارول
‫- ببین، ادی

472
00:37:29,999 --> 00:37:32,333
‫نمی‌دونم چی توی گوشِت خوندن، اما…

473
00:37:36,666 --> 00:37:38,083
‫من که گفتم بتمرگ

474
00:37:41,166 --> 00:37:45,066
‫پس، من و کارلوس تنهات می‌ذاریم.
‫امر دیگه‌ای نیست؟

475
00:37:45,791 --> 00:37:46,791
‫ممنون

476
00:37:53,791 --> 00:37:57,833
‫دفعه‌ی اولم نیست که جلوی چشمم
‫یه برادر به خاک و خون می‌افته

477
00:37:58,833 --> 00:38:00,374
‫چرا این کار رو کردی، جان؟

478
00:38:04,499 --> 00:38:07,041
‫حکایت یعقوب و عیسو رو شنیدی؟

479
00:38:08,166 --> 00:38:12,174
‫یعقوب حق برادر بزرگه‌ش رو خورد،
‫درست مثل تو که برادرم رو ازم گرفتی

480
00:38:12,249 --> 00:38:15,499
‫این چرندیات به دردم نمی‌خوره،
‫بگو ببینم چرا زنم رو کشتی؟

481
00:38:16,124 --> 00:38:18,791
‫یعقوب قبل از اینکه
‫به سرنوشت مقدرش نائل بشه،

482
00:38:19,291 --> 00:38:22,966
‫مجبور شد با فرشته‌ی خدا کُشتی بگیره

483
00:38:23,041 --> 00:38:24,874
‫تو فرشته‌ی خدا نیستی

484
00:38:25,374 --> 00:38:29,083
‫یه موادفروش دوزاریِ اهل لیورپولی که
‫خیال کردی پیغمبری چیزی‌ای

485
00:38:30,083 --> 00:38:31,383
‫سخت دراشتباهی

486
00:38:32,208 --> 00:38:35,299
‫من فقط احکام الهی رو اجرا می‌کردم،
‫با کسی پدرکشتگی نداشتم

487
00:38:35,374 --> 00:38:37,708
‫به‌نظر من که شدیداً باهام پدرکشتگی داشتی

488
00:38:39,916 --> 00:38:43,541
‫مسئله اینه که من هم یه برادر داشتم،

489
00:38:44,666 --> 00:38:45,916
‫ولی داغش به دلم موند

490
00:38:47,666 --> 00:38:49,791
‫اون‌وقت مشیت الهی
‫فردی رو گذاشت سر راهم

491
00:38:50,499 --> 00:38:53,291
‫تا تسلایی باشه برای اونچه که
‫به ستم ازم گرفته شد

492
00:38:54,874 --> 00:38:59,333
‫بعد نوبت به من رسید که پشتِ فردی دربیام
‫تا به چیزی که ازش دزدیده بودید برسه

493
00:39:03,749 --> 00:39:05,341
‫پس، داستان از این قراره

494
00:39:05,416 --> 00:39:08,624
‫عمارت و لقب دوک

495
00:39:09,624 --> 00:39:11,374
‫به‌علاوه‌ی امپراتوریِ مخدر

496
00:39:12,791 --> 00:39:14,124
‫اون بچه چه گناهی کرده بود؟

497
00:39:15,749 --> 00:39:17,541
‫اصلاً با اون بچه کاری نداشتیم

498
00:39:18,166 --> 00:39:21,166
‫فقط می‌خواستیم مطمئن بشیم که
‫این املاک و ارثیه بهش نمی‌رسه

499
00:39:21,416 --> 00:39:25,124
‫دو نفر از اعضای کلیسای ما
‫اخیراً بچه‌شون رو از دست داده بودن،

500
00:39:25,624 --> 00:39:28,299
‫شیطان رجیم بچه رو
‫از دامنشون دزدیده بود

501
00:39:28,374 --> 00:39:31,799
‫کانون پُر از مِهر و محبتی
‫برای این طفل فراهم می‌کردن،

502
00:39:31,874 --> 00:39:35,091
‫به‌دور از نزاع تلخ و خونینِ تو و برادرت

503
00:39:35,166 --> 00:39:38,133
‫هیچ اختلافی بین ما نبود.
‫برادرم معتاده.

504
00:39:38,208 --> 00:39:39,883
‫مغزش معیوبه

505
00:39:39,958 --> 00:39:43,333
‫اتفاقاً چشم و گوشش از تو بازتره، ادی

506
00:39:43,874 --> 00:39:45,749
‫سیر تا پیاز قضیه رو گذاشت کف دستم

507
00:39:46,249 --> 00:39:47,924
‫همه‌ش حق اون بود، نه تو

508
00:39:47,999 --> 00:39:49,458
‫منظورت از حقِ اون،

509
00:39:50,208 --> 00:39:51,208
‫حق خودته

510
00:39:51,708 --> 00:39:52,958
‫منظورم از حقِ اون،

511
00:39:53,749 --> 00:39:55,083
‫حقِ اونه

512
00:39:58,041 --> 00:40:02,133
‫تو خودت هم معتادی، جان،
‫منتها نئشگیت جوری معیوبت کرده که

513
00:40:02,208 --> 00:40:04,749
‫خیال برت داشته 
‫مجری اوامر خالق این دنیای مسخره‌ای

514
00:40:06,958 --> 00:40:10,083
‫به قلبت رجوع کن، ادی

515
00:40:11,666 --> 00:40:14,374
‫میشه گفت قضا و قَدَر الهی نبوده؟!

516
00:40:16,791 --> 00:40:18,624
‫می‌خوای بدونی تهِ قلبم چیه؟

517
00:40:20,958 --> 00:40:22,374
‫مطمئنی پشیمون نمیشی؟

518
00:40:49,333 --> 00:40:50,916
‫- سلام، ادی
‫- ممنون

519
00:40:51,416 --> 00:40:52,416
‫تموم شد؟

520
00:40:54,624 --> 00:40:55,624
‫نه هنوز

521
00:40:56,124 --> 00:40:58,224
‫اگه می‌خوای، از اینجا به بعدش رو
‫بسپار به بچه‌های ما

522
00:40:58,541 --> 00:41:01,508
‫اینکه دست خودت آلوده نشه،
‫منفعت‌های خودش رو داره

523
00:41:01,583 --> 00:41:04,249
‫نه، به روش خودم تمومش می‌کنم

524
00:41:12,624 --> 00:41:15,091
‫ای پروردگاری که برای هر امری
‫در زیر این آسمان،

525
00:41:15,166 --> 00:41:17,374
‫موعدی مقرر فرموده‌ای،

526
00:41:17,958 --> 00:41:22,583
‫بگذار به درگاهت استغاثه کنیم
‫برای آن‌که دلش را سیاهی فرا گرفته و

527
00:41:23,249 --> 00:41:27,874
‫او را به وادی مصالحه بکشان،
‫همان‌گونه که یعقوب و عیسو را پیوند دادی

528
00:41:36,124 --> 00:41:39,249
‫عزیزدلم، خوب گوش کن،
‫چون دیگه حرفم رو تکرار نمی‌کنم

529
00:41:39,833 --> 00:41:43,833
‫فردی هر خبطی هم ازش سر زده باشه،
‫باز هم از گوشت و خونِ توئه

530
00:41:44,708 --> 00:41:48,458
‫می‌دونم… طفلک… سست‌عنصره

531
00:41:49,208 --> 00:41:50,749
‫همین‌طوری بار اومده

532
00:41:52,083 --> 00:41:54,874
‫خداشاهده نمی‌تونم ببینم دست به کاری زدی که
‫برات پشیمونی به بار آورده

533
00:41:59,416 --> 00:42:01,083
‫قربونت برم من

534
00:42:12,166 --> 00:42:14,374
‫می‌دونم چه عذابی کشیدی

535
00:42:15,666 --> 00:42:18,041
‫جونم به جونت بنده

536
00:42:20,166 --> 00:42:22,208
‫ولی الان سر یه دوراهیِ سرنوشت‌سازی

537
00:42:22,791 --> 00:42:27,749
‫یه‌طرفِ این جاده،
‫شرف و هویت و دار و ندارت رو از دست میدی

538
00:42:28,499 --> 00:42:30,291
‫تسلیت میگم، برادر نازنینم

539
00:42:32,083 --> 00:42:35,958
‫اما طرف دیگه‌ی جاده،
‫خانواده‌ات رو حفظ می‌کنی

540
00:42:36,874 --> 00:42:38,749
‫انتخابت کدومه، ادی؟ هوم؟

541
00:42:39,249 --> 00:42:40,416
‫انتقام؟

542
00:42:41,208 --> 00:42:42,333
‫یا بخشش؟

543
00:42:44,458 --> 00:42:46,666
‫- بریم یه فنجون چایی بخوریم؟
‫- نه، نه

544
00:42:47,708 --> 00:42:51,499
‫ترجیح میدم یه قدمی بزنیم.
‫یه‌کم کله‌مون باد بخوره.

545
00:42:52,041 --> 00:42:54,924
‫- کاری رو می‌کنم که لازمه
‫- نه

546
00:42:54,999 --> 00:42:57,508
‫من مادرتم و تو هم باید
‫مسیر حق رو در پیش بگیری

547
00:42:57,583 --> 00:42:58,958
‫کدوم حق؟

548
00:43:00,541 --> 00:43:04,624
‫جداً توقع داری از کاری که کرده بگذرم؟

549
00:43:05,749 --> 00:43:07,424
‫نمی‌دونم. اینجا بهم بد نگذشته

550
00:43:07,499 --> 00:43:09,999
‫کل این مِلک و املاک قدیم‌ها
‫مال عموی شاه جرج چهارم بوده

551
00:43:15,416 --> 00:43:17,124
‫دیگه نمی‌شناسمت، ادی

552
00:43:27,249 --> 00:43:28,249
‫روبه‌راهی؟

553
00:43:32,374 --> 00:43:34,249
‫می‌دونم چیکار کردی، فردی

554
00:43:38,333 --> 00:43:39,333
‫نه

555
00:43:40,208 --> 00:43:42,674
‫چیکار کردم مگه؟
‫منظورت… منظورت چیه؟

556
00:43:42,749 --> 00:43:45,333
‫می‌دونم چیکار کردی

557
00:43:45,833 --> 00:43:47,383
‫ادی، قبلاً هم همچین بساطی داشتیم

558
00:43:47,458 --> 00:43:50,299
‫هر چی که هست،
‫به جون خودم این دفعه کارِ من نبوده

559
00:43:50,374 --> 00:43:52,383
‫من همه‌ش همین‌جا بودم.
‫اصلاً جایی نرفتم.

560
00:43:52,458 --> 00:43:55,091
‫می‌دونم قبلاً برادر بی‌خاصیتی بودم،

561
00:43:55,166 --> 00:43:57,208
‫ولی حالا هر چی… چی شده آخه؟
‫چی شده؟

562
00:44:01,083 --> 00:44:02,291
‫ادوارد، من…

563
00:44:03,208 --> 00:44:04,416
‫مادرسگ!

564
00:44:06,458 --> 00:44:08,208
‫نکن تو رو خدا، ادی!

565
00:44:11,833 --> 00:44:12,924
‫زنم!

566
00:44:12,999 --> 00:44:14,833
‫زنم، بی‌ناموس!

567
00:44:16,458 --> 00:44:17,758
‫سگ توش!

568
00:44:17,833 --> 00:44:19,758
‫پا شو، بی‌شرف! پا شو!

569
00:44:19,833 --> 00:44:21,624
‫تف بهت!

570
00:44:27,958 --> 00:44:30,333
‫حالم ازت به هم می‌خوره!

571
00:44:35,583 --> 00:44:36,466
‫بی‌ناموس!

572
00:44:36,541 --> 00:44:38,541
‫زنم!

573
00:44:43,999 --> 00:44:45,549
‫بلند شو، تنِ لش!

574
00:44:45,624 --> 00:44:46,924
‫بس کن، ادوارد!

575
00:44:46,999 --> 00:44:49,174
‫بیا اینجا! پا شو!

576
00:44:49,249 --> 00:44:50,174
‫بیا اینجا!

577
00:44:50,249 --> 00:44:52,333
‫بیا! گم‌شو بیا!

578
00:45:11,749 --> 00:45:13,666
‫نه، نه، نه، نه

579
00:45:17,999 --> 00:45:20,424
‫خدایا، به دادم برس. تو رو خدا.
‫خواهش می‌کنم.

580
00:45:20,499 --> 00:45:24,091
‫من نمی‌خوام بمیرم، ادی.
‫نمی‌خوام. دلم نمی‌خواد بمیرم.

581
00:45:24,166 --> 00:45:25,999
‫یه نفر باید بمیره، فردی

582
00:45:27,124 --> 00:45:28,174
‫یکی باید بمیره

583
00:45:28,249 --> 00:45:32,541
‫نه، تو رو خدا، من نمی‌خوام بمیرم.
‫دلم نمی‌خواد بمیرم!

584
00:45:50,749 --> 00:45:51,674
‫- وای، نه
‫- بجنب

585
00:45:51,749 --> 00:45:52,749
‫نه

586
00:46:01,333 --> 00:46:02,999
‫وای!

587
00:46:04,458 --> 00:46:06,791
‫نه، نه، نه، نه

588
00:46:51,724 --> 00:47:01,724
▷ Instagram: @AliAkbar.1999
▷ Telegram: @IRedSub

589
00:47:01,749 --> 00:47:02,999
‫حالا شدی پسرِ خوب، فردی

590
00:47:03,023 --> 00:47:13,011
« ترجمه از علی اکبر دوست‌ دار و نهـال »
<font color="#00ffff">.:: Ali99 & iredprincess ::.</font>

591
00:47:13,035 --> 00:47:23,023
آدرس دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی
@DigiMoviez

592
00:47:23,047 --> 00:47:33,047
ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی‌موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

